پرش به محتوا

حدیث «الاسلام یعلو و لایعلی علیه»

از ویکی پاسخ
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۰۳ توسط Rahmani (بحث | مشارکت‌ها)
سؤال

آیا عبارت «الإسلامُ یَعْلوا و لایُعْلی عَلَیه» حدیث است؟

جایگاه اسلام در عبارت «الإسلام یَعْلوا و لایُعْلی (عَلَیه) و قال تعالی: و کلمه اللهِ هِیَ الْعُلْیا بَیانُه و جَعَلَها کلِمَه باقیه فی عَقِبِهِ؛ اسلام شأن و منزلتش والاتر و بالاتر است و چیزی با آن برابری نمی‌کند. همچنان که کلمه مبارک «الله» مافوق تمام اسامی است و بیان آن این است که خداوند این شأن و منزلت را کلمه توحید خود دانسته که همیشه باقی و پابرجاست.»[۱] حدیثی از پیامبر(ص) است. مضون این حدیث در منابع روایی به شکل‌های مختلف آمده است؛ عبارت، «الإسلامُ یَعْلوا و لایُعْلی عَلَیه» در تمام روایات مشترک است و در ادامه توضیحی درباره آن بیان شده است، مانند: «الإسلامُ یَعْلوا و لایُعْلی عَلَیه، نَحنُ نَرِثُهُم و لایَرِثُونا؛ اسلام بالاتر از حرفهایی است که دیگران می‌زنند ما از آنها ارث می‌بریم (باقی خواهیم بود)؛ ولی آنها از ما ارث نمی‌برند(از بین خواهند رفت).»[۲]

پیامبر(ص) در حدیث اول اسلام را به‌ ﴿کَلِمَه اللهِ هِیَ العُلْیا﴾(توبه:۴۱) تفسیر نموده‌ که در مقابل ﴿کَلِمَه الّذینَ کَفَروا السُّفْلی﴾(توبه:۴۱) قرار دارد؛ یعنی اسلام در کنار کلمه علیا همیشه پایدار است. در حدیث دوم آن را کلمه باقیه در فرزندان و اعقاب خود قرار داده است. یعنی اسلام میراث ماندگار از زمان حضرت ابراهیم(ع) تا زمان پیامبر(ص) است. زیرا ایشان از ذریه و اعقاب حضرت ابراهیم(ع) است که در قرآن بیان می‌نماید: ﴿فی عَقِبِه﴾(زخرف:۲۹) و سپس این میراث در امامان(ع) باقی و ادامه یافته است. هر دو مضمون روایت، بیانگر بالا بودن و منزلت داشتن اسلام است. اسلام همانند کلمه الله که نشانه توحید است، جاودانه است و غیر اسلام مانند گفتار کفار سفلی است و باقی نخواهد ماند.


مطالعه بیشتر

  • مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، انتشارات داراحیاءالتراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج۳۹، ص۴۷؛
  • حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه‌ای تحصیل مسائل الشریعه، انتشارات مؤسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث، قم، ۱۴۱۴ق، جلد ۲۶، ص۱۴.


منابع

  1. ↑ ابن شهر آشوب، ابی جعفر رشیدالدین محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب(ع)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۷۹.
  2. ↑ نوری طبرسی، حسن، مستدرک الوسائل، قم، انتشارات آل البیت(ع) احیاء التراث، ۱۴۰۷ق، ج۱۷، ص۱۴۲.