پرش به محتوا

إن مع العسر یسرا: تفاوت میان نسخه‌ها

A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۸: خط ۴۸:


</ref>
</ref>
== آیات مرتبط ==
آیه ۴ طلاق: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا
آیه ۷ طلاق:‌سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا
== تیتر ==
شكيبايى يكى از مهم‌ترين و كارآمدترين فضايل اخلاقى، كليد موفقيت انسان در امور مادى و معنوى، و نيز دنيوى و اخروى است. پس هر انسان خردمندى حتى اگر مؤمن هم نباشد، بايد براى موفقيت دنيايى خويش، با برنامه‌ريزى، تعيين هدف و تلاش خردمندانه براى رسيدن به آن، در سختى‌ها شكيبا باشد تا تلخى سختى‌ها به شيرينىِ نيل به مقصود بينجامد و كام او را شيرين سازد؛ و آن كه قلب خود را با نور ايمان منور ساخته نيز براى نيل به سعادت ابدى چاره‌اى جز شكيبايى در برابر دستورات شرعى و اخلاقى دين ندارد و تنها پس از هموار كردن رنج و سختى‌هاى اطاعت و بندگى، به گنج سعادت بى‌پايان اخروى نائل خواهد آمد.<ref>سبحانى‌نيا، محمد تقي، قرآن، كتاب اخلاق، قم، دار الحديث‌، بی‌تا، ص۱۱۷.</ref>


== مطالعه بیشتر ==
== مطالعه بیشتر ==

نسخهٔ ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۵:۳۵

سؤال
تفسیر آیه «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» چیست؟
إن مع العسر یسرا
إن مع العسر یسرا
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» آیه ۵ و ۶ سوره شرح به خط محمد اوزچای.
مشخصات آیه
واقع در سورهشرح
شماره آیه۵ و ۶
جزء۳۰
اطلاعات محتوایی
مکان نزولمکه


متن و ترجمه آیه

تفسیر

رسول اکرم(ص) در این مورد فرمودند: «لَنْ يَغْلِبَ عُسْرٌ يُسْرَيْنِ فَإِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً، إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً؛ هرگز يك عسر، غالب بر دو يسر نشود»[۱]؛ پس «عُسر» میان دو «یُسر» است: گشایش در دنیا یا ثواب در آخرت.[۲] در این رابطه رسول اکرم(ص) فرمودند: «وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ وَ أَنَ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ وَ أَنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً؛ بدان كه با صبر پيروزی و با غم و اندوه خوشحالی و گشايش است و با سختي‌ها آسانی است، همانا با سختی‌ها آسانی است».[۳]

تیتر

این تکرار نشان می دهد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سختی و مشقت و مشقت بوده است.[۴]

كلبى گويد يعنى با فقر و بينوايى توانگرى و توسعه خواهد بود. و بعضى گفته‏اند: يعنى باشد تيكه تو در آنى از مزاحمت مشركين و اذيّت آنان آسانى و راحتى و آسايش خواهد بود به اينكه خدا تو را بر آنها غلبه دهد تا اينكه اطاعت كنند حقى را كه براى ايشان آوردى از روى ميل و رغبت يا از روى كراهت و ناراحتى، سپس تكرار فرمود اين مطلب را، و فرمود (فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً) با هر سختى و ناراحتى آسايش و آسانى خواهد بود، عطاء از ابن عبّاس روايت كرد كه گفت خداوند متعال ميفرمايد من يك ناراحتى و شدّت خلق كردم و دو راحتى و آسايش، پس هرگز سختى بر راحتى شدّت بر رفاهيّت غلبه نكند.[۵]

مشكلات و سختيها به اين صورت باقى نمى‏ماند، كارشكنيهاى دشمنان براى هميشه ادامه نخواهد يافت، و محروميتهاى مادى و مشكلات اقتصادى و فقر مسلمين به همين صورت ادامه نمى‏يابد. آن كس كه تحمل مشكلات كند، و در برابر طوفانها ايستادگى به خرج دهد روزى ميوه شيرين آن را مى‏چشد، روزى كه فرياد دشمنان خاموش، كارشكنيها بى رنگ، جاده‏هاى پيشرفت و تكامل صاف، و پيمودن مسير حق آسان خواهد شد.

گرچه بعضى از مفسران اين آيات را اشاره به فقر مالى عمومى مسلمانان در آغاز ظهور اسلام شمرده‏اند، ولى گستردگى مفهوم آيات همه مشكلات را شامل مى‏شود، اين دو آيه به صورتى مطرح شده كه اختصاص به شخص پيامبر اكرم ص و زمان آن حضرت نيز ندارد و بلكه به صورت يك قاعده كلى و به عنوان تعليلى بر مباحث سابق مطرح است، و به همه انسانهاى مؤمن مخلص و تلاشگر نويد مى‏دهد كه هميشه در كنار سختيها آسانيها است، حتى تعبير به" بعد" نمى‏كند بلكه تعبير به" مع" كه نشانه همراهى است مى‏كند.[۶]

المیزان

رسالتى كه خداى تعالى بر آن جناب تحميل كرده، و دستور داد مردم را به سوى آن دعوت كند سنگين‏ترين بارى است كه بر يك بشر تحميل شود، و معلوم است كه با قبول اين مسئوليت كار بر آن جناب دشوار شده، و همچنين تكذيبى كه قومش نسبت به دعوتش نموده و استخفافى كه به آن جناب كردند، و اصرارى كه در محو نام او مى‏ورزيدند، همه براى آن جناب دشوارى روى دشوارى بوده، و خداى تعالى در آيه قبلى فرمود: ما اين دشوارى‏ها را از دوش تو برداشتيم، و معلوم است كه اين عمل خداى تعالى مانند همه اعمالش بر طبق سنتى بوده كه در عالم به جريان انداخته، و آن اين است كه هميشه بعد از هر دشوارى سهولتى پديد مى‏آورد، و به همين جهت مطلب دو آيه قبل را تعليل كرده به اينكه اگر از تو وضع وزر كرديم، و اگر نامت را بلند ساختيم، براى اين بود كه سنت ما بر اين جارى شده كه بعد از عسر، يسر بفرستيم، و بنا بر اين احتمال لام در كلمه" العسر" لام جنس خواهد بود، نه لام استغراق،

مى‏خواهد بفرمايد جنس عسر اين طور است كه به دنبالش يسر مى‏آيد، نه تمامى فرد فرد عسرها، و بعيد هم نيست كه يسر يا عسر از مصاديق سنتى ديگر باشد، و آن سنت تحول حوادث و تقلب احوال و بى دوامى همه شؤون زندگى دنيا است. و از زمخشرى حكايت شده كه در كشاف گفته: حرف" فاء" در جمله‏" فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ ..." فاى فصيحه است، و زمينه كلام زمينه تسليت دادن و دلخوش كردن رسول خدا (ص) به وسيله وعده‏اى جميل است. وى مى‏گويد: مشركين رسول خدا (ص) و مؤمنين را سرزنش مى‏كردند به اينكه مردمى فقيرند، چيزى از مال دنيا ندارند، به حدى اين زخم زبان اوج گرفت كه به دل شريف آن حضرت افتاد كه نكند اسلام نياوردن مردم و تحقيرشان از مؤمنين به خاطر همين تهى دستى مؤمنين است، و خداى تعالى براى دفع اين احتمال نعمت‏هاى بزرگى را كه به آن جناب ارزانى داشته بود به رخش كشيد، آن گاه اضافه كرد:" فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً".[۷]

آیات مرتبط

آیه ۴ طلاق: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا

آیه ۷ طلاق:‌سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا

تیتر

شكيبايى يكى از مهم‌ترين و كارآمدترين فضايل اخلاقى، كليد موفقيت انسان در امور مادى و معنوى، و نيز دنيوى و اخروى است. پس هر انسان خردمندى حتى اگر مؤمن هم نباشد، بايد براى موفقيت دنيايى خويش، با برنامه‌ريزى، تعيين هدف و تلاش خردمندانه براى رسيدن به آن، در سختى‌ها شكيبا باشد تا تلخى سختى‌ها به شيرينىِ نيل به مقصود بينجامد و كام او را شيرين سازد؛ و آن كه قلب خود را با نور ايمان منور ساخته نيز براى نيل به سعادت ابدى چاره‌اى جز شكيبايى در برابر دستورات شرعى و اخلاقى دين ندارد و تنها پس از هموار كردن رنج و سختى‌هاى اطاعت و بندگى، به گنج سعادت بى‌پايان اخروى نائل خواهد آمد.[۸]

مطالعه بیشتر

منابع

  1. ↑ عروسی حویزی، عبد علی، نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۶۰۴.
  2. ↑ طبرسی، فضل، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۷۷۱.
  3. ↑ ابن بابویه، محمد، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۴۱۳.
  4. ↑ سيد قطب، في ظلال القران، بيروت- القاهرة، دار الشروق، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۳۹۳۰.
  5. ↑ طبرسى، فضل بن حسن‏، تفسير مجمع البيان، ترجمه حسین نورهمدانی و دیگران، تهران، فراهانی، ج۲۷، ص۱۵۸.
  6. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، ۱۳۷۱ش، ج۲۷، ص۱۲۸.
  7. ↑ طباطبايى، محمدحسين‏، تفسير الميزان، ترجمه محمدباقر موسوی، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه، ۱۳۷۴ش، ج۲۰، ص۵۳۳.
  8. ↑ سبحانى‌نيا، محمد تقي، قرآن، كتاب اخلاق، قم، دار الحديث‌، بی‌تا، ص۱۱۷.