مراحل حرمت شراب

(تغییرمسیر از حرمت خمر و حد آن)
سؤال

حرمت خمر و حد خمر در کدام آیه و سوره از قرآن آمده؟

اسلام به جهت مراعات اصول روانی و اجتماعی، شراب را به‌صورت تدریجی و در چهار مرحله حرام دانست. هر یک از این چهار مرحله به صورت آیات نازل شدند و در سوره‌های مختلفی از قرآن وجود دارند. شرابخواری، در زمان جاهلیت فوق‌العاده رواج داشته است. اسلام می‌خواست با رعایت اصول روانی و اجتماعی با عمل، مبارزه کند.[۱] تحریم شراب در چهار مرحله انجام شده است:

مرحله اول: ﴿وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ و از ميوه درختان خرما و انگور، باده مستی‌بخش و خوراكى نيكو براى خود مى‌گيريد. قطعاً در اين [ها] براى مردمى كه تعقل می‌كنند نشانه‏‌اى است.(نحل:۶۷)

مفسران معتقدند آیه دلالت بر زشتی نوشیدن شراب دارد؛ زیرا شراب را در مقابل رزق نیک قرار داده، تا بفهماند شراب، رزق نیکو نیست.[۲]

مرحله دوم: ﴿یَسْأَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا؛ در باره شراب و قمار، از تو می‌‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهى بزرگ، و سودهايى براى مردم است، و گناهشان از سودشان بزرگتر است.»(بقره:۲۱۹)

کلمه «اثم» به هر کاری گفته می‌شود که انسان را از رسیدن به نیکی‌ها و کمالات باز می‌دارد. وجود «اثم کبیر» در شراب و قمار، دلیل بر تأثیر منفی این دو در رسیدن به تقوا و کمالات معنوی و انسانی دارد.[۳]

مرحله سوم: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَه وَأَنتُمْ سُکارَی؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید(نساء:۴۳)

در این آیه خداوند نماز خواندن در حالت مستی را ممنوع اعلام کرده است.

مرحله چهارم: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ.؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعی بخت آزمایی)، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید!.(مائده:۹۰)

این آیه، فرمان قاطع برای اجتناب از شراب و آخرین مرحله تحریم شراب را بیان می‌کند.[۴]

منابع

  1. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۷۰.
  2. طباطبائی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۴۲۰.
  3. تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱۹.
  4. تفسیر نمونه، ج۵، ص۷۲.