شیر نخوردن امام حسین(ع) از حضرت زهرا(س): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}} بر اساس روایتی از معتبرترین کتب شیعه(=اصول کافی) امام سوم شیعیان هیچ‌گاه از پستان مادرش شیر ننوشید و حتی پستان هیچ زن دیگری را بدهان نمی‌گرفت. حالا به نقل کلینی که در مقدمه کتاب کافی ج۱، ص۷، تمام روایات کتابش را صحیح می‌داند و در نتیجه این روایت، طبق نظر خود شیخ کلینی که از بزرگترین علمای شیعه است، صحیح می‌باشد.  این روایت درست است؟{{پایان سوال}}
{{سوال}} بر اساس روایتی از معتبرترین کتب شیعه (اصول کافی) امام سوم شیعیان هیچ‌گاه از پستان مادرش شیر ننوشید و حتی پستان هیچ زن دیگری را به دهان نمی‌گرفت. آیا این روایت درست است؟{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}اینکه گفته می‌شود امام حسین از مادرش شیر نخورده است، بر پایه روایتی است که گفته شده حضرت زهرا(س) دچار کسالتی شدند و شیرشان خشک شد.
{{پاسخ}}
{{درگاه|فاطمی|حسین}}
روایتی در منابع شیعه نقل شده که حضرت زهرا(س) دچار کسالتی شدند و شیرشان خشک شد و امام حسین(ع) نتوانستند شیر مادرشان را بخورند و از انگشت شَست پیامبر شیر خورد و تا چند روز او را کفایت کرد. این [[حدیث مرفوع|روایت مرفوع]] است و در علم حدیث و رجال اعتباری ندارد.


== متن روایت ==
== متن روایت ==
#
در روایتی [[روایت مرفوع|مرفوع]] (ذکر نشدن تمام راویان) عمرو زیات از [[امام صادق(ع)]] نقل می‌کند که امام حسین(ع) از فاطمه(س) و از هیچ زن دیگر شیر نخورد، بلکه او را خدمت پیغمبر (ص) می‌آوردند و آن حضرت انگشت شَستش را در دهان او می‌گذارد و او به اندازه‌ای که دو روز و سه روزش را کفایت کند، از آن می‌مکید، پس گوشت حسین(ع) از گوشت و خون رسول خدا (ص) روئید. و فرزندی شش‌ماهه متولد نشد، جز عیسی بن مریم(ع) و حسین بن علی(ع).<ref>کلینی، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏۱، ص۴۶۴ و ۴۶۵.</ref>
در روایتی [[روایت مرفوع|مرفوع]] (عدم ذکر راوی) عمرو زیات از [[امام صادق(ع)]] گزارش می‌کند: جبرئیل بر محمد (ص) نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را مژده می‌دهد به مولودی که از فاطمه (س) متولد می‌شود و امت تو او را بعد از تو می‌کشند فرمود: ای جبرئیل! سلام به پروردگارم، مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرئیل به آسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و همان سخن را گفت، پیغمبر فرمود: ای جبرئیل! سلام به پروردگارم مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرئیل به آسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و تو را مژده می‌دهد که امامت و ولایت و وصیت را در ذریه آن مولود قرار می‌دهد، فرمود: راضی گشتم، سپس نزد فاطمه فرستاد که خدا مرا به مولودی مژده می‌دهد که از تو متولد می‌شود و پس از من امتم او را می‌کشند، فاطمه پیغام داد که مرا به مولودی که امت تو او را پس از تو بکشند نیازی نیست، پیغمبر پیغام داد که خدا امامت و ولایت و وصیت را در ذریه او قرار داده، او هم پیغام داد که من راضی گشتم.
 
«پس به ناخوشی او را آبستن شد و به ناخوشی زائید و از آبستن شدن تا از شیر گرفتنش سی ماه بود، و چون به قوت رسید و چهل ساله شد، گفت: پروردگارا! مرا وادار کن تا نعمت تو را که به من و به پدر و مادرم انعام کرده‏‌ای سپاس‌گزارم و عملی شایسته کنم که پسند تو باشد و بعضی از فرزندانم را شایسته کن» اگر او نمی‌فرمود: بعضی از فرزندانم را شایسته کن، همه فرزندان آن حضرت امام می‌شدند، و امام حسین (ع) از فاطمه (س) و از هیچ زن دیگر شیر نخورد، بلکه او را خدمت پیغمبر (ص) می‌آوردند و آن حضرت انگشت شصتش را در دهان او می‌گذارد و او به اندازه‌ای که دو روز و سه روزش را کفایت کند، از آن می‌مکید، پس گوشت حسین (ع) از گوشت و خون رسول خدا (ص) روئید. و فرزندی شش‌ماهه متولد نشد، جز عیسی بن مریم (ع) و حسین بن علی (ع).<ref>کلینی، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏۱، ص۴۶۴ و ۴۶۵.</ref>


== بررسی سندی ==
== بررسی سندی ==
#
تعدادی از راویان در سلسله این حدیث ذکر نشده‌اند، لذا به این حدیث مرفوع گفته می‌شود و در نگاه اهل فن از اعتبار برخوردار نبوده و حجت نیست، زیرا در روایت آمده، مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرو الزَّیَّاتِ «عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا» عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)، در این حدیث برخی از راویان حدیث با تعبیر عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)، گزارش شده‌اند.
تعدادی از راویان در سلسله این حدیث ذکر نشده‌اند، لذا به این حدیث مرفوع گفته می‌شود و در نگاه اهل فن از اعتبار برخوردار نبوده و حجت نیست، زیرا در روایت آمده، مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرو الزَّیَّاتِ «عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا» عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع، در این حدیث برخی از راویان حدیث با تعبیر عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع، گزارش شده‌اند.


بر این اساس با توجه به این‌که در سلسله سند این روایت برخی از راویان آن حذف شده‌اند، به این روایت در اصطلاح علم رجال حدیث مرفوع گفته می‌شود؛ نتیجه آن‌که این حدیث از جهت سند ضعیف می‌باشد و قابل استناد و حجت نیست.
بر این اساس با توجه به این‌که در سلسله سند این روایت برخی از راویان آن حذف شده‌اند، به این روایت در اصطلاح علم رجال حدیث مرفوع گفته می‌شود؛ نتیجه آن‌که این حدیث از جهت سند ضعیف می‌باشد و قابل استناد و حجت نیست.


=== شیر ننوشیدن امام حسین(ع) از مادرش ===
=== شیر ننوشیدن امام حسین(ع) از مادرش ===
دلیل این که امام حسین(ع) از مادرش شیر نخورد این بود که مادرش به به دلیل کسالتی که عارضشان شد، شیرشان خشک شده بود.
دلیل این که امام حسین(ع) از مادرش شیر نخورد این بود که مادرش به دلیل کسالتی که عارضشان شد، شیرشان خشک شده بود. ابن شهر آشوب در مناقبش روایت می‌کند که: فاطمه زهرا(س) پس از به دنیا آوردن امام حسین(ع) بیمار شد و شیرشان خشکید، پیامبر خدا دنبال کسی می‌گشت که حسین را شیر دهد ولی نیافت...<ref>هاشم معروف الحسنی، زندگانی دوازده امام ع، مترجم محمد مقدس، ج‏۲، ص۱۴، ناشر: امیر کبیر، تهران، چ۴، ۱۳۸۲ش.
 
ابن شهر آشوب در مناقبش روایت می‌کند که: فاطمه زهرا (س) پس از به دنیا آوردن امام حسین (ع) بیمار شد و شیرشان خشکید، پیامبر خدا دنبال کسی می‌گشت که حسین را شیر دهد ولی نیافت .<ref>هاشم معروف الحسنی، زندگانی دوازده امام ع، مترجم محمد مقدس، ج‏۲، ص۱۴، ناشر: امیر کبیر، تهران، چ۴، ۱۳۸۲ش.


   احقاف، ۱۵.</ref>
   احقاف، ۱۵.</ref>
خط ۲۶: خط ۲۱:


== اعتبار روایات اصول کافی ==
== اعتبار روایات اصول کافی ==
[[علم رجال]] و [[درایه]] برای فهم درستی و نادرستی روایات تدوین شده است.
{{نوشتار اصلی|اعتبار کتاب کافی}}
 
[[علم رجال]] و [[درایه]] برای فهم درستی و نادرستی روایات تدوین شده است. صحیح بودن حدیثی نزد کسی، دلیل بر صحت آن نزد دیگران نیست. لذا می‌بینیم یک حدیث در یک کتاب صحیح شمرده می‌شود (شاید صاحب آن کتاب قرائنی داشته که دیگران چنین قرائنی ندارند و …) اما دیگران آن روایت را نپذیرند. باید توجه داشت [[محمد بن یعقوب کلینی|شیخ کلینی]]؛ اقدم، اوثق و بدون تردید از ائمه حدیث و عالم به اخبار تاریخ شیعه است و کتاب کافی، بی شک در نزد تمامی علمای شیعه، متقن‌ترین کتاب حدیثی تاریخ شیعه است.
صحیح بودن حدیثی نزد کسی، دلیل بر صحت آن نزد دیگران نیست. لذا می‌بینیم یک حدیث در یک کتاب صحیح شمرده می‌شود (شاید صاحب آن کتاب قرائنی داشته که دیگران چنین قرائنی ندارند و …) اما دیگران آن روایت را نپذیرند.
 
باید توجه داشت [[شیخ کلینی]]؛ اقدم، اوثق و بدون تردید از ائمه حدیث و عالم به اخبار تاریخ شیعه است و کتاب کافی، بی شک در نزد تمامی علمای شیعه، متقن‌ترین کتاب حدیثی تاریخ شیعه است.
 
اما با همه این توضیحات، نمی‌توان گفت که تمام روایات کافی، صحیح السند و قطعاً صادر از معصوم است؛ زیرا هر چند مرحوم کلینی مقام ارجمندی داشته؛ اما معصوم از اشتباه نبوده است و این باعث شده است که تعدادی از روایات کتاب شریف کافی از نظر سندی تمام نباشد و این امری است طبیعی. خود مرحوم شیخ کلینی هم مدعی نیست که تمامی روایاتی که در کافی جمع کرده است، صحیح است.
 
اما این که آیا این کتاب را امام زمان (عج) دیده و تأیید کرده است، چنانچه مشهور شده است که امام زمان (علیه السلام) درباره کتاب کافی فرموده باشند: الکافی کاف لشیعتنا، هیچ سند و مدرک معتبری ندارد.


مرحوم میرزای نوری در این باره می‌فرماید:
اما با همه این توضیحات، نمی‌توان گفت که تمام روایات [[اعتبار کتاب کافی|کافی]]، صحیح السند و قطعاً صادر از معصوم است؛ زیرا هر چند مرحوم کلینی مقام ارجمندی داشته؛ اما معصوم از اشتباه نبوده است و این باعث شده است که تعدادی از روایات کتاب کافی از نظر سندی تمام نباشد و این امری است طبیعی. خود شیخ کلینی هم مدعی نیست که تمامی روایاتی که در کافی جمع کرده است، صحیح است. اینکه مشهور شده است که امام زمان(ج) درباره کتاب کافی فرموده باشند: «الکافی کاف لشیعتنا»، هیچ سند و مدرک معتبری ندارد.


این که گفته‌اند که امام فرموده: «ان هذا کاف لشیعتنا» اصل و اساسی ندارد و اثری از این روایت در کتاب‌های علمای شیعه دیده نمی‌شود و نیز هیچ روایتی، نه صحیح و نه ضعیف در این باره وارد نشده است ….<ref>میرزای نوری، خاتمه المستدرک، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ج۱، ص۳۹، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، قم، چاپ اول، ١٤١٥.</ref>
مرحوم میرزای نوری در این باره می‌فرماید: این که گفته‌اند که امام فرموده: «ان هذا کاف لشیعتنا» اصل و اساسی ندارد و اثری از این روایت در کتاب‌های علمای شیعه دیده نمی‌شود و نیز هیچ روایتی، نه صحیح و نه ضعیف در این باره وارد نشده است ….<ref>میرزای نوری، خاتمه المستدرک، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ج۱، ص۳۹، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، قم، چاپ اول، ١٤١٥.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۹: خط ۳۷:
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =
  | شناسه = شد
  | تیترها =
  | تیترها =شد
  | ویرایش =
  | ویرایش =شد
  | لینک‌دهی =
  | لینک‌دهی =شد
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
خط ۵۹: خط ۴۷:
  | بازبینی =
  | بازبینی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت =
  | اولویت =ج
  | کیفیت =
  | کیفیت =ج
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}


[[رده:درگاه امام حسین(ع)]]
[[رده:درگاه امام حسین(ع)]]
[[رده:حضرت فاطمه(س)]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۸:۵۳

سؤال
بر اساس روایتی از معتبرترین کتب شیعه (اصول کافی) امام سوم شیعیان هیچ‌گاه از پستان مادرش شیر ننوشید و حتی پستان هیچ زن دیگری را به دهان نمی‌گرفت. آیا این روایت درست است؟
درگاه‌ها
فاطمیه.png
امام حسین.png


روایتی در منابع شیعه نقل شده که حضرت زهرا(س) دچار کسالتی شدند و شیرشان خشک شد و امام حسین(ع) نتوانستند شیر مادرشان را بخورند و از انگشت شَست پیامبر شیر خورد و تا چند روز او را کفایت کرد. این روایت مرفوع است و در علم حدیث و رجال اعتباری ندارد.

متن روایت

در روایتی مرفوع (ذکر نشدن تمام راویان) عمرو زیات از امام صادق(ع) نقل می‌کند که امام حسین(ع) از فاطمه(س) و از هیچ زن دیگر شیر نخورد، بلکه او را خدمت پیغمبر (ص) می‌آوردند و آن حضرت انگشت شَستش را در دهان او می‌گذارد و او به اندازه‌ای که دو روز و سه روزش را کفایت کند، از آن می‌مکید، پس گوشت حسین(ع) از گوشت و خون رسول خدا (ص) روئید. و فرزندی شش‌ماهه متولد نشد، جز عیسی بن مریم(ع) و حسین بن علی(ع).[۱]

بررسی سندی

تعدادی از راویان در سلسله این حدیث ذکر نشده‌اند، لذا به این حدیث مرفوع گفته می‌شود و در نگاه اهل فن از اعتبار برخوردار نبوده و حجت نیست، زیرا در روایت آمده، مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرو الزَّیَّاتِ «عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا» عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)، در این حدیث برخی از راویان حدیث با تعبیر عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)، گزارش شده‌اند.

بر این اساس با توجه به این‌که در سلسله سند این روایت برخی از راویان آن حذف شده‌اند، به این روایت در اصطلاح علم رجال حدیث مرفوع گفته می‌شود؛ نتیجه آن‌که این حدیث از جهت سند ضعیف می‌باشد و قابل استناد و حجت نیست.

شیر ننوشیدن امام حسین(ع) از مادرش

دلیل این که امام حسین(ع) از مادرش شیر نخورد این بود که مادرش به دلیل کسالتی که عارضشان شد، شیرشان خشک شده بود. ابن شهر آشوب در مناقبش روایت می‌کند که: فاطمه زهرا(س) پس از به دنیا آوردن امام حسین(ع) بیمار شد و شیرشان خشکید، پیامبر خدا دنبال کسی می‌گشت که حسین را شیر دهد ولی نیافت...[۲]

به هر حال آنچه که در این روایات گزارش شده، این است که پیامبر گاه انگشت و گاه زبانش را به زبان او می‌گذاشت، اما اینکه امام حسین نه از شیر مادر تغذیه کرد و نه از شیر زنی دیگر غذا خورده باشد، روایات و نقل‌هایی که در مورد دوره کودکی ایشان پیش روی ماست این مطلب را به‌طور قطعی اثبات نمی‌کنند.[۳]

اعتبار روایات اصول کافی

علم رجال و درایه برای فهم درستی و نادرستی روایات تدوین شده است. صحیح بودن حدیثی نزد کسی، دلیل بر صحت آن نزد دیگران نیست. لذا می‌بینیم یک حدیث در یک کتاب صحیح شمرده می‌شود (شاید صاحب آن کتاب قرائنی داشته که دیگران چنین قرائنی ندارند و …) اما دیگران آن روایت را نپذیرند. باید توجه داشت شیخ کلینی؛ اقدم، اوثق و بدون تردید از ائمه حدیث و عالم به اخبار تاریخ شیعه است و کتاب کافی، بی شک در نزد تمامی علمای شیعه، متقن‌ترین کتاب حدیثی تاریخ شیعه است.

اما با همه این توضیحات، نمی‌توان گفت که تمام روایات کافی، صحیح السند و قطعاً صادر از معصوم است؛ زیرا هر چند مرحوم کلینی مقام ارجمندی داشته؛ اما معصوم از اشتباه نبوده است و این باعث شده است که تعدادی از روایات کتاب کافی از نظر سندی تمام نباشد و این امری است طبیعی. خود شیخ کلینی هم مدعی نیست که تمامی روایاتی که در کافی جمع کرده است، صحیح است. اینکه مشهور شده است که امام زمان(ج) درباره کتاب کافی فرموده باشند: «الکافی کاف لشیعتنا»، هیچ سند و مدرک معتبری ندارد.

مرحوم میرزای نوری در این باره می‌فرماید: این که گفته‌اند که امام فرموده: «ان هذا کاف لشیعتنا» اصل و اساسی ندارد و اثری از این روایت در کتاب‌های علمای شیعه دیده نمی‌شود و نیز هیچ روایتی، نه صحیح و نه ضعیف در این باره وارد نشده است ….[۴]

منابع

  1. کلینی، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏۱، ص۴۶۴ و ۴۶۵.
  2. هاشم معروف الحسنی، زندگانی دوازده امام ع، مترجم محمد مقدس، ج‏۲، ص۱۴، ناشر: امیر کبیر، تهران، چ۴، ۱۳۸۲ش. احقاف، ۱۵.
  3. همان.
  4. میرزای نوری، خاتمه المستدرک، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ج۱، ص۳۹، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، قم، چاپ اول، ١٤١٥.