پرش به محتوا

مجازات نشدن جد خالد قسری پس از اعتراف به گناه

از ویکی پاسخ
سؤال

ابن شهرآشوب در نقلی آورده است که: «جد خالد قسری، زنی را بوسیده بود. زن به پیامبر(ص) شکایت کرد. رسول خدا(ص) جد خالد را بازخواست کرد و او به خطای خود اعتراف کرده و گفت: یا رسول‌الله اگر خواستی، قصاص کن! پیامبر(ص) و اصحاب خندیدند و او را مجازات نکرد». آیا سند این روایت معتبر است؟ منظور روایت را بیان کنید؟


روایت نقل‌شده بیان می‌کند که جد خالد قسری زنی را بوسید و زن به پیامبر(ص) شکایت کرد. پیامبر(ص) او را احضار کرد و وی به کار خود اعتراف نمود و پس از پرسش از عدم تکرار این عمل و اقرار به توبه‌ی او، پیامبر خدا(ص) وی را عفو کردند.

با فرض پذیرش روایت، علت عفو پیامبر(ص) می‌تواند اعتراف صریح، پشیمانی و توبه‌ی خاطی باشد. بر اساس فقه اسلامی، اگر مجرمی به جرم خود اقرار کند و توبه نماید، حاکم شرع می‌تواند او را عفو کند. این رفتار پیامبر(ص) نشان‌دهنده‌ی رویکرد تربیتی و اصلاحی در برخورد با خطاکاران توبه‌کار است.

متن روایت

ابن شهرآشوب در کتاب مناقب آورده است:

جد خالد قسری، زنی را بوسیده بود و زن شکایت آن مرد را نزد رسول خدا(ص) برد و پیامبر(ص) آن مرد را احضار کردند و او اعتراف به این عمل کرد و گفت: یا رسول‌الله اگر می‌خواهی مرا به همین کار قصاص کن! پیامبر(ص) و اصحاب خندیدند و پیامبر(ص) فرمود: دیگر این کار را انجام نمی‌دهی؟ مرد گفت: به خدا قسم این کار را دیگر انجام نمی‌دهم. رسول خدا از مجازات کردن او گذشت.

علامه مجلسی[۲] و دیگران همین نقل را بدون سلسله سندی از کتاب مناقب آورده‌اند.[۳][۴] ابن حمدون همین روایت را بدون سلسله سند آورده، اما به جای جد خالد قسری، نوشته است مردی به زنی عبور کرد و او را بوسید ….[۵]

جد خالد القسری

خالد قسری همان خالد بن عبدالله القسری از والیان عراق بود که به صراحت امیرمومنان علی(ع) را لعن می‌کرد.[۶] وی از والیان بنی‌امیه بود.[۷]

دو نفر (پدر و پسر) به جد خالد قسری معروف هستند که هر دو از اصحاب رسول خدا(ص) شمرده شده‌اند، اما در این داستان مشخص نیست که پدر بود یا پسر:

  1. یزید بن أسد بن کُرز بن عامر القسری نیز جدّ خالد بن عبد اللّه القسری است.[۸][۹] وی صحابی ساکن شام بود.[۱۰]
  2. أسد بن کُرز بن عامر القسری جدّ خالد بن عبد اللّه القسری است.[۱۱][۱۲]

اعتراف به گناه و توبه راز مجازات نشدن فرد خطاکار

هر چند در کتاب مناقب ابن شهرآشوب و کتاب ابن حمدون، برای این داستان سلسله سندی نیامده است و از این نگاه، روایت قابل اعتماد نیست؛ اما علت مجازات نشدن این فرد را توسط رسول خدا(ص) با فرض پذیرش روایت، می‌توان اینگونه پاسخ داد:

اگر فردی در داگاه به گناهش اعتراف کند و بعد از اعتراف نیز از کرده خود پشیمان باشد، حاکم اسلامی می‌تواند از مجازات دنیایی او صرف‌نظر کرده و او را عفو کند.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶] از لحن کلام جد خالد قسری که قسم یاد می‌کند دیگر این کار را تکرار نخواهد شد، مشخص می‌شود او توبه کرده و از کرده خود پشیمان است و چون جرمش با اقرار و اعتراف خودش ثابت شده است، پیامبر خدا(ص) نیز او را عفو کرده است.

منابع

  1. ↑ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ق، ج۱، ص۱۴۹، باب۱۰، حدیث۱.
  2. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۱۶، ص۲۹۵، باب ۱۰.
  3. ↑ نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۴۱۱، باب ۶۶، روایت ۹۸۲۸.
  4. ↑ هاشمی خویی، حبیب‌الله، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، تهران، مکتبه الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ ق، ج۶، ص۹۵.
  5. ↑ ابن حمدون، محمد بن الحسن، التذکر الحمدونیه، تحقیق: احسان عبّاس و بکر عبّاس، چاپ اول، ۱۹۹۶ م، بیروت، لبنان، دار صادر للطباعه والنشر، ج۹، ص۳۶۴.
  6. ↑ مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال (رحلی)، بی جا، بی نا، چاپ اول، ج۱، ص۳۹۳.
  7. ↑ مظفر، محمد حسن، الإفصاح عن أحوال رواه الصحاح، قم، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۹.
  8. ↑ صفدی، خلیل بن أیبک، الوافی بالوفیات، تحقیق: أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفی، ۱۴۲۰–۲۰۰۰م، بیروت، دار إحیاء التراث، ج۹، ص۲۸.
  9. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، چاپ اول۱۴۱۲–۱۹۹۲ م، بیروت – لبنان، دار الجیل، ج۴، ص۱۵۷۰.
  10. ↑ ابن حبان، محمد، التقات، هند- حیدرآباد دکن، مؤسسه الکتب الثقافیه، چاپ اول، ۱۳۹۳، ج۳، ص۴۴۳.
  11. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، چاپ اول۱۴۱۲–۱۹۹۲ م، بیروت – لبنان، دار الجیل، ج۱، ص۷۹.
  12. ↑ صفدی، خلیل بن أیبک، الوافی بالوفیات، تحقیق: أحمد الأرناؤوط وترکی مصطفی، ۱۴۲۰–۲۰۰۰م، بیروت، دار إحیاء التراث، ج۹، ص۶.
  13. ↑ طوسی، محمد بن حسن، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۰ ق، ص۶۹۶.
  14. ↑ حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، قم: انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۳۳۴.
  15. ↑ شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه (المحشّی-سلطان العلماء)، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ۱۴۱۲ ق، ج۲، ص۳۶۱.
  16. ↑ خمینی موسوی، روح اللّه، تحریر الوسیله، قم: مؤسسه مطبوعات دار العلم، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۴۶۰.