اعتبارسنجی توقیعات امام مهدی(عج)
این مقاله هماکنون به دست Fabbasi در حال ویرایش است. |
آیا توقیعات امام مهدی(ع) در عصر غیبت صغری قابل اعتماد هستند و از لحاظ سندی میتوان به آنها استناد نمود؟
توقیعات منسوب به امام مهدی(عج) یکی از مهمترین مستندات دوره غیبت صغری هستند و معتبرترین بخش آنها از طریق نوّاب خاص در منابع حدیثی شیعه نقل شده است. از نظر سندشناسی، نوّاب اربعه با اوصاف وثاقت، امانت و نزدیکی ویژه به امام(ع) توصیف شدهاند؛ ازاینرو گزارشهای صادرشده از کانال آنان در بالاترین سطح اعتبار قرار میگیرد. همچنین ضبط توقیعات در منابع اولیه شیعه، به دلیل نزدیکی زمانی این مؤلفان به دوره غیبت صغری، احتمال جعل یا دستکاری را به حداقل میرساند.
از نگاه تاریخی شواهدی وجود دارد که اصلِ ارتباط کتبی میان شیعیان و وکلای اهل بیت(ع) تأیید شده است؛ این گزارشها وقوع اصل توقیعات را تقویت میکند. از حیث محتوایی نیز توقیعات با اصول اعتقادی و فقهی امامیه هماهنگاند و فاقد نشانههای غلو یا آموزههای گروههای انحرافیاند؛ همچنین سبک نگارش آنها با زبان مکتوبات قرن سوم و چهارم سازگار است.
باید توجه داشت که برخی توقیعاتی مرسلاند و در مقایسه با توقیعات دارای سند متصل، نیازمند احتیاط بیشتریاند و از اعتبار پایینتری برخوردار هستند.
مفهوم توقیع
واژه توقيع، از ريشه وقع، به معناى نشان نهادن بر يك نوشته است، خواه به شكل امضا كردن، يا اعلام رد و تأييد و خواه با نوشتن پاسخ در ميان، حاشيه و يا پشت آن باشد.[۱] [۲] [۳] توقیع در اصل به نوشتهای در حاشیه و پشت شکایات، به خط خلیفه یا سلطان یا برخی از فرمانروایان گفته میشد که بر رسیدگی به شکایات تأکید میکرد. [۴]
معناى اصطلاحى توقيع نيز به همين معنا و بيشتر در باره پاسخ يك شخصيت برتر (مانند: پيشواى دينى، حاكم و نمايندگان ارشد آنها) به درخواستها، نامهها و استفتائات دیگران به كار مىرود.[۵] در فرهنگ شيعى ، واژه «توقيع» بر مكاتبهها و نامههاى امامان(ع) اطلاق مىشود و گاه برخى پيامهاى شفاهى امام عصر(ع) را نيز توقيع ناميدهاند. [۶]
از نخستين نوشتهها از امامان(ع) كه آن را توقيع ناميدهاند، دست خطّ امام كاظم(ع) است. [۷] فردی در نامهای درخواست كرده بود تا امام(ع) براى پسردار شدن وى دعا كند و امام(ع) چنین پاسخ داد: «فَوَقَّعَ فِي الْكِتَابِ: قَدْ قَضَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَاجَتَكَ، وَ سَمِّهِ مُحَمَّداً [۸]؛ در ذيل نامه نوشت: خداوند(تبارك و تعالى)، حاجت تو را برآورْد. اسم او را محمّد بگذار.» روايتهايى نيز به توقيعات امام رضا(ع) اشاره دارند.[۹] [۱۰] به موازات تشديد حصر امامان(ع) و گسترده شدن جامعه شيعى، مكاتبات و توقيعات امام هادى(ع) و امام عسكرى(ع) فراوانتر شد. [۱۱]
توقیعات یا به خط خود امامان بوده است یا آنها املا میکردهاند و دیگران نوشتهاند. [۱۲]
منابع اصلی توقیعات
توقیعات چون از طریق نوّاب خاص امام مهدی(ع) به جامعه شیعه منتقل میشد، در سنت حدیثی امامیه جایگاهی ممتاز یافته و محدثان آنها را ضبط کردهاند. [۱۳] بيشتر توقيعها و مكاتبههاى امام مهدی(ع)، در كتابهای معتبر و مشهور شیعه نقل شده است.
- کتاب کمالالدین و تمامالنعمة: شیخ صدوق(متوفای۳۸۱ق) در جلد دوم این کتاب بابی را اختصاص به توقیعات امام مهدی(ع) داده و ۵۲ توقیع از امام(ع) آورده است که بیش از ۴۰ توقیع با سلسله سند کامل آمده است.[۱۴]
- كتاب الغيبة للحجة: شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰ هجری) کتابی در مورد غیبت امام مهدی (ع) تألیف کرده است. فصل چهارم این کتاب که حدود پنجاه صفحه میباشد، به بیان معجزات و توقیعات امام مهدی (ع) از سوی نواب خاص ایشان پرداخته است. [۱۵] در فصلهای دیگری نیز توقیعاتی نقل شده است. [۱۶] گفته شده که بیش از ۴۰ توقیع در این کتاب نقل شده است. [۱۷]
- كتاب الاحتجاج: طبرسی از علمای قرن شش قمری نیر توقیعاتی از امام مهدی(ع) آورده است. [۱۸]
بررسی سندی توقیعات
وثاقت نوّاب خاص
حضرت مهدی(ع) در دوران غیبت صغری(۳۲۹-۲۶۰ق) از طریق چهار نفر به عنوان نایب خاص امام با شیعیان در ارتباط بود که یکی پس از دیگری از طرف امام زمان و با معرفی نایب پیش از خود[۱۹] [۲۰] [۲۱] شناخته میشدند.
- عثمان بن سعید عمری(درگذشت قبل از ۲۶۷ق) حدود ۶ سال عهدهدار نیابت بود.[۲۲] [۲۳]
- محمد بن عثمان بن سعید عمری(درگذشت ۳۰۵ق) حدود ۴۰ سال عهدهدار نیابت بود.[۲۴] [۲۵]
- حسین بن روح نوبختی (درگذشت ۳۲۶ق) حدود ۲۱ سال عهدهدار نیابت بود.[۲۶] [۲۷]
- علی بن محمد سمری (درگذشت ۳۲۹ق) حدود ۳ سال عهدهدار نیابت بود.[۲۸] [۲۹]
نایبان خاص امام مهدی(ع) همگی در منابع رجالی همچون شیخ طوسی،[۳۰] ابن داود،[۳۱] علامه حلی[۳۲] و منابع دیگر [۳۳] [۳۴] [۳۵] با اوصاف وثاقت، امانت، زهد و جایگاه رفیع در جامعه شیعه معرفی شدهاند.
اعتبار سندی توقیعات
شیخ صدوق، شیخ طوسی و دیگر علما، مقداری از این توقیعات را با سلسه سند نقل کردهاند که قابلیت استناددهی را بیشتر کرده است. به عنوان نمونه شیخ صدوق(متوفای۳۸۱ق) در جلد دوم کتاب کمال الدین و تمام النعمه، بابی را اختصاص به توقیعات امام مهدی(ع) داده و ۵۲ توقیع از امام(ع) آورده است که بیش از ۴۰ توقیع با سلسله سند کامل آمده است.[۳۶]
- محمد بن صالح نامهای به امام عصر نوشته و از اذیتهای بستگانش به خاطر شیعه بودنش سوال میکند و امام پاسخ داده است که آيا كلام خداى تعالى را نمىخوانيد كه﴿وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً؛ بين آنها و بين قريههايى كه مباركشان ساختيم، قريههاى ظاهرى قرار داديم.﴾(سبأ:۱۸) به خدا سوگند ما آن قريههاى مبارك و شما آن قريههاى ظاهر هستيد.[۳۷] این حدیث با سه سند نقل شده و همه راویان آن ثقه و از بزرگان شیعه میباشند.[۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱]
- امام مهدی(ع) در توقیع معتبری،[۴۲] [۴۳] تعیین کنندگان وقت برای ظهور امام را دروغگویان دانسته است: «كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ؛ کسانی که برای زمان ظهور وقت تعیین کردهاند، دروغ گفتهاند.» [۴۴]
- امام مهدی(ع) گاهی با توقیعی شیعیان را از برخی از مسافرتها به خاطر ناامن بودن راهها منع میکرد.[۴۵] سلسله سند اینگونه روایات همه از بزرگان شیعه و مورد اعتماد بودند.[۴۶]
- امام مهدی(ع) در عصر غیبت صغری با صدور توقیع به سوالات فقهی جامعه شیعه هم پاسخ میداد.[۴۷] این توقیعات توسط بزرگان شیعه که مورد اعتماد بودند، نقل شده است.[۴۸]
شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰ هجری) كتاب الغيبة للحجة را در مورد غیبت امام مهدی (ع) تألیف کرده است که برخی از توقیعات امام مهدی (ع) از سوی نواب خاص ایشان را آورده است.[۴۹] بیش از۲۰ روایت در این فصل با سلسله سند آمده است. شیخ طوسی یادآور شده که توقیعات از امام مهدی(ع) بیش از این است و من فقط چند نمونه آوردهام.[۵۰]
طبرسی(متوفای۵۸۸ق) یکی دیگر از علمای شیعه است که توقیعاتی از امام مهدی(ع) نقل کرده است، سلسله سندی برای این توقیعات ذکر نمیکند.[۵۱] اگر این توقیعات با سلسله سند در دیگر کتابها آمده باشد، معتبر و قابل استناد خواهد شد و گرنه بدون سند میباشد.
آخرین توقیع امام مهدی
آخرین توقیعی که در عصر غیبت صغری از امام مهدی(ع) صادر شده است، خبر از وفات چهارمین نایب آن حضرت و شروع غیبت کبری است.
| « | بسم الله الرحمن الرحيم يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّه أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ يَقُومُ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَه الثَّانِيَه فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَه الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً وَ سَيَأْتِي شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَه أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَه قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَه فَهُوَ كَاذِبٌ مُفْتَرٍ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّه إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ | » |
«به نام خداوند بخشنده مهربان. ای علی بن محمد سمری! خداوند پاداش برادرانت را در سوگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت؛ پس خود را برای مرگ آماده کن و پس از خود، کسی را بهعنوان جانشین معرفی نکن. با درگذشت تو، غیبت دوم (غیبت کبری) آغاز میشود و ظهوری نخواهد بود مگر به اذن خداوند متعال؛ آن هم پس از مدتی طولانی، زمانی که دلها سخت شود و زمین از ستم پر گردد. بهزودی کسانی نزد شیعیان من میآیند و ادعای دیدار و مشاهده میکنند؛ آگاه باشید هر کس پیش از خروج سفیانی و شنیده شدن ندای آسمانی، ادعای مشاهده کند، دروغگو و افترازننده است. وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّه إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ»[۵۲] [۵۳]
تحلیل محتوایی توقیعات
هماهنگی با قرآن و سنت
توقیعات امام مهدی(ع) همسو با آیات قرآن است و در متن توقیعات، به آیاتی از قرآن استناد شده است. [۵۴] این آیات در جای جای توقیعات کتاب کمال الدین شیخ صدوق[۵۵] و کتاب الغیبه شیخ طوسی آمده است.[۵۶]
مواضع روشن نسبت به جریانهای انحرافی
در برخی توقیعات، امام بهصراحت بسیاری از مدعیان دروغین بابیت یا نیابت را طرد میکند؛ این مواضع با گزارشهای تاریخی مستقل هم هماهنگ است و این هماهنگی احتمال صحت توقیعات را افزایش میدهد.
تحلیل تاریخی صدور توقیعات
شرایط سیاسی و اجتماعی دوران غیبت صغری
این دوره، زمانه فشار شدید سیاسی عباسیان و لزوم پنهانکاری شدید بود. شبکه وکالت که از دوران امام هادی و امام عسکری(ع) پایهگذاری شده بود، همچنان فعال بود. طبیعی است که ارتباط با امام در چنین شرایطی عمدتاً از طریق مکاتبه انجام شود.
شواهد تاریخی خارج از منابع حدیثی
گزارشهای تاریخی، حتی از غیرشیعیان، نشان میدهد که مکاتباتی میان شیعیان و «باب» یا «وکلا» وجود داشته است. این گزارشها مستقل از منابع حدیثی بوده و وقوع اصلِ ارتباط کتبی را تأیید میکنند.
سازگاری محتوای توقیعات با واقعیات زمانه
توقیعات مرتبط با مسائل مالی، پاسخ به شبهات، تأیید وکلای مورد اعتماد و ردّ مدعیان، کاملاً با وضعیت اجتماعی شیعه در دوره غیبت صغری سازگار است.
تحلیلهای سندی، تاریخی و محتوایی نشان میدهد که اصل توقیعات امام مهدی(عج) و بخش عمده آنچه در منابع اولیه ثبت شده، از اعتبار بالایی برخوردار است. توقیعاتی که از طریق نوّاب خاص و ناقلان معاصر نقل شدهاند، بهویژه در منابعی چون کمالالدین، الغیبة طوسی، الغیبة نعمانی، در زمره معتبرترین اسناد دوره غیبت صغری قرار میگیرند. توقیعات مرسل در کتابهایی مانند الاحتجاج، هرچند از حیث سند ضعیفترند، اما از نظر محتوایی و تاریخی با مجموعه توقیعات معتبر هماهنگی دارند و به همین دلیل در میان دانشمندان امامیه مورد پذیرش نسبی واقع شدهاند.
مطالعه بیشتر
- توقیعات مقدسه، اثر جعفر وجدانى
- مجموعه سخنان، توقیعات و ادعیه حضرت بقیة الله، خادمى شیرازى
- موسوعة توقیعات الامام المهدی، محمدتقی اکبرنژاد
منابع
- ↑ جوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربيه، بیروت، دار العلم للملايين، چاپ اول، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۱۳۰۳.
- ↑ ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه، بیروت، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۱۳۴.
- ↑ فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۷۷.
- ↑ مرتضى زبيدى، محمد بن محمد، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دار الفكر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۵۲۵.
- ↑ شبیری، محمدجواد، «توقیع»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، ۱۳۸۳ش،ج ۸، مدخل «توقيع».
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام مهدی(عج)، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۱۱۵.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام مهدی(عج)، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۳ش ، ج۴، ص۱۱۵.
- ↑ حميرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق، ص۳۳۲.
- ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۵، حدیث۱.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، تهذيب الأحكام، تحقيق: خرسان، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۱، ص۲۴۴، حدیث۳۶.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۱۹۵، حدیث۵۴۴۷. ص۲۱۸، حدیث۵۵۱۳.
- ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۹۶، حدیث۲. ص۱۰۲، حدیث۵. ص۱۰۷، حدیث۳. ص۵۱۰، حدیث۱۶.
- ↑ ری شهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۱۲۰.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب۴۵ باب ذكر التوقيعات الوارده عن القائم، ص۴۸۲ تا ص۵۲۲.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، كتاب الغيبه للحجه، قم، دار المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، فصل ۴، ص۲۸۱ تا ص۳۲۸.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، كتاب الغيبه للحجه، قم، دار المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص۳۴۵ تا ص۴۱۷.
- ↑ محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۳ش، ج۴، ص۱۱۷.
- ↑ طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج، مشهد، نشر المرتضى، چاپ اول، ۱۳۶۱ش، ج۲، ص۴۷۹.
- ↑ قطب الدين راوندى، سعيد بن هبه الله، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدى، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، ج۳، ص۱۱۰۸.
- ↑ عاملى نباطى، على من محمد بن على بن محمد بن يونس، الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، نجف، المكتبه الحيدريه، چاپ اول، ۱۳۸۴ ق، ج۲، ص۲۳۲.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲.
- ↑ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، دار المعارف الإسلامیه، ۱۴۱۱ق، ص۳۵۳.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲.
- ↑ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، دار المعارف الإسلامیه، ۱۴۱۱ق، ص۳۵۹.
- ↑ صدر، سید محمد، تاریخ الغیبه، بیروت، دار التعارف، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۰۴.
- ↑ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، دار المعارف الإسلامیه، ۱۴۱۱ق، ص۳۶۷.
- ↑ جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، ۱۳۸۱ش، ص۵۸۳.
- ↑ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، دار المعارف الإسلامیه، ۱۴۱۱ق، ص۳۹۳.
- ↑ جباری، محمدرضا، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)، قم، مؤسسه آموزش پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۸۰.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، رجال الطوسي، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۳ ش، ص۴۰۱. ص۴۴۷.
- ↑ حلي، حسن بن عليّ بن داود، الرجال، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۴۲ ش، ص۲۳۳. ص۳۲۳.
- ↑ حلى، حسن بن يوسف بن مطهر، رجال العلامه الحلي، نجف اشرف، دار الذخائر، چاپ دوم، ۱۴۱۱ ق، ص۱۲۶. ص۱۴۹. ص۲۷۳.
- ↑ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال، قم، موسسه آل البيت(ع) لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۳۱ق، ج۲۲، ص۷۰.
- ↑ عليارى تبريزى، على بن عبدالله، بهجه الآمال في شرح زبده المقال، تهران، بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۵۱۷.
- ↑ نمازى شاهرودى، على، مستدركات علم رجال الحديث، تهران، فرزند مولف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۴۵۰.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب۴۵ باب ذكر التوقيعات الوارده عن القائم، ص۴۸۲ تا ص۵۲۲.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب۴۵ ، ، ص۴۸۳، حدیث۲.
- ↑ نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ ششم۶، ۱۳۶۵ش، ص۲۱۶.
- ↑ علامه حلى، حسن بن يوسف، رجال العلامه الحلي، قم، الشريف الرضي، چاپ دوم، ۱۴۰۲ق، ص۱۴۷.
- ↑ طوسى، محمد بن حسن، رجال الطوسي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش، ص۴۰۰.
- ↑ شوشترى، محمد تقى، قاموس الرجال، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۳۳۲.
- ↑ اردبيلى، محمد بن على، جامع الرواه و ازاحه الاشتباهات عن الطرق و الأسناد، بیروت، دار الأضواء، چاپ اول، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۳.
- ↑ تفرشى، مصطفى بن حسين، نقد الرجال، قم، موسسه آل البيت(ع) لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۳۷۷ش، ج۴، ص۳۴۴.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب۴۵ ، ص۴۸۳، حدیث۳.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب۴۵، ص۴۹۱، حدیث۱۴.
- ↑ نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش، ص۲۶۱. ص۱۱۷. ص۲۶۳.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب۴۵ ، ، ص۵۰۰، حدیث۲۵.
- ↑ نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش، ص۲۶۱. ص۱۱۷.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، كتاب الغيبه للحجه، قم، دار المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، فصل 4، ص۲۸۱ تا ص۳۲۸.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، كتاب الغيبه للحجه، قم، دار المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص285.
- ↑ طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، تصحیح: محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق، ص۴۶۹. ص۴۷۱. ص۴۷۳. ص۴۷۸. ص۴۸۰. ص۴۸۱. ص۴۹۲.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، ۵۱۶.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، كتاب الغيبه للحجه، قم، دار المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص۳۹۵.
- ↑ سوره آل عمران، آیه۴۵و آیه۱۷۳. سوره نساء، آیه۵۹. سوره مائده، آیه۱۰۱. سوره انفال، آیه۴۲. سوره هود، آیه۱۸. سوره رعد، آیه۴۲. سوره نمل، آیه۳۶. سوره شوری، آیه۱۱. سوره لقمان، ایه۳۴. سوره عنکبوت، آیه۲-۱. سوره مریم، آیه۵۹. سوره سبأ، آیه۱۸. سوره احقاف، آیه۳۰. سوره جن، آیه۲۷-۲۶.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب۴۵ باب ذكر التوقيعات الوارده عن القائم، ص۴۸۲ ، حدیث۲، ۴، ۸، ۳۷، ۴۲، ۴۳، ۴۹.
- ↑ طوسى، محمد بن الحسن، كتاب الغيبه للحجه، قم، دار المعارف الإسلاميه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، فصل ۴، ص۲۸۹. ص۲۹۰. ص۲۹۳. ص۳۱۰.