سلام
سلام در احوال پرسی کردن به چه معنی است؟
سلام به معنی عافیت، درود، صلح، دعا، امنیت و ... آمدهاست. سلام در قرآن ۴۲ بار تکرار شده و معانی مختلفی از جمله تسلیم شدن، نام خداوند، اطمینان خاطر، درود گفتن بر یکدیگر و دعای اهل بهشت از آن اراده شدهاست.
واژهشناسی
معانی مختلفی برای سلام وجود دارد:
- سخن خالی از شر و لغو
- عافیت، درود، صلح، دعا برای احترام به از دست رفتگان، نامی از نامهای خدا، تسلیم، بهشت، امان.[۱]
- سلامتی و پیراستگی از آفتهای ظاهری و باطنی.[۲]
- سلامت، اینکه مردم میگویند: «السلام علیکم» به این معنی که: از جانب خدا، سلامت بر شما ارزانی باد. با سلام، از خدا درخواست میکنیم تا فرد سلام شونده را از عیب و نقص حفظ کرده و به سلامت بدارد.[۳]
- امنیت: سلام در معنا نزدیک با امن است با این فرق که امن عبارت است از خالی بودن مکان از هرچه مایه ترس است اما سلام یعنی محل طوری باشد که هر چه آدم در آن میبیند موافق طبعش باشد.[۴]
کاربردهای سلام در قرآن کریم
کلمه «سلام» در ۴۲ آیه از قرآن کریم آمده و در هر جا معنای متفاوتی دارد:
- تسلیم شدن: ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛ همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.﴾(احزاب:۵۶)
- نام خداوند: ﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ؛ اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص، ایمنی بخش، چیره و مسلط، شکست ناپذیر، جبران کننده، شایسته بزرگی و عظمت است﴾(حشر:۲۳) چون خدا بندههایش را از مهلکهها و سختیها نجات داده و به سلامت عبور میدهد.
سلام یکی از نامهای خداوند است و چون او از هر عیب ونقص و فنا و نابودی مبری و پاک است؛ لذا خداوند عین سلام است و سلام از ناحیه اوست و به سوی او برمی گردد.
- اطمینان خاطر و بشارت: ﴿قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ ۚ؛ گفته شد: ای نوح! با سلام و برکاتی از سوی ما بر تو و امت هایی که با تواند [از کشتی] فرود آی﴾(هود:۴۸) خداوند به نوح و همراهانش اطمینان خاطر و بشارت سلامتی از عذاب را میدهد که از کشتی فرود آیید با سلامتی؛ که از سیل و طوفان نجات یافتهاید.
- درود گفتن بر یکدیگر: اینکه ما به همدیگر سلام میکنیم و میگوییم «سلامٌ علیکم» این سلام یعنی برای طرف مقابل اعلان امنیت و صلح میکنیم؛ آیاتی که در آنها واژه سلام به این معنا به کار برده شده است عبارتند از:
- در هنگام مواجهه افراد با یکدیگر: ﴿وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَىٰ قَالُوا سَلَامًا ۖ قَالَ سَلَامٌ ۖ؛ و به راستی فرستادگان ما ابراهیم را مژده آورده، سلام گفتند، او هم گفت: سلام [بر شما]﴾(هود:۶۹)
- در هنگام ورود به خانه و محفل دیگران: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَىٰ أَهْلِهَا ۚ؛ ای اهل ایمان! به خانه هایی غیر از خانههای خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید﴾(نور:۲۷)
- برخورد پیامبر با مؤمنان: ﴿وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۖ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۖو هرگاه کسانیکه به آیات ما ایمان میآورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرّر کردهاست﴾(انعام:۵۴)
در همه این موارد سلام نوعی احساس ایمنی، سلامت و آرامش روحی در مخاطب پدید میآورد و به این مفهوم است که خطری از ناحیه سلام کننده متوجه او نیست؛ مخصوصاً در آیه ۲۷ سوره نور که پیش از دستور به سلام کردن در هنگام ورود به خانه، عبارت «تَسْتَأْنِسُوا» به معنای آشنایی دادن و اعلام انس کردن بیان شدهاست.
سلام متداول که از آداب مورد تأکید اسلامی است به معنای درخواست سلامتی و عافیت است و به این معنا است که فردی که مورد سلام من واقع شده از ناحیه من در سلامت و امنیت است و من با او دشمنی و خصومتی ندارم. در واقع سلامکننده به نشانه وجود پیوند آشتی و امنیت فراگیر میان خود و او، واژه دلنشین سلام و درود را سر میدهد.
- تحیت: از سلام در برخی آیات به تحیت تعبیر شدهاست:
﴿وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ۗ؛ و هنگامیکه به شما درود گویند، شما درودی نیکوتر از آن، یا همانندش را پاسخ دهید﴾(نساء:۸۶)
تحیت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کردن است خواه این دعا به صورت سلام علیک (خداوند تو را به سلامت دارد) یا (خداوند تو را زنده بدارد) یا مانند آن، باشد ولی معمولاً از این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد بهوسیله سخن، با یکدیگر میکنند شامل میشود که روشنترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.
سلام تحیت بزرگ اسلامی است تا آنجا که میدانیم تمام اقوام جهان هنگامیکه به هم میرسند برای اظهار محبت به یکدیگر نوعی تحیت دارند که گاهی جنبه لفظی دارد و گاهی به صورت عملی است که رمز تحیت میباشد، در اسلام نیز سلام یکی از روشنترین تحیتها است و از آیات قرآن نیز استفاده میشود که سلام یک نوع تحیت است: ﴿فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً ۚ؛ و چون به خانهاى داخل شويد بر يكديگر سلام كنيد. اين تحيتى است مبارك و پاكيزه از جانب خدا.﴾(نور:۶۱)
در این آیه سلام به عنوان تحیت الهی که هم مبارک است و هم پاکیزه معرفی شدهاست و ضمناً میتوان از آن استفاده کرد که معنی سلام علیکم در اصل سلام اللَّه علیکم است، یعنی درود پروردگار بر تو باد، یا خداوند تو را به سلامت دارد و در امن و امان باشی به همین جهت سلام کردن یک نوع اعلام دوستی و صلح و ترک مخاصمه و جنگ محسوب میشود.
از پارهای از آیات قرآن نیز استفاده میشود که تحیت اهل بهشت نیز سلام است:
- ﴿أُولَٰئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا؛ اینانند که به خاطر صبری که [در برابر حوادث و اجرای تکالیف الهی] از خود نشان دادند با [برترین] مکانها [ی بهشت] پاداششان می دهند، و در آن با درود و سلامی [از سوی خدا و فرشتگان] روبرو می شوند﴾(فرقان:۷۵)
- ﴿دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ ۚ؛ [آغازِ] نیایششان در آنجا [این است که]: خدایا! از هر عیب و نقصی منزّهی، و درود خدا در آنجا به آنان عطا کردن سلامتی کامل است﴾(یونس:۱۰)
- سخن خدا: سلام از طرف خدا و سخن خداست: ﴿سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ؛ با سلام [ی پرارزش و سلامت بخش] که گفتاری از پروردگاری مهربان است.﴾(یونس:۸۵) و در چندین آیه خداوند به پیامبران سلام نمودهاست.[۵]
منابع
- ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، محقق / مصحح: مير دامادى، جمال الدين، بیروت، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، 1414 ق، ج 12، 295.
- ↑ راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، محقق / مصحح: داوودى، صفوان عدنان، بیروت، دار القلم- الدار الشامية، چاپ اول، 1412 ق، ذیل واژه سلم، 421 و 422.
- ↑ فراهيدى، خليل بن أحمد، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409 ق، ذیل واژه سلم، ج 7، ص 265.
- ↑ طباطبايى، سیدمحمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، 1390 ه. ق، ذیل آیه ۹۱ سوره نساء، ج 5، ص 31.
- ↑ رک: صافات/ ۷۹؛ ۱۰۹؛ ۱۲۰؛ ۱۳۰؛ ۱۸۱.
