پرش به محتوا

ایمان کامل به خدا و ترس از مردم

از ویکی پاسخ
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۱۷ توسط Nazarzadeh (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی متن - ' | بازبینی =' به ' | ارزیابی کمی =')
سؤال

حدیث «هر که به خدا ایمان کامل داشته باشد از مردم وحشت می‌کند» را توضیح دهید؟

روایت ایمان به خدا و ترس از مردم، با شکل‌های مختلف در کتاب‌های حدیثی از معصوم نقل شده ‌است: مانند: «مَنْ آنسَ باللهِ استوحَشَ مِنَ الناس؛ هر کس با خدا انس بگیرد، از مردم وحشت دارد.»[۱] «مَنْ استوحشَ مِنَ الناسِ أنسَ باللهِ سبحانَه؛ کسی از مردم دوری گزیند، با خدای سبحان انس بگیرد.» و «ثمره الاُنسِ بالله الإستیحاشُ مِنَ الناس؛ ثمره انس با خدا، دوری گزیدن از مردم است.»[۲] واژه «انس» در بعضی از جوامع روایی به صورت ثلاثی مجرد (أنس) و در بعضی دیگر به صورت ثلاثی مزید آمده است (آنس).[۳]

زندگی اجتماعی با همه اهمیتش، نمی‌تواند ارزش مطلق دانسته شود. در بعضی مواقع لازم است جامعه‌گریزی و هجرت از مردم را که قرآن به چند نمونه از آن اشاره کرده‌ است، انتخاب نمود. مانند:

  • داستان اصحاب کهف که آن جوانان صالح از اجتماع و مردم فاسد زمانه خود کناره‌گیری نمودند و قرآن نیز از آنها ستایش کرده ‌است.[۴]

در قرآن به همان اندازه که به محبت کردن به مردم اهمیت داده شده است، به تبری از بعضی از انسان‌ها و دور شدن از آنها نیز اهمیت داده شده ‌است، همان‌طور که در کنار بحث صلح و مسالمت، از جهاد نیز بحث کرده‌ است.[۷] قرآن توصیه می‌کند که در برخی مواقع برای حفظ دین لازم است از اجتماع و مردم کناره‌گیری کرد. به عنوان نمونه می‌فرماید: «حقاً که ابراهیم و یارانش الگوی نیکو هستند برای شما، هنگامی که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه که می‌پرستید بیزاریم.».[۸]

روایت مورد سؤال در مقام توصیه اخلاقی است. زمانی که انسان به خدا نزدیک‌تر شود، خود را از جاذبه‌های دنیوی دور نگه می‌دارد و دلبستگی را از تعلقات دنیوی می‌رهاند. مراد روایت که الفت و انس به خدا، سبب وحشت از مردم می‌شود وحشت و ترس از خود مردم نیست، بلکه انسان با تقوا، از گناهان مردم وحشت دارد و دوست دارد از آنها دوری کند، تا گناه او را غافل و از رحمت خداوند دور نسازد.


منابع

  1. ↑ عبدالوهاب بن محمد تمیمی، غرر الحکم و درر الکلم، شرح محمد خوانساری، تهران، دانشگاه تهران، چاپ سوم، ۱۳۶۶، ج۵، ص۲۳۲.
  2. ↑ کتاب غرر الحکم، شرح رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۷، ج۱، ص۱۳۷.
  3. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه وفاء، ۱۴۰۴، ج۷۵، ص۳۷۷ و ج۶۷، ص۱۱.
  4. ↑ کهف/۱۶.
  5. ↑ مریم/۴۸.
  6. ↑ حدید/۲۷.
  7. ↑ مصباح یزدی، محمد تقی، اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۷، ج۳، ص۳۳–۳۴.
  8. ↑ ممتحنه، ۴؛ جوادی آملی، عبدالله، حیات حقیقی انسان در قرآن، انتشارات اسراء، ۱۳۸۲، چاپ اول، ج۱۵، ص۲۳۴.