کتب اربعه شیعه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
خط ۲۱: خط ۲۱:
حدیث‌پژوهان اعتقاد دارند تمامی روایات کتب اربعه صحیح نیست و نویسندگان این آثار نیز چنین عقیده‌ای نداشتند. آنان می‌خواستند حدیث را مدوّن سازند، از این رو احادیث متناقض را هم نقل کرده‌اند.<ref>صدر، محمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص ۲۸۴. به نقل از: مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۰۷.</ref> گفته شده است کتب اربعه متضمّن پاره‌ای اخبار است که هیچ‌یک از عالمان دینی به آن عمل نکرده است.<ref>بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۲۱۶.</ref> اصولیان، و برخی از [[عالمان مشهور اخباری|اخباریان]]، ادعای [[تواتر]] کتب اربعه را نیز قبول ندارند.<ref>بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۲۱۶. و ۲۱۵.</ref>
حدیث‌پژوهان اعتقاد دارند تمامی روایات کتب اربعه صحیح نیست و نویسندگان این آثار نیز چنین عقیده‌ای نداشتند. آنان می‌خواستند حدیث را مدوّن سازند، از این رو احادیث متناقض را هم نقل کرده‌اند.<ref>صدر، محمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص ۲۸۴. به نقل از: مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۰۷.</ref> گفته شده است کتب اربعه متضمّن پاره‌ای اخبار است که هیچ‌یک از عالمان دینی به آن عمل نکرده است.<ref>بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۲۱۶.</ref> اصولیان، و برخی از [[عالمان مشهور اخباری|اخباریان]]، ادعای [[تواتر]] کتب اربعه را نیز قبول ندارند.<ref>بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۲۱۶. و ۲۱۵.</ref>


[[سیدنعمت الله جزایری]] (درگذشته ۱۱۱۲ق) از اخباریان معتدل درباره اعتبار کتب اربعه می‌گوید: «ظاهراً در اینجا حق با مجتهدان است. اما درباره این ادّعا که [احادیث] کتب اربعه متواترند: ما نمی‌توانیم در انتساب این کتب به مؤلّفان قطع پیدا کنیم، چگونه می‌توانیم در انتساب به ائمّه معصوم (ع) جزم و اطمینان پیدا کنیم و بگوییم: این اخبار، به‌طور متواتر از آنها رسیده است؟ بله، آنچه نسبت به محمّدون ثلاثه متواتر است، اصل کتاب آنان است نه جزئیات اخبار؛ زیرا کسی که نُسخ التهذیب را تتبّع کند، می‌بیند که گاه الفاظ یک حدیث در نسخه‌های مختلف، چنان متفاوت است که باعث تفاوت معنا می‌شود. بقیه کتب اربعه نیز همین‌طورند.<ref>جزایری، نعمت الله، منبع الحیاة، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بی‌تا، ص۶۵ تا ۶۶. </ref>
[[سیدنعمت الله جزایری]] (درگذشته ۱۱۱۲ق) از اخباریان معتدل درباره اعتبار کتب اربعه می‌گوید: «درباره این ادعا که احادیث کتب اربعه متواترند، ما نمی‌توانیم در انتساب این کتب به مؤلفان قطع پیدا کنیم، چگونه می‌توانیم در انتساب به ائمّه معصوم (ع) جزم و اطمینان پیدا کنیم و بگوییم این اخبار، به‌طور متواتر از آنها رسیده است؟ بله، آنچه نسبت به محمّدون ثلاثه متواتر است، اصل کتاب آنان است نه جزئیات اخبار؛ زیرا کسی که نُسخ التهذیب را تتبّع کند، می‌بیند که گاه الفاظ یک حدیث در نسخه‌های مختلف، چنان متفاوت است که باعث تفاوت معنا می‌شود. بقیه کتب اربعه نیز همین‌طورند».<ref>جزایری، نعمت الله، منبع الحیاة، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بی‌تا، ص۶۵ تا ۶۶. </ref>


[[محمد حسین کاشف الغطاء]] (درگذشته ۱۳۷۳ق) می‌نویسد: «روایات جعلی آن اندازه با احادیث درست به هم آمیخت که می‌توان ادعا کرد حدیث جعلی بیش از روایت صحیح است. همچنین نمی‌توان بر کتب حدیث شیعه اطمینان کرد؛ زیرا در کتب اربعه که معتبرترین کتب حدیثی آنهاست صحیح و سقیم وجود دارد. چه از جهت متن و چه از ناحیه سند و چه هر دو.» <ref>كاشف الغطاء، محمد حسين، الأرض والتربة الحسینیة (ترجمه فارسی: زمين و تربت حسينی)، ترجمه عزيزالله عطاردی، تهران، جهان نو، ۱۳۸۵ق، ص ۵۱.</ref>
[[محمد حسین کاشف الغطاء]] (درگذشته ۱۳۷۳ق) معتقد است به طور کل احادیث جعلی بیش از روایات صحیح است و نمی‌توان بر کتب حدیث شیعه اطمینان کرد؛ و نیز در کتب اربعه که معتبرترین کتب حدیثی است صحیح و سقیم وجود دارد؛ چه از جهت متن و چه از ناحیه سند و چه هر دو.<ref>كاشف الغطاء، محمد حسين، الأرض والتربة الحسینیة (ترجمه فارسی: زمين و تربت حسينی)، ترجمه عزيزالله عطاردی، تهران، جهان نو، ۱۳۸۵ق، ص ۵۱.</ref>


اخباریان مدعی هستند که همه اخباری که در کتب اربعه آمده صحیح و معتبر بلکه قطعی الصدور است.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ص۱۰۴.</ref> ادعای اخباریان این است که نویسندگان کتب اربعه، احادیث خود را از منابع معتبری گرفته‌اند که احادیث آن‌ها قطعی‌الصدور بوده است.<ref>بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۱۹۹.</ref> [[جایگاه علامه مجلسی|علامه مجلسی]] نیز روایات کتب اربعه را جایز العمل می‌داند. [[میرزا حسین نوری]]، نویسنده کتاب مستدرک الوسائل، اعتبار کتب اربعه و سایر مآخذ خود را مورد تأکید قرار داده است. <ref>مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref> [[فیض کاشانی]] (درگذشته ۱۰۹۱ق) به استناد مقدمه [[کتاب الوافی]] به صحت احادیث کتب اربعه اعتقاد دارد.<ref>مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۹۹.</ref>
اخباریان مدعی هستند که همه اخباری که در کتب اربعه آمده صحیح و معتبر بلکه قطعی الصدور است.<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ص۱۰۴.</ref> ادعای اخباریان این است که نویسندگان کتب اربعه، احادیث خود را از منابع معتبری گرفته‌اند که احادیث آن‌ها قطعی‌الصدور بوده است.<ref>بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۱۹۹.</ref> [[جایگاه علامه مجلسی|علامه مجلسی]] نیز روایات کتب اربعه را جایز العمل می‌داند. [[میرزا حسین نوری]]، نویسنده کتاب مستدرک الوسائل، اعتبار کتب اربعه و سایر مآخذ خود را مورد تأکید قرار داده است. <ref>مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۰۰.</ref> [[فیض کاشانی]] (درگذشته ۱۰۹۱ق) به استناد مقدمه [[کتاب الوافی]] به صحت احادیث کتب اربعه اعتقاد دارد.<ref>مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۹۹.</ref>

نسخهٔ ‏۵ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۰۹

سؤال

کتب اربعه شیعه چه کتاب‌هایی هستند؟

درگاه‌ها
حوزه-و-روحانیت.png


کتب اربعه شیعه، به چهار کتاب حدیثی شیعه گفته می‌شود که از اعتبار و اهمیت زیادی در جوامع حدیثی شیعه برخوردار هستند. الکافی نوشته کلینی (درگذشته ۳۲۹ق)، مَن لایَحضرالفقیه نوشته شیخ صدوق (درگذشته ۳۸۱ق)، تهذیب الحکام و الاستبصار نوشته شیخ طوسی (درگذشته ۴۶۰ق)، به عنوان کتب اربعه شیعه شناخته می‌شوند.

حدیث پژوهان اعتقاد دارند تمامی روایات کتب اربعه صحیح نیست و نویسندگان این کتب نیز چنین عقیده‌ای نداشتند. اخباریان مدعی هستند که همه اخباری که در کتب اربعه آمده صحیح و معتبر بلکه قطعی الصدور است. عنوان کتب اربعه برای چهار کتاب حدیثی شیعی، چندان کهن نیست. این عنوان از اوایل دوره صفویه و گویا برای نخستین بار توسط شهید ثانی به کار رفته است.

جایگاه

کتاب «الکافی» نوشته کلینی از کتب اربعه شیعه

احمد پاکتچی، حدیث‌پژوه درباره پیدایش کتب اربعه گفته است مسیری که سدهٔ ۳ قمری توسط عالمانی چون حسین بن سعید اهوازی و احمد بن محمد برقی گشوده شده بود، در سدهٔ ۴ قمری به تدوین آثاری در حدیث امامیه انجامید که زمینهٔ پیدایی دو کتاب از کتب اربعهٔ (الکافی و من لایحضره الفقیه) امامیه را فراهم کرد.[۱]

در اواسط سدهٔ ۵ قمری، شیخ طوسی (د ۴۶۰ق) با طرح دیدگاه‌های اصولی خود دربارهٔ حجیت خبر واحد، موجب برکشیدن جایگاه حدیث در محافل فقیهان شد و همین موضع، شخص او را به تألیف دو مجموعهٔ مهم در احادیث فقهی برانگیخت. این دو اثر، یعنی تهذیب الاحکام که هدف آن گردآوری گسترده از احادیث فقهی است و الاستبصار که کوچک‌تر بوده و با رویکرد اختلاف الحدیث نوشته شده است، سومین و چهارمین کتاب از کتب اربعه شناخته می‌شوند.[۲]

در آن دوره (قرن سوم و چهارم هجری) اشتهار تنها این چهار کتاب، به عنوان جوامع حدیثی، قابل بحث و گفتگوست؛ چرا که توصیف آنها به عنوان مجموعه‌های رسمی، در سنت متأخر صورت گرفته است. گفته شده الکافی توصیفی قانونی ـ فقهی است، من لایحضره الفقیه، آمیزه‌ای از حدیث و فقه استدلالی، التهذیب شرح احادیث و الاستبصار اثر هرمنوتیکی با رویکرد انتقادی است.[۳]

تدوین کتب اربعه توسط محمدون ثلاث اُوَل گامی مهم در رفع نابسامانی‌های موجود در حیطة حدیث و زدودن تعارض از آن به‌شمار می‌رود.[۴] برخی محققان و نسخه‌پژوهان بر ضرورت تصحیح انتقادی کتب اربعه تأکید کرده‌اند.[۵]

«الاستبصار» نوشته شیخ طوسی از کتب اربعه شیعه

اعتبار کتب اربعه

حدیث‌پژوهان اعتقاد دارند تمامی روایات کتب اربعه صحیح نیست و نویسندگان این آثار نیز چنین عقیده‌ای نداشتند. آنان می‌خواستند حدیث را مدوّن سازند، از این رو احادیث متناقض را هم نقل کرده‌اند.[۶] گفته شده است کتب اربعه متضمّن پاره‌ای اخبار است که هیچ‌یک از عالمان دینی به آن عمل نکرده است.[۷] اصولیان، و برخی از اخباریان، ادعای تواتر کتب اربعه را نیز قبول ندارند.[۸]

سیدنعمت الله جزایری (درگذشته ۱۱۱۲ق) از اخباریان معتدل درباره اعتبار کتب اربعه می‌گوید: «درباره این ادعا که احادیث کتب اربعه متواترند، ما نمی‌توانیم در انتساب این کتب به مؤلفان قطع پیدا کنیم، چگونه می‌توانیم در انتساب به ائمّه معصوم (ع) جزم و اطمینان پیدا کنیم و بگوییم این اخبار، به‌طور متواتر از آنها رسیده است؟ بله، آنچه نسبت به محمّدون ثلاثه متواتر است، اصل کتاب آنان است نه جزئیات اخبار؛ زیرا کسی که نُسخ التهذیب را تتبّع کند، می‌بیند که گاه الفاظ یک حدیث در نسخه‌های مختلف، چنان متفاوت است که باعث تفاوت معنا می‌شود. بقیه کتب اربعه نیز همین‌طورند».[۹]

محمد حسین کاشف الغطاء (درگذشته ۱۳۷۳ق) معتقد است به طور کل احادیث جعلی بیش از روایات صحیح است و نمی‌توان بر کتب حدیث شیعه اطمینان کرد؛ و نیز در کتب اربعه که معتبرترین کتب حدیثی است صحیح و سقیم وجود دارد؛ چه از جهت متن و چه از ناحیه سند و چه هر دو.[۱۰]

اخباریان مدعی هستند که همه اخباری که در کتب اربعه آمده صحیح و معتبر بلکه قطعی الصدور است.[۱۱] ادعای اخباریان این است که نویسندگان کتب اربعه، احادیث خود را از منابع معتبری گرفته‌اند که احادیث آن‌ها قطعی‌الصدور بوده است.[۱۲] علامه مجلسی نیز روایات کتب اربعه را جایز العمل می‌داند. میرزا حسین نوری، نویسنده کتاب مستدرک الوسائل، اعتبار کتب اربعه و سایر مآخذ خود را مورد تأکید قرار داده است. [۱۳] فیض کاشانی (درگذشته ۱۰۹۱ق) به استناد مقدمه کتاب الوافی به صحت احادیث کتب اربعه اعتقاد دارد.[۱۴]

نامگذاری

عنوان کتب اربعه برای چهار کتاب حدیثی شیعی چندان کهن نیست. این عنوان از اوایل دوره صفویه و گویا برای نخستین بار توسط شهید ثانی به کار رفته است. البته قبل از آن اصطلاح اصول اربعه برای همین منظور توسط ابن ابی جمهور به کار رفته است. اصطلاح کتب اربعه توسط محقق اردبیلی هم برای این چهار کتاب به کار رفته است. حسین بن عبدالصمد در کنار این چهار کتاب، از کتاب گم شده مدینه العلم شیخ صدوق هم به عنوان کتاب پنجم یاد می‌کند و از مجموع آنها با تعبیر اصول خمسه نام می‌برد.[۱۵]

الکافی

الکافی نوشته محمد بن یعقوب کلینی، مشهور به کلینی از کتب اربعه و از معتبرترین کتب حدیثی شیعه است. کلینی در دوران غیبت صغری می‌زیسته و ولادت او در سال ۲۵۵ قمری و وفاتش سال ۳۲۹ است. کافی برای نگارش این کتاب بیست سال وقت صرف کرد. مجموع روایات کافی ۱۶۱۹۹ حدیث می‌باشد که از این تعداد ۱۱۱۸ حدیث صحیح، ۱۱۱۸ حدیث موثق، ۳۲۲ قوی و حسن، ۹۴۸۷ حدیث ضعیف می‌باشد.[۱۶]

کلینی در کتاب الکافی از شماری از مهمترین منابع مکتوب حدیثی امامیه بهره گرفته است. دو منبع مهم او: یک: کتاب المحاسنِ ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد بَرْقی، محدث و دانشمند ذو فنون بزرگ امامی در نیمه دوم قرن سوم قمری و دو: کتاب النوادر ابو جعفر احمد بن محمد بن عیسی اشعری (درگذشته پس از ۲۷۴ یا ۲۸۰ ق)، محدث و فقیه برجسته امامی از خاندان اشعریان قم، بوده است.[۱۷]

علمای شیعه امامی بیشترین ستایش را از این کتاب و نحوه تنظیم روایات آن و تلاشی که کلینی در تألیف آن متحمل شده است و در مقایسه با سایر کتاب‌های حدیثی داشته‌اند. شیخ مفید معتقد بود که این کتاب از گرانقدرترین کتاب‌های شیعه و مفیدترین آنهاست. شهید اول نیز بر این باور است که در امامیه کتابی در حدیث، همپایه الکافی نوشته نشده است.[۱۸]

من لا یحضره الفقیه

«من لا یحضره الفقیه» نوشته شیخ صدوق از کتب اربعه شیعه

مَن لا یَحضُرُه الفقیه نوشته شیخ صدوق محدث و فقیه بزرگ شیعه امامیه (درگذشته ۳۸۱ق) است.[۱۹] صدوق مورد احترام و توثیق همه علمای شیعه است. مجموع احادیث این کتاب ۵۹۲۰ حدیث می‌باشد.[۲۰]

کتاب من لا یحضره الفقیه که مهم‌ترین اثر ابن بابویه است به عنوان دومین اثر از کتب اربعهٔ امامیه شناخته می‌شود. این اثر یک دورهٔ فقه امامیه به زبان احادیث است که مؤلف آن را با هدف مراجعه برای کسانی که دسترسی به فقیه ندارند، نوشته است. گفتنی است مؤلف، کتابی مفصل‌تر در حدیث با عنوان مدینة العلم نوشته بوده است، که امروزه نسخه‌ای از آن در اختیار نیست.[۲۱] ابن بابویه در این کتاب، به شیعی بودن اسانید خود تقید داشته است.[۲۲]

تهذیب الاحکام

«تهذیب الأحکام» اثر شیخ طوسی از کتب اربعه شیعه

تهذیب الاحکام، از کتاب‌های چهارگانه حدیث شیعه، اثرِ محمدبن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی (درگذشته ۴۶۰ق)، از مشهورترین محدثان و فقیهان شیعه است. به نوشته شیخ طوسی در مقدمه این کتاب، یکی از دوستان وی از وجود احادیث به ظاهر متعارض در منابع شیعی با او سخن گفته و یادآور شده که این موضوع موجب انتقاد شدید مخالفان و جداشدن برخی شیعیان ناآگاه از مذهب حق گردیده است، لذا از مؤلف درخواست کرده که شرحی استدلالی بر کتاب مقنعه شیخ مفید بنگارد که در آن علاوه بر ذکر مستندات قطعی هر مسئله و احادیث مشهور، احادیث متعارض هم آورده شود و شیوه رفع ناسازگاری این احادیث با یکدیگر و تأویل آنها یا وجوه ضعف احادیث متعارض بیان گردد. کتاب تهذیب در پاسخ به این درخواست تألیف شد و در واقع، خاستگاهی کلامی دارد.[۲۳]

تهذیب الاحکام با نام کامل تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه نخستین تألیف شیخ طوسی بوده و در آن به هیچ‌یک از آثار مؤلف اشاره نشده، ولی او در دیگر آثار خود بارها به این اثر ارجاع داده است.[۲۴] شیخ طوسی تعداد ۱۳۵۹۰ (سیزده هزار و پانصد و نود) حدیث در کتاب تهذیب الاحکام که همه در فروع است گرد آورده است.[۲۵]

الاِستبصار

اَلااِستِبصار، عنوان مجم‍وعه‌ای در حدیث از شیخ طوسی، چهارمین کتاب از کتب اربعه. نام کامل کتاب الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار است. شیخ طوسی در بیان انگیزهٔ تألیف، در مقدمه چنین آورده است که پس از تألیف مجم‍وعهٔ مفصل تهذیب الاحکام‌، از او خواسته شد تا مجم‍وعه‌ای مختصرتر تهیه کند که تنها احادیث «مختلف» (ناهمخوان) در آن مقایسه شده باشند. وی نیز در پی این درخواست برآن شد تا اثری پدیدآورد که محل رجوع دانشوران و در عین حال راهنمای مناسبی برای مبتدیان باشد. از این‌رو به تألیف الاستبصار همت گماشت. طوسی در این اثر علاوه بر اینکه احادیث مربوط به هر باب را در یکجا فراهم آورده، به نقد و بررسی سندی و محتواییِ آنها نیز عنایت داشته، و در باب باب آن پیشنهاد خود را برای رفع ناهمخوانی ظاهری میان احادیث، یا ترجیح گروهی از روایات بر گروهی دیگر ارائه کرده است. شیوه‌های جم‍ع بین احادیث و رفع ناهمخوانی‌ها که در فقه شیخ طوسی جایگاهی ویژه دارد، به‌خصوص در کتاب الاستبصار او بازتاب یافته است.[۲۶]

الاستبصار، شیوه متفاوتی از دسته‌بندی احادیث را تا دوره خودش نمایش می‌دهد. آنگونه که از معنی عنوان کامل آن (تأمل در اختلافات درونی اخبار) برمی آید، شیخ طوسی در الاستبصار تلاش می‌کند در عین گزارش و ارائه احادیث، آنها را تبیین و تفسیر نموده، تضاد احتمالی روایات را خنثی نماید. هدف مؤلف در این کتاب، تنها گزارش احادیث نیست، بلکه افزون بر این، شیخ می‌خواهد نشان دهد چگونه می‌توان مطابق این اخبار به ظاهر متعارض، حکم فقه را تعیین نمود.[۲۷] این کتاب مشتمل بر ۵۵۱۱ (پنج هزار و پانصد و یازده) حدیث است.[۲۸]

منابع

  1. پاکتچی، احمد، «حدیث»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، ذیل مدخل.
  2. پاکتچی، احمد، «حدیث»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، ذیل مدخل.
  3. گلیو، رابرت، «پیوند حدیث و فقه: مجموعه‌های رسمی اخبارِ امامیه»، ترجمه علی راد، آینه پژوهش، اردیبهشت ۱۳۸۹ش، شماره ۱۲۱، ص۴.
  4. معارف، مجید، «تدوین حدیث»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۶، ذیل مدخل.
  5. انصاری، حسن، «ضرورت تصحیح مجدد کتب اربعه»، بررسی‌های تاریخی، تاریخ درج مطلب: تاریخ درج مطلب: ۱۱ آذر ۱۳۹۷ش.
  6. صدر، محمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص ۲۸۴. به نقل از: مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۰۷.
  7. بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۲۱۶.
  8. بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۲۱۶. و ۲۱۵.
  9. جزایری، نعمت الله، منبع الحیاة، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بی‌تا، ص۶۵ تا ۶۶.
  10. كاشف الغطاء، محمد حسين، الأرض والتربة الحسینیة (ترجمه فارسی: زمين و تربت حسينی)، ترجمه عزيزالله عطاردی، تهران، جهان نو، ۱۳۸۵ق، ص ۵۱.
  11. مطهری، مرتضی، ده گفتار، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ص۱۰۴.
  12. بهشتی، ابراهیم، اخباریگری، تاریخ و عقاید، قم، دار الحديث، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۱۹۹.
  13. مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۰۰.
  14. مهریزی، مهدی، حدیث پژوهی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۹۹.
  15. انصاری، حسن، «کتب اربعه»، بررسی‌های تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۶ فروردین ۱۳۹۹ش، تاربخ بازدید: ۱۰ مهر ۱۴۰۲ش.
  16. مدیر شانه چی، کاظم، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۳۴۷ش، شماره ۳۸، ص۱۷۴ و ۱۸۰.
  17. انصاری، حسن، «دو منبع مهم الکافی»، بررسی‌های تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ش، تاریخ بازدید: ۱۰ مهر ۱۴۰۲ش.
  18. انصاری، حسن، «جایگاه الکافی در میان امامیه»، بررسی‌های تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۱۹ فروردین ۱۳۸۶ش، تاریخ بازدید: ۱۰ مهر ۱۴۰۲ش.
  19. پاکتچی، احمد، «ابن بابویه، محمد»، دانشنامه بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۳، ذیل مدخل.
  20. مدیر شانه چی، کاظم، «کتب اربعه حدیث شیعه»، نامه آستان قدس، ۱۳۴۷ش، شماره ۳۸، ص۱۸۳ و ۱۸۹.
  21. پاکتچی، احمد، «حدیث»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، ذیل مدخل.
  22. پاکتچی، احمد، «حدیث»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، ذیل مدخل.
  23. شبیری، سیدمحمدجواد، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۸، ذیل مدخل.
  24. شبیری، سیدمحمدجواد، «تهذیب الاحکام»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش، ج۸، ذیل مدخل.
  25. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ص۴۷۳.
  26. جمعی از نویسندگان، «الاستبصار»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ذیل مدخل.
  27. گلیو، رابرت، «پیوند حدیث و فقه: مجموعه‌های رسمی اخبارِ امامیه»، ترجمه علی راد، آینه پژوهش، اردیبهشت ۱۳۸۹ش، شماره ۱۲۱، ص۴.
  28. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ص۴۷۳.