پرش به محتوا

اعتبارسنجی توقیعات امام مهدی(عج)


سؤال

آیا توقیعات امام مهدی(ع) در عصر غیبت صغری قابل اعتماد هستند و از لحاظ سندی می‌توان به آنها استناد نمود؟


توقیعات منسوب به امام مهدی(عج) یکی از مهم‌ترین مستندات دوره غیبت صغری هستند و معتبرترین بخش آنها از طریق نوّاب خاص در منابع حدیثی شیعه نقل شده است. از نظر سندشناسی، نوّاب اربعه با اوصاف وثاقت، امانت و نزدیکی ویژه به امام(ع) توصیف شده‌اند؛ ازاین‌رو گزارش‌های صادرشده از کانال آنان در بالاترین سطح اعتبار قرار می‌گیرد. همچنین ضبط توقیعات در منابع اولیه‌ شیعه، به دلیل نزدیکی زمانی این مؤلفان به دوره غیبت صغری، احتمال جعل یا دست‌کاری را به حداقل می‌رساند.

از نگاه تاریخی شواهدی وجود دارد که اصلِ ارتباط کتبی میان شیعیان و وکلای اهل بیت(ع) تأیید شده است؛ این گزارش‌ها وقوع اصل توقیعات را تقویت می‌کند. از حیث محتوایی نیز توقیعات با اصول اعتقادی و فقهی امامیه هماهنگ‌اند و فاقد نشانه‌های غلو یا آموزه‌های گروه‌های انحرافی‌اند؛ همچنین سبک نگارش آنها با زبان مکتوبات قرن سوم و چهارم سازگار است.

باید توجه داشت که برخی توقیعاتی مرسل‌اند و در مقایسه با توقیعات دارای سند متصل، نیازمند احتیاط بیشتری‌اند و از اعتبار پایین‌تری برخوردار هستند.

مفهوم توقیع

واژه توقيع، از ريشه وقع، به معناى نشان نهادن بر يك نوشته است، خواه به شكل امضا كردن، يا اعلام رد و تأييد و خواه با نوشتن پاسخ در ميان، حاشيه و يا پشت آن باشد.[۱] [۲] [۳]

توقیع در اصل به نوشته‌ای در حاشیه و پشت شکایات، به خط خلیفه یا سلطان یا برخی از فرمانروایان گفته می‌شد که بر رسیدگی به شکایات تأکید می‌کرد.[۴]

معناى اصطلاحى توقيع نيز به همين معنا و بيشتر در باره پاسخ يك شخصيت برتر (مانند: پيشواى دينى، حاكم و نمايندگان ارشد آنها) به درخواست‌ها، نامه‌ها و استفتائات دیگران به كار مى‌رود.[۵] در فرهنگ شيعى ، واژه «توقيع» بر مكاتبه‌ها و نامه‌هاى امامان(ع) اطلاق مى‌شود و گاه برخى پيام‌هاى شفاهى امام عصر(ع) را نيز توقيع ناميده‌اند.[۶] از نخستين نوشته‌ها از امامان(ع) كه آن را توقيع ناميده‌اند، دست خطّ امام كاظم(ع) است.[۷] فردی در نامه‌ای درخواست كرده بود تا امام(ع) براى پسردار شدن وى دعا كند و امام(ع) چنین پاسخ داد: «فَوَقَّعَ‏ فِي‏ الْكِتَابِ‏: قَدْ قَضَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَاجَتَكَ، وَ سَمِّهِ مُحَمَّداً [۸]؛ در ذيل نامه نوشت: خداوند(تبارك و تعالى)، حاجت تو را برآورْد. اسم او را محمّد بگذار.» روايت‌هايى نيز به توقيعات امام رضا(ع) اشاره دارند.[۹] [۱۰]

به موازات تشديد حصر امامان(ع) و گسترده شدن جامعه شيعى، مكاتبات و توقيعات امام هادى(ع) و امام عسكرى(ع) فراوان‌تر شد.[۱۱] توقیعات یا به خط خود امامان بوده است یا آن‌ها املا می‌کرده‌اند و دیگران نوشته‌اند.[۱۲]

منابع اصلی توقیعات

توقیعات چون از طریق نوّاب خاص امام مهدی(ع) به جامعه شیعه منتقل می‌شد، در سنت حدیثی امامیه جایگاهی ممتاز یافته و محدثان آنها را ضبط کرده‌اند.[۱۳] بيشتر توقيع‌ها و مكاتبه‌هاى امام مهدی(ع)، در كتاب‌های معتبر و مشهور شیعه نقل شده است:

  1. کتاب کمال‌الدین و تمام‌النعمة: شیخ صدوق(متوفای۳۸۱ق) در جلد دوم این کتاب بابی را اختصاص به توقیعات امام مهدی(ع) داده و ۵۲ توقیع از امام(ع) آورده است که بیش از ۴۰ توقیع با سلسله سند کامل آمده است.[۱۴]
  2. كتاب الغيبة للحجة: شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰ هجری) کتابی در مورد غیبت امام مهدی (ع) تألیف کرده است. فصل چهارم این کتاب که حدود پنجاه صفحه می‌باشد، به بیان معجزات و توقیعات امام مهدی (ع) از سوی نواب خاص ایشان پرداخته است.[۱۵] در فصل‌های دیگری نیز توقیعاتی نقل شده است.[۱۶] گفته شده که بیش از ۴۰ توقیع در این کتاب نقل شده است.[۱۷]
  3. كتاب الاحتجاج: طبرسی از علمای قرن شش قمری نیر توقیعاتی از امام مهدی(ع) آورده است.[۱۸]

بررسی سندی توقیعات

وثاقت نوّاب خاص

حضرت مهدی(ع) در دوران غیبت صغری(۳۲۹-۲۶۰ق) از طریق چهار نفر به عنوان نایب خاص امام با شیعیان در ارتباط بود که یکی پس از دیگری از طرف امام زمان و با معرفی نایب پیش از خود[۱۹] [۲۰] [۲۱] شناخته می‌شدند.

  1. عثمان بن سعید عمری(درگذشت قبل از ۲۶۷ق) حدود ۶ سال عهده‌دار نیابت بود.[۲۲] [۲۳]
  2. محمد بن عثمان بن سعید عمری(درگذشت ۳۰۵ق) حدود ۴۰ سال عهده‌دار نیابت بود.[۲۴] [۲۵]
  3. حسین بن روح نوبختی (درگذشت ۳۲۶ق) حدود ۲۱ سال عهده‌دار نیابت بود.[۲۶] [۲۷]
  4. علی بن محمد سمری (درگذشت ۳۲۹ق) حدود ۳ سال عهده‌دار نیابت بود.[۲۸] [۲۹] نایبان خاص امام مهدی(ع) همگی در منابع رجالی همچون شیخ طوسی،[۳۰] ابن داود،[۳۱] علامه حلی [۳۲] و منابع دیگر[۳۳] [۳۴] [۳۵] با اوصاف وثاقت، امانت، زهد و جایگاه رفیع در جامعه شیعه معرفی شده‌اند.

اعتبار سندی توقیعات

شیخ صدوق، شیخ طوسی و دیگر علما، مقداری از این توقیعات را با سلسه‌ سند نقل کرده‌اند که قابلیت استناددهی را بیشتر کرده است. به عنوان نمونه شیخ صدوق(متوفای۳۸۱ق) در جلد دوم کتاب کمال الدین و تمام النعمه، بابی را اختصاص به توقیعات امام مهدی(ع) داده و ۵۲ توقیع از امام(ع) آورده است که بیش از ۴۰ توقیع با سلسله‌ سند کامل آمده است.[۳۶]

  • محمد بن صالح نامه‌ای به امام عصر(ع) نوشته و از اذیت‌های بستگانش به خاطر شیعه بودنش سوال می‌کند و امام می‌دهد که آيا كلام خداى تعالى را نمى‏‌خوانيد كه﴿وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً؛ بين آنها و بين قريه‏‌هايى كه مبارك‌شان ساختيم، قريه‏‌هاى ظاهرى قرار داديم.(سبأ:۱۸) به خدا سوگند ما آن قريه‏‌هاى مبارك و شما آن قريه‏‌هاى ظاهر هستيد.[۳۷] این حدیث با سه سند نقل شده و همه راویان آن ثقه و از بزرگان شیعه می‌باشند.[۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱]
  • امام مهدی(ع) در توقیع معتبری،[۴۲] [۴۳] تعیین کنندگان وقت برای ظهور امام را دروغ‌گویان دانسته است: «كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ؛ کسانی که برای زمان ظهور وقت تعیین کرده‌اند، دروغ گفته‌اند.»[۴۴]
  • امام مهدی(ع) گاهی با توقیعی، شیعیان را از برخی از مسافرت‌ها به خاطر ناامن بودن راه‌ها منع می‌کرد.[۴۵] روایت‌کنندگان اینگونه روایات همه از بزرگان شیعه و مورد اعتماد بودند. [۴۶]
  • امام مهدی(ع) در عصر غیبت صغری با صدور توقیع به سوالات فقهی جامعه شیعه هم پاسخ می‌داد.[۴۷] این توقیعات توسط بزرگان شیعه که مورد اعتماد بودند، نقل شده است.[۴۸] شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰ هجری) كتاب الغيبة للحجة را در مورد غیبت امام مهدی (ع) تألیف کرده است که برخی از توقیعات امام مهدی (ع) از سوی نواب خاص ایشان را آورده است. [۴۹] بیش از۲۰ روایت در این فصل با سلسله سند آمده است. شیخ طوسی یادآور شده که توقیعات از امام مهدی(ع) بیش از این است و من فقط چند نمونه آورده‌ام.[۵۰]

طبرسی(متوفای۵۸۸ق) یکی دیگر از علمای شیعه است که توقیعاتی از امام مهدی(ع) نقل کرده است، سلسله سندی برای این توقیعات ذکر نمی‌کند.[۵۱] اگر این توقیعات با سلسله سند در دیگر کتاب‌ها آمده باشد، معتبر و قابل استناد خواهد شد و گرنه بدون سند می‌باشد.

محتوای توقیعات هماهنگ با قرآن و سنت

توقیعات امام مهدی(ع) هماهنگ با آموزه‌های قرآن است و در متن آن‌ها به آیات قرآن استناد شده است.[۵۲] این آیات در بخش‌های مختلف توقیعاتِ کتاب کمال‌الدین اثر شیخ صدوق(حدیث۲، ۴، ۸، ۳۷، ۴۲، ۴۳، ۴۹)،[۵۳] و درکتاب الغیبه تألیف شیخ طوسی نقل شده است. [۵۴]

توقیعات امام مهدی (ع) با بسیاری از روایات اسلامی هم‌راستا و هماهنگ است. در یکی از توقیعات، امام (ع) فرمودند که هیچ‌کس به اندازه اهل تقوا به خدا نزدیک نیست؛ هر کس که پیرو ما باشد، اهل تقواست و هر کس که منکر ما شود، از ما جدا خواهد بود.[۵۵] همین مضمون از امام باقر(ع) نیز نقل شده است.[۵۶] [۵۷] در ادامه همان توقیع آمده است: «أَمَّا الْفُقَّاعُ فَشُرْبُهُ حَرَامٌ»[۵۸] این حکم در روایات دیگر از ائمه (ع) نیز تأکید شده است.[۵۹]

تحلیل‌های سندی و محتوایی نشان می‌دهد که اصل توقیعات امام مهدی(عج) و بخش عمده آنچه در منابع اولیه ثبت شده، از اعتبار بالایی برخوردار است. توقیعاتی که از طریق نوّاب خاص نقل شده‌اند، در منابعی چون کمال‌الدین، الغیبة طوسی و...، در زمره معتبرترین اسناد دوره غیبت صغری قرار می‌گیرند.

توقیعات مرسل در کتاب‌هایی مانند الاحتجاج، هرچند از حیث سند ضعیف‌ترند، اما از نظر محتوایی هرکدام که با مجموعه توقیعات معتبر هماهنگی داشته باشند، مورد پذیرش قرار می‌گیرند.

آخرین توقیع امام مهدی(ع)

آخرین توقیعی که در عصر غیبت صغری از امام مهدی(ع) صادر شده است، خبر از وفات چهارمین نایب آن حضرت و شروع غیبت کبری است.

«به نام خداوند بخشنده مهربان. ای علی بن محمد سمری! خداوند پاداش برادرانت را در سوگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت؛ پس خود را برای مرگ آماده کن و پس از خود، کسی را به‌عنوان جانشین معرفی نکن. با درگذشت تو، غیبت دوم (غیبت کبری) آغاز می‌شود و ظهوری نخواهد بود مگر به اذن خداوند متعال؛ آن هم پس از مدتی طولانی، زمانی که دل‌ها سخت شود و زمین از ستم پر گردد. به‌زودی کسانی نزد شیعیان من می‌آیند و ادعای دیدار و مشاهده می‌کنند؛ آگاه باشید هر کس پیش از خروج سفیانی و شنیده شدن ندای آسمانی، ادعای مشاهده کند، دروغگو و افترازننده است. وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّه إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ»[۶۰] [۶۱]

مطالعه بیشتر

  • توقیعات مقدسه، اثر جعفر وجدانى
  • مجموعه سخنان، توقیعات و ادعیه حضرت بقیة الله، خادمى شیرازى
  • موسوعة توقیعات الامام المهدی، محمدتقی اکبرنژاد

پانویس

  1. جوهرى ‏، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربيه، 3:‎ 1303.
  2. ابن فارس ‏، معجم مقاييس اللغه ‏، 6:‎ 134.
  3. فراهيدى ‏، كتاب العين ‏، 2:‎ 177.
  4. مرتضى زبيدى ‏، تاج العروس من جواهر القاموس ‏، 11:‎ 525.
  5. شبیری‏، نام کتاب‏، 8.
  6. محمدی ری‌شهری ‏، دانشنامه امام مهدی(عج)‏، 4:‎ 115.
  7. محمدی ری‌شهری ‏، دانشنامه امام مهدی(عج)‏، 4:‎ 115.
  8. حميرى ‏، قرب الإسناد ‏، 332.
  9. كلينى ‏، الكافي ‏، 3:‎ 5.
  10. طوسى ‏، تهذيب الأحكام، 1:‎ 244.
  11. ابن بابويه ‏، من لا يحضره الفقيه ‏، 195 و218.
  12. كلينى ‏، الکافی‏، 96 و102 و107 و510.
  13. محمدی ری شهری‏، دانشنامه امام مهدی ‏، 4:‎ 120.
  14. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 522-482.
  15. طوسی‏، كتاب الغيبه للحجه ‏، 328-281.
  16. طوسی‏، كتاب الغيبه للحجه ‏، 417- 345.
  17. محمدی ری شهری ‏، دانشنامه امام مهدی، 4.
  18. طبرسى ‏، الإحتجاج ‏، 2:‎ 479.
  19. قطب الدين راوندى ‏، الخرائج و الجرائح ‏.
  20. عاملى نباطى ‏، ، الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم ‏، 2:‎ 232.
  21. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏.
  22. طوسی ‏، کتاب الغیبه للحجه ‏، 353.
  23. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 432.
  24. طوسی ‏، کتاب الغیبه للحجه ‏، 359.
  25. صدر‏، تاریخ الغیبه ‏، 1:‎ 404.
  26. طوسی ‏، کتاب الغیبه للحجه ‏، 367.
  27. جعفریان ‏، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه ‏، 583.
  28. طوسی ‏، کتاب الغیبه للحجه‏، 393.
  29. جباری ‏، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)‏‏، 2:‎ 480.
  30. طوسی‏، رجال الطوسي ‏، 401 و447.
  31. حلی‏، الرجال‏، 233 و323.
  32. حلی‏، رجال العلامه الحلي ‏، 126 و149 و273.
  33. مامقانى ‏، تنقيح المقال في علم الرجال ‏، 22:‎ 70.
  34. عليارى تبريزى ‏، بهجه الآمال في شرح زبده المقال ‏، 5:‎ 517.
  35. نمازى شاهرودى ‏، مستدركات علم رجال الحديث ‏، 5:‎ 450.
  36. ابن بابويه، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 522-482.
  37. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 483.
  38. نجاشى ‏، رجال النجاشي ‏، 216.
  39. حلی‏، رجال العلامه الحلي ‏، 147.
  40. طوسى ‏، رجال الطوسي ‏، 400.
  41. شوشترى ‏، قاموس الرجال ‏، 9:‎ 332.
  42. اردبیلی‏، جامع الرواه و ازاحه الاشتباهات عن الطرق و الأسناد ‏، 2:‎ 43.
  43. تفرشى ‏، نقد الرجال ‏، 4:‎ 344.
  44. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 483.
  45. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 491.
  46. نجاشی‏، رجال النجاشي ‏، 261 و117 و263.
  47. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 500.
  48. نجاشی‏، رجال النجاشي، 261 و117.
  49. طوسی‏، كتاب الغيبه للحجه ‏، 328-281.
  50. طوسی‏، كتاب الغيبه للحجه ‏، 285.
  51. طبرسی ‏، الاحتجاج علی اهل اللجاج ‏، 2:‎ 469 و471 و473 و478 و480 و481 و492.
  52. سوره آل عمران، آیه۴۵و آیه۱۷۳. سوره نساء، آیه۵۹. سوره مائده، آیه۱۰۱. سوره انفال، آیه۴۲. سوره هود، آیه۱۸. سوره رعد، آیه۴۲. سوره نمل، آیه۳۶. سوره شوری، آیه۱۱. سوره لقمان، ایه۳۴. سوره عنکبوت، آیه۲-۱. سوره مریم، آیه۵۹. سوره سبأ، آیه۱۸. سوره احقاف، آیه۳۰. سوره جن، آیه۲۷-۲۶.
  53. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه‏، 2:‎ 482.
  54. طوسی‏، كتاب الغيبه للحجه ‏، 289 و290 و293 و 310.
  55. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه‏، 2:‎ 483.
  56. كلينى ‏، الکافی‏، 2:‎ 74.
  57. ابن بابويه ‏، الأمالي ‏، 3:‎ 526.
  58. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 483.
  59. كلينى ‏، الكافي ‏، 6:‎ 422.
  60. ابن بابويه ‏، كمال الدين و تمام النعمه ‏، 2:‎ 516.
  61. طوسی‏، كتاب الغيبه للحجه ‏، 395.

منابع

  • ابن بابويه، محمد بن على (۱۳۷۶). الأمالي. تهران: كتابچى.
  • ابن بابويه، محمد بن على (۱۳۹۵). كمال الدين و تمام النعمه. تهران: اسلامیه.
  • ابن بابويه، محمد بن على (۱۴۱۳). من لا يحضره الفقيه. قم: دفتر انتشارات اسلام.
  • ابن فارس، احمد بن فارس (۱۴۰۴). معجم مقاييس اللغه. بیروت: مكتب الاعلام الاسلامي.
  • اردبيلى، محمد بن على (۱۴۰۳). جامع الرواه و ازاحه الاشتباهات عن الطرق و الأسناد. بیروت: دار الأضواء.
  • تفرشى، مصطفى بن حسين (۱۳۷۷). نقد الرجال. قم: موسسه آل البيت(ع) لإحياء التراث.
  • جباری، محمدرضا (۱۳۸۲). سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)‏. قم: مؤسسه آموزش پژوهشی امام خمینی.
  • جعفریان، رسول (۱۳۸۱). حیات فکری و سیاسی امامان شیعه. قم: انصاریان.
  • جوهرى، اسماعيل بن حماد (۱۳۷۶). الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربيه. بیروت: دار العلم للملايين.
  • حلى، حسن بن يوسف بن مطهر (۱۴۱۱). رجال العلامه الحلي. نجف اشرف: دار الذخائر.
  • حلي، حسن بن عليّ بن داود (۱۳۴۲). الرجال. تهران: دانشگاه تهران.
  • حميرى، عبد الله بن جعفر (۱۴۱۳). قرب الإسناد. قم: مؤسسه آل البيت عليهم السلام.
  • محمدی ری شهری، محمد (۱۳۹۳). دانشنامه امام مهدی. قم: دارالحدیث.
  • شبیری، محمدجواد بن موسی (۱۳۸۳). دانشنامه جهان اسلام. تهران.
  • شوشترى، محمد تقى (۱۴۱۰). قاموس الرجال. قم: مؤسسه النشر الإسلامي.
  • صدر، محمد (۱۴۱۲). تاریخ الغیبه. بیروت: دار التعارف.
  • طبرسی، احمد بن علی (۱۴۰۳). الاحتجاج علی اهل اللجاج. به کوشش محمدباقر خرسان. مشهد: نشر مرتضی.
  • طوسى، محمد بن الحسن (۱۴۰۷). تهذيب الأحكام. به کوشش خرسان. تهران: دار الكتب الإسلاميه.
  • طوسی، محمد بن الحسن (۱۴۱۱). كتاب الغيبه للحجه. قم: دار المعارف الإسلاميه.
  • طوسى، محمد بن حسن (۱۳۷۳). رجال الطوسي. قم: مؤسسه النشر الإسلامي.
  • عاملى نباطى، على بن محمد (۱۳۸۴). الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم. نجف: المكتبه الحيدريه.
  • عليارى تبريزى، على بن عبدالله (۱۴۱۲). بهجه الآمال في شرح زبده المقال. تهران: بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور.
  • فراهيدى، خلیل (۱۴۰۹). كتاب العين. قم: نشر هجرت.
  • قطب الدين راوندى، سعيد بن هبه الله (۱۴۰۹). الخرائج و الجرائح. قم: مؤسسه امام مهدى.
  • كلينى، محمد بن يعقوب (۱۴۰۷). الكافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
  • مامقانى، عبدالله (۱۴۳۱). تنقيح المقال في علم الرجال. قم: موسسه آل البيت(ع) لإحياء التراث.
  • محمدی ری شهری، محمد (۱۳۹۳). دانشنامه امام مهدی. قم: دار الحدیث.
  • مرتضى زبيدى، محمد بن محمد (۱۴۱۴). تاج العروس من جواهر القاموس. بیروت: دار الفكر.
  • نجاشى، احمد بن على (۱۳۶۵). رجال النجاشي. قم: مؤسسه النشر الإسلامي.
  • نمازى شاهرودى، علی (۱۴۱۴). مستدركات علم رجال الحديث. تهران: فرزند مولف.