پرش به محتوا

انفاق از دیدگاه شهید مطهری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۵: خط ۵:


{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
{{درگاه|واژه‌ها}}
'''انفاق از دیدگاه شهید مطهری''' می‌بایست از روی [[ایمان به خدا]] باشد و سبب زیاد شدن ثروت اجتماع شود؛ نه اینکه به سبب آن نوعی گداپروری گسترش پیدا کند. به گفته ایشان در [[انفاق در قرآن|انفاق]] باید جنبه توجه به اثر و رعایت حکمت صدقه لحاظ شود و پایه [[انفاق]] باید [[عقل]] باشد نه عاطفه. مطهری انفاق مالی را بهتر از عبادات بدنی، نماینده ایمان می‌داند. به نظر وی انفاق اگر بدون توجه به نتیجه باشد و صرفاً جنبه احساساتی و ترحم داشته باشد زیان‌آور است.
'''انفاق از دیدگاه شهید مطهری''' می‌بایست از روی [[ایمان به خدا]] باشد و سبب زیاد شدن ثروت اجتماع شود؛ نه اینکه به سبب آن نوعی گداپروری گسترش پیدا کند. به گفته ایشان در [[انفاق در قرآن|انفاق]] باید جنبه توجه به اثر و رعایت حکمت صدقه لحاظ شود و پایه [[انفاق]] باید [[عقل]] باشد نه عاطفه. مطهری انفاق مالی را بهتر از عبادات بدنی، نماینده ایمان می‌داند. به نظر وی انفاق اگر بدون توجه به نتیجه باشد و صرفاً جنبه احساساتی و ترحم داشته باشد زیان‌آور است.



نسخهٔ کنونی تا ‏۹ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۳۶

سؤال

شهید مطهری چه دیدگاهی نسبت به انفاق دارد؟


انفاق از دیدگاه شهید مطهری می‌بایست از روی ایمان به خدا باشد و سبب زیاد شدن ثروت اجتماع شود؛ نه اینکه به سبب آن نوعی گداپروری گسترش پیدا کند. به گفته ایشان در انفاق باید جنبه توجه به اثر و رعایت حکمت صدقه لحاظ شود و پایه انفاق باید عقل باشد نه عاطفه. مطهری انفاق مالی را بهتر از عبادات بدنی، نماینده ایمان می‌داند. به نظر وی انفاق اگر بدون توجه به نتیجه باشد و صرفاً جنبه احساساتی و ترحم داشته باشد زیان‌آور است.

انفاق از روی ایمان

مرتضی مطهری معتقد است با توجه به آیات ۲۶۴ و ۲۶۵ سوره بقره انفاق باید از منبع ایمان سرچشمه بگیرد و برای خدا باشد؛ نه به خاطر ریا و تظاهر. وی اخلاص در انفاق پنهانی را بهتر و به اخلاص نزدیک‌تر می‌داند اما انفاق آشکار را نیز موجب تشویق دیگران می‌داند و فواید اجتماعی آن را زیادتر بیان می‌کند.[۱]

ایشان با توجه به آیه ۶۷ سوره فرقان معتقد است در انفاق نباید زیاده‌روی بشود و انتهای تحقیر فقیر را این می‌داند که فقر فقیر را یک نوع خدازدگی تلقی کنند.[۲]

به گفته مطهری در انفاق باید جنبه توجه به اثر و رعایت حکمت صدقه ملحوظ باشد، و باید پایه انفاق عقل باشد نه عاطفه. او انفاق مالی را بهتر از عبادات بدنی، نماینده ایمان می‌داند. وی با توجه به قرآن گفته است باید از چیزهای خوب و مورد علاقه انفاق کرد، نه از دور ریختنی‌ها و پس‌مانده‌ها.[۳]

آثار انفاق

شهید مطهری معتقد است اینکه انفاق باید از چیزهای خوب باشد دو اثر دارد:

  1. یکی اینکه حکمت روحی و معنوی انفاق دور کردن بخل و مال‌پرستی است. آیه ۱۳۰ سوره توبه ﴿خُذْ مِنْ أمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها﴾، برای این است که مال در راه عقیده و ایمان فدا بشود و در انسان روح گذشت پیدا شود، انسان را به تعبیر قرآن از حب دنیا و از اطمینان به دنیا نجات بدهد و این با انفاقِ امور دورریختنی حاصل نمی‌شود.[۴]
  2. دوم اینکه مقصود سدّ احتیاج و از بین بردن فاصله مادی و معنوی بین طبقات است. با انفاق امور دور ریختنی سدّ احتیاجِ کامل نمی‌شود و بعلاوه حس حقارت در طرف که باید ته‌مانده سفره دیگری را بخورد باقی می‌ماند.[۴]

شهید مطهری در یادداشت‌های خود می‌نویسد: «در خلال آیات انفاق آیه معروف حکمت آمده است: ﴿یؤْتِی الْحِکمَةَ مَنْ یشاءُ وَ مَنْ یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ اوتِی خَیراً کثیراً﴾(بقره:آیه ۲۶۹). البته حکمت در اینجا اختصاص ندارد به آنچه مربوط به انفاق است؛ ولی بعید نیست اشاره باشد به اینکه انفاق باید حکیمانه و منطقی و از روی توجه به اثر و نتیجه باشد؛ تنها حسن نیت و اخلاص کافی نیست، حکمت و منطق و تعقّل هم لازم است. انفاق اگر بدون توجه به نتیجه باشد و صرفاً جنبه احساساتی و ترحم داشته باشد زیان‌آور است. اتفاقاً در آیات انفاق چیزی که دیده نمی‌شود عواطف و احساسات و ترحم است؛ هیچ نمی‌گوید رحم کنید، «إرْحَمْ تُرْحَمْ». شاید به خاطر این است که اسلام نمی‌خواهد انفاقات بر پایه عواطف و احساسات باشد. البته عاطفه خوب است اما پایه احسان‌ها اگر تنها بر عواطف باشد آدمی می‌خواهد فایده برساند، ضرر می‌رساند.»[۵]

انفاق باید موجب ازدیاد ثروت اجتماع شود

مطهری معتقد است انفاق باید به نحوی باشد که مفید و موجب ازدیاد ثروت اجتماع باشد و اجتماع را ترمیم کند. انفاق باید صرف بهبود و سلامت اجتماع شود. انفاق اگر صرف اصلاح و سلامت شود صدچندان برمی‌گردد ولی اگر صرف گداپروری و بلکه انگل پروری بشود نه اینکه ثمری ندارد بلکه بیشتر بر بدبختی و زیان و فقر اجتماع می‌افزاید و بلای اجتماعی می‌گردد. انفاق مشروع همان است که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم ثمره و بهره دارد، آن است که ترمیم اجتماع و تعمیر خرابی‌های آن باشد. از این جهت انفاق باید همراه با منطق و حکمت باشد.[۶]

مطهری در یادداشت‌های خود می‌نویسد: «امروز انفاقات ما غالباً نتیجه گداپروری دارد، یعنی گروه کثیری را فاسد می‌کنیم و مردانگی و غیرت و مروّت را در آنها می‌کشیم. بالاتر اینکه وجوهات ما و موقوفات ما انگل‌پرور شده، انگل‌پروری ما فوق گداپروری است، زیرا در انگل این ویژگی است که مواد غذایی را از او می‌گیرد و نمی‌گذارد به خود بدن برسد، روز به روز چهره آن آدم زردتر و نیرویش کاهش می‌یابد اما آن انگل روزبه روز چاق‌تر و گنده‌تر می‌شود و توالد و تزاید زایدالوصفی مثل کرم کدو پیدا می‌کند و بدن را از بین می‌برد.»[۷]

انفاق بد

شهید مطهری نگاهی انتقادی به برخی انفاق‌ها و موقوفات دارد و برخی موقوفات را سبب بدبختی ذکر می‌کند. وی می‌نویسد: «در مشهد موقوفاتی در آستانه هست که حتی برای فوت کردن چراغ‌های موقوفه قرار داده شده. شکی نیست که روی حسن نیت این وقف صورت گرفته ولی روی حسن تعقل و توجه به اثر و نتیجه نبوده است. اثر این کار این است که نسل‌هایی را مایه بدبختی اجتماع قرار دهد، زیرا مایه اصلی فساد و بدبختی بیکاری و پول‌داری است.»[۸]

مطهری می‌گوید انفاق و موقوفات باید از روی عقل باشد؛ از این جهت نذر شمع در زمانی که برق آمده است را شایسته نمی‌داند و این نذر را زمانی مناسب می‌دانست که چراغ نبود. وی درباره برخی نذرها می‌نویسد: «میلیون‌ها تومان در محرم و صفر و رمضان و فاطمیه در راه خدا مصرف می‌شود ولی چون از روی توجه به اثر و نتیجه نیست، حکمت و منطق در آن دخالت داده نشده، اثر خوبش کم و اثر سوئش زیاد است.»[۸]


منابع

  1. ↑ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۵ و ۴۱۶.
  2. ↑ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۶ و ۴۱۷.
  3. ↑ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۹ و ۴۲۰.
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۲۰.
  5. ↑ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۹.
  6. ↑ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۲۱.
  7. ↑ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۷ و ۴۱۸.
  8. ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۸.