پرش به محتوا

مجازات نشدن جد خالد قسری پس از اعتراف به گناه

از ویکی پاسخ
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۳ توسط فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها) (اصلاح ارقام)
سؤال

ابن شهرآشوب در نقلی آورده است که: «جد خالد قسری، زنی را بوسیده بود. زن به خدمت پیامبر(ص) آمد و شکایت کرد. رسول خدا(ص) خالد را خواست. خالد به خطای خود اعتراف کرده و گفت: یا رسول الله اگر خواستی، قصاص کن! پیامبر(ص) و اصحاب خندیدند و او را مجازات نکردند». آیا سند این روایت معتبر است؟ منظور روایت را بیان کنید؟


متن روایت

ابن شهرآشوب در کتاب مناقب آورده است:

جد خالد قسری، زنی را بوسیده بود و زن شکایت آن مرد را نزد رسول خدا(ص) برد و پیامبر(ص) آن مرد را احضار کردند و او اعتراف به این عمل کرد و گفت: یا رسول الله اگر می‌خواهی مرا به همین کار قصاص کن! پیامبر(ص) و اصحاب خندیدند و پیامبر(ص) فرمود: دیگر این کار را انجام نمی‌دهی؟ مرد گفت: به خدا قسم این کار را دیگر انجام نمی‌دهم و رسول خدا از مجازات کردن او گذشت.

علامه مجلسی[۲] و دیگران همین نقل را بدون سلسله سندی از کتاب مناقب آورده‌‎اند. [۳] [۴]

جد خالد القسری

خالد قسری همان خالد بن عبد الله القسری از والیان عراق بود که به صراحت امیرمومنان علی(ع) را لعن می‌کرد.[۵] وی از والیان بنی امیه بود.[۶]

دو نفر به جد خالد قسری معروف هستند که هر دو از اصحاب رسول خدا(ص) شمرده شده‌اند:

  1. أسد بن كُرز بن عامر القسري جدّ خالد بن‏ عبد اللّه‏ القسري‏ است.[۷] [۸]
  2. یزید بن أسد بن كُرز بن عامر القسري نیز جدّ خالد بن‏ عبد اللّه‏ القسري‏ است.[۹] [۱۰] وی صحابی ساکن شام بود. [۱۱]

حکم ارتباط با زنان در روایت

از مسلمات دین اسلام است که لمس کردن بدن نامحرم حرام است و برای آن عذاب و عقاب بیان شده و چنان‌که امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند: «ما مِن اَحَدٍ الاّ و هو یُصیب حظاً مِن الزِّنا فزِنا العینینِ النظر و زِنا الفَم القبله و زِنا الیدین اللمس صدق الفرج ذلک ام کذب؛ هر کسی بهره‌ای از زنا دارد، زنای چشم، نگاه به ناپاک است و زنای دهان، بوسه (حرام) است و زنای دست، لمس (بیگانه) است چه دامن آن را تصدیق کند و چه تکذیب.»[۱۲] پیامبر(ص) در روایتی فرمودند: «لستُ اُصافِحُ النساء؛ من با زنان (نامحرم) دست نمی‌دهم.»[۱۳]

اصول امر به معروف و نهی از منکر

بنابر روایات برخورد پیامبر(ص) با خالد، مطابق با مراتب امر به معروف و نهی از منکر بوده ‌که باید به ترتیب و مرحله به مرحله باشد؛ یعنی اول با شخص معصیت کار به گونه‌ای برخورد شود که بفهمد خطا انجام داده ‌است. نهی رفتاری مانند سخن نگفتن و ملاقات نکردن با شخص، عبوس کردن چهره در ملاقات با او. مرحله دوم نهی با زبان است اگر احتمال بدهد که مؤثر است. مرحله سوم توسل به زور و تنبیه است.[۱۴] پیامبر نیز در این موضوع خاص تشخیص دادند که تا مرحله دوم امر به معروف و نهی از منکر اکتفاء شود و همچنین از لحن کلام خالد به ترک این عمل قسم یاد می‌کند مشخص می‌شود که او توبه کرده و دیگر بنای بر تکرار این عمل را نداشته و احتمال این وجود دارد که تا آن زمان احکامی درباره بوسیدن زن نامحرم، بیان نشده بود.

منابع

  1. ↑ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ق، ج۱، ص۱۴۹، باب۱۰، حدیث۱.
  2. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۱۶، ص۲۹۵، باب ۱۰.
  3. ↑ نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۴۱۱، باب ۶۶، روایت ۹۸۲۸.
  4. ↑ هاشمى خويى، حبيب الله، منهاج البراعه في شرح نهج البلاغه، تهران، مكتبه الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ ق، ج۶، ص۹۵.
  5. ↑ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال(رحلي)، بى جا، بى نا، چاپ اول، ج۱، ص۳۹۳.
  6. ↑ مظفر، محمد حسن، الإفصاح عن أحوال رواه الصحاح، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۹.
  7. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبد الله، الاستيعاب، تحقيق: علي محمد البجاوي، چاپ اول۱۴۱۲ - ۱۹۹۲ م، بيروت – لبنان، دار الجيل، ج۱، ص۷۹.
  8. ↑ صفدی، خليل بن أيبك، الوافي بالوفيات، تحقيق : أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ۱۴۲۰ - ۲۰۰۰م، بيروت، دار إحياء التراث، ج۹، ص۶.
  9. ↑ صفدی، خليل بن أيبك، الوافي بالوفيات، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ۱۴۲۰ - ۲۰۰۰م، بيروت، دار إحياء التراث، ج۹، ص۲۸.
  10. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبد الله، الاستيعاب، تحقيق: علي محمد البجاوي، چاپ اول۱۴۱۲ - ۱۹۹۲ م، بيروت – لبنان، دار الجيل، ج4، ص1570.
  11. ↑ ابن حبان، محمد، التقات، هند- حیدرآباد دکن، مؤسسه الكتب الثقافيه، چاپ اول، ۱۳۹۳، ج۳، ص۴۴۳.
  12. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۵۹، ح ۱۱.
  13. ↑ محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، مترجم حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ج۷، ص۳۰۷۱.
  14. ↑ توضیح المسائل مراجع، قم، دفتر انتشارات اسلامی.