پیش نویس:غبطه شهدا به مقام حضرت عباس در بهشت
![]() | این مقاله هماکنون به دست mohammad7576 در حال ویرایش است. |
با اینکه در بهشت جای نگرانی و ملال نیست، چگونه در بهشت، سایر شهداء به مقام حضرت ابوالفضل(ع) غبطه میخورند؟ آیا غبطه با داخلبودن در بهشت منافات ندارد؟
زندگی نامه
حضرت عباس(ع) در چهارم شعبان[۱] سال 26 هجری[۲][۳] و در مدینه منوره[۴] دیده به جهان گشودند. ایشان فرزند امام علی(ع) و فاطمه بنت حزام می باشند. کنیه مادر ایشان به «ام البنین» بوده است.[۵][۶]
امام علی(ع) به برادر خود عقیل که نسب شناس ماهری بود خواست تا زنی را به حضرت معرفی کند که حضرت با ایشان ازدواج کند و فرزندان شجاع و دلاوری برای او به دنیا بیاورد. عقیل فاطمه بنت حزام را به امام علی(ع) معرفی کردند.[۷] حضرت با ایشان ازدواج کردند و حاصل ازدواج ایشان چهار پسر به نام های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان می باشد.[۸][۹]
حضرت عباس(ع) 34 سال عمر کردند.[۱۰] 14 سال در جوار پدرشان امام علی(ع)، 24 سال در کنار امام حسن مجتبی(ع) و 34 سال در کنار امام حسین(ع) زندگی کردند. ایشان در برخی از جنگ ها در کنار امام علی(ع) حضور داشتند اما در هیچ یک از جنگ ها اجازه جنگیدن به ایشان داده نشد.[۱۱]
حضرت عباس(ع) با لبابه دختر عبیدالله بن عباس بن عبدالمطّلب ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های فضل و عبیدالله و بوده است و نسل ایشان از طریق عبیدالله امتداد یافت.[۱۲]
حضرت عباس(ع) سرانجام در سال 61 هجری در صحرای کربلا و در کنار امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.[۱۳]
نام، لقب و کنیه
نام ایشان عبّاس است.[۱۴] عباس در لغت به معنای شیر بیشه و کسی که شیران از او بگریزند می باشد.[۱۵] در زمان خودشان به قمر بنی هاشم لقب گرفتند و مکنّی به کنیّه ابوالفضل شدند.[۱۶] قمر بنی هاشم به معنای ماه قبیله بنی هاشم است و دلیل لقب گرفتن به «قمر بنی هاشم» چهره زیبا و جذاب ایشان بود.[۱۷] القاب دیگری نیز برای حضرت عباس ذکر کرده اند که برخی از معروف ترین آن ها «سقا»، «باب الحوائج»، «ابوالقربة» و... می باشد.[۱۸]
ویژگی ها
توحید و اعتقاد راسخ به خدای یکتا در کودکی
نقل شده است که در دوران کودکی روزی عباس(ع) بر زانوی امام علی(ع) نشسته بودند. حضرت به ایشان فرمودند: بگو یک. عباس(ع) به ایشان عرض کردند یک. بعد حضرت فرمودند بگو دو. عباس(ع) عرض کردند با زبانی که یک گفته ام شرم دارم که دو بگویم.[۱۹][۲۰]
اطاعت و وفاداری نسبت به امام خود
شب عاشورا امام حسین(ع) یاران خود را فرا خواند و برای آن ها سخنرانی نمود و بیعت خود را از ایشان برداشت. امام(ع) به ایشان فرمودند از تاریکی شب استفاده کنید و بروید. دشمنان با من کار دارند. بعد از فرمایش امام(ع) فرزندان و اصحاب اظهار وفاداری کردند و گفتند: چرا چنين كنيم؟ براى اينكه پس از تو زنده بمانيم؟ خداوند هرگز چنين چيزى را بما نشان ندهد. اولین کسی که این سخنان را گفت عباس بن علی(ع) بود و بقیه به دنبال ایشان گفتند.[۲۱][۲۲]
غبطه شهدا به مقام حضرت عباس(ع) در بهشت
بر اساس آیات قرآن بهشت دارای درجات متفاوتی است و مقام افراد در نتیجه تفاوت اعمال، اخلاص و معرفت آنان متفاوت است.[۲۳] برخی بهشتیان به مقام افراد بالاتر غبطه میخورند.[۲۴] حضرت عباس(ع) از کسانی است که دارای رتبه بهشتی بالایی است. لذا در روایتی از امام سجاد(ع) آمده است که شهداء در روز قیامت به جایگاه ایشان غبطه می خورند:
«رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَه فِي الْجَنَّه كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْزِلَه يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَه؛ خدا عباس را رحمت کند که ایثار کرد و خود را به سختی افکند و در راه برادرش جانبازی کرد تا آنکه دستهایش از پیکر جدا گردید. آنگاه خداوند به جای آنها دو بال به وی عنایت کرد که در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند، آنچنان که به جعفر طیار بالهایی بهشتی داد. عباس نزد خداوند مقامی دارد که همه شهدا در قیامت بدان غبطه میخورند.»[۲۵]
سرافرازی در آزمون ولایت مداری
حضرت عباس(ع) بر اساس روایاتی که از معصومین(ع) نقل شده است فردی دارای ایمانی استوار است. او کسی است که در آزمون های سخت الهی سرافراز گردید. از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: «كان عمّنا العبّاس بن علىّ نافذ البصيرة، صلب الايمان، جاهد مع أبى عبد اللّه عليه السّلام و أبلى بلاء حسنا و مضى شهيدا؛ عموى ما عباس فردى صاحب بصيرت، داراى ايمانى استوار بود و در كنار ابا عبد اللّه عليه السّلام جهاد و مبارزه نمود و به نحوى شايسته از عهدۀ آزمون بر آمد و سرانجام به فيض شهادت نايل آمد.»
خصال: ۸۶ باب دوم
غبطه حالتی است که شخص با مشاهده موفقیت و کمال دیگران آرزوی داشتن آن را میکند. بدون آنکه آرزوی نابودی آنرا برای دیگری نماید.[۲۶] غبطه با حسد متفاوت است و رذیله اخلاقی نیست.[۲۷]
منابع
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
- ↑ سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۶.
- ↑ جلالی، عباس (۱۳۸۸). سلحشوران طف(ترجمه ابصار العین فی انصار الحسین). قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر. ص۶۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
- ↑ سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
- ↑ ابن عنبة، احمد بن علی (۱۳۸۳). عمدة الطالب في أنساب آل ابي طالب. قم: مؤسسة أنصاريان للطباعة و النشر. ص۳۲۴.
- ↑ جلالی، عباس (۱۳۸۸). سلحشوران طف(ترجمه ابصار العین فی انصار الحسین). قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر. ص۷۰.
- ↑ سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۶ و ۵۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
- ↑ سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۷.
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۱ و ۷۲.
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
- ↑ جلالی، عباس (۱۳۸۸). سلحشوران طف(ترجمه ابصار العین فی انصار الحسین). قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر. ص۷۰.
- ↑ محدثی، جواد (۱۳۷۶). فرهنگ عاشورا. قم: نشر معروف. ص۲۹۳.
- ↑ جلالی، عباس (۱۳۸۸). سلحشوران طف(ترجمه ابصار العین فی انصار الحسین). قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر. ص۷۰.
- ↑ محدثی، جواد (۱۳۷۶). فرهنگ عاشورا. قم: نشر معروف. ص۲۹۳.
- ↑ محدثی، جواد (۱۳۷۶). فرهنگ عاشورا. قم: نشر معروف. ص۲۹۳.
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۱.
- ↑ شیعی سبزواری، حسن بن حسین (۱۳۷۵). مصابیح القلوب. تهران: بنیان. ص۳۶۷.
- ↑ ابن طاووس، علی بن موسی (۱۳۴۸). اللهوف علی قتلی الطفوف. تهران: جهان. ص۸۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۳.
- ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، منشورات اسماعيليان، بیتا، ج۲۰، ص۲۳۵.
- ↑ فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، قم، منشورات رضی، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۴۲۴.
- ↑ ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، ص۴۶۲، مجلس۷۰، حدیث۱۰.
- ↑ ابنمنظور، مکرم بن علی، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۵۹.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالكتب الإسلامية، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۰۷.