پرش به محتوا

حبل‌الله در قرآن

نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۱۶ توسط A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
سؤال

منظور قرآن کریم از بحبل الله که در آیه ی۱۰۳ سورهٔ آل عمران آمده است، چیست؟ و ریسمان الهی کدام است؟

«حبل» به معنای سببی است که تمسک به آن باعث مصونیت و حفظ گردد و به عنوان استعاره در مورد هر امری که نوعی امنیت و عصمت و مصونیت آورد، استعمال می‌شود.[۱]

و حبل الله در آیه مورد سؤال به قرآن، اهل بیت، عهد الهی، طاعت خداوند و توبه خالصانه و… تفسیر شده است.

فخر رازی از مفسرین اهل سنت ذیل تفسیر این آیه می‌گوید: کسی که از راه باریکی عبور می‌کند و می‌ترسد از این که پای او بلغزد، اگر از رشته و ریسمانی که دو طرف آن به جای محکم بسته شده است، بگیرد از سقوط و خوف لغزیدن نجات می‌یابد.[۲]

در روایات نیز برای «حبل الله» مصادیقی مختلفی ذکر شده است، ابن کثیر دمشقی از علمای اهل سنت این روایت را از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که حضرت فرموده است: ﴿إن هذا القرآن هو حبل الله المتین و هو النور المبین﴾، یقیناً این قرآن کریم ریسمان محکم و نور آشکاری است.[۳]

در روایات رسیده از طریق شیعه «حبل الله»، هم به قرآن کریم و هم به اهل بیت(ع) تطبیق شده از جمله در روایتی از پیامبر اکرم(ص) می‌خوانیم که حضرت آیه ی۱۰۳ سورهٔ آل عمران را به آیه ی۱۱۲ همین سوره که می‌فرماید: ﴿... إلاّ بحبل من الله من الناس…﴾ از خواری و ذلت نجات پیدا نمی‌کنند، مگر با تمسک به ریسمان الهی و ریسمانی از مردم»، تفسیر کرده است و فرموده است: حبل الله کتاب خدا و حبل الناس وصی من است.[۴]

امام باقر(ع) فرموده است: حبل الله که خداوند مردم را به تمسک به آن امر کرده است، آل محمد(ع) است.[۵]

در بدو نظر چنین به ذهن می‌آید که این روایات و احتمالات مفسرین در تفسیر «حبل الله» با هم اختلاف دارند؛ ولی حقیقت امر آن است که اختلافی وجود ندارد. چون همه این‌ها از باب ذکر مصداق است و به یک جا منتهی می‌شود به این بیان که اگر شروط هدایت فراهم نشود و هادی و مربی برای انسان معین نگردد، انسان در جهل، غفلت و در قعر چاه تاریک و ظلمانی غریزه‌های سرکش و هواهای نفسانی باقی می‌ماند و برای نجات از سقوط و هلاکت، نیاز به یک وسیله و هادی و منجی است که انسان را از ورطه هلاکت نجات بخشد و این وسیله و این رشته که باید به آن تمسک کرد «ارتباط با خدا» است که از طریق قرآن، پیامبر و جانشینان واقعی او برقرار می‌شود.[۶]

و هر یکی از این اموری که به عنوان مصداق «حبل الله» در روایات و تفاسیر ذکر شده در کنار هم دیگر عامل هدایت و نجات انسان می‌باشد و هر کدام واسطه ای است که عبد را به رب وصل می‌نماید و همه این‌ها مصداق این آیه است: ﴿وَکیْفَ تَکفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَی عَلَیْکمْ آیَاتُ اللّهِ وَفِیکمْ رَسُولُهُ وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ﴾[۷]؛ «و هر کس به خدا تمسک نماید به سوی صراط مستقیم هدایت می‌شود می باشد…».

آری منظور از حبل الله، چه قرآن کریم باشد و چه اهل بیت پیامبر(ع) این دو از هم جدائی ندارد و در کنار هم هستند.

فخر رازی از علمای برجسته و متعصب اهل سنت، ذیل تفسیر آیهٔ ۱۰۳ سورهٔ آل عمران این روایت متواتر را از طریق ابو سعید خدری از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده است که فرموده است: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله حبل ممدود من السما الی الارض و عترتی اهل بیتی» دو چیزی گرانبها میان شما می‌گذارم کتاب الله که ریسمانی از آسمان (عالم ما فوق این عالم) تا زمین کشیده شده است و خویشاوندانم که همان اهل بیت من هستند.[۸]

از همین روایت به پاسخ بخش دیگری از پرسش می‌رسیم که مراد از قرآن کریم همان حبل الله است؛ یعنی کتاب الله و قرآن کریم به حبل الله تفسیر شده است که یک طرف آن به خدا و طرف دیگر به دست بشر می‌رسد. چون قرآن کریم همانند کتب معمولی دیگر نیست که اول و آخر آن در دسترس همه باشد، بلکه کتابی است دارای مراتب که مرتبه اعلایش همان «ام الکتاب» می‌باشد که نزد خداوند است و آنچه در دست بشر است، مرتبهٔ تنزل یافته از آن حقیقت است.

این کتاب آسمانی که جامع و کامل‌ترین قانون برای هدایت و سعادت بشر و نجات او از هلاکت می‌باشد، حبل الله و ریسمانی است که با تمسک به آن می‌توان از ورطه هلاکت نجات پیدا کرد و رسیدن به هدایت و سعادت در پیروی کردن از تفسیر این قرآن کریم توسط رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) می‌باشد.


مطالعه بیشتر

۱ـ قرشی، سید علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، ج۲، ذیل آیه.


منابع

  1. ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین، چاپ بیست و یکم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۵۴۹.
  2. ↑ فخر رازی، محمد، تفسیر کبیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق، ج۴، جزء هشتم، ص۱۷۸.
  3. ↑ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، تفسیر القرآن، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۷۶.
  4. ↑ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۶۹.
  5. ↑ المیزان، همان، ج۳، ص۵۸۶.
  6. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، الامثل فی تفسیر کتاب المنزل، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۱ق، ج، ص۲۲۱.
  7. ↑ آل عمران / ۱۰۱.
  8. ↑ تفسیر کبیر، همان، ج۴، جز هشتم، ص۱۷۹.