پرش به محتوا

معرفت نفس

از ویکی پاسخ
سؤال

حدیث «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه» را توضیح دهید.

معرفت نفس

معرفت نفس انسانی محور جمیع مسائل علوم عقلی و علوم نقلی و اساس همه خیرات و سعادات است. به بیان امیرالمؤمنین(ع): «مَعرِفَةُ النَّفسِ أنفَعُ المَعارِفِ؛ شناخت نفس سودمندترین شناخت‌ها است.»[۱]

«معرفت نفس همان روان‌شناسی و خودشناسی است که نزدیک‌ترین راه‌ها به ماورای طبیعت و صراط مستقیم خداشناسی است. انسان بزرگترین جدول بحر وجود، و جامع‌ترین دفتر غیب و شهود، و کاملترین مظهر واجب الوجود است. این جدول اگر درست تصفیه و لای روبی شود مجرای آب حیات و مجلای ذات و صفات می‌گردد.»[۲]

حدیث «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه» یکی از احادیث معروف بوده و از پیامبر(ص) نقل شده است[۳] و مشابه این حدیث از امام علی(ع) هم نقل گردیده ‌است.[۴]

ترجمه حدیث چنین است: «هرکس خود را بشناسد پروردگارش را شناخته است.» اما مهم این است که منظور از شناخت نفس چیست؟ چگونه می‌توان به شناخت نفس رسید؟ و راه‌ها و اسباب شناخت چیست؟

راه‌های رسیدن به معرفت نفس

  • انسان دارای مراتب و شئونات مختلف است؛

گرچه انسان یک حقیقت بیش نیست اما دارای ابعاد گوناگونی از وجود است. وجود انسان از ماده خاکی بی درک و شعور آغاز شده و به جوهر مجرد ملکوتی منتهی می‌گردد.[۵]

آنجا که می‌گوید: وزن و شکل من، از مرتبه طبیعی خویش حکایت می‌کند. آنجا که می‌گوید: غذا و رشد و نمو من، از مرتبه جسم نامی خویش خبر می‌دهد. و آنگاه که می‌گوید: حرکت و شهوت و غضب من، از مرتبه حیوانی خویش گزارش می‌دهد؛ و بالاخره جایی که می‌گوید: فکر و اندیشه و عقل من، از مرتبه عالی انسانی خویش می‌گوید. پس انسان «من‌ها» و «نفس‌های» گوناگون دارد: خودجسمانی، نباتی، حیوانی و انسانی.[۶]

  • اصالت و ارزش هر انسان حقیقتاً از آنِ مرتبه روح مجرد او است؛

آنچه انسان را انسان کرده و بر سایر موجودات برتری داده همین روح مجرد و ملکوتی و نفخه الهی اوست.[۷] خداوند در قرآن سجده بر آدم(ع) را بعد از نفخ و دمیدن روح الهی بر او بر فرشتگان واجب گردانید.[۸] و همین‌طور فخر بر آفرینش انسان را برای خود، بعد از این می‌داند که بر آدم و انسان روح دمیده شد.[۹]

  • تمام کمالات و ارزش‌ها در مرتبه روح نهفته شده ‌است؛

در مرتبه روح مجرد است که خودخواهی‌ها و حسدها و جهل‌ها می‌تواند از وجود آدمی رخت بربندد، و جای خود را به کمالات و ارزش‌ها بدهد.[۱۰] و در این رتبه است که انسان می‌تواند آزادانه بیندیشد و درک کند و بفهمد. از اندیشه و درک و فهم، شناخت حاصل می‌شود؛ شناخت ضعف‌ها، توانایی‌ها، نیازمندی‌ها، وابستگی‌ها.

  • در مرتبه روح مجرد است که انسان قابلیت شناخت اختیاری پروردگار را پیدا می‌کند؛

در این مرحله است که انسان توانایی درک وابستگی وجود خود را می‌یابد و می‌فهمد که هیچ شأنی از شئونش بدست خودش نیست و تمام وجودش تحت ربوبیّت موجودی قرار دارد که به او وابسته و هر چه دارد از او است.

از این رو در احادیث بر ارزش نفس انسانی تأکیدات فراوانی وارد شده‌ است. حضرت علی(ع) بیان می‌کند که: «تعجب می‌کنم از کسی که برای یافتن گمشده‌اش تلاش می‌کند در صورتی که نفس (انسانی) خود را گم کرده و در صدد یافتن آن نیست».[۱۱]

  • رسیدن به مرحله ملکوتی به معنی مهمل گذاشتن مراتب پایین نیست.

درست است که همه کمالات در مرتبه روح ملکوتی و نفخه الهی انسان نهفته ‌است، اما این روح مجرد بدون مراتب پایین‌تر نمی‌تواند به فضایل و کمالات دست یابد. در واقع برگشت این مطلب به این است که اگر انسان اسیر مراتب پایین باشد و از حقیقت خود غافل بماند اعمال مراتب پایین را فقط انجام می‌دهد. (مثل خوردن و آشامیدن و شهوترانی و خشمگین شدن که به صورت حیوانی محض باشد نه برای اهداف عالی). اما اگر از قوای مراتب پایین بهره برد می‌تواند افعالی با نیات و اهداف عالی انجام داده و باعث تعالی روح خود شود.[۱۲]

مصادیق معرفت نفس

در حدیث معرفت نفس احتمالات فراوانی وجود دارد که برخی محققین تا دوازده احتمال ذکر کرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  • هر کس خود را بشناسد و بفهمد که روحش یکی است و اگر متعدد باشد باعث تعارض و فساد بدن می‌شود خواهد فهمید که رب هستی نیز یکی است و اگر متعدد باشد باعث فساد آن می‌شود.
  • کسی که بداند که بر روح چیزی از معلومات بدن مخفی نیست بلکه به تمام آن علم دارد، خواهد فهمید که رب هستی نیز بر تمام هستی و حتی ذرات آن علم و احاطه دارد.
  • کسی که ی ببرد که نسبت روح به تمام اعضای بدن مساوی است و چیزی به او نزدیک‌تر یا دورتر نیست خواهد فهمید که تمام اشیاء نسبت به قدرت و علم خداوند رابطه یکسانی دارند.
  • هر کسی بشناسد که نفس انسان با حواس ظاهری قابل درک نیست خواهد فهمید که خداوند نیز با حواس ظاهری قابل درک نیست.[۱۳]
  • اگر کسی بفهمد که شناخت حقیقی روح امکان ندارد، خواهد فهمید که درک کنه خداوند نیز برای بشر قابل دسترسی نیست.


مطالعه بیشتر

  • قرآن در اسلام، علامه طباطبائی، انتشارات درالکتب الاسلامیه، ص۳–۱۸؛
  • مجموعه آثار، شهید مطهری(ره)، انتشارات صدرا، ج۲، جهان بینی اسلامی، ص۳۰۳-۳۲۷.


منابع

  1. ↑ . حسن‌زاده آملی، حسن، معرفت نفس، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش، ج۱، مقدمه.
  2. ↑ معرفت نفس، ج۱، مقدمه.
  3. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۶۱، ص۹۹.
  4. ↑ آمدی، غررالحکم، چاپ دانشگاه، ج۶.
  5. ↑ امینی، ابراهیم، خودسازی، انتشارات شفق، چاپ هشتم، ۱۳۷۵ش، ص۱۶–۱۹.
  6. ↑ خودسازی، ص۱۶–۱۹.
  7. ↑ خودسازی، ص۱۶–۱۹.
  8. ↑ حجر/۲۹.
  9. ↑ مؤمنون/۱۲–۱۴.
  10. ↑ خودسازی، ص۲۲.
  11. ↑ آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۲، ص۳۶.
  12. ↑ خودسازی، ص۱۲۲–۱۲۹.
  13. ↑ شبّر، مصابیح الانوار، ج۱، ص۲۰۴.