پرش به محتوا

مراحل حرمت شراب

(تغییرمسیر از حرمت خمر و حد آن)
سؤال

دیدگاه اسلام درباره نوشیدن شراب چیست؟ چه مجازاتی دارد؟

شراب‌خواری یکی از گناهان کبیره است و قرآن شراب‌خواری را کاری پلید و از عمل شیطان دانسته است که برای رستگاری باید از آن اجتناب نمود. در روایات با تعابیر مختلف، این عمل نهی شده است. گفته می‌شود شراب در چهار مرحله و به تدریج با نازل شدن این آیات حرام شده است: مرحله اول) سوره نحل، آیه۶۷. مرحله دوم) سوره بقره، آیه۲۱۹. مرحله سوم) سوره نساء، آیه۴۳. مرحله چهارم) سوره مائده، آیه۹۰.

همان‌گونه که در قرآن آمده، شراب دارای منافع و مضراتی است، اما ضررهای آن از نفع‌هایش به مراتب بیشتر است.

حد شراب در قرآن بيان نشده، زيرا اهداف کلان و کلي را دنبال مي‌نمايد. اما در روايات، حد آن ۸۰ ضربه تازيانه آمده است.

درگاه‌ها


مراحل حرمت شراب در قرآن

مرحله اول

شرابخواری و می‌گساری قبل از ظهور اسلام یعنی در زمان جاهلیت فوق‌العاده رواج داشت و به صورت یک بلای عمومی درآمده بود، تا آن‌جا که بعضی از مورخان می‌گویند عشق عرب جاهلی در سه چیز خلاصه می‌شد: شعر، شراب و جنگ.[۱]

روشن است که اگر اسلام می‌خواست بدون رعایت اصول روانی و اجتماعی با این بلای بزرگ عمومی به مبارزه برخیزد ممکن نبود، از این‌رو از روش تحریم تدریجی و آماده ساختن افکار و اذهان برای ریشه کن کردن می‌گساری که به صورت یک عادت ثانوی در رگ و پوست آنها نفوذ کرده بود، استفاده کرد، به این ترتیب که نخست در بعضی از سوره‌های مکی اشاراتی به زشتی این کار نمود،[۲] چنان‌که در آیه ۶۷ سوره نحل می‌خوانیم: ﴿وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً؛ از میوه‌های درخت نخل و انگور، مسکرات و روزی‌های پاکیزه فراهم می‌کنید﴾

«سکر» گرچه در لغت معانی مختلفی دارد، ولی در آیه ۶۷ سوره نحل به معنای مسکرات و مشروبات الکلی است، و معنای مشهور آن همین است. قرآن در این آیه هرگز اجازه شراب‌سازی از خرما و انگور نداده‌است، بلکه با توجه به این‌که مسکرات را در مقابل رزق حسن قرار داده اشاره کوتاهی به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است، بنا بر این نیاز به این نداریم که بگوییم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشاره‌ای به حلال بودن آن است، بلکه به عکس، آیه، اشاره به حرام بودن آن می‌کند و شاید اولین اخطار در زمینه تحریم خمر باشد.[۳]

مرحله دوم

عادت زشت شراب‌خوری ریشه‌دارتر از آن‌بود که با این اشاره‌ها ریشه‌کن شود، به علاوه شراب بخشی از درآمدهای اقتصادی آنها را نیز تأمین می‌کرد؛ هنگامی‌که مسلمانان به مدینه مهاجرت کردند و نخستین حکومت اسلامی تشکیل شد، دومین دستور در زمینه منع شراب‌خواری به صورت قاطع‌تری نازل گشت تا افکار را برای تحریم نهایی آماده‌تر سازد: ﴿یسْئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکبَرُ مِنْ نَفْعِهِما؛ ای پیغمبر از تو از حکم شراب و قمار می‌پرسند، بگو: در این دو کار گناه بزرگی است و سودهایی برای مردم، ولی زیان گناه آن دو بیش از منفعت آن‌ها است﴾(بقره:۲۱۹) در این آیه ضمن اشاره به منافع اقتصادی مشروبات الکلی برای بعضی از جوامع همانند جامعه جاهلیت، اهمیت خطرات و زیان‌های بزرگ آن را که از منافع اقتصادی آن بیشتر است، یادآوری می‌شود.[۴]

مرحل سوم

خداوند به مسلمانان صریحاً دستور می‌دهد که در حال مستی هرگز نماز نخوانند تا بدانند با خدای خود چه می‌گویند:﴿یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ؛ ای کسـانی که ایمان آورده‌اید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گوییـد﴾(نسا:۴۳) مفهوم این آیه آن نیست که در غیر حال نماز، نوشیدن شراب مجاز بود، بلکه برنامه همان برنامه تحریم تدریجی و مرحله به مرحله بود.[۵]

مرحله چهارم

در این مرحله دستور نهایی با صراحت کامل و بیان قاطع نازل که حتی بهانه‌جویان نیز نتوانند به آن ایراد گیرند نازل گردد:﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعی بخت آزمایی پلید) از عمل شیطان است، از آن‌ها دوری کنید تا رستگار شوید﴾(مائده:۹۰)

در این آیه با تعبیرات گوناگون ممنوعیت شراب‌خواری مورد تأکید قرار گرفته تا جایی که شراب‌خواری در ردیف بت‌پرستی، قمار و ازلام و از اعمال شیطانی و پلید قلمداد شده است. «انصاب» بت‌هایی که شکل مخصوصی نداشتند و تنها قطعه سنگی بودند و قرار گرفتن شراب و قمار هم ردیف آن، نشان‌گر خطر بسیار زیاد شراب و قمار است.[۶]

حرمت شراب در روایات

  • پیامبر(ص) فرمود: «لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ غَارِسَهَا وَ شَارِبَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْه؛ خداوند شراب را لعنت کرده است؛ و [نیز] تولیدکننده‌اش، و کاشتننده‌اش، و نوشنده‌اش، و ساقی‌اش [آن که به دیگری می‌نوشاند]، و فروشنده‌اش، و خریدارش، و خورنده بهایش [کسی که پول آن را می‌خورد]، و حمل‌کننده‌اش، و آن که به‌سوی او حمل می‌شود.»»[۷]
  • در این حدیث، لعن و نفرین خدا بر تمام کسانی اعلام شده که به‌نحوی در زنجیره تولید، توزیع، خرید، فروش، حمل و مصرف شراب نقش دارند.
  • امام صادق(ع) فرمود: «لَا تُجَالِسُوا شُرَّابَ‏ الْخَمْرِ فَإِنَّ اللَّعْنَةَ إِذَا نَزَلَتْ عَمَّتْ مَنْ فِي الْمَجْلِسِ؛ با شراب‌خواران همنشین نشوید، زیرا هنگامی‌که لعنت خدا فرود آید همه کسانی را که در مجلس هستند فرا می‌گیرد.»[۸]
  • رسول خدا(ص) فرمود: «ولایَـنالُ شَـفاعَتی مَـنْ شَـرِبَ المُـسْکِرَ، لایَـرِدُ عَـلیَّ الْـحَوْضَ لاوَاللّهِ؛ شفاعت من به کسی که مست کننده (شراب) می‌نوشد نمی رسد، به خدا سوگند او بر من در حوض کوثر وارد نمی‌شود.»[۹]

حد شراب

حد شراب در قرآن نیامده است، قرآن کلیات را بیان کرده و تبیین را به عهده رسول خدا گذاشته است.[۱۰] [۱۱]در روایات اسلامی حد شراب ۸۰ ضربه تازیانه است.[۱۲] [۱۳]

  • حدّ شراب‌خواری هشتاد ضربه شلاق است که بر پشت، دو کتف و بقیه بدن شخص شراب‌خوار زده می‌شود و از زدن به سر، صورت و شرمگاه او خودداری می‌گردد.[۱۴]
  • شراب‌خوار مرد باشد یا زن با شرایط زیر حد می‌خورد: بالغ؛ عاقل؛ با اختیار خودش شراب بنوشد؛ به حرمت شراب‌خواری آگاه باشد. مضطر به نوشیدن شراب نباشد.[۱۵]
  • کیفیت اجرای حد شراب‌خوار این است که مرد را به حالت ایستاده و بدون لباس(به استثنای عورتین)، تازیانه می‌زنند. زن را به‌صورت نشسته و با لباس‌هایش تازیانه می‌زنند.[۱۶]


منابع

  1. ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۵. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص۷۰.
  2. ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۵. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص۷۰.
  3. ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۱۱. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص۲۹۰.
  4. ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۳. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص۳۹۶.
  5. ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. ج۵. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص۷۱.
  6. ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۱). تفسیر نمونه. ج۵. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص۷۲.
  7. ↑ صدوق، محمد بن علی (۱۳۷۶). الامالی. تهران: کتابچی. ص۴۲۴.
  8. ↑ صدوق، محمد بن علی (۱۴۱۳). من لا يحضره الفقيه. ج۴. قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏. ص۵۷.
  9. ↑ حرّ عاملی، محمد بن الحسن. وسائل الشیعه. ج۲۵. قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏. ص۳۲۸.
  10. ↑ سوره نحل، آیه۴۶.
  11. ↑ سوره نحل، آیه۶۴.
  12. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی. ج۷. تهران: دار الکتب الاسلامیه. ص۲۱۴.
  13. ↑ صدوق، محمد بن علی (۱۴۱۳). من لایحضره الفقیه. ج۴. قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏. ص۵۵.
  14. ↑ موسوی خمینی، سید روح الله. تحریر الوسیله. ج۲. ص۴۸۰.
  15. ↑ موسوی خمینی، سید روح الله. تحریر الوسیله. ج۲. ص۴۷۸.
  16. ↑ موسوی خمینی، سید روح الله. تحریر الوسیله. ج۲. ص۴۸۰.