حدیث ابوبکر به منزله گوش و عمر به منزله چشم پیامبر است
| اطلاعات حدیث | |
|---|---|
| موضوع | نکوهش خلفایسهگانه به دلیل غصب خلافت |
| به نقل از | امام هادی(ع) از پدرانش از امام حسین(ع) |
| راویان | |
| راوی اصلی | عبدالعظیم حسنی |
| دیگر راویان | ابوقاسم علی بن احمد دَقّاق ، محمد بن ابیعبدالله کوفی، سهل بن زیاد آدمی |
| سند | |
| منابع شیعه | عیون اخبار الرضا(ع) |
| توضیحات | تقطیع روایت باعث برداشت اشتباه شده است. محتوای روایت کامل، نکوهش خلفایسهگانه است؛ نه ستایش آنها. |
ابوبکر به منزله گوش و عمر به منزله چشم و عثمان به منزله قلب پیامبر است، بخشی از حدیثی است که در آن پیامبر(ص)، خلفای سهگانه (ابوبکر، عمر و عثمان) را به دلیل غصب خلافت از امام علی(ع) نکوهش کرده است. در این حدیث، پیامبر خلفای سهگانه را به منزله گوش، چشم و قلب خود شمرده که باید از جانشینی امام علی(ع) حمایت کنند؛ ولی خلافت را از او غصب خواهند کرد و به همین دلیل، روز قیامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
تقطیع این حدیث و ذکر تنها بخش نخست آن باعث شده مخاطب تصور کند محتوای آن ستایش خلفای سهگانه است؛ با اینکه از ادامه روایت فهمیده میشود پیامبر(ص) آنها را نکوهش کرده است.
متن و ترجمه
امام هادی(ع) از پدارنش، از امام حسین(ع) روایت کرده که پیامبر(ص) فرمود:
| « | إِنَّ أَبَا بَكْرٍ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ السَّمْعِ وَ إِنَّ عُمَرَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ الْبَصَرِ وَ إِنَّ عُثْمَانَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ الْفُؤَادِ قَالَ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ دَخَلْتُ إِلَيْهِ وَ عِنْدَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَتِ سَمِعْتُكَ تَقُولُ فِي أَصْحَابِكَ هَؤُلَاءِ قَوْلًا فَمَا هُوَ فَقَالَ(ص) نَعَمْ ثُمَّ أَشَارَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ هُمُ السَّمْعُ وَ الْبَصَرُ وَ الْفُؤَادُ وَ سَيُسْأَلُوَن عَنْ وَصِيِّي هَذَا وَ أَشَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: ﴿إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا﴾(اسراء:۳۶) ثُمَّ قَالَ(ع) وَ عِزَّةِ رَبِّي إِنَّ جَمِيعَ أُمَّتِي لَمَوْقُوفُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَسْئُولُونَ عَنْ وَلَايَتِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ﴾(صافات:۲۴)[۱] | » |
ابوبکر نسبت به من مانند گوش و عمر مانند چشم و عثمان مانند قلب من است. [امام حسین] میفرماید: فردا نزد پیامبر(ص) رفتم. کنار او، امیرالمؤمنین(ع)، ابوبکر، عمر و عثمان نیز حضور داشتند. به پیامبر(ص) گفتم: پدرم! شنیدهام شما درباره اصحابت چنین فرمودهای، جریان چیست؟ پیامبر فرمود: آری. سپس به آنان اشاره کرد و فرمود: آنان گوش، چشم و دل من هستند و به زودی مورد بازخواست خدا درباره جانشین من، این شخص -اشاره کردند به علی بن ابیطالب(ع)- قرار میگیرند. بعد از آن فرمود: خدای بلندمرتبه میفرماید: ﴿بدون تردید گوش و چشم و قلب تمامی آنها، مورد سؤال واقع میشوند.﴾ قسم به عزت پروردگارم! بیگمان تمامی امت من در روز قیامت بازمیایستند و از آنان درباره ولایت علی سؤال میشود و این همان معنای کلام خداوند بلندمرتبه است: ﴿آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند.﴾
شیخ صدوق همین روایت را در کتاب معانی الاخبار از امام حسن مجتبی(ع) نقل کرده است.[۲]
محتوای حدیث
بر اساس این حدیث، ابوبکر به منزله گوش، عمر به منزله چشم و عثمان مانند قلب پیامبر است. پیامبر(ص) در ادامه این روایت، خلفای سهگانه را (ابوبکر، عمر و عثمان) به دلیل غصب خلافت از امام علی(ع) نکوهش کرده است. در این روایت، پیامبر خلفای سهگانه را به منزله گوش، چشم و قلب خود شمرده که باید از جانشینی امام علی(ع) حمایت کنند؛ ولی خلافت را از او غصب خواهند کرد و به همین دلیل، روز قیامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
تقطیع حدیث
برخی این حدیث را تقطیع کرده و تنها بخش نخست آن را ذکر کردهاند. تقطیع حدیث به این معنا است که برای نمونه، یک پژوهشگر بخشی از حدیثی را که مربوط به پژوهش او است ذکر کرده و دیگر بخشهای عبارت را حذف میکند. اگر تقطیع به صورتی باشد که مخاطب در فهم درست آن بخش از روایت به اشتباه بیافتد، پژوهشگر دچار تقطیع نادرست شده است.[۳]
در حدیث ابوبکر به منزله گوش و عمر به منزله چشم و عثمان به منزله قلب پیامبر است، اگر فقط همین بخش از روایت ذکر شود و دیگر قسمتهای آن حذف شود، فهمی نادرست از روایت برداشت میشود. در این صورت، مخاطب تصور میکند پیامبر(ص) خلفای سهگانه را ستوده است؛ با اینکه مقصود این بخش از حدیث از ادامه آن معلوم میشود که پیامبرخدا(ص) آنها را به دلیل غصب خلافت نکوهش کرده است.
منابع
- ↑ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۳۱۳، به تحقیق و تصحیح مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، معاني الأخبار، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، ۱۴۰۳ق، ص۳۸۷.
- ↑ طباطبایی، سید محمدکاظم، منطق فهم حدیث، ص۳۸۵ و ۳۸۶، قم، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
