شکر نعمت و کفران نعمت
این مقاله هماکنون به دست Fabbasi در حال ویرایش است. |
شکر نعمت و کفر نعمت چیست؟
شکر نعمت شامل شکر قلبی، زبانی و عملی است. شکر قلبی یعنی اعتراف به اینکه همه نعمتها از خداوند است؛ شکر زبانی شامل ستایش خداوند، مانند گفتن «الحمدلله» و شکر عملی شامل صرف نعمتها در راه رضای خداوند است
کفر نعمت به معنای ناسپاسی و استفاده نادرست از نعمتهای الهی است. کفران نعمت عاملی برای از دست رفتن برکت و ناپایداری نعمتهاست و از آن به عنوان یکی از انواع کفر یاد میشود.
شکر نعمت
مراحل شکر نعمت
مفسران گفتهاند شکر نعمت مراحلی دارد:
- شکر قلبی که انسان همه نعمتها را از خداوند بداند.
- شکر زبانی، نظیر گفتن «الْحَمْدُلِلَّهِ».
- شکر عملی که با انجام عبادات و صرف کردن عمر و اموال در مسیر رضای خدا و خدمت به مردم به دست میآید.[۱]
هر گاه انسانها نعمتهای خدا را درست در همان هدفهای واقعی نعمت صرف کردند، ثابت کردهاند که شایسته و لایق نعمت بیشتر هستند.[۲] با شکر، نه تنها نعمتهای خداوند بر بندگان زیاد میشود، بلکه خود بندگان نیز رشد پیدا میکنند.[۳] خداوند در برابر نعمتهایی که به بندگان میبخشد نیازی به شکر آنها ندارد و اگر دستور به شکرگزاری داده آن هم موجب نعمت دیگری بر بندگان و یک مکتب عالی تربیتی است.[۴] تشکر به زبان و عمل از احسانکننده را قاعده عقلایی است که نعمتگیرنده، نعمتدهنده را در دل دوست میدارد و در عمل او را احترام میکند.[۵]
شکر نعمت در قرآن
واژه شکر با مشتقاتش 75 مرتبه در قرآن آمده است. خداوند بر تشکر بندگان از نعمتهای خود اصرار ورزیده است که فواید آن به خود بندگان میرسد.[۶]
- خداوند خود را شکرگزار حقیقی معرفی کرده است که ثمره کارهای بندگانش را بیپاداش نمیگذارد.[۷]
- انسانها را به شکرگزاری دعوت میکند.[۸]
- پاداش شکرگزاران را یادآور میشود.[۹]
- نعمتهایی را یادآوری میکند که به عنوان نشانه و دلیل برای بندگانش عطا کرده است تا شکر گزار باشند.[۱۰]
- شکرگزاران را به عنوان الگو و نمادی برای جامعه معرفی میکند.[۱۱]
- شکرگزار نبودن عدهای از مردم و کمی شکرگزاران را یادآور شده و انسانها را موعظه و توبیخ میکند که چرا شکرگزاران کم هستند و خدا را در برابر این همه نعمت شکر نمیکنید.[۱۲]
شکر نعمت در روایات
روایات زیادی درباره شکر نعمت آمده است:
- امیرمومنان علی(ع) فرمود: «شکر کردن زینت توانگریاست.»[۱۳]
- امیرمومنان علی(ع) فرمود: «هنگامی که مقدمات نعمتهای خداوند به شما میرسد سعی کنید با شکرگزاری، بقیه را به سوی خود جلب کنید، نه آنکه با کمی شکرگزاری آن را از خود برانید.»[۱۴]
- امام صادق(ع) فرمود: «شكر هر نعمتى گرچه بزرگ باشد، اين است كه خدا عز و جل را بر آن سپاس گوئى.»[۱۵]
- أبى بصير، گويد: به امام صادق(ع) گفتم: براى شكر اندازهاى است كه چون بنده آن را انجام دهد شاكر باشد؟ فرمود: آرى گفتم: آن چيست؟ فرمود: «خدا را در هر نعمتى كه دارد از اهل و مال، حمد گويد و اگر در مالى كه به او انعام كرده حقى باشد آن را ادا كند.»[۱۶]
- امام صادق(ع) فرمود: «خدا هر نعمتى به بندهاى دهد، کوچک باشد يا بزرگ و آن بنده بگويد: الحمد للَّه، شكرش را ادا كرده است.» [۱۷]
- امام رضا(ع) فرمود: «هر كه خدا را بر نعمتى حمد كند او را شكر كرده و حمد از آن نعمت برتر است.» [۱۸]
کفران نعمت
کفران نعمت، بهمعنای ناسپاسی و نادیده گرفتن نعمتهای خداوند، یکی از گناهان کبیره بهشمار میآید و ضد شکر نعمت محسوب میشود؛ شکر نعمت به معنای آشکار کردن و قدردانی از نعمت است.[۱۹] کفران نعمت با رفتارهای ناسپاسانه مانند استفاده نامناسب از نعمتها، بیتوجهی به لطف دیگران، و پنهان کردن ارزش نعمت نمایان میشود.[۲۰] واژه «کفران» معمولاً برای انکار یا نادیده گرفتن نعمت به کار میرود.[۲۱]
معنای کفران نعمت را سوء استفاده از نعمتهای بدنی و نیروهای معنوی و علم و مال و موقعیتهای اجتماعی و غیره دانستهاند. بهطور نمونه قدرت بدنی را در راه فحشاء و ستمگری بر مظلومان و پول را در قمار و فساد به جای دادن واجبات مالی و کمک به مستحقین صرف نماید.[۲۲]
کفران نعمت در قرآن
در آیات قرآن، کفران نعمت نکوهش شده و در مقابل شکر قرار داده شده است.[۲۳] مفسران قرآن گفتهاند که اگر نعمت خدا در مسیر غیر حق مصرف شود، کفران نعمت و زمینه کفر است.[۲۴] مفسران گفتهاند کیفر کفران نعمت، تنها گرفتن نعمت نیست، بلکه حتی گاهی نعمت سلب نمیشود، ولی به صورت نقمت و استدراج در میآید تا شخص، کمکم سقوط کند.[۲۵]
کفران نعمت میتواند به زوال و تبدیل آن به نقمت منجر شود. در قرآن، در آیه ۱۱۲ سوره نحل، خداوند گرسنگی و ترس را به عنوان پیامد ناسپاسی معرفی کرده است. همچنین در آیات ۱۵ تا ۱۷ سوره سباء، نتیجه کفران نعمت قوم سباء را از دست دادن سرزمین آباد و گرفتار شدن در سختی و نقمت میداند.[۲۶]
کفران نعمت در روایات
همچنین، احادیث متعددی در جوامع روایی، این عمل را محکوم کردهاند و آن را یکی از انواع کفر در قرآن[۲۷] و از لشکریان جهل (الشُّکْرُ وَ ضِدَّهُ الْکُفْرَانَ) دانستهاند.[۲۸] امام سجاد(ع) این گناه را سبب تغییر نعمتهای الهی میداند، و امام صادق(ع) نیز کفران نعمت را عاملی برای ناپایداری آنها برمیشمارد.[۲۹][۳۰]
آیه «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید»
آیه ۷ سوره ابراهیم را مهمترین و صریحترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت یا کفران آن دانستهاند.[۳۱] در این آیه خداوند گفته است اگر شکرگزاری نمودید (نعمت شما را) زیاد مینمایم و اگر ناسپاسی و کفران کردید عذاب من محققا سخت است.[۳۲] مراد از این آیه را این دانستهاند که شکر قولی و قلبی و خدمتگزاری شما از خداوند سبب زیادتی نعمت خداوند بر شما میشود و اگر کفران نعمت کردید به عذاب شدید گرفتار خواهید شد.[۳۳]
مفسران ذیل این آیه گفتهاند افزایش نعمتهای خداوند که به شکرگزاران وعده داده شده، تنها به این نیست که نعمتهای مادی تازهای به آنها ببخشد، بلکه نفس شکرگزاری که توأم با توجه مخصوص به خدا و عشق تازهای نسبت به ساحت مقدس او است، خود یک نعمت بزرگ روحانی است که در تربیت نفوس انسانها، و دعوت آنان به اطاعت فرمانهای الهی، فوقالعاده مؤثر است، بلکه شکر ذاتاً راهی است برای شناخت هر چه بیشتر خداوند. به همین دلیل علمای عقائد در علم کلام برای اثبات وجوب معرفه اللَّه (شناخت خدا) از طریق وجوب شکر منعم (نعمتبخش) وارد شدهاند.[۳۴]
منابع
- ↑ قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۸۹.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۷۹.
- ↑ قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۷۸.
- ↑ محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۴.
- ↑ محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۴ و ۹۵.
- ↑ سوره بقره، آیه۱۵۸. سوره نساء، آیه۱۴۷. سوره فاطر، آیه۳۰ و ۳۴. سوره شوری، آیه۲۳. سوره تغابن، آیه۱۷.
- ↑ سوره بقره، آیه۱۵۲. ۱۷۲. سوره اعراف، آیه۱۴۴. سوره نحل، آیه۱۱۴. سوره عنکبوت، آیه۱۷. سبأ، آیه۱۵. سوره زمر، آیه۶۶.
- ↑ سوره آلعمران، آیه۱۴۵-۱۴۴. سوره اسراء، آیه۱۹. سوره قمر، آیه۳۵. سوره انسان، آیه۲۲.
- ↑ سوره بقره، آیه۵۲. ۵۶. ۱۸۵. سوره آل عمران، آیه۱۲۳. سوره مائده، آیه۶. ۸۹. سوره اعراف، آیه۵۸. سوره انفال، آیه۲۶. سوره ابراهیم، آیه۵. ۳۷. سوره نحل، آیه۱۴. ۷۸. سوره حج، آیه۳۶. سوره قصص، آیه۷۳. سوره روم، آیه۴۶. سوره لقمان، آیه۳۱. سوره سبأ، آیه۱۹. سوره فاطر، آیه۱۲. سوره شوری، آیه۳۳. سوره جاثیه، آیه۱۲.
- ↑ سوره اسراء، ۳. سوره نمل، آیه۱۹.
- ↑ سوره بقره، آیه۲۴۳. سوره اعراف، آیه۱۰. ۱۷. سوره یونس، آیه۶۰. سوره یوسف، آیه۳۸. سوره انبیاء، آیه۸۰. سوره مومنون، آیه۷۸. سوره نمل، آیه۷۳. سوره سجده، آیه۹. سبأ، آیه۱۳. سوره یس، آیه۳۵. ۷۳. سوره غافر، آیه۶۱. سوره ملک، آیه۲۳.
- ↑ شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص۴۷۹، حکمت۶۶.
- ↑ شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص۴۷۰، حکمت۱۴.
- ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۵، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۱.
- ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۵، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۲.
- ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۶، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۴.
- ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۶، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۳.
- ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات ألفاظ القرآن (به عربی). سوریه: دار العلم- الدار الشامیة. صذیل واژه شکر.
- ↑ دهخدا، علیاکبر (۱۳۷۷). لغتنامه دهخدا (به عربی). تهران: دانشگاه تهران. صذیل واژه کفران.
- ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات ألفاظ القرآن (به عربی). سوریه: دار العلم- الدار الشامیة. صذیل واژه شکر.
- ↑ محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۵.
- ↑ مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳). بحارالانوار. ج۶۹. بیروت: دار إحیاء التراث العربی. ص۳۳۹.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۱). تفسیر نمونه. ج۱۸. تهران: دارالکتب الاسلامیه. ص۵۸-۶۰.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی. ج۲. تهران: دارالکتب الاسلامیه. ص۳۸۹.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی. ج۱. تهران: دارالکتب الاسلامیه. ص۲۱.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی. ج۲. تهران: دارالکتب الاسلامیه. ص۹۴.
- ↑ صدوق، محمد بن علی (۱۴۰۳). معانی الأخبار. ج۱. قم: انتشارات اسلامی. ص۲۷۰.
- ↑ قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۸۹.
- ↑ محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۵.
- ↑ محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۵.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۸۲.