پرش به محتوا

هامان

نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۶:۳۷ توسط Mnazarzadeh (بحث | مشارکت‌ها) (بارگزاری اولیه)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
سؤال

هامان كه در چند سوره از قرآن به آن اشاره شده، چه كسي يا كساني هستند؟

كلمه «هامان» در قرآن در شش آيه آمده است كه عبارتند از: سوره قصص آيات ۶ و ۸ و ۳۸، سوره عنكبوت آيه ۳۹ و سوره غافر آيات ۲۴ و ۳۶[۱].

در اين آيات كلمه هامان در كنار فرعون قرار داده شده و از آيه ۳۸، سوره قصص كه عبارت از ﴿فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لأظُنُّهُ مِنَ﴾ فرعون گفت: اي جمعيت اشراف، من خدايي جز خودم براي شما سراغ ندارم (اما براي تحقيق بيشتر) اي هامان برايم آتش بر گل بيفروز (آجر محكم ساز) و براي من برج بلندي ترتيب ده تا از خداي موسي خبر گيرم».[۲] مي‌توان فهميد كه چون فرعون به هامان دستور مي‌دهد پس «هامان» يک نفر و فرمانبردار و وزير فرعون بوده است[۳] و نيز در سوره عنكبوت آيه ۳۹ که مي فرمايد: ﴿و قارون و فرعون و هامان ...﴾ اسم هامان در كنار فرعون و قارون آمده، فهميده مي‌شود مقام هامان بسيار مهم بوده و مرحوم طبرسي مي گويد: هامان وزير فرعون و قارون خزانه‌دار او بوده است. هامان در دربار فرعون آن قدر نفوذ داشت كه قرآن کريم در سوره قصص آيه ۶ از لشكريان مصر به لشكريان فرعون و هامان تعبير مي‌كند[۴] و سوره غافر آيه ۲۴[۵] اشاره دارد به اينكه فرعون سمبل طغيان و سركشي و حاكميت ظلم است و هامان كه وزير فرعون بود،[۶] سمبل شيطنت و طرحهاي شيطاني بود و قارون مظهر ثروتمندي و ياغي‌گري و استثمارگري بود كه براي حفظ ثروتش از هيچ كاري ابا نداشت.[۷]


منابع

  1. ↑ محمد فواد عبدالباقي، معجم المفهرس، قاهره، دارالكتاب المفسريه، ۱۳۶۴.
  2. ↑ مكارم شيرازي، ناصر، ترجمه قرآن كريم، مدرسه امام علي‌بن ابيطالب، سال ۱۳۷۸ هـ ق، ج۱.
  3. ↑ قرشي، سيد علي اكبر قاموس قرآن، قم، داراكتاب الاسلاميه، ج۱۲، ۱۳۷۶، ج۷، ص۱۶۵.
  4. ↑ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، قم، دارالكتب الاسلاميه، ۱۳۷۳، ج۱۶، ص۱۶.
  5. ↑ الي فرعون و هامان و قارون فقالو ساحر كذاب.
  6. ↑ طباطبايي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه محمد باقر موسي همداني، انتشارات اميركبير، سال ۱۳۶۳، چاپ گلشن، ج۱۶، ص۱۲.
  7. ↑ مكارم شيرازي، ناصر، منبع پيشين، ج۲۰، ص۷۶.