پرش به محتوا

و لاتجسسوا: تفاوت میان نسخه‌ها

A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
ابرابزار
Fabbasi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
خط ۲۰: خط ۱۹:
  | سایر =
  | سایر =
  | آیات مرتبط =
  | آیات مرتبط =
}}'''وَ لا تَجَسَّسُوا''' به معنای «پرهیز از تجسس در زندگی دیگران» بخشی از آیه ۱۲ سوره حجرات است.
}}


== بیان آیه ==
'''وَ لا تَجَسَّسُوا''' به معنای «پرهیز از تجسس در زندگی دیگران» بخشی از آیه ۱۲ سوره حجرات است.
آیه ۱۲ سوره حجرات احکام سه‌گانه اجتناب از گمان بد، تجسس و غیبت آمده است. در این آیه نخست می‌فرماید:" ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است‏.<ref>تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 181</ref>


منظور از" کَثِیراً مِنَ الظَّنِ‏" گمانهای بد است که نسبت به گمانهای خوب در میان مردم بیشتر است لذا از آن تعبیر به کثیر شده و گرنه" حسن ظن و گمان خیر" نه تنها ممنوع نیست بلکه مستحسن است، چنان‌که قرآن مجید در آیه ۱۲ سوره نور می‌فرماید.<ref>تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 182</ref>
تجسس همان کاوش و جستجوگری در کار دیگران، سردرآوردن از کارهای دیگران و تلاش برای افشای اسرار آنها است.  
 
سپس در دستور بعد مساله «نهی از تجسس» را مطرح کرده، می‌فرماید: «و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید» (وَ لا تَجَسَّسُوا).<ref>تفسیر نمونه، ج‏22، ص: ۱۸۳.</ref>
 
در حقیقت گمان بد عاملی است برای جستجوگری، و جستجوگری عاملی است برای کشف اسرار و رازهای نهانی مردم، و اسلام هرگز اجازه نمی‌دهد که رازهای خصوصی آنها فاش شود. و به تعبیر دیگر اسلام می‌خواهد مردم در زندگی خصوصی خود از هر نظر در امنیت باشند. بدیهی است اگر اجازه داده شود هر کس به جستجوگری درباره دیگران برخیزد حیثیت و آبروی مردم بر باد می‌رود، و جهنمی به وجود می‌آید که همه افراد اجتماع در آن معذب خواهند بود. البته این دستور منافاتی با وجود دستگاه‌های اطلاعاتی در حکومت اسلامی برای مبارزه با توطئه‌ها نخواهد داشت ولی این بدان معنی نیست که این دستگاه‌ها حق دارند در زندگی خصوصی مردم جستجوگری کنند. و بالآخره در سومین و آخرین دستور که در حقیقت معلول و نتیجه دو برنامه قبل است می‌فرماید: «هیچکدام از شما دیگری را غیبت نکند» (وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً). و به این ترتیب گمان بد سرچشمه تجسس، و تجسس موجب افشای عیوب و اسرار پنهانی، و آگاهی بر این امور سبب غیبت می‌شود که اسلام از معلول و علت همگی نهی کرده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج‏22، ص: 184</ref>


== متن و ترجمه آیه ==
== متن و ترجمه آیه ==
خط ۳۵: خط ۲۹:
| سوره = حجرات
| سوره = حجرات
| آیه = ۱۲
| آیه = ۱۲
| ترجمه = ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از گمان فراوان بپرهیزید؛ زیرا پاره‌ای از گمانها در حد گناه است. و در کارهای پنهانی یکدیگر جست و جو مکنید. و از یکدیگر غیبت مکنید. آیا هیچ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناخوش خواهید داشت. و از خدا بترسید، زیرا خدا توبه‌پذیر و مهربان است.
| ترجمه = ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از گمان فراوان بپرهیزید؛ زیرا پاره‌ای از گمان‌ها در حد گناه است. و در کارهای پنهانی یکدیگر جست و جو مکنید. و از یکدیگر غیبت مکنید. آیا هیچ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناخوش خواهید داشت. و از خدا بترسید، زیرا خدا توبه‌پذیر و مهربان است.
}}
}}


== حرمت تجسس در زندگی دیگران ==
== نهی از تجسس در زندگی دیگران ==
قرآن با صراحت تمام تجسس را در آیه فوق منع نموده، و از آنجا که هیچگونه قید و شرطی برای آن قائل نشده نشان می‌دهد که جستجوگری در کار دیگران و تلاش برای افشای اسرار آنها گناه است، ولی البته قرائنی که در داخل و خارج آیه است نشان می‌دهد که این حکم مربوط به زندگی شخصی و خصوصی افراد است، و در زندگی اجتماعی تا آنجا که تأثیری در سرنوشت جامعه نداشته باشد نیز این حکم صادق است.<ref>تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 187</ref>
خداوند در آیه ۱۲ سوره حجرات احکام سه‌گانه پرهیز داشتن از [[بدبینی|گمان بد]] به دیگران، جستجو و کاوش از کارهای پنهان دیگران و غیبت(گناهان دیگران را فاش ساختن) بیان کرده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۸۱.</ref> واژه {{قرآن|وَلَا تَجَسَّسُوا}}تنها یک بار در قرآن آمده است و مراد از آن کاوش و جستجو کردن در کارهای مخفی دیگران است.<ref>ابن‏ ابى‌‏حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسير القرآن العظيم، عربستان - رياض، مكتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۳۰۵.</ref> <ref>طبرانى، سليمان بن احمد، التفسير الكبير: تفسير القرآن العظيم، اردن - اربد، دار الكتاب الثقافي، چاپ اول، ۲۰۰۸ م، ج۶، ص۸۴.</ref> <ref>طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ج۹، ص۳۵۰.</ref>


اما روشن است آنجا که ارتباطی با سرنوشت دیگران و کیان جامعه پیدا می‌کند مسئله شکل دیگری به خود می‌گیرد، لذا شخص پیغمبر ص مأمورانی برای جمع‌آوری اطلاعات قرار داده بود که از آنها بعنوان «عیون» تعبیر می‌شود، تا آنچه را ارتباط با سرنوشت جامعه اسلامی در داخل و خارج داشت برای او گرد آوری کنند.<ref>تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 188</ref>
«تجسس» به معنای پی‌گیری و تفحص از امور مردم است، اموری که مردم سعی دارند پنهان بماند. معنای آیه این است که دنبال عیوب مسلمانان را نگیرید و در این مقام بر نیایید که اموری را که صاحبانش می‌خواهند پوشیده بماند تو آنها را فاش سازی.<ref>طباطبایی، محمدحسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏، ۱۳۹۰ق، ج۱۸، ص۳۲۳.</ref>


کلمه" تجسس"- با جیم- به معنای پی‌گیری و تفحص از امور مردم است، اموری که مردم عنایت دارند پنهان بماند و تو آنها را پی‌گیری کنی تا خبردار شوی. کلمه" تحسس"- با حاء بی نقطه- نیز همین معنا را می‌دهد، با این تفاوت که تجسس- با جیم- در شر استعمال می‌شود، و تحسس- با حاء- در خیر به کار می‌رود، و به همین جهت بعضی گفته‌اند: معنای آیه این است که: دنبال عیوب مسلمانان را نگیرید، و در این مقام بر نیایید که اموری را که صاحبانش می‌خواهند پوشیده بماند تو آنها را فاش سازی.<ref>طباطبایی، محمدحسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏، ۱۳۹۰ق، ج‏18، ص: 323.</ref>
این حکم علاوه بر زندگی شخصی  افراد، در زندگی اجتماعی نیز تا آنجا که تأثیری در سرنوشت جامعه نداشته باشد، صادق است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش،  ج۲۲، ص۱۸۷.</ref> چنانچه شخص پیغمبر(ص) مأمورانی برای جمع‌آوری اطلاعات قرار داده بود که از آنها بعنوان «عیون» تعبیر می‌شود، تا آنچه را ارتباط با سرنوشت جامعه اسلامی در داخل و خارج داشت برای او گردآوری کنند.<ref>قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۲۸۱. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۸۸.</ref> از این‌روی، این دستور منافاتی با وجود دستگاه‌های اطلاعاتی در حکومت اسلامی برای مبارزه با توطئه‌ها نخواهد داشت، اما این بدان معنی نیست که این دستگاه‌ها حق دارند در زندگی خصوصی مردم جستجوگری کنند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش،  ج۲۲، ص۱۸۳.</ref>


تفحص از خلوات و کارهای پنهان مردم است برای اطلاع از آنها که شرعاً حرام است ولی اگر مسئله توطئه بر علیه حکومت اسلامی و مانند آن باشد، تجسس واجب است‏.<ref>قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۲۸۱.</ref>
در روایات اسلامی تجسس در زندگی دیگران ناپسند شمرده شده است.
* [[پیامبر(ص) از دیدگاه امام علی(ع)|پیامبر(ص)]]: از گمان دوری کنید؛ زیرا گمان، دروغ‌ترین سخن است. به سخنان مردم گوش فرا ندارید و عیب‌شان را پی‌جویی نکنید.<ref>حميرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ص۲۹.</ref>
* پیامبر(ص): لغزش‌های مسلمانان را نجویید که هر کس لغزش‌های برادرش را پی جوید خداوند لغزش‌های او را پیگیری کند و هر که را که خداوند عیب‌جویی کند رسوایش سازد هر چند در اندرون خانه خود باشد.<ref>كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، قم، موسسه الامام المهدی، ق‏۱۴۰۴، ص۶۹.</ref>
* [[امام صادق(ع) در کتب اهل سنت|امام صادق(ع)]]: از دین و آیین مردم پرس و جو مکن که بی دوست می‌مانی.<ref>كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي، ترجمه : جواد مصطفوى، تهران، کتابفروشی علمیه اسلامیه، چاپ: اول، ۱۳۶۹ ش، ج۴، ص۴۶۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۱: خط ۶۸:
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
[[es:Wa la tajassasu]]
{{#seo:
|title=ولا تجسسوا به چه معناست - «وَلا تَجَسَّسُوا» در آیه ۱۲ سوره حجرات - ویکی پاسخ
|title_mode=Replaced Title
|keywords=ولا تجسسوا
|description=«وَلا تَجَسَّسُوا» در آیه ۱۲ سوره حجرات به معنای پرهیز از تجسس در زندگی دیگران است. این آیه همراه با نهی از سوءظن و غیبت، حرمت تجسس را بیان می‌کند.
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۵

سؤال

وَ لا تَجَسَّسُوا در کدام آیه قرآن آمده و به چه معناست؟

آیه ۱۲ سوره حجرات
و لاتجسسوا
و لاتجسسوا
مشخصات آیه
واقع در سورهحجرات
شماره آیه۱۲
جزء۱۰
موضوعاخلاق


وَ لا تَجَسَّسُوا به معنای «پرهیز از تجسس در زندگی دیگران» بخشی از آیه ۱۲ سوره حجرات است.

تجسس همان کاوش و جستجوگری در کار دیگران، سردرآوردن از کارهای دیگران و تلاش برای افشای اسرار آنها است.

متن و ترجمه آیه

نهی از تجسس در زندگی دیگران

خداوند در آیه ۱۲ سوره حجرات احکام سه‌گانه پرهیز داشتن از گمان بد به دیگران، جستجو و کاوش از کارهای پنهان دیگران و غیبت(گناهان دیگران را فاش ساختن) بیان کرده است.[۱] واژه ﴿وَلَا تَجَسَّسُواتنها یک بار در قرآن آمده است و مراد از آن کاوش و جستجو کردن در کارهای مخفی دیگران است.[۲] [۳] [۴]

«تجسس» به معنای پی‌گیری و تفحص از امور مردم است، اموری که مردم سعی دارند پنهان بماند. معنای آیه این است که دنبال عیوب مسلمانان را نگیرید و در این مقام بر نیایید که اموری را که صاحبانش می‌خواهند پوشیده بماند تو آنها را فاش سازی.[۵]

این حکم علاوه بر زندگی شخصی افراد، در زندگی اجتماعی نیز تا آنجا که تأثیری در سرنوشت جامعه نداشته باشد، صادق است.[۶] چنانچه شخص پیغمبر(ص) مأمورانی برای جمع‌آوری اطلاعات قرار داده بود که از آنها بعنوان «عیون» تعبیر می‌شود، تا آنچه را ارتباط با سرنوشت جامعه اسلامی در داخل و خارج داشت برای او گردآوری کنند.[۷] از این‌روی، این دستور منافاتی با وجود دستگاه‌های اطلاعاتی در حکومت اسلامی برای مبارزه با توطئه‌ها نخواهد داشت، اما این بدان معنی نیست که این دستگاه‌ها حق دارند در زندگی خصوصی مردم جستجوگری کنند.[۸]

در روایات اسلامی تجسس در زندگی دیگران ناپسند شمرده شده است.

  • پیامبر(ص): از گمان دوری کنید؛ زیرا گمان، دروغ‌ترین سخن است. به سخنان مردم گوش فرا ندارید و عیب‌شان را پی‌جویی نکنید.[۹]
  • پیامبر(ص): لغزش‌های مسلمانان را نجویید که هر کس لغزش‌های برادرش را پی جوید خداوند لغزش‌های او را پیگیری کند و هر که را که خداوند عیب‌جویی کند رسوایش سازد هر چند در اندرون خانه خود باشد.[۱۰]
  • امام صادق(ع): از دین و آیین مردم پرس و جو مکن که بی دوست می‌مانی.[۱۱]

منابع

  1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۸۱.
  2. ابن‏ ابى‌‏حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسير القرآن العظيم، عربستان - رياض، مكتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۳۰۵.
  3. طبرانى، سليمان بن احمد، التفسير الكبير: تفسير القرآن العظيم، اردن - اربد، دار الكتاب الثقافي، چاپ اول، ۲۰۰۸ م، ج۶، ص۸۴.
  4. طوسى، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ اول، ج۹، ص۳۵۰.
  5. طباطبایی، محمدحسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏، ۱۳۹۰ق، ج۱۸، ص۳۲۳.
  6. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۸۷.
  7. قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت‏، ۱۳۷۵ش، ج۱۰، ص۲۸۱. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۸۸.
  8. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۸۳.
  9. حميرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ص۲۹.
  10. كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، قم، موسسه الامام المهدی، ق‏۱۴۰۴، ص۶۹.
  11. كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي، ترجمه : جواد مصطفوى، تهران، کتابفروشی علمیه اسلامیه، چاپ: اول، ۱۳۶۹ ش، ج۴، ص۴۶۸.