پرش به محتوا

آلایش حدیث

از ویکی پاسخ
سؤال

آلایش حدیث چیست و عوامل تاریخی آلایش حدیث را بیان کنید؟


آلایش حدیث، به هرگونه آسیبی گفته می‌شود که سند و متن احادیث را دچار مشکل کرده باشد. اصطلاح "آلایش حدیث" به صورت لفظی در کتب قدیم رجال نیامده، اما علل الحدیث، حدیث معلل و آسیب‌های حدیثی، از معانی مشابه آلایش حدیث است.

آلایش حدیث عوامل گسترده‌ای دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: وضع حدیث (جعل حدیث)؛ اسرائیلیات؛ منع از تدوین حدیث؛ اختلافات مذهبی و فرقه‌ای؛ نقل به معنا و اشتباهات راویان.

چیستی آلایش

«آلایش» در لغت به معنی آلودن، آلودگی و ناپاکی است.[۱] در کتب علم رجال و حدیث، اصطلاح "آلایش حدیث" به صورت مستقیم با این عنوان به کار نرفته است، علل الحدیث[۲] [یادداشت ۱] یا حدیث معلل [۳] [۴] [یادداشت ۲] یا اخبار الدخیله،[۵] [یادداشت ۳] و آسیب‌های حدیثی از معانی مشابه آلایش حدیث است. با توجه به همسویی معانی علل الحدیث، حدیث معلل، اخبار الدخیله و ... با آلایش حدیث، می‌توان گفت مقصود از آلایش حدیث، هرگونه آسیبی است که سند و متن احادیث را دچار مشکل کرده باشد.

عوامل تاریخی آلایش حدیث

وضع حدیث (جعل حدیث)

وضع به معنای ساختگی بودن حدیث است و به روایاتی اشاره دارد که به دروغ به پیامبر(ص) یا ائمه(ع) نسبت داده شده‌اند. [۶] [۷] با وجود پیشرفت‌های اسلام و مسلمانان در ابتدای دوران اسلامی و عدم توان دشمنان در مقابله مستقیم با آن، عده‌ای با ساختن احادیث دروغین باعث ورود موجی از احادیث ساختگی در میان روایات اسلامی شدند.[۸]

اسرائیلیات

واژه‌ي «اسرائيليات» جمع اسرائيليه، در اصطلاح گاهي در معنايي ويژه، فقط بر آن دسته از رواياتي اطلاق مي‌گردد كه صبغه‌ي يهودي دارد.[۹] گاهي در مفهومي گسترده‌تر به كار مي‌رود و روايات يهودي و مسيحي را در بر مي‌گيرد. نيز گاهي در مفهومي فراگيرتر از دو مورد پيشين به كار مي‌رود و هر نوع روايت و حكايتي را كه از منابع غيراسلامي به قلمرو فرهنگ اسلامي وارد گردد، شامل مي‌شود. [۱۰] [۱۱] [۱۲] با این نگرش، این واژه دارای معنای گسترده‌ای است و اطلاق آن بر دو فرهنگ یهودی و مسیحی از باب تغلیب است. [۱۳] [۱۴]

این حرکت در زمان حیات رسول خدا(ص)آغازشد و پیامبر(ص) آن را محکوم و مردود اعلام کرد و مسلمانان را ازآن بازداشت و آنچه را برخی اصحاب از آنان نوشته بودند، نابود کرد. با رحلت پیامبر(ص) حساسیت نسبت به اسرائیلیات فروکش کرد و این‌ها اندک اندک در جامعه اسلامی منزلتی یافتند و حتی به مناصبی هم رسیدند.[۱۵] [۱۶]

منع از تدوین حدیث

مسلمانان در حیات رسول خدا(ص) به حفظ و نوشتن احادیث ایشان اهمیت زیادی می‌دادند.[۱۷] این مسئله به جهت اهتمام پیامبر(ص) به این امر بوده است.[۱۸] روایات بسیاری در اثبات وقوع کتابت حدیث در زمان پیامبر(ص) نقل شده است.[۱۹]

بعد از رحلت آن حضرت، خلفا به بهانه‌هایی از نقل و نوشتن حدیث جلوگیری کردند. [۲۰] عمر بن الخطاب در نقلی به صحابه چنین گفته است: «أَقِلُّوا الرِّوَايَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَّا فِيمَا يُعْمَلُ بِهِ.؛ نقل روایت از پیامبر را کم کنید مگر آنچه را که به آن عمل می‌شود؛» [۲۱] [۲۲]

شیعه معتقد است هدف اصلی آنها از این کار جلوگیری از انتشار فضائل اهل بیت(ع) بوده و جهت آشکار نشدن این هدف و این‌که صحابه در برابر این امر مقاومت نشان ندهند از نقل و نوشتن هرگونه حدیثی جلوگیری کردند.[۲۳]

تدوین حدیث در میان شیعیان در زمان پیامبر(ص) آغاز و در دوران اهل بیت(ع) نیز ادامه داشته است و در هیچ زمانی متوقف نشده است.[۲۴]

اختلافات مذهبی و فرقه‌ای

بعد از پیامبر(ص)، مذاهب مختلفی پدید آمد. بعضی از این مذاهب برای اثبات برتری خود و بی‌اعتبار کردن رقبا، فضیل‌تراشی برای رهبران خود و پیش‌برد اهداف‌شان، به جعل حدیث دست زدند. [۲۵] [۲۶]

نقل به معنای حدیث توسط راویان

برخی راویان حدیث را دقیق نقل نکرده و به جای الفاظ معصوم(ع)، معنای آن را بیان کردند که باعث تغییر معنای حدیث شده است.[۲۷] راوي حدیث گاهی شنیده‌هاي خود را با واژگان دیگر یا قالب و ساختاري مشابه که اصل معنا را می‌رساند، بیان می‌کند که یکی از آفت‌ها و آسیب‌های حدیثی است. [۲۸] [۲۹] [۳۰] نقل به معنا در احادیث ، از عوامل مهم پیدایش اختلاف در اخبار است. [۳۱] [۳۲] راه یافتن اشتباه و خطا در پاره‌اي از روایات، نارسایی عبارات، تحریف در الفاظ بعضی از روایات، [۳۳] [۳۴] از جمله آسیب‌های نقل به معناست.

منابع

  1. ↑ دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا .
  2. ↑ ربانى، محمد حسن، سبك شناسي دانش رجال الحديث، قم، مركز فقهى ائمه اطهار، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ص۲۵۶.
  3. ↑ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال(رحلي)، بی‌جا، بى‌نا، چاپ اول، ج۳ خاتمه، ص۵۰.
  4. ↑ استرآبادى، محمدجعفر بن سيف‏الدين، لب اللباب في علم الرجال، تهران، اسوه، چاپ اول، ۱۳۸۸ش، ص۸۰.
  5. ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبار الدخیله، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۹۰ق- ۱۳۴۸ش، کل کتاب.
  6. ↑ كجورى شيرازى، محمدمهدى، الفوائد الرجاليه، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول، ۱۴۲۴ق، ص۲۰۸.
  7. ↑ كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، المقالات و الرسالات، قم، المؤتمر العالمي لألفيه الشيخ المفيد، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۵۷.
  8. ↑ زین العابدین، قربانی، علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، قم، انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ص۶۶.
  9. ↑ دائره المعارف بزرگ اسلامي، زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، چاپ دوم، تهران، مركز نشر دائره المعارف بزرگ اسلامي، ۱۳۶۹ش، ج۱۱، ص۱۳۵.
  10. ↑ ذهبي، محمد حسين ، التفسير و المفسرون، قاهره، دار الكتب الحديثه، ۱۳۸۱ق، ج۱۱، ص۱۶۵.
  11. ↑ دروزه، محمد عزه، اسرائیلیات فی التفسیر و الحدیث، دمشق، فی دارالایمان، ۱۴۰۵ق، ص۲۰۴.
  12. ↑ دائره المعارف تشيّع، زير نظر احمد صدر حاج سيد جوادي، كامران فاني و بهاء الدين خرمشاهي، چاپ دوم، تهران، بنياد خيريه و فرهنگي شط، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۱۳۹.
  13. ↑ معرفت، محمد هادی، التفسیر المفسرون، مشهد، الجامعه الرضویه للعلوم الاسلامیه، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۸۰.
  14. ↑ مركز فرهنگ و معارف قرآن، دايره المعارف قرآن كريم، قم بوستان كتاب، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۲۲۰.
  15. ↑ جمشیدی، اسد الله، تاریخ حدیث،قم، موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۰.
  16. ↑ عسکری ، مرتضی، معالم المدرستین، تهران، موسسه البعثه، چاپ اول، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۵۷.
  17. ↑ منبع
  18. ↑ مؤدب، رضا، تاریخ حدیث، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۴، ج۱، ص۳۱.
  19. ↑ حسینی جلالی، محمدرضا، تدوین السنه الشریفه، بی جا، بی تا، ص۲۹.
  20. ↑ مؤدب، رضا، تاریخ حدیث، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۴، ج۱، ص۱۸۶.
  21. ↑ ابوبکر، عبدالرزاق، المصنف، بی‌جا، المجلس العاملی، بی تا، ج۱۱، ص۲۶۲، رقم ۲۰۴۹۶.
  22. ↑ ابن کثیر، ابوالفداء، البدایه و النهایه، بی جا، دارالفکر، ۱۴۰۷ ق، ج۸، ص۱۰۷.
  23. ↑ حسینی جلالی، محمدرضا، تدوین السنه الشریفه، بی جا، بی تا، ص۴۱۲.
  24. ↑ عسگری، مرتضی، معالم المدرستین، بی جا، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۴ق،ج۲، ص۵۰.
  25. ↑ جمشیدی، اسد الله، تاریخ حدیث، قم، موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۵ .
  26. ↑ رامینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۳۷۹، ج۵، ص۲۷۷–۲۸۷.
  27. ↑ بهبودى، محمّد باقر، علل‏ الحديث‏، تهران، انتشارات سنا، چاپ اول، ۱۳۷۸ق، ص۲۱۰.
  28. ↑ شهید ثانی، زین الدین بن علی، الرعایۀ فی علم الدرایۀ، تحقیق: بقّال، قم، مکتبـۀ المرعشی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق، ص۳۱۰.
  29. ↑ عاملی، حسین بن عبدالصمد، وصول الاخیار إلی اصول الاخبار، قم، مجمع الذخائرالاسلامی، ۱۴۰۱ق، ص۱۵۱.
  30. ↑ صدر، حسن، نهایۀ الدرایۀ، تهران، نشر المشعر، بی‌تا، ص۴۸۸.
  31. ↑ صدر ، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، تحقیق: محمود هاشمی، مرکـز الغدیر، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق، ج۷، ص۳۲.
  32. ↑ سبحانی ، جعفر، المحصول فی علـم الاصـول ، تقریـر: محمـود جلالـی، قم، مؤسسـه الامـام الصادق، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۳۴.
  33. ↑ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، الاعلمی، چاپ سوم، ۱۳۹۳ق، ج۸، ص۱۹۹. ج۱۴، ص۳۳۰.
  34. ↑ عاشوري تلوکی، ناد علی، پژوهشی در علم الحدیث، چاپ اول، انتشارات گویا، ۱۳۷۷ش، ص۱۶۷.
  1. ↑ به سبب وجود علل و نقص‌‏هايى كه در سند يا متن بعضى روايات ديده مى‏شود، علمى به نام علل‏ الحديث‏ پديد آمده كه عوامل ضعف حديث را بررسى مى‏كند.« ربانى، محمد حسن، سبك شناسي دانش رجال الحديث، قم، مركز فقهى ائمه اطهار، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ص۲۵۶.»
  2. ↑ یکی از معانی معلل این است که علت و آسیبی در متن یا سند حدیث وجود دارد که باعث ضعف و کم‌اعتباری حدیث می‌شود. عللی مانند حذف واسطه‌ها بین راوی و معصوم، وقوع تغییر در متن حدیث توسط راوی و ... .«مرعى، حسين عبدالله، منتهى المقال في الدرايه و الرجال، لبنان – بيروت، موسسه العروه الوثقى، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ص۷۲.»
  3. ↑ اخبار دخليه به رواياتى گويند كه در آنها نقطه ضعفى بوده كه مى‏توان در دلالت يا سندشان خدشه نمود؛ كلمه «دخيلة» از مادّه «دخل» است؛ اخبار الدخیله يعنى اين اخبار داراى علّت و نقص هستند. از «اخبار الدخيلة» گاهى به «معلّل» نيز تعبير مى‏شود.« ربانى، محمد حسن، سبك شناسي دانش رجال الحديث، قم، مركز فقهى ائمه اطهار، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ص۲۵۵.»

[[رده:]]