پرش به محتوا

حدیث متواتر

نسخهٔ تاریخ ‏۸ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۲۹ توسط فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها) (اصلاح ارقام)
سؤال

تواتر در احادیث به چه معناست و چه ملاکی دارد و کی حجت است؟

تواتر در لغت

تواتر در لغت به معناي، پي در پي شدن، پياپي بودن، پياپي رسيدن، دمادم رسيدن، پياپي آمدن، پي يكديگر به مهلت آمدن مي باشد. [۱] این معنا در قرآن نیز آمده است: ﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَىٰ؛ سپس رسولان خود را یکی پس از دیگری فرستادیم.﴾(مومنون:۴۴) ريشه اين واژه از «وتر»، به معناي تنها تنها و يك يك به دنبال هم آمدن است.[۲]

تواتر در اصطلاح

خبر جماعتي را گويند كه انسان از شنيدن آن قطع به راستي مضمون حديث پيدا كند.[۳] راویان اینگونه باید به تعدادی باشد که انسان یقین کند این مقدار افراد، به طور معمول بر دروغی همسو نمی‌شوند.[۴]

ملاک تواتر

برخي ملاك تواتر را عدد معيني بين ۵، ۱۰، ۲۰، ۴۰ و ۷۰ ذكر كرده‌اند. بايد گفت که عدد در تحقق تواتر حدیث معتبر نيست، ملاك حصول اطمينان و قطع به مضمون خبر و ايمني از عدم تباني مخبرين بر كذب است. از اين جهت عدد بر حسب مورد و موضوع تفاوت پيدا مي‌كند. چه بسا عددي در موضوعي كافي باشد و در مورد موضوع ديگر كفايت نكند و اطمينان حاصل نشود.[۵]

شرايط خبر دهندگان

  • عدد خبر دهندگان به حدّي برسد كه نتوانند تباني بر دروغ كرده باشند.[۶]
  • خبر دهنده به آنچه خبر می‌دهد، علم داشته باشد و از روی ظن روایت نکند.[۷]
  • مستند خبر دهنده، حس(شنيدن يا مشاهده) باشد نه دليل عقلي بر مفاد خبر. [۸]

اقسام تواتر

  • متواتر لفظي: محور مشترك در تمام خبرها لفظ باشد؛ همانند: حديث غدير «من كنت مولاه فعليّ مولاه» كه ۱۱۰ نفر از صحابه آن را نقل كرده‌اند.
  • متواتر معنوي: محور مشترك در تمام خبرها، معنای خبر باشد؛[۹] همانند: شجاعت اميرمومنان علی(ع) که با لفظ‌های متفاوتی نقل شده است و در معنا شجاع بودن حضرت را می‌رساند.
  • متواتر اجمالي: محور مشترك در تمام خبرها، نه لفظ باشد و نه معنا؛ بلكه عده‌ای از روایات مطلبی را بیان می‌کند که انسان به یقین می‌رسد برخی از این روایات معتبر است و از مجموع آن می‌توان آن مطلب را ثابت کرد.[۱۰]

خبر متواتر دامنه گسترده‌اي دارد. علاوه بر عرصه روايات صادره از معصوم(ع)، عرصه‌هاي گوناگون ديگری مانند بسياري از حوادث تاريخي نيز شامل مي‌شود.[۱۱]

منابع

  1. ↑ حسيني زبيدي، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۵۸۰.
  2. ↑ نجف زاده، محمد باقر، دانش حديث، تهران، جهاد دانشگاهي، چاپ اول، ۱۳۷۳ش، ص۱۳۱.
  3. ↑ امين، محمد، روايت و درايت، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص۱۱۶. كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، المقالات و الرسالات، قم، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ج‏۲۶، ص۲۴.
  4. ↑ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال(رحلي)، بی‌جا، بى‌نا، چاپ اول، ج‏۳خاتمه، ص۲۷. كجورى شيرازى، محمدمهدى، الفوائد الرجاليه، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول، ۱۴۲۴ق، ص۱۸۱.
  5. ↑ امين، محمد، روايت و درايت، چاپ اول، ۱۳۷۲ش، ص۱۱۶.
  6. ↑ مدير شانه‌چي، كاظم، علم الحديث و درايه الحديث، قم، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ پانزدهم، ۱۳۷۹ش، ص۳۳.
  7. ↑ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال، بى‌جا، بی‌نا، چاپ اول، ج‏۳خاتمة، ص۲۹.
  8. ↑ مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال في علم الرجال، بى‌جا، بی‌نا، چاپ اول، ج‏۳خاتمة، ص۲۹.
  9. ↑ مرعى، حسين عبدالله، منتهى المقال في الدراية و الرجال، بيروت، موسسة العروة الوثقى، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ص۲۵. نجف زاده، محمد باقر، دانش حديث، تهران، جهاد دانشگاهي، چاپ اول، ۱۳۷۳ش، ص۱۳۱.
  10. ↑ مرعى، حسين عبدالله، منتهى المقال في الدراية و الرجال، بيروت، موسسة العروة الوثقى، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ص۲۵.
  11. ↑ نجف زاده، محمد باقر، دانش حديث، تهران، جهاد دانشگاهي، چاپ اول، ۱۳۷۳ش، ص۱۳۱.