پرش به محتوا

شکر نعمت و کفران نعمت: تفاوت میان نسخه‌ها

A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «{{جا:ویرایش}} {{شروع متن}} {{سوال}} دیدگاه اسلام درباره سعه صدر چیست؟ {{پایان سوال}} {{پاسخ}} ... == منابع == {{پانویس|۲}} {{شاخه | شاخه اصلی = علوم و معارف قرآن | شاخه فرعی۱ =معارف قرآنی | شاخه فرعی۲ = | شاخه فرعی۳ = }} {{تکمیل مقاله | شناسه = شد | تیترها = شد | ویرای...» ایجاد کرد
 
Fabbasi (بحث | مشارکت‌ها)
اضافه کردن آیات و روایاتی به مدخل و تکمیل منابع از کتب اولیه، اصلاح ارقام
 
(۲۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
دیدگاه اسلام درباره سعه صدر چیست؟
شکر نعمت و کفر نعمت چیست؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}'''شکر نعمت''' شامل شکر قلبی، زبانی و عملی است. شکر قلبی یعنی اعتراف به اینکه همه نعمت‌ها از خداوند است؛ شکر زبانی شامل ستایش خداوند، مانند گفتن «[[الحمدلله]]» و شکر عملی شامل صرف نعمت‌ها در راه رضای خداوند است
...
 
'''کفر نعمت''' به معنای ناسپاسی و استفاده نادرست از نعمت‌های الهی است. کفران نعمت عاملی برای از دست رفتن برکت و ناپایداری نعمت‌هاست و از آن به عنوان یکی از انواع کفر یاد می‌شود.
 
== شکر نعمت ==
=== مراحل شکر نعمت ===
مفسران گفته‌اند شکر نعمت مراحلی دارد:
# شکر قلبی که انسان همه نعمت‌ها را از خداوند بداند.
# شکر زبانی، نظیر گفتن‏ {{قرآن|اَلْحَمْدُلِلَّهِ}}.
# شکر عملی که با انجام عبادات و صرف کردن عمر و اموال در مسیر رضای خدا و خدمت به مردم به دست می‌آید.<ref>قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۸۹.</ref>
 
هر گاه انسان‌ها نعمت‌های خدا را درست در همان هدف‌های واقعی نعمت صرف کردند، ثابت کرده‌اند که شایسته و لایق نعمت بیشتر هستند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۷۹.</ref> با شکر، نه تنها نعمت‌های خداوند بر بندگان زیاد می‌شود، بلکه خود بندگان نیز رشد پیدا می‌کنند‏.<ref>قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.</ref> خداوند در برابر نعمت‌هایی که به بندگان می‌بخشد نیازی به شکر آنها ندارد و اگر دستور به شکرگزاری داده آن هم موجب نعمت دیگری بر بندگان و یک مکتب عالی تربیتی است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۷۸.</ref> تشکر به زبان و عمل از احسان‌کننده را قاعده عقلایی است که نعمت‌گیرنده، نعمت‌دهنده را در دل دوست می‌دارد و در عمل او را احترام می‌کند.<ref>محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۴.</ref>
 
=== شکر نعمت در قرآن ===
واژه شکر با مشتقاتش ۷۵ مرتبه در قرآن آمده است. خداوند بر تشکر بندگان از نعمت‌های خود اصرار ورزیده است که فواید آن به خود بندگان می‌رسد.<ref>محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۴ و ۹۵.</ref>
 
* خداوند خود را شکرگزار حقیقی معرفی کرده است که ثمره کارهای بندگانش را بی‌پاداش نمی‌گذارد.<ref>سوره بقره، آیه۱۵۸. سوره نساء، آیه۱۴۷. سوره فاطر، آیه۳۰ و ۳۴. سوره شوری، آیه۲۳. سوره تغابن، آیه۱۷.</ref>
* انسان‌ها را به شکرگزاری دعوت می‌کند.<ref>سوره بقره، آیه۱۵۲. ۱۷۲. سوره اعراف، آیه۱۴۴. سوره نحل، آیه۱۱۴. سوره عنکبوت، آیه۱۷. سبأ، آیه۱۵. سوره زمر، آیه۶۶.</ref>
* پاداش شکرگزاران را یادآور می‌شود.<ref>سوره آل‏عمران، آیه۱۴۵-۱۴۴. سوره اسراء، آیه۱۹. سوره قمر، آیه۳۵. سوره انسان، آیه۲۲.</ref>
* نعمت‌هایی را یادآوری می‌کند که به عنوان نشانه و دلیل برای بندگانش عطا کرده است تا شکر گزار باشند.<ref>سوره بقره، آیه۵۲. ۵۶. ۱۸۵. سوره آل عمران، آیه۱۲۳. سوره مائده، آیه۶. ۸۹. سوره اعراف، آیه۵۸. سوره انفال، آیه۲۶. سوره ابراهیم، آیه۵. ۳۷. سوره نحل، آیه۱۴. ۷۸. سوره حج، آیه۳۶. سوره قصص، آیه۷۳. سوره روم، آیه۴۶. سوره لقمان، آیه۳۱. سوره سبأ، آیه۱۹. سوره فاطر، آیه۱۲. سوره شوری، آیه۳۳. سوره جاثیه، آیه۱۲.</ref>
* شکرگزاران را به عنوان الگو و نمادی برای جامعه معرفی می‌کند.<ref>سوره اسراء، ۳. سوره نمل، آیه۱۹.</ref>
* شکرگزار نبودن عده‌ای از مردم و کمی شکرگزاران را یادآور شده و انسان‌ها را موعظه و توبیخ می‌کند که چرا شکرگزاران کم هستند و خدا را در برابر این همه نعمت شکر نمی‌کنید.<ref>سوره بقره، آیه۲۴۳. سوره اعراف، آیه۱۰. ۱۷. سوره یونس، آیه۶۰. سوره یوسف، آیه۳۸. سوره انبیاء، آیه۸۰. سوره مومنون، آیه۷۸. سوره نمل، آیه۷۳. سوره سجده، آیه۹. سبأ، آیه۱۳. سوره یس، آیه۳۵. ۷۳. سوره غافر، آیه۶۱. سوره ملک، آیه۲۳.</ref>
 
=== شکر نعمت در روایات ===
روایات زیادی درباره شکر نعمت آمده است:
*[[امیرالمؤمنین|امیرمومنان علی(ع)]] فرمود: {{متن عربی|شکر کردن زینت توان‌گریاست.}}‏<ref>شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص۴۷۹، حکمت۶۶.</ref>
*امیرمومنان علی(ع) فرمود: {{متن عربی|ترجمه=هنگامی که مقدمات نعمت‌های خداوند به شما می‌رسد سعی کنید با شکرگزاری، بقیه را به سوی خود جلب کنید، نه آنکه با کمی شکرگزاری آن را از خود برانید.}}<ref>شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص۴۷۰، حکمت۱۴.</ref>
*[[امام صادق(ع)]] فرمود: {{متن عربی|ترجمه=شكر هر نعمتى گرچه بزرگ باشد، اين است كه خدا عز و جل را بر آن سپاس گوئى.}}<ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۵، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۱.</ref>
*أبى بصير، گويد: به امام صادق(ع) گفتم: براى شكر اندازه‏اى است كه چون بنده آن را انجام دهد شاكر باشد؟ فرمود: آرى گفتم: آن چيست؟ فرمود: {{متن عربی|ترجمه=خدا را در هر نعمتى‏ كه دارد از اهل و مال، حمد گويد و اگر در مالى كه به او انعام كرده حقى باشد آن را ادا كند.}}<ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۵، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۲.</ref>
*امام صادق(ع) فرمود: {{متن عربی|ترجمه=خدا هر نعمتى به بنده‌‏اى دهد، کوچک باشد يا بزرگ و آن بنده بگويد: الحمد للَّه، شكرش را ادا كرده است.}} <ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۶، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۴.</ref>
*[[‏امام رضا(ع)]] فرمود: {{متن عربی|ترجمه=هر كه خدا را بر نعمتى حمد كند او را شكر كرده و حمد از آن نعمت برتر است.}} <ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۶، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۳.</ref>
 
== کفران نعمت ==
کفران نعمت، به‌معنای ناسپاسی و نادیده گرفتن نعمت‌های خداوند، یکی از گناهان کبیره به‌شمار می‌آید و ضد شکر نعمت محسوب می‌شود؛ شکر نعمت به معنای آشکار کردن و قدردانی از نعمت است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفردات ألفاظ القرآن|سال=۱۴۱۲|نام=حسین بن محمد|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|ناشر=دار العلم- الدار الشامیة|جلد=|صفحه=ذیل واژه شکر|زبان=عربی|مکان=سوریه}}</ref> کفران نعمت با رفتارهای ناسپاسانه مانند استفاده نامناسب از نعمت‌ها، بی‌توجهی به لطف دیگران، و پنهان کردن ارزش نعمت نمایان می‌شود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=لغت‌نامه دهخدا|سال=۱۳۷۷|نام=علی‌اکبر|نام خانوادگی=دهخدا|ناشر=دانشگاه تهران|جلد=|صفحه=ذیل واژه کفران|زبان=عربی|مکان=تهران}}</ref> واژه «کفران» معمولاً برای انکار یا نادیده گرفتن نعمت به کار می‌رود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مفردات ألفاظ القرآن|سال=۱۴۱۲|نام=حسین بن محمد|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|ناشر=دار العلم- الدار الشامیة|جلد=|صفحه=ذیل واژه شکر|زبان=عربی|مکان=سوریه}}</ref>
 
کفر نعمت به معنای ناسپاسی و استفاده نادرست از نعمت‌های الهی است. کفران نعمت عاملی برای از دست رفتن برکت و ناپایداری نعمت‌هاست و از آن به عنوان یکی از انواع کفر یاد می‌شود.<ref>محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۵.</ref>
 
=== کفران نعمت در قرآن ===
در آیات قرآن، کفران نعمت نکوهش شده و در مقابل شکر قرار داده شده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=بحارالانوار|سال=۱۴۰۳|نام=محمدباقر|نام خانوادگی=مجلسی|ناشر=دار إحیاء التراث العربی|جلد=۶۹|صفحه=۳۳۹|زبان=|مکان=بیروت}}</ref> اگر نعمت خدا در مسیر غیر حق مصرف شود، کفران نعمت و زمینه کفر است‏.<ref>قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.</ref> کیفر کفران نعمت، تنها گرفتن نعمت نیست، بلکه حتی گاهی نعمت سلب نمی‌شود، ولی به صورت نقمت و [[استدراج]] در می‌آید تا شخص، کم‌کم سقوط کند.<ref>قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.</ref>
 
* خداوند گرسنگی و ترس را به عنوان پیامد ناسپاسی معرفی کرده است:{{قرآن|وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَه كانَتْ آمِنَه مُطْمَئِنَّه يَأْتيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ|ترجمه=خداوند مثلى زده است: منطقه آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزيش از هر جا مى‏رسيد؛ امّا به نعمت‌هاى خدا ناسپاسى كردند؛ و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى‏‌دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندام‌شان پوشانيد!|سوره=نحل|آیه=۱۱۲}}
* قرآن در آیات ۱۵ تا ۱۷ سوره سباء، نتیجه کفران نعمت قوم سباء را از دست دادن سرزمین آباد و گرفتار شدن در سختی و نقمت می‌داند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر نمونه|سال=۱۳۷۱|نام=ناصر|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|ناشر=دارالکتب الاسلامیه|جلد=18|صفحه=58-60|زبان=|مکان=تهران}}</ref>
* خداوند کسانی را که نعمت‌های او را به کفر تبدیل کرده‌اند به هلاکت ونابودی و اقامت در جهنم هشدار می‌دهد: {{قرآن|أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ|ترجمه=آيا نديدى كسانى را كه نعمت خدا را به كفران تبديل كردند، و قوم خود را به سراى نيستى و نابودى كشاندند؟!|سوره=إبراهيم|آیه=۲۸}}
 
=== کفران نعمت در روایات ===
احادیث فراوانی، یادآور کفران نعمت و آثار زیان‌بار آن شده‌اند.
* پیامبر اکرم(ص) فرمود: {{متن عربی|گناهی که زودتر از همه گناهان عقوبتش دامان انسان را می گیرد، کفران نعمت است.}}<ref>طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، قم، دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، مجلس۱۶، ص۴۵۰.</ref>
* امام علی(ع) فرمود: {{متن عربی|کفران نعمت، سبب لغزش قدم‌ها و سلب نعمت‌ها می‌گردد.}}<ref>ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ، قم، دار الحديث‏، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش، ص۳۹۶.</ref>
* [[امام سجاد علیه‌السلام|امام سجاد]](ع) این گناه را سبب تغییر نعمت‌های الهی می‌داند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=معانی الأخبار|سال=۱۴۰۳|نام=محمد بن علی|نام خانوادگی=صدوق|ناشر=انتشارات اسلامی|جلد=1|صفحه=270|زبان=|مکان=قم}}</ref>
* کفران نعمت در سخنی از امام صادق(ع) از لشکریان جهل شمرده شده که در مقابل شکر است.<ref>برقى، احمد بن محمد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۱۹۷.</ref>
 
== آیه «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید» ==
[[آیه ۷ سوره ابراهیم]] را مهم‌ترین و صریح‌ترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت یا کفران آن دانسته‌اند.<ref>قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن‏، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۸۹.</ref> در این آیه خداوند گفته است اگر شکرگزاری نمودید (نعمت شما را) زیاد می‌نمایم و اگر ناسپاسی و کفران کردید، عذاب من محققا سخت است. شکر زبانی و قلبی و خدمت‌گزاری از خداوند سبب زیادتی نعمت خداوند می‌شود و اگر کفران نعمت شود، عذاب شدید در پیش خواهد داشت.<ref>محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۵.</ref>
 
افزایش نعمت‌های خداوند که به شکرگزاران وعده داده شده، تنها به این نیست که نعمت‌های مادی تازه‌ای به آنها ببخشد، بلکه نفس شکرگزاری که توأم با توجه مخصوص به خدا و عشق تازه‌ای نسبت به ساحت مقدس او است، خود یک نعمت بزرگ روحانی است که در تربیت نفوس انسان‌ها، و دعوت آنان به اطاعت فرمان‌های الهی، فوق‌العاده مؤثر است، بلکه شکر ذاتاً راهی است برای شناخت هر چه بیشتر خداوند. به همین دلیل علمای عقائد در علم کلام برای اثبات وجوب معرفه اللَّه ([[شناخت خدا]]) از طریق وجوب شکر منعم (نعمت‌بخش) وارد شده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۸۲.</ref>
 
== مطالعه بیشتر ==
* شکر نعمت، محمد بنی هاشمی


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۴: خط ۷۹:
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی نویسنده =
  | ارزیابی کمی =
  | بازبینی =
  | ارزیابی کیفی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت = ب
  | اولویت = ب
خط ۳۱: خط ۸۶:
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
[[ar: الشكر على النعمة وجحود النعمة]]
[[bn: নেয়ামতের শুকরিয়া এবং অকৃতজ্ঞতা]]
[[ur: شکر نعمت اور کفران نعمت]]
[[en: Gratitude for Blessings and Ingratitude]]
[[ru: Благодарность и неблагодарность]]
[[ms: Syukur Nikmat dan Kufur Nikmat]]
{{#seo:
|title=شکر نعمت و کفران نعمت در قرآن - اهمیت قدردانی از خداوند - ویکی پاسخ
|title_mode=Replaced Title
|keywords=شکر نعمت، کفران نعمت
|description=در این مقاله به مفهوم شکر نعمت و کفران نعمت در قرآن پرداخته شده است. نقش شکرگزاری در زندگی مؤمنان، پیامدهای کفران نعمت و راه‌های افزایش قدردانی از نعمات الهی بررسی می‌شود.
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۴

سؤال

شکر نعمت و کفر نعمت چیست؟

شکر نعمت شامل شکر قلبی، زبانی و عملی است. شکر قلبی یعنی اعتراف به اینکه همه نعمت‌ها از خداوند است؛ شکر زبانی شامل ستایش خداوند، مانند گفتن «الحمدلله» و شکر عملی شامل صرف نعمت‌ها در راه رضای خداوند است

کفر نعمت به معنای ناسپاسی و استفاده نادرست از نعمت‌های الهی است. کفران نعمت عاملی برای از دست رفتن برکت و ناپایداری نعمت‌هاست و از آن به عنوان یکی از انواع کفر یاد می‌شود.

شکر نعمت

مراحل شکر نعمت

مفسران گفته‌اند شکر نعمت مراحلی دارد:

  1. شکر قلبی که انسان همه نعمت‌ها را از خداوند بداند.
  2. شکر زبانی، نظیر گفتن‏ ﴿اَلْحَمْدُلِلَّهِ.
  3. شکر عملی که با انجام عبادات و صرف کردن عمر و اموال در مسیر رضای خدا و خدمت به مردم به دست می‌آید.[۱]

هر گاه انسان‌ها نعمت‌های خدا را درست در همان هدف‌های واقعی نعمت صرف کردند، ثابت کرده‌اند که شایسته و لایق نعمت بیشتر هستند.[۲] با شکر، نه تنها نعمت‌های خداوند بر بندگان زیاد می‌شود، بلکه خود بندگان نیز رشد پیدا می‌کنند‏.[۳] خداوند در برابر نعمت‌هایی که به بندگان می‌بخشد نیازی به شکر آنها ندارد و اگر دستور به شکرگزاری داده آن هم موجب نعمت دیگری بر بندگان و یک مکتب عالی تربیتی است.[۴] تشکر به زبان و عمل از احسان‌کننده را قاعده عقلایی است که نعمت‌گیرنده، نعمت‌دهنده را در دل دوست می‌دارد و در عمل او را احترام می‌کند.[۵]

شکر نعمت در قرآن

واژه شکر با مشتقاتش ۷۵ مرتبه در قرآن آمده است. خداوند بر تشکر بندگان از نعمت‌های خود اصرار ورزیده است که فواید آن به خود بندگان می‌رسد.[۶]

  • خداوند خود را شکرگزار حقیقی معرفی کرده است که ثمره کارهای بندگانش را بی‌پاداش نمی‌گذارد.[۷]
  • انسان‌ها را به شکرگزاری دعوت می‌کند.[۸]
  • پاداش شکرگزاران را یادآور می‌شود.[۹]
  • نعمت‌هایی را یادآوری می‌کند که به عنوان نشانه و دلیل برای بندگانش عطا کرده است تا شکر گزار باشند.[۱۰]
  • شکرگزاران را به عنوان الگو و نمادی برای جامعه معرفی می‌کند.[۱۱]
  • شکرگزار نبودن عده‌ای از مردم و کمی شکرگزاران را یادآور شده و انسان‌ها را موعظه و توبیخ می‌کند که چرا شکرگزاران کم هستند و خدا را در برابر این همه نعمت شکر نمی‌کنید.[۱۲]

شکر نعمت در روایات

روایات زیادی درباره شکر نعمت آمده است:

  • امیرمومنان علی(ع) فرمود: «شکر کردن زینت توان‌گریاست.»‏[۱۳]
  • امیرمومنان علی(ع) فرمود: «هنگامی که مقدمات نعمت‌های خداوند به شما می‌رسد سعی کنید با شکرگزاری، بقیه را به سوی خود جلب کنید، نه آنکه با کمی شکرگزاری آن را از خود برانید.»[۱۴]
  • امام صادق(ع) فرمود: «شكر هر نعمتى گرچه بزرگ باشد، اين است كه خدا عز و جل را بر آن سپاس گوئى.»[۱۵]
  • أبى بصير، گويد: به امام صادق(ع) گفتم: براى شكر اندازه‏اى است كه چون بنده آن را انجام دهد شاكر باشد؟ فرمود: آرى گفتم: آن چيست؟ فرمود: «خدا را در هر نعمتى‏ كه دارد از اهل و مال، حمد گويد و اگر در مالى كه به او انعام كرده حقى باشد آن را ادا كند.»[۱۶]
  • امام صادق(ع) فرمود: «خدا هر نعمتى به بنده‌‏اى دهد، کوچک باشد يا بزرگ و آن بنده بگويد: الحمد للَّه، شكرش را ادا كرده است.» [۱۷]
  • ‏امام رضا(ع) فرمود: «هر كه خدا را بر نعمتى حمد كند او را شكر كرده و حمد از آن نعمت برتر است.» [۱۸]

کفران نعمت

کفران نعمت، به‌معنای ناسپاسی و نادیده گرفتن نعمت‌های خداوند، یکی از گناهان کبیره به‌شمار می‌آید و ضد شکر نعمت محسوب می‌شود؛ شکر نعمت به معنای آشکار کردن و قدردانی از نعمت است.[۱۹] کفران نعمت با رفتارهای ناسپاسانه مانند استفاده نامناسب از نعمت‌ها، بی‌توجهی به لطف دیگران، و پنهان کردن ارزش نعمت نمایان می‌شود.[۲۰] واژه «کفران» معمولاً برای انکار یا نادیده گرفتن نعمت به کار می‌رود.[۲۱]

کفر نعمت به معنای ناسپاسی و استفاده نادرست از نعمت‌های الهی است. کفران نعمت عاملی برای از دست رفتن برکت و ناپایداری نعمت‌هاست و از آن به عنوان یکی از انواع کفر یاد می‌شود.[۲۲]

کفران نعمت در قرآن

در آیات قرآن، کفران نعمت نکوهش شده و در مقابل شکر قرار داده شده است.[۲۳] اگر نعمت خدا در مسیر غیر حق مصرف شود، کفران نعمت و زمینه کفر است‏.[۲۴] کیفر کفران نعمت، تنها گرفتن نعمت نیست، بلکه حتی گاهی نعمت سلب نمی‌شود، ولی به صورت نقمت و استدراج در می‌آید تا شخص، کم‌کم سقوط کند.[۲۵]

  • خداوند گرسنگی و ترس را به عنوان پیامد ناسپاسی معرفی کرده است:﴿وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَه كانَتْ آمِنَه مُطْمَئِنَّه يَأْتيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ؛ خداوند مثلى زده است: منطقه آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزيش از هر جا مى‏رسيد؛ امّا به نعمت‌هاى خدا ناسپاسى كردند؛ و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى‏‌دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندام‌شان پوشانيد!(نحل:۱۱۲)
  • قرآن در آیات ۱۵ تا ۱۷ سوره سباء، نتیجه کفران نعمت قوم سباء را از دست دادن سرزمین آباد و گرفتار شدن در سختی و نقمت می‌داند.[۲۶]
  • خداوند کسانی را که نعمت‌های او را به کفر تبدیل کرده‌اند به هلاکت ونابودی و اقامت در جهنم هشدار می‌دهد: ﴿أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ؛ آيا نديدى كسانى را كه نعمت خدا را به كفران تبديل كردند، و قوم خود را به سراى نيستى و نابودى كشاندند؟!(إبراهيم:۲۸)

کفران نعمت در روایات

احادیث فراوانی، یادآور کفران نعمت و آثار زیان‌بار آن شده‌اند.

  • پیامبر اکرم(ص) فرمود: «گناهی که زودتر از همه گناهان عقوبتش دامان انسان را می گیرد، کفران نعمت است.»[۲۷]
  • امام علی(ع) فرمود: «کفران نعمت، سبب لغزش قدم‌ها و سلب نعمت‌ها می‌گردد.»[۲۸]
  • امام سجاد(ع) این گناه را سبب تغییر نعمت‌های الهی می‌داند.[۲۹]
  • کفران نعمت در سخنی از امام صادق(ع) از لشکریان جهل شمرده شده که در مقابل شکر است.[۳۰]

آیه «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید»

آیه ۷ سوره ابراهیم را مهم‌ترین و صریح‌ترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت یا کفران آن دانسته‌اند.[۳۱] در این آیه خداوند گفته است اگر شکرگزاری نمودید (نعمت شما را) زیاد می‌نمایم و اگر ناسپاسی و کفران کردید، عذاب من محققا سخت است. شکر زبانی و قلبی و خدمت‌گزاری از خداوند سبب زیادتی نعمت خداوند می‌شود و اگر کفران نعمت شود، عذاب شدید در پیش خواهد داشت.[۳۲]

افزایش نعمت‌های خداوند که به شکرگزاران وعده داده شده، تنها به این نیست که نعمت‌های مادی تازه‌ای به آنها ببخشد، بلکه نفس شکرگزاری که توأم با توجه مخصوص به خدا و عشق تازه‌ای نسبت به ساحت مقدس او است، خود یک نعمت بزرگ روحانی است که در تربیت نفوس انسان‌ها، و دعوت آنان به اطاعت فرمان‌های الهی، فوق‌العاده مؤثر است، بلکه شکر ذاتاً راهی است برای شناخت هر چه بیشتر خداوند. به همین دلیل علمای عقائد در علم کلام برای اثبات وجوب معرفه اللَّه (شناخت خدا) از طریق وجوب شکر منعم (نعمت‌بخش) وارد شده‌اند.[۳۳]

مطالعه بیشتر

  • شکر نعمت، محمد بنی هاشمی

منابع

  1. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۸۹.
  2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۷۹.
  3. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.
  4. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۷۸.
  5. محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۴.
  6. محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۴ و ۹۵.
  7. سوره بقره، آیه۱۵۸. سوره نساء، آیه۱۴۷. سوره فاطر، آیه۳۰ و ۳۴. سوره شوری، آیه۲۳. سوره تغابن، آیه۱۷.
  8. سوره بقره، آیه۱۵۲. ۱۷۲. سوره اعراف، آیه۱۴۴. سوره نحل، آیه۱۱۴. سوره عنکبوت، آیه۱۷. سبأ، آیه۱۵. سوره زمر، آیه۶۶.
  9. سوره آل‏عمران، آیه۱۴۵-۱۴۴. سوره اسراء، آیه۱۹. سوره قمر، آیه۳۵. سوره انسان، آیه۲۲.
  10. سوره بقره، آیه۵۲. ۵۶. ۱۸۵. سوره آل عمران، آیه۱۲۳. سوره مائده، آیه۶. ۸۹. سوره اعراف، آیه۵۸. سوره انفال، آیه۲۶. سوره ابراهیم، آیه۵. ۳۷. سوره نحل، آیه۱۴. ۷۸. سوره حج، آیه۳۶. سوره قصص، آیه۷۳. سوره روم، آیه۴۶. سوره لقمان، آیه۳۱. سوره سبأ، آیه۱۹. سوره فاطر، آیه۱۲. سوره شوری، آیه۳۳. سوره جاثیه، آیه۱۲.
  11. سوره اسراء، ۳. سوره نمل، آیه۱۹.
  12. سوره بقره، آیه۲۴۳. سوره اعراف، آیه۱۰. ۱۷. سوره یونس، آیه۶۰. سوره یوسف، آیه۳۸. سوره انبیاء، آیه۸۰. سوره مومنون، آیه۷۸. سوره نمل، آیه۷۳. سوره سجده، آیه۹. سبأ، آیه۱۳. سوره یس، آیه۳۵. ۷۳. سوره غافر، آیه۶۱. سوره ملک، آیه۲۳.
  13. شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص۴۷۹، حکمت۶۶.
  14. شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق، ص۴۷۰، حکمت۱۴.
  15. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۵، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۱.
  16. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۵، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۲.
  17. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۶، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۴.
  18. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۲، ص۹۶، بَابُ الشُّكْرِ، حدیث۱۳.
  19. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات ألفاظ القرآن (به عربی). سوریه: دار العلم- الدار الشامیة. صذیل واژه شکر.
  20. دهخدا، علی‌اکبر (۱۳۷۷). لغت‌نامه دهخدا (به عربی). تهران: دانشگاه تهران. صذیل واژه کفران.
  21. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲). مفردات ألفاظ القرآن (به عربی). سوریه: دار العلم- الدار الشامیة. صذیل واژه شکر.
  22. محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۵.
  23. مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳). بحارالانوار. ج۶۹. بیروت: دار إحیاء التراث العربی. ص۳۳۹.
  24. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.
  25. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۹۰.
  26. مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۱). تفسیر نمونه. ج۱۸. تهران: دارالکتب الاسلامیه. ص۵۸-۶۰.
  27. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، قم، دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، مجلس۱۶، ص۴۵۰.
  28. ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ، قم، دار الحديث‏، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش، ص۳۹۶.
  29. صدوق، محمد بن علی (۱۴۰۳). معانی الأخبار. ج۱. قم: انتشارات اسلامی. ص۲۷۰.
  30. برقى، احمد بن محمد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۱۹۷.
  31. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن‏، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۳۸۹.
  32. محسنی، شیخ محمد آصف، قوانین زندگانی انسان در قرآن، کابل، حوزه علمیه خاتم النبیین(ص)، ۱۳۹۲ش، ص۹۵.
  33. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۲۸۲.