پرش به محتوا

حدیث مضمر

نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۱۷ توسط فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها) (اصلاح ارقام)
سؤال

روایت مضمر را توضیح دهید؟


روایت مُضمَر روایتی را گویند که در آن به جای اسم معصوم(ع) از ضمیر «عنه» یا «عنهما» و ... استفاده می‌شود.[۱]

گاهی راوی از امام به «عنه» تعبیر می‌کند مانند: مُحَمَّدُ بْنُ‏ مُسْلِمٍ‏ عَنْهُ‏(ع)‏.[۲] گاهی هم راوی روایتی را از دو امام نقل می‌کند و به جای اسم معصومان می‌گوید «عنهما» مانند: حماد عن حريز عن محمد بن مسلم عنهما(ع‏).[۳] گاهی نیز راوی به جای نام معصوم(ع) با لفظ دیگری روایت می‌کند مانند: «سَأَلْتُهُ(ع)؛ از او پرسیدم»[۴] یا «كَتَبْتُ‏ إِلَيْهِ(ع)؛ به او نوشتم»[۵]

در قابل استناد بودن یا نبودن روایت مضمر چند دیدگاه وجود دارد:

  • اگر نشانه‌ای باشد که این روایت از کدام امام می‌باشد، بعد از قابل اعتماد بودن خود راوی و سلسله سند روایت، به آن عمل می‌شود.مثل اینکه در ابتدای یک حدیث نام معصوم را ذکر کرده باشد و در احادیث بعدی به ذکر ضمیر اکتفا کند.[۶]
  • چنین روایتی اعتبار ندارد چون ممکن است از امام نباشد و ضمیر به فرد دیگری برگردد که نامش نیامده است.[۷]
  • برخی از فقها گفته‌اند روایاتی که نقل‌کنندگان آن‌ها فقیه و جلیل‌القدر باشند مانند زراره، محمد بن مسلم و ... قابل استناد هستند در غیر اینصورت معتبر نیست.ref>الخراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، تحقیق: موسسة آل البیت لاحیاء التراث، موسسة آل البت لاحیاء التراث، بیروت، ۱۴۲۹ق، ص۳۸۹</ref>


منابع

  1. ↑ بروجردی، علی، طرائف المقال، قم، مکتبه مرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۵۰.
  2. ↑ ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج۲، ص۳۰.
  3. ↑ اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۴.
  4. ↑ اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۸.
  5. ↑ كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۱، ص۱۰۲.
  6. ↑ بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة،موسسة النشر الاسلامی،‌ بی‌تا، بی‌جا، ج۵، ص۳۱۲
  7. ↑ خاقانی، علی، رجال الخاقانی، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص ۲۵. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاءالتراث، بی‌تا، ج۲، ص۲۵۲.