پیش نویس:غبطه شهدا به مقام حضرت عباس در بهشت

    سؤال

    با اینکه در بهشت جای نگرانی و ملال نیست، چگونه در بهشت، سایر شهداء به مقام حضرت ابوالفضل(ع) غبطه می‌خورند؟ آیا غبطه با داخل‌بودن در بهشت منافات ندارد؟

    درگاه‌ها
    امام حسین.png


    زندگی نامه

    حضرت ابوالفضل العباس(ع) در چهارم شعبان[۱] سال 26 هجری[۲][۳] و در مدینه منوره[۴] دیده به جهان گشودند. ایشان فرزند امام علی(ع) و فاطمه بنت حزام می باشند. کنیه مادر ایشان به «ام البنین» بوده است.[۵][۶]

    امام علی(ع) به برادر خود عقیل که نسب شناس ماهری بود خواست تا زنی رابه حضرت معرفی کند که حضرت با ایشان ازدواج کند و فرزندان شجاع و دلاوری برای او به دنیا بیاورد. عقیل فاطمه بنت حزام را به امام علی(ع) معرفی کردند.[۷] حضرت با ایشان ازدواج کردند و حاصل ازدواج ایشان چهار پسر به نام های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان می باشد.[۸][۹]

    حضرت عباس(ع) 34 سال عمر کردند.[۱۰] 14 سال در جوار پدرشان امام علی(ع)، 24 سال در کنار امام حسن مجتبی(ع) و 34 سال در کنار امام حسین(ع) زندگی کردند. ایشان در برخی از جنگ ها در کنار امام علی(ع) حضور داشتند اما در هیچ یک از جنگ ها اجازه جنگیدن به ایشان داده نشد.[۱۱]

    حضرت عباس(ع) با لبابه دختر عبیدالله بن عباس بن عبدالمطّلب ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های فضل و عبیدالله و بوده است و نسل ایشان از طریق عبیدالله امتداد یافت.[۱۲]

    حضرت عباس(ع) سرانجام در سال 61 هجری در صحرای کربلا و در کنار امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.[۱۳]

    ویژگی ها

    غبطه شهدا به مقام حضرت عباس در بهشت با گزاره‌های دینی درباره درجات بهشت و مراتب بهشتیان مطابقت دارد. طبق آیات قرآن بهشت دارای درجات متفاوتی است و مقام افراد در نتیجه تفاوت اعمال، اخلاص و معرفت آنان متفاوت است.[۱۴] برخی بهشتیان به مقام افراد بالاتر غبطه می‌خورند.[۱۵]

    حضرت عباس(ع)، براساس روایتِ امام سجاد(ع)، در بهشت جایگاه رفیعی دارد و شهداء در روز قیامت به مقام او غبطه می‌خورند: «رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَه فِي الْجَنَّه كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْزِلَه يَغْبِطُهُ‏ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَه؛ خدا عباس را رحمت کند که ایثار کرد و خود را به سختی افکند و در راه برادرش جانبازی کرد تا آن‌که دست‌هایش از پیکر جدا گردید. آن‌گاه خداوند به جای آنها دو بال به وی عنایت کرد که در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند، آنچنان که به جعفر طیار بالهایی بهشتی داد. عباس نزد خداوند مقامی دارد که همه شهدا در قیامت بدان غبطه می‌خورند.»[۱۶]

    غبطه حالتی است که شخص با مشاهده موفقیت و کمال دیگران آرزوی داشتن آن را می‌کند. بدون آن‌که آرزوی نابودی آن‌را برای دیگری نماید.[۱۷] غبطه با حسد متفاوت است و رذیله اخلاقی نیست.[۱۸]

    وجود مراتب مختلف در بهشت همراه با رنج و ناراحتی افراد ساکن در درجات پایین‌تر نیست. افرادی که به بهشت می‌روند از وضع خود در هر مقامی باشند راضی هستند.[۱۹]


    منابع

    1. جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
    2. سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۶.
    3. جلالی، عباس (۱۳۸۸). سلحشوران طف(ترجمه ابصار العین فی انصار الحسین). قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر. ص۶۹.
    4. جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
    5. سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۶.
    6. جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
    7. ابن عنبة، احمد بن علی (۱۳۸۳). عمدة الطالب في أنساب آل ابي طالب. قم: مؤسسة أنصاريان للطباعة و النشر. ص۳۲۴.
    8. جلالی، عباس (۱۳۸۸). سلحشوران طف(ترجمه ابصار العین فی انصار الحسین). قم: آستانه مقدسه قم، انتشارات زائر. ص۷۰.
    9. سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۶ و ۵۷.
    10. جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
    11. سماوی، محمد (۱۳۷۷). إبصار العين في أنصار الحسين علیه السلام. قم: مرکز الدراسات الإسلامية لممثلية الولي الفقية في حرس الثورة الإسلامية. ص۵۷.
    12. جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۱ و ۷۲.
    13. جمعی از نویسندگان، محمد مظفری (۱۳۸۵). پژوهشی پیرامون شهدای کربلا. قم: زمزم هدایت. ص۷۰.
    14. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، منشورات اسماعيليان، بی‌تا، ج۲۰، ص۲۳۵.
    15. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، قم، منشورات رضی، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۴۲۴.
    16. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، ص۴۶۲، مجلس۷۰، حدیث۱۰.
    17. ابن‌منظور،‌ مکرم بن علی، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۵۹.
    18. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالكتب الإسلامية، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۰۷.
    19. سوره فاطر، آیه ۳۴؛ نیز سوره حجر، آیه ۴۸.