Article-dot.png
Article-dot.png
Article-dot.png

ایمان کامل به خدا و ترس از مردم

از ویکی پاسخ
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سؤال

حدیث «هر که به خدا ایمان کامل داشته باشد از مردم وحشت می‌کند» را توضیح دهید؟

روایت ایمان به خدا و ترس از مردم، با شکل‌های مختلف در کتاب‌های حدیثی از معصوم نقل شده ‌است: مانند: «مَنْ آنسَ باللهِ استوحَشَ مِنَ الناس؛ هر کس با خدا انس بگیرد، از مردم وحشت دارد.»[۱] «مَنْ استوحشَ مِنَ الناسِ أنسَ باللهِ سبحانَه؛ کسی از مردم دوری گزیند، با خدای سبحان انس بگیرد.» و «ثمره الاُنسِ بالله الإستیحاشُ مِنَ الناس؛ ثمره انس با خدا، دوری گزیدن از مردم است.»[۲] واژه «انس» در بعضی از جوامع روایی به صورت ثلاثی مجرد (أنس) و در بعضی دیگر به صورت ثلاثی مزید آمده است (آنس).[۳]

زندگی اجتماعی با همه اهمیتش، نمی‌تواند ارزش مطلق دانسته شود. در بعضی مواقع لازم است جامعه‌گریزی و هجرت از مردم را که قرآن به چند نمونه از آن اشاره کرده‌ است، انتخاب نمود. مانند:

  • داستان اصحاب کهف که آن جوانان صالح از اجتماع و مردم فاسد زمانه خود کناره‌گیری نمودند و قرآن نیز از آنها ستایش کرده ‌است.[۴]

در قرآن به همان اندازه که به محبت کردن به مردم اهمیت داده شده است، به تبری از بعضی از انسان‌ها و دور شدن از آنها نیز اهمیت داده شده ‌است، همان‌طور که در کنار بحث صلح و مسالمت، از جهاد نیز بحث کرده‌ است.[۷] قرآن توصیه می‌کند که در برخی مواقع برای حفظ دین لازم است از اجتماع و مردم کناره‌گیری کرد. به عنوان نمونه می‌فرماید: «حقاً که ابراهیم و یارانش الگوی نیکو هستند برای شما، هنگامی که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه که می‌پرستید بیزاریم.».[۸]

روایت مورد سؤال در مقام توصیه اخلاقی است. زمانی که انسان به خدا نزدیک‌تر شود، خود را از جاذبه‌های دنیوی دور نگه می‌دارد و دلبستگی را از تعلقات دنیوی می‌رهاند. مراد روایت که الفت و انس به خدا، سبب وحشت از مردم می‌شود وحشت و ترس از خود مردم نیست، بلکه انسان با تقوا، از گناهان مردم وحشت دارد و دوست دارد از آنها دوری کند، تا گناه او را غافل و از رحمت خداوند دور نسازد.


منابع

  1. عبدالوهاب بن محمد تمیمی، غرر الحکم و درر الکلم، شرح محمد خوانساری، تهران، دانشگاه تهران، چاپ سوم، ۱۳۶۶، ج۵، ص۲۳۲.
  2. کتاب غرر الحکم، شرح رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷، ج۱، ص۱۳۷.
  3. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه وفاء، ۱۴۰۴، ج۷۵، ص۳۷۷ و ج۶۷، ص۱۱.
  4. کهف/۱۶.
  5. مریم/۴۸.
  6. حدید/۲۷.
  7. مصباح یزدی، محمد تقی، اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۷، ج۳، ص۳۳–۳۴.
  8. ممتحنه، ۴؛ جوادی آملی، عبدالله، حیات حقیقی انسان در قرآن، انتشارات اسراء، ۱۳۸۲، چاپ اول، ج۱۵، ص۲۳۴.