آیه «و إن یکاد»: تفاوت میان نسخهها
A.rezapour (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
A.rezapour (بحث | مشارکتها) (ابرابزار) |
||
خط ۳: | خط ۳: | ||
آیا آیه و إن یکاد برای رفع چشم زخم است؟ | آیا آیه و إن یکاد برای رفع چشم زخم است؟ | ||
{{پایان سوال}} | {{پایان سوال}} | ||
{{پاسخ}}آیه ۵۱ و ۵۲ [[سوره قلم]] به آیه «و إن یکاد» مشهور است و طبق باور عموم مردم، خواندن و داشتن این آیه برای رفع [[چشم زخم]] بکار برده میشود. در شأن نزول و مفهوم این آیه بین مفسران اختلاف است. عدهای عبارت «لیزلقونک بابصارهم» را اینطور معنا کردهاند که با چشمانشان تو را از پا درمیآورند و بعضی معنا کردهاند که تو را چشم میزنند. بیشتر مفسران قائل به این هستند که این آیه درباره چشم زخم است و معنای آیه این است که کافران نزدیک بود پیامبر(ص) را چشم بزنند. اما روایتی که این آیه را برای رفع چشم زخم مفید | {{پاسخ}}آیه ۵۱ و ۵۲ [[سوره قلم]] به آیه «و إن یکاد» مشهور است و طبق باور عموم مردم، خواندن و داشتن این آیه برای رفع [[چشم زخم]] بکار برده میشود. در شأن نزول و مفهوم این آیه بین مفسران اختلاف است. عدهای عبارت «لیزلقونک بابصارهم» را اینطور معنا کردهاند که با چشمانشان تو را از پا درمیآورند و بعضی معنا کردهاند که تو را چشم میزنند. بیشتر مفسران قائل به این هستند که این آیه درباره چشم زخم است و معنای آیه این است که کافران نزدیک بود پیامبر(ص) را چشم بزنند. اما روایتی که این آیه را برای رفع چشم زخم مفید میداند معتبر نیست و از لحاظ سندی ضعیف شمرده میشود. | ||
== متن آیه == | == متن آیه == | ||
{{قرآن بزرگ|وَإِنْ | {{قرآن بزرگ|وَإِنْ یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ|وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ | ||
| سوره = قلم | | سوره = قلم | ||
| آیه = ۵۱ ۵۲ | | آیه = ۵۱ ۵۲ | ||
| ترجمه = و | | ترجمه = و کافران چون قرآن را شنیدند نزدیک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و میگویند که او دیوانه است، و حال آنکه قرآن برای جهانیان جز اندرزی نیست. | ||
}} | }} | ||
== تفسیر آیه == | == تفسیر آیه == | ||
در | در تفسیر این آیه نظرات گوناگونی دادهاند، اما بیشتر مفسران این آیه را دلیلی بر وجود چشم زخم دانستهاند: | ||
# منظور این است که دشمنان به هنگامی که آیات با عظمت قرآن را از تو میشنوند، به قدری خشمگین و ناراحت میشوند، و با عداوت به تو نگاه میکنند که گویی میخواهند تو را با چشمهای خود بر زمین افکنند و نابود کنند! و در توضیح این معنی جمعی افزودهاند که آنها میخواهند از طریق چشم زدن که بسیاری از مردم به آن عقیده دارند و میگویند در بعضی از چشمها اثر مرموزی نهفته است که با یک نگاه مخصوص ممکن است طرف را بیمار یا هلاک کند، تو را از بین ببرند. | |||
# بعضی دیگر گفتهاند که این کنایه از نگاههای بسیار غضبآلود است مثل اینکه میگوئیم فلان کس آن چنان بد به من نگاه کرد که گویی میخواست مرا با نگاهش بخورد یا بکشد! | |||
۳. تفسیر دیگری برای این آیه این است که قرآن میخواهد تضاد عجیبی را که در میان گفتههای دشمنان اسلام وجود داشت با این بیان ظاهر سازد و آن اینکه: آنها وقتی آیات قرآن را میشنوند آن قدر مجذوب میشوند و در برابر آن اعجاب میکنند که میخواهند تو را چشم بزنند (زیرا چشم زدن معمولاً در برابر اموری است که بسیار اعجابانگیز میباشد) اما در عین حال میگویند: تو دیوانهای.<ref>تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۲۵</ref> | |||
۳. | |||
=== معنای لیزلقونک بابصارهم === | === معنای لیزلقونک بابصارهم === | ||
" | " لَیُزْلِقُونَکَ" از ماده "زلق" به معنی لغزیدن و بر زمین افتادن است و کنایه از هلاکت و نابودی میباشد.<ref>تفسیر نمونه، ج24، ص: 425</ref> | ||
</ref> | علامه طباطبایی میگوید: «کلمه «زلق» به معنای زلل و لغزش است، و «ازلاق» به معنای ازلال، یعنی صرع است، و کنایه است از کشتن و هلاک کردن.»<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج19، ص: 648</ref> | ||
== امکان چشم زخم == | == امکان چشم زخم == | ||
{{نوشتار اصلی|چشم زخم}} | {{نوشتار اصلی|چشم زخم}} | ||
درباره اینکه چشم زدن وجود دارد یا نه بین مفسران اختلاف است. در تفاسیر، دلیلی عقلی برای رد آن ندیدهاند و گرایش به واقعیت داشتن چشم زخم وجود دارد. [[علامه طباطبایی]] درباره چشم زخم میفرماید: «چشم زدن، خود | درباره اینکه چشم زدن وجود دارد یا نه بین مفسران اختلاف است. در تفاسیر، دلیلی عقلی برای رد آن ندیدهاند و گرایش به واقعیت داشتن چشم زخم وجود دارد. [[علامه طباطبایی]] درباره چشم زخم میفرماید: «چشم زدن، خود نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیلی عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق هست، و روایاتی هم بر طبق آن وارد شده، و با این حال علت ندارد که ما آن را انکار نموده بگوییم یک عقیده خرافی است.»<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج19، ص: 648</ref> | ||
</ref> | |||
</ref> | در تفسیر نمونه آمده است: «این مسئله از نظر عقلی امر محالی نیست، چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد، حتی با تمرین و ممارست میتوان آن را پرورش داد، خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمها است.»<ref>تفسیر نمونه، ج24، ص: 427</ref> | ||
ابن سینا یقین به چشم زخم نداشته است و آن را از امور ظنی | ابن سینا یقین به چشم زخم نداشته است و آن را از امور ظنی میدانسته اما ملاصدرا گفته است برخی نفوس در قوه وهمیه به حدی میرسند که میتوانند در مواد دیگر اثر بگذارند و چشم زخم هم از همین مقوله است.<ref>دانشنامه جهان اسلام، ج۱۲، مدخل چشم زخم</ref> | ||
== دفع چشم زخم با آیه و إن یکاد == | == دفع چشم زخم با آیه و إن یکاد == | ||
روایتی مبنی بر اینکه پیامبر(ص) این آیه را برای رفع چشم زخم خوانده باشد وجود ندارد. در | روایتی مبنی بر اینکه پیامبر(ص) این آیه را برای رفع چشم زخم خوانده باشد وجود ندارد. در نقلی که ابوالفتوح از کلبی درباره این شأن نزول دارد، از قرائت این آیه به وسیله پیامبر برای جلوگیری از تأثیر چشمزخم مشرکان سخنی به میان نیامده است.<ref>روضالجنان، ج19، ص369 و 370. به نقل از مقاله آیه و إن یکاد، نشریه دائرة المعارف قرآن</ref> | ||
[[شهید مطهری]] اینکه این آیه برای دفع چشم زخم باشد را رد | [[شهید مطهری]] اینکه این آیه برای دفع چشم زخم باشد را رد میکند: «آیا آیه «وَ إِنْ یَکادُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ» خاصیت جلوگیری از چشم زخم دارد؟ ما تا حالا به مدرکی (حدیثی، جمله ای) برخورد نکردهایم که دلالت کند و بگوید از این آیه برای چشم زخم استفاده کنید. اینکه چشم زخم حقیقت است یا نه، یک مسئله است (فرضاً حقیقت است ولو در بعضی از افراد) و اینکه این آیه برای دفع چشم زخم باشد مسألهٔ دیگری است. چیزی که از طرف پیغمبر یا ائمه به ما نرسیده باشد، از پیش خود نباید بتراشیم.»<ref>کتاب آشنایی با قرآن، آیت الله مطهری، تفسیر سوره قلم</ref> | ||
ادعای دفع چشم زخم با آیه مذکور تنها به روایتی از حسن بصری بازمیگردد که به سبب ضعف سندی و رجالی، غیرمستند است ولی به رغم ضعف رجالی، روایت ایشان در تفاسیر اهل سنّت مورد توجه قرار گرفته، گسترش یافته و از این طریق به تفاسیر شیعه نیز انتقال یافته است. علاوه بر اینکه قبل از قرن ششم هجری قمری، اثری از این روایت در هیچ منبعی یافت نمیشود.<ref>اعتبارسنجی روایت حسن بصری در کارآمدی آیه «وَ إِن یکاَدُ» در دفع چشم زخم، | ادعای دفع چشم زخم با آیه مذکور تنها به روایتی از حسن بصری بازمیگردد که به سبب ضعف سندی و رجالی، غیرمستند است ولی به رغم ضعف رجالی، روایت ایشان در تفاسیر اهل سنّت مورد توجه قرار گرفته، گسترش یافته و از این طریق به تفاسیر شیعه نیز انتقال یافته است. علاوه بر اینکه قبل از قرن ششم هجری قمری، اثری از این روایت در هیچ منبعی یافت نمیشود.<ref>اعتبارسنجی روایت حسن بصری در کارآمدی آیه «وَ إِن یکاَدُ» در دفع چشم زخم، حدیث پژوهی سال دوازدهم بهار و تابستان 1399 شماره 23، حبیب الله حلیمی جلودار، فاطمه قربانی لاکتراشانی</ref> | ||
{{پایان پاسخ}} | {{پایان پاسخ}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس|۲}} | ||
{{شاخه | {{شاخه | ||
| شاخه اصلی =علوم و معارف قرآن | | شاخه اصلی =علوم و معارف قرآن | ||
خط ۵۷: | خط ۵۰: | ||
}} | }} | ||
{{تکمیل مقاله | {{تکمیل مقاله | ||
| شناسه = | | شناسه =شد | ||
| تیترها = | | تیترها =شد | ||
| ویرایش = | | ویرایش =شد | ||
| لینکدهی = | | لینکدهی =شد | ||
| ناوبری = | | ناوبری = | ||
| نمایه = | | نمایه = | ||
| تغییر مسیر = | | تغییر مسیر = | ||
| ارجاعات = | | ارجاعات = | ||
| بازبینی نویسنده = | | بازبینی نویسنده = | ||
| بازبینی = | | بازبینی = | ||
| تکمیل = | | تکمیل = | ||
| اولویت = | | اولویت =ج | ||
| کیفیت = | | کیفیت =ج | ||
}} | }} | ||
{{پایان متن}} | {{پایان متن}} |
نسخهٔ ۸ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۳۲
آیا آیه و إن یکاد برای رفع چشم زخم است؟
آیه ۵۱ و ۵۲ سوره قلم به آیه «و إن یکاد» مشهور است و طبق باور عموم مردم، خواندن و داشتن این آیه برای رفع چشم زخم بکار برده میشود. در شأن نزول و مفهوم این آیه بین مفسران اختلاف است. عدهای عبارت «لیزلقونک بابصارهم» را اینطور معنا کردهاند که با چشمانشان تو را از پا درمیآورند و بعضی معنا کردهاند که تو را چشم میزنند. بیشتر مفسران قائل به این هستند که این آیه درباره چشم زخم است و معنای آیه این است که کافران نزدیک بود پیامبر(ص) را چشم بزنند. اما روایتی که این آیه را برای رفع چشم زخم مفید میداند معتبر نیست و از لحاظ سندی ضعیف شمرده میشود.
متن آیه
﴿ | وَإِنْ یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌوَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ
و کافران چون قرآن را شنیدند نزدیک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و میگویند که او دیوانه است، و حال آنکه قرآن برای جهانیان جز اندرزی نیست. قلم:۵۱ ۵۲ |
﴾ |
تفسیر آیه
در تفسیر این آیه نظرات گوناگونی دادهاند، اما بیشتر مفسران این آیه را دلیلی بر وجود چشم زخم دانستهاند:
- منظور این است که دشمنان به هنگامی که آیات با عظمت قرآن را از تو میشنوند، به قدری خشمگین و ناراحت میشوند، و با عداوت به تو نگاه میکنند که گویی میخواهند تو را با چشمهای خود بر زمین افکنند و نابود کنند! و در توضیح این معنی جمعی افزودهاند که آنها میخواهند از طریق چشم زدن که بسیاری از مردم به آن عقیده دارند و میگویند در بعضی از چشمها اثر مرموزی نهفته است که با یک نگاه مخصوص ممکن است طرف را بیمار یا هلاک کند، تو را از بین ببرند.
- بعضی دیگر گفتهاند که این کنایه از نگاههای بسیار غضبآلود است مثل اینکه میگوئیم فلان کس آن چنان بد به من نگاه کرد که گویی میخواست مرا با نگاهش بخورد یا بکشد!
۳. تفسیر دیگری برای این آیه این است که قرآن میخواهد تضاد عجیبی را که در میان گفتههای دشمنان اسلام وجود داشت با این بیان ظاهر سازد و آن اینکه: آنها وقتی آیات قرآن را میشنوند آن قدر مجذوب میشوند و در برابر آن اعجاب میکنند که میخواهند تو را چشم بزنند (زیرا چشم زدن معمولاً در برابر اموری است که بسیار اعجابانگیز میباشد) اما در عین حال میگویند: تو دیوانهای.[۱]
معنای لیزلقونک بابصارهم
" لَیُزْلِقُونَکَ" از ماده "زلق" به معنی لغزیدن و بر زمین افتادن است و کنایه از هلاکت و نابودی میباشد.[۲]
علامه طباطبایی میگوید: «کلمه «زلق» به معنای زلل و لغزش است، و «ازلاق» به معنای ازلال، یعنی صرع است، و کنایه است از کشتن و هلاک کردن.»[۳]
امکان چشم زخم
درباره اینکه چشم زدن وجود دارد یا نه بین مفسران اختلاف است. در تفاسیر، دلیلی عقلی برای رد آن ندیدهاند و گرایش به واقعیت داشتن چشم زخم وجود دارد. علامه طباطبایی درباره چشم زخم میفرماید: «چشم زدن، خود نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیلی عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق هست، و روایاتی هم بر طبق آن وارد شده، و با این حال علت ندارد که ما آن را انکار نموده بگوییم یک عقیده خرافی است.»[۴]
در تفسیر نمونه آمده است: «این مسئله از نظر عقلی امر محالی نیست، چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد، حتی با تمرین و ممارست میتوان آن را پرورش داد، خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمها است.»[۵]
ابن سینا یقین به چشم زخم نداشته است و آن را از امور ظنی میدانسته اما ملاصدرا گفته است برخی نفوس در قوه وهمیه به حدی میرسند که میتوانند در مواد دیگر اثر بگذارند و چشم زخم هم از همین مقوله است.[۶]
دفع چشم زخم با آیه و إن یکاد
روایتی مبنی بر اینکه پیامبر(ص) این آیه را برای رفع چشم زخم خوانده باشد وجود ندارد. در نقلی که ابوالفتوح از کلبی درباره این شأن نزول دارد، از قرائت این آیه به وسیله پیامبر برای جلوگیری از تأثیر چشمزخم مشرکان سخنی به میان نیامده است.[۷]
شهید مطهری اینکه این آیه برای دفع چشم زخم باشد را رد میکند: «آیا آیه «وَ إِنْ یَکادُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ» خاصیت جلوگیری از چشم زخم دارد؟ ما تا حالا به مدرکی (حدیثی، جمله ای) برخورد نکردهایم که دلالت کند و بگوید از این آیه برای چشم زخم استفاده کنید. اینکه چشم زخم حقیقت است یا نه، یک مسئله است (فرضاً حقیقت است ولو در بعضی از افراد) و اینکه این آیه برای دفع چشم زخم باشد مسألهٔ دیگری است. چیزی که از طرف پیغمبر یا ائمه به ما نرسیده باشد، از پیش خود نباید بتراشیم.»[۸]
ادعای دفع چشم زخم با آیه مذکور تنها به روایتی از حسن بصری بازمیگردد که به سبب ضعف سندی و رجالی، غیرمستند است ولی به رغم ضعف رجالی، روایت ایشان در تفاسیر اهل سنّت مورد توجه قرار گرفته، گسترش یافته و از این طریق به تفاسیر شیعه نیز انتقال یافته است. علاوه بر اینکه قبل از قرن ششم هجری قمری، اثری از این روایت در هیچ منبعی یافت نمیشود.[۹]
منابع
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۲۵
- ↑ تفسیر نمونه، ج24، ص: 425
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج19، ص: 648
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج19، ص: 648
- ↑ تفسیر نمونه، ج24، ص: 427
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، ج۱۲، مدخل چشم زخم
- ↑ روضالجنان، ج19، ص369 و 370. به نقل از مقاله آیه و إن یکاد، نشریه دائرة المعارف قرآن
- ↑ کتاب آشنایی با قرآن، آیت الله مطهری، تفسیر سوره قلم
- ↑ اعتبارسنجی روایت حسن بصری در کارآمدی آیه «وَ إِن یکاَدُ» در دفع چشم زخم، حدیث پژوهی سال دوازدهم بهار و تابستان 1399 شماره 23، حبیب الله حلیمی جلودار، فاطمه قربانی لاکتراشانی