پرش به محتوا

گردن زدن کافران در آیه ۴ سوره محمد: تفاوت میان نسخه‌ها

Rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:


{{سوال}}
{{سوال}}
مراد از «گردن زدن کافران» در آیه ۴ سوره محمد چیست؟‌ در عصر کنونی باید چگونه با کافران برخورد کرد؟
مراد از «گردن زدن کافران» در آیه ۴ سوره محمد چیست؟‌ در عصر کنونی باید چگونه با کافران برخورد کرد؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
آیه ۴ [[سوره محمد]]، در روش برخورد با [[مشرکان]] در [[جنگ]]، دستور داده هنگام روبه‌رو شدن با [[کافر|کافران]]، گردن آنان زده شود. مراد از {{متن عربی|لَقیتُم|ترجمه=روبه‌رو شدن با کافران}}، رویارویی در صحنه جنگ، و عبارت {{متن عربی|فَضَرْبُ الرِّقاب|ترجمه=گردن زدن}} کنایه از قتل است؛ بنابراین مراد از رویارویی و گردن زدن، جنگیدن و کشتن در میدان جنگ است.
آیه ۴ سوره محمد، در روش برخورد با مشرکان در [[جنگ]]، دستور داده هنگام روبه‌رو شدن با [[کافر|کافران]]، گردن آنان زده شود. عبارت {{قرآن|فَضَرْبَ الرِّقَابِ|ترجمه=گردن زدن}}کنایه از قتل است؛ بنابراین مراد از رویارویی و گردن زدن، جنگیدن و کشتن در میدان جنگ است.


در ادامه آیه، دستور داده شده تا زمانی به جنگ ادامه دهید که نبرد پایان یابد و پس از جنگ، اسیران را آزاد کنید یا اینکه از آنان [[فدیه]] گرفته و سپس آزادشان کنید؛ بنابراین قتل بعد از جنگ به‌طور کلی منتفی شده است.
در ادامه آیه، دستور داده شده تا زمانی به جنگ ادامه دهید که نبرد پایان یابد و پس از جنگ، اسیران را آزاد کنید یا این‌که از آنان [[فدیه]] گرفته و سپس آزادشان کنید؛ بنابراین قتل بعد از جنگ به‌طور کلی منتفی شده‌است.


== متن آیه ==
== متن آیه ۴ سوره محمد ==
{{قرآن بزرگ|فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتی إِذَا أَثخْنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتی تَضَعَ الحْرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِک وَ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنهْمْ وَ لَکن لِّیَبْلُوَاْ بَعْضَکم بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ؛
{{قرآن بزرگ|فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتی إِذَا أَثخْنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتی تَضَعَ الحْرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِک وَ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنهْمْ وَ لَکن لِّیَبْلُوَاْ بَعْضَکم بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ؛
| ترجمه = و هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردن‌هایشان را بزنید، (و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت] بگیرید؛ (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آری) برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی‌برد!
| سوره = محمد
| سوره = محمد
| آیه = ۴
| آیه = ۴
| ترجمه = و هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردن‌های‌شان را بزنید، (و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت] بگیرید؛ (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آری) برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمال‌شان را از بین نمی‌برد!
}}
}}


== شأن نزول آیه ==
== شأن نزول آیه ۴ سوره محمد ==
بر اساس روایتی که [[جلال‌الدین سیوطی]]، عالم [[اهل سنت|سنی‌مذهب]] قرن نهم قمری ذکره کرده،‌ عبارت {{قرآن|وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ}} درباره [[اصحاب رسول خدا(ص)|اصحابی]] نازل شده که در [[جنگ احد]] به [[شهادت]] رسیدند.<ref>سیوطی، جلال الدین عبدالرحمان، الدر المنثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی، ج۶، ص۴۶.</ref>  
برخی از مفسران گفته‌اند که {{قرآن|وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ}} درباره [[اصحاب رسول خدا(ص)|اصحابی]] نازل شده که در [[جنگ احد]] به [[شهادت]] رسیدند.<ref>طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1412 ه. ق‏، ج26، ص۲۸.</ref> <ref>سیوطی، جلال الدین عبدالرحمان، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، 1404 ه. ق‏، ج۶، ص48.</ref> اما آیه عام است و شامل شهدای جنگ بدر، احد و دیگر میدان‌های جنگی می‌شود.<ref>سمرقندى، نصر بن محمد، تفسير السمرقندى المسمى بحر العلوم‏، محقق: عمروى، عمر، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، 1416 ه. ق‏، ج۳، ص۲۹۸.</ref> <ref>حقى برسوى، اسماعيل بن مصطفى، تفسير روح البيان، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، بی‌تا، ج۸، ص۵۰۰.</ref> این آیه در صدد بیان یک قاعده کلی است؛<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان في تفسیر القرآن، ترجمه: موسوی همدانی، سید محمد باقر، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، 1374 ش، ج۱۸، ص۳۴۴.</ref> در همه عصرها که جنگی میان کافران و مسلمانان اتفاق بیفتد، این آیه مصداق دارد.
 
البته به نظر [[علامه طباطبایی]]، مفسر شیعه (درگذشت ۱۳۶۰ش)، این آیه عام است و در صدد بیان یک قاعده کلی است؛<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، محمد باقر، قم، جامعه مدرسین، ج۱۸، ص۳۴۴.</ref> بنابراین، تا [[روز قیامت]] و در همه عصرها که جنگی میان کافران و مسلمانان اتفاق بیفتد، این آیه مصداق دارد.
 
== شیوه برخورد با کافران در جنگ ==
== شیوه برخورد با کافران در جنگ ==
عبارت {{متن عربی|فَضَرْبُ الرِّقاب|ترجمه=گردن زدن}} کنایه از قتل دانسته شده،<ref>واحدی، علی بن احمد، الوجیز في تفسیر الکتاب العزیز، به تحقیق صفوان عدنان داوودی، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۵ق، ج۲، </ref> و چون گردن زدن روشن‌ترین مصداق قتل بوده، اینگونه تعبیر شده است و هدف این است، که دشمن از پای درآید.
قرآن دستور بر گردن‌زدن کفار در حال جنگ دارد و گردن زدن كنايه از قتل است،<ref>واحدی، علی بن احمد، الوجیز في تفسیر الکتاب العزیز، به تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت، دار القلم‏، چاپ اول، 1415 ه. ق‏، ج۲، ص 1001. </ref> هدف آیه، شکست و درهم‌کوبیدن مقاومت دشمن در میدان نبرد است و اشاره به «گردن زدن» بیانگر یکی از روشن‌ترین مصادیق شدت در مبارزه است؛ بنابراین، این حکم به شرایط جنگ و رویارویی مستقیم با دشمن مربوط می‌شود و به معنای کشتن کافران در هر مکان و شرایطی نیست.
 
واژه «لقاء» گاه به معنای هر گونه ملاقات و گاه به معنای روبرو شدن در میدان جنگ به‌کار می‌رود و در [[قرآن]]، به در هر دو معنی به کار رفته است. بر اساس شواهدی که در آیه ۴ سوره محمد است، مراد از عبارت {{متن عربی|لَقیتُم|ترجمه=روبه‌رو شدن با کافران}} در این آیه، رویارویی در صحنه جنگ است. سخن گفتن از رفتار با [[اسیر|اسیران]]، واژه {{متن عربی|حَرْب|ترجمه=جنگ}} و عبارت {{متن عربی|وَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فی سَبِیلِ اللَّه|ترجمه=و کسانی که در راه خدا کشته شدند}} برخی از این شواهدند.
 
عبارت {{عربی|حَتَّی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها}} یعنی به قتل کافران تا زمانی که جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، ادامه دهید. بارهای سنگین جنگ، کنایه از سلاح‌هایی است که جنگجویان به همراه دارند؛ بنابراین تا زمانی که کافران سلاح‌های خود را بر زمین نگذاشته‌اند، جنگ پایان نخواهد یافت.  


در میدان جنگ، رویارویی قاطع با دشمن برای حفظ جان و توان نیروهای خودی ضروری است. این مبارزه باید تا زمانی ادامه یابد که مقاومت دشمن درهم شکسته شود. همچنین آیه بر یک دستور حساب‌شده جنگی تأکید دارد: پیش از تضعیف کامل توان رزمی دشمن، نباید به اسیر گرفتن پرداخت؛ زیرا این کار ممکن است موجب کاهش تمرکز و تزلزل موقعیت نیروهای درگیر شود.<ref name=":0">مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۳۹۸.</ref>
== اسیر گرفتن پس از پایان جنگ ==
== اسیر گرفتن پس از پایان جنگ ==
عبارت {{عربی|إِذَا أَثخْنتُمُوهُمْ|ترجمه=زمانی که با سختی و صلابت با آنها برخورد کردید}}، زمان اسیر گرفتن را مشخص کرده است. این عبارت را به معنای پیروزی و غلبه آشکار و تسلط کامل بر دشمن دانسته‌اند.<ref>در «لسان العرب» از ابن الاعرابی نقل می‌کند که اثخن اذا غلب و قهر.</ref>
پیش از درهم شکستن مقاومت دشمن، نباید به اسیر گرفتن پرداخت؛ زیرا رسیدگی به اسیران ممکن است نیروها را از وظیفه اصلی خود بازدارد و موقعیت آنان را در جنگ تضعیف کند.<ref name=":0" /> جمله {{قرآن|حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ|ترجمه=تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد؛ در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد.|سوره=محمد|آیه=۴}} این قسمت یک دستور برای بعد از جنگ است که باید افراد زنده دستگیر شده و محکم بسته شوند تا فرصت ضربه زدن به مسلمانان را نداشته باشند.<ref>طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲۶، ص۲۶.</ref> یا فرار نکنند.<ref>طبرانى، سليمان بن احمد، التفسير الكبير: تفسير القرآن العظيم، اردن - اربد، دار الكتاب الثقافي، چاپ اول، ۲۰۰۸ م، ج۶، ص۲۹.</ref> <ref>مغنيه، محمدجواد، تفسير الكاشف، ترجمه: موسی دانش، قم، بوستان كتاب، چاپ اول، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۱۰۸.</ref>
 
این بخش از آیه، دستوری جنگی است که پیش از درهم شکستن قطعی مقاومت دشمن، نباید اقدام به گرفتن اسیر کرد؛ چراکه پرداختن به امر اسیران، ممکن است مسلمانان را از وظیفه اصلی خود باز داشته و سبب تزلزل موقعیت آنها در جنگ شود.  


جمله {{عربی|فَشُدُّواْ الْوَثَاق|ترجمه=اسیران را محکم ببندید}}‌ اشاره به محکم‌کاری در بستن اسیران دارد؛ زیرا ممکن است اسیر از فرصت استفاده کرده و ضربه‌ای به مسلمانان وارد سازد.
== حکم آزادسازی اسیران ==
حاکم اسلامی بعد از پایان جنگ باید در مورد اسیران تصمیم‌گیری کند و قرآن در این باره چند حکم نسبت به اسیران داده‌است:


=== حکم آزادسازی اسیران ===
* آزاد کردن بدون گرفتن چیزی: {{قرآن|فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ|ترجمه=يا بر آنان منّت گذاريد (و آزادشان كنيد)}}
در ادامه آیه حکم اسیران جنگی، بیان شده است که بعد از پایان جنگ باید در مورد آن‌ها تصمیم‌گیری شود؛ یا بر آن‌ها منت گذاشته و بدون عوض آزاد شوند، یا از آن‌ها فدیه و عوض گرفته و آزاد شوند.
* گرفتن چیزی برای آزاد کردن: {{قرآن|وَ إِمَّا فِداءً|ترجمه=يا در برابر آزادى از آنان فديه [غرامت‏] بگيريد.}} گرفتن چیزی یعنی فداء، چند قسم است: یک) تبادل اسرا که دشمنان اسيران مسلمانان را رها كنند و  مسلمانان نیز اسرای آن‌ها را آزاد کنند. دو) در مقابل آزادی اسرا مالى بدهند و رها شوند و کسی حق کشتن آن‌ها را ندارد.<ref>طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، اسلام، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش، ج۱۲، ص۱۶۷.</ref><ref>قرشى بنابى، على‏اكبر، تفسير احسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، مركز چاپ و نشر، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۱۷۹.</ref>


بنابراین‌ کشتن اسیر جنگی پس از پایان جنگ جایز نیست؛ بلکه رهبر مسلمانان بر اساس مصالحی که در نظر می‌گیرد، آن‌ها را گاه بدون عوض، گاه با عوض، آزاد می‌سازد. در مورد عوض گفته شده است که از توانایی‌های اسیر نیز استفاده شود؛ برای نمونه برای تدریس به فرزندان [[مسلم|مسلمانان]] از او استفاده شود.
بنابراین‌ کشتن اسیر جنگی پس از پایان جنگ جایز نیست؛ بلکه رهبر مسلمانان بر اساس مصالحی که در نظر می‌گیرد، آن‌ها را گاه بدون عوض، گاه با عوض، آزاد می‌سازد.


== جنگ محل آزمون الهی ==
== جنگ محل آزمون الهی ==
در فراز {{عربی|وَ لکنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکمْ بِبَعْض|ترجمه=اما خدا می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید}}، فلسفه جنگ بین حق و باطل بیان شده است. در این گونه پیکارها، مؤمنان واقعی از کسانی که در دل ایمان ندارند شناخته می‌شوند. استعدادها شکوفا و نیروی استقامت زنده شده و هدف اصلی زندگی دنیا که آزمودگی و پرورش قدرت ایمان است، تأمین می‌شود.
آزمایش یکی از فلسفه‌های اصلی جنگ و از مهم‌ترین عرصه‌های رویارویی حق و باطل است. در این پیکارها، مؤمنان واقعی از مدعیان ایمان شناخته می‌شوند، استعدادها شکوفا و روحیه استقامت تقویت می‌گردد. خداوند با فرمان جهاد، مؤمنان را می‌آزماید تا ایمان و توانایی‌های آنان پرورش یابد. اگر مؤمنان در برابر ظلم و ستم کنار می‌نشستند و خداوند هر بار با نیروی غیبی دشمنان را نابود می‌کرد، جامعه‌ای سست، خمود و ناتوان شکل می‌گرفت که از ایمان و اسلام تنها نامی باقی می‌ماند.<ref>مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۴۰۲.</ref> قرآن روی این نکته تاکید کرده است:  {{قرآن|وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ|ترجمه=و اگر خدا مى‏‌خواست خودش آنها را مجازات مى‏‌كرد، اما مى‌‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد.|سوره=محمد|آیه=۴}}
 
در آیه قبل از این آیه نیز آمده است که هدف از پیکار حق و باطل، خالص شدن مؤمنان و نابودی کافران است.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۵: خط ۶۶:
[[رده:آیات قرآن]]
[[رده:آیات قرآن]]
[[رده:خشونت در اسلام]]
[[رده:خشونت در اسلام]]
{{#seo:
|title=تفسیر آیه ۴ سوره محمد درباره گردن زدن کافران - آیا قرآن کشتن کفار را تجویز کرده است؟ - ویکی پاسخ
|title_mode=Replaced Title
|keywords=آیه ۴ سوره محمد
|description=آیه ۴ سوره محمد درباره گردن زدن کافران در میدان جنگ نازل شد و مفسران آن را در چارچوب احکام جهاد و رفتار با اسیران توضیح داده‌اند.
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۴


سؤال

مراد از «گردن زدن کافران» در آیه ۴ سوره محمد چیست؟‌ در عصر کنونی باید چگونه با کافران برخورد کرد؟


آیه ۴ سوره محمد، در روش برخورد با مشرکان در جنگ، دستور داده هنگام روبه‌رو شدن با کافران، گردن آنان زده شود. عبارت ﴿فَضَرْبَ الرِّقَابِ؛ گردن زدن﴾کنایه از قتل است؛ بنابراین مراد از رویارویی و گردن زدن، جنگیدن و کشتن در میدان جنگ است.

در ادامه آیه، دستور داده شده تا زمانی به جنگ ادامه دهید که نبرد پایان یابد و پس از جنگ، اسیران را آزاد کنید یا این‌که از آنان فدیه گرفته و سپس آزادشان کنید؛ بنابراین قتل بعد از جنگ به‌طور کلی منتفی شده‌است.

متن آیه ۴ سوره محمد

شأن نزول آیه ۴ سوره محمد

برخی از مفسران گفته‌اند که ﴿وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ﴾ درباره اصحابی نازل شده که در جنگ احد به شهادت رسیدند.[۱] [۲] اما آیه عام است و شامل شهدای جنگ بدر، احد و دیگر میدان‌های جنگی می‌شود.[۳] [۴] این آیه در صدد بیان یک قاعده کلی است؛[۵] در همه عصرها که جنگی میان کافران و مسلمانان اتفاق بیفتد، این آیه مصداق دارد.

شیوه برخورد با کافران در جنگ

قرآن دستور بر گردن‌زدن کفار در حال جنگ دارد و گردن زدن كنايه از قتل است،[۶] هدف آیه، شکست و درهم‌کوبیدن مقاومت دشمن در میدان نبرد است و اشاره به «گردن زدن» بیانگر یکی از روشن‌ترین مصادیق شدت در مبارزه است؛ بنابراین، این حکم به شرایط جنگ و رویارویی مستقیم با دشمن مربوط می‌شود و به معنای کشتن کافران در هر مکان و شرایطی نیست.

در میدان جنگ، رویارویی قاطع با دشمن برای حفظ جان و توان نیروهای خودی ضروری است. این مبارزه باید تا زمانی ادامه یابد که مقاومت دشمن درهم شکسته شود. همچنین آیه بر یک دستور حساب‌شده جنگی تأکید دارد: پیش از تضعیف کامل توان رزمی دشمن، نباید به اسیر گرفتن پرداخت؛ زیرا این کار ممکن است موجب کاهش تمرکز و تزلزل موقعیت نیروهای درگیر شود.[۷]

اسیر گرفتن پس از پایان جنگ

پیش از درهم شکستن مقاومت دشمن، نباید به اسیر گرفتن پرداخت؛ زیرا رسیدگی به اسیران ممکن است نیروها را از وظیفه اصلی خود بازدارد و موقعیت آنان را در جنگ تضعیف کند.[۷] جمله ﴿حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ؛ تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد؛ در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد.﴾(محمد:۴) این قسمت یک دستور برای بعد از جنگ است که باید افراد زنده دستگیر شده و محکم بسته شوند تا فرصت ضربه زدن به مسلمانان را نداشته باشند.[۸] یا فرار نکنند.[۹] [۱۰]

حکم آزادسازی اسیران

حاکم اسلامی بعد از پایان جنگ باید در مورد اسیران تصمیم‌گیری کند و قرآن در این باره چند حکم نسبت به اسیران داده‌است:

  • آزاد کردن بدون گرفتن چیزی: ﴿فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ؛ يا بر آنان منّت گذاريد (و آزادشان كنيد)﴾
  • گرفتن چیزی برای آزاد کردن: ﴿وَ إِمَّا فِداءً؛ يا در برابر آزادى از آنان فديه [غرامت‏] بگيريد.﴾ گرفتن چیزی یعنی فداء، چند قسم است: یک) تبادل اسرا که دشمنان اسيران مسلمانان را رها كنند و مسلمانان نیز اسرای آن‌ها را آزاد کنند. دو) در مقابل آزادی اسرا مالى بدهند و رها شوند و کسی حق کشتن آن‌ها را ندارد.[۱۱][۱۲]

بنابراین‌ کشتن اسیر جنگی پس از پایان جنگ جایز نیست؛ بلکه رهبر مسلمانان بر اساس مصالحی که در نظر می‌گیرد، آن‌ها را گاه بدون عوض، گاه با عوض، آزاد می‌سازد.

جنگ محل آزمون الهی

آزمایش یکی از فلسفه‌های اصلی جنگ و از مهم‌ترین عرصه‌های رویارویی حق و باطل است. در این پیکارها، مؤمنان واقعی از مدعیان ایمان شناخته می‌شوند، استعدادها شکوفا و روحیه استقامت تقویت می‌گردد. خداوند با فرمان جهاد، مؤمنان را می‌آزماید تا ایمان و توانایی‌های آنان پرورش یابد. اگر مؤمنان در برابر ظلم و ستم کنار می‌نشستند و خداوند هر بار با نیروی غیبی دشمنان را نابود می‌کرد، جامعه‌ای سست، خمود و ناتوان شکل می‌گرفت که از ایمان و اسلام تنها نامی باقی می‌ماند.[۱۳] قرآن روی این نکته تاکید کرده است: ﴿وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ؛ و اگر خدا مى‏‌خواست خودش آنها را مجازات مى‏‌كرد، اما مى‌‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد.﴾(محمد:۴)

منابع

  1. ↑ طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1412 ه. ق‏، ج26، ص۲۸.
  2. ↑ سیوطی، جلال الدین عبدالرحمان، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، 1404 ه. ق‏، ج۶، ص48.
  3. ↑ سمرقندى، نصر بن محمد، تفسير السمرقندى المسمى بحر العلوم‏، محقق: عمروى، عمر، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، 1416 ه. ق‏، ج۳، ص۲۹۸.
  4. ↑ حقى برسوى، اسماعيل بن مصطفى، تفسير روح البيان، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، بی‌تا، ج۸، ص۵۰۰.
  5. ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان في تفسیر القرآن، ترجمه: موسوی همدانی، سید محمد باقر، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم، 1374 ش، ج۱۸، ص۳۴۴.
  6. ↑ واحدی، علی بن احمد، الوجیز في تفسیر الکتاب العزیز، به تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت، دار القلم‏، چاپ اول، 1415 ه. ق‏، ج۲، ص 1001.
  7. ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۳۹۸.
  8. ↑ طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲۶، ص۲۶.
  9. ↑ طبرانى، سليمان بن احمد، التفسير الكبير: تفسير القرآن العظيم، اردن - اربد، دار الكتاب الثقافي، چاپ اول، ۲۰۰۸ م، ج۶، ص۲۹.
  10. ↑ مغنيه، محمدجواد، تفسير الكاشف، ترجمه: موسی دانش، قم، بوستان كتاب، چاپ اول، ۱۳۷۸ش، ج۷، ص۱۰۸.
  11. ↑ طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، اسلام، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش، ج۱۲، ص۱۶۷.
  12. ↑ قرشى بنابى، على‏اكبر، تفسير احسن الحديث، تهران، بنياد بعثت، مركز چاپ و نشر، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۱۷۹.
  13. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۴۰۲.