ولایتعهدی امام رضا(ع): تفاوت میان نسخه‌ها

    جزبدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۱۴: خط ۱۴:
    {{همچنین ببینید|امام رضا(ع)}}
    {{همچنین ببینید|امام رضا(ع)}}
    [[امام رضا(ع)|امام علی بن موسی الرضا(ع)]] در سال ۱۴۸ق در مدینه دیده به جهان گشود.
    [[امام رضا(ع)|امام علی بن موسی الرضا(ع)]] در سال ۱۴۸ق در مدینه دیده به جهان گشود.
    <ref>{{پک|1=كلينى|2=۱۴۰۷|ک=الكافي|ص=۴۸۶|ج=۱}}</ref>
    <ref name=":1">{{پک|1=كلينى|2=۱۴۰۷|ک=الكافي|ص=۴۸۶|ج=۱}}</ref>
    <ref>{{پک|1=مفيد|2=۱۴۱۳|ک=الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد|ص=۲۴۷|ج=۲}}</ref>
    <ref>{{پک|1=مفيد|2=۱۴۱۳|ک=الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد|ص=۲۴۷|ج=۲}}</ref>
    مادرش ام ولد بود که به او ام‌البنین می‌گفتند.
    مادرش ام ولد بود که به او ام‌البنین می‌گفتند.
    <ref>{{پک|1=كلينى|2=۱۴۰۷|ک=الكافي|ص=۴۸۶|ج=۱}}</ref>
    <ref name=":1" /> نَجْمَة، سَكَنُ النُّوبِيَّةُ و تُكْتَم نام‌های دیگر مادر امام رضا(ع) است.
    نَجْمَة، سَكَنُ النُّوبِيَّةُ و تُكْتَم نام‌های دیگر مادر امام رضا(ع) است.
    <ref>{{پک|1=طبرسی|2=۱۳۹۰|ک=اعلام الوری باعلام الهدی|ص=۳۱۳}}</ref>
    <ref>{{پک|1=طبرسی|2=۱۳۹۰|ک=اعلام الوری باعلام الهدی|ص=۳۱۳}}</ref>



    نسخهٔ ‏۱۷ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۵

    سؤال

    ولایتعهدی امام رضا با چه هدفی صورت گرفت و چرا امام به پذیرش یک مقام رسمی مبادرت ورزید؟


    امام رضا(ع) با اصرار مامون در سال ۲۰۱ هجری قمری به عنوان ولیعهد مامون انتخاب شد. مامون از این کار اهدافی داشت از جمله: سرکوبی قیام‌ها به خصوص قیام علویان؛ مشروعیت بخشی به حکومت با وارد کردن اهل بیت در حکومت؛ کنترل بر کارهای امام رضا(ع)؛ كاستن از مقام و معنويت امام رضا(ع) نزد مردم؛ بدست آوردن حمایت عباسیان.

    امام رضا(ع) که از روی اجبار ولایتعهدی مامون را پذیرفت، برای این کار دلایلی داشت؛ از جمله: اجباري بودن پذيرش ولايتعهدي؛ حفظ جان خويش و شيعيان در موقعیت خاص؛ اثبات حقانیت اهل بیت(ع) برای حکومت‌داری؛ نامشروع دانستن حکومت مامون با نپذیرفتن دخالت در کارهای حکومتی؛ پاسخ به شبهات اجتماعی با استفاده از موقعیت؛ آشکارسازی چهره واقعی حکومت طاغوت.

    زندگی‌نامه

    امام علی بن موسی الرضا(ع) در سال ۱۴۸ق در مدینه دیده به جهان گشود. [۱] [۲] مادرش ام ولد بود که به او ام‌البنین می‌گفتند. [۱] نَجْمَة، سَكَنُ النُّوبِيَّةُ و تُكْتَم نام‌های دیگر مادر امام رضا(ع) است. [۳]

    امام رضا(ع) ۲۰ سال امامت کرد و در ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری در ۵۵ سالگی در سرزمین خراسان از دنیا رفت. [۴]

    هجرت امام رضا(ع) به مرو

    امام رضا تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود شهر مدینه اقامت داشت. مامون پس از به خلافت رسیدن با نوشتن نامه‌ای وی را به مرو دعوت کرد و امام را به اجبار از مدینه به مرو آمد. امام رضا(ع) با اصرار مامون ولایتعهدی را پذیرفت به شرطی نه امرى كند و نه نهى‌ای، نه فتوى دهد و نه قضاوت كند، نه منصب دهد و نه عزل كند. [۵]

    مامون در پنجم ماه رمضان سال ۲۰۱ هجری قمری برای امام رضا(ع) به عنوان ولایتعهدی بیعت گرفت. [۶]

    اهداف مامون از پیشنهاد ولایتعهدی

    مأمون در نامه‌اي براي عباسيان در بغداد، برخی از اهداف خود را از ولایتعهدی امام رضا(ع) بيان كرده است که براي حفظ خلافت و استحكام پايه‌هاي آن علی بن موسی را به ولايتعهدي خود انتخاب كرده تا امام رضا مردم را به خدمت ما بخواند و به خلافت ما اعتراف کند. [۷]

    سرکوبی قیام‌ها به خصوص قیام علویان

    يكي از مشکلات حکومت مامون، وجود قيام‌ها و شورش‌هايي بود كه از جانب علويّون صورت مي‌گرفت. از جمله این قیام‌ها، زيد النار در بصره؛ محمد بن جعفر در مکه؛ ابراهيم بن موسي بن جعفر در یمن؛ محمد بن سليمان بن داود بن حسن در مدینه؛ جعفر بن زيد بن علي و حسين بن ابراهيم بن حسن بن علي در واسط و محمد بن اسماعيل بن محمد در مدائن بود. [۸] مأمون براي رهايي از اين وضع و همچنين مشكلات ديگري كه خلافتش را تهديد مي‌كرد، چاره‌اي انديشد و با طرح ولايتعهدي امام رضا(ع)، اين هدف مأمون تأمين مي‌شد. زيرا با شركت آن حضرت در حكومت، علويان خلع سلاح مي‌شدند. [۹] مأمون با اين تصميم و آوردن امام به مرو و قبولاندن ولايتعهدي هر چند به صورت ظاهري به يكي از اهداف خود كه همان خواباندن شورش‌ها بود، رسيد. [۱۰]

    مأمون نه تنها انقلابات علويان را خاموش ساخت بلكه اعتماد بسياري از علویان، طرف‌داران و دوستداران آنها را نيز جلب كرد و توانست از بسياري از آنها كه با وي بيعت نكرده بودند، بيعت بگيرد و به اطاعت خود در آورد.[۱۱]

    مشروعیت بخشی به حکومت

    یکی از اهداف مامون از ولایتعهدی، مشروعیت بخشی به حکومت خود، توسط اهل بیت بود. اگر امام رضا(ع) و لايتعهدي او را بپذيرد، بدان معناست که امام مشروعيت خلافت بني‌عباس را پذيرفته است. [۱۲]

    کنترل امام رضا(ع)

    مأمون براي در امان ماندن خود از خطرات احتمالی امام رضا(ع)، با تحت نظر گرفتن امام(ع) مي‌خواست در برابر خطري كه او را از سوي شخصيتي با عظمت و گرانقدر تهديد مي‌كرد، محافظت نمايد و در زير سايه حمايت از امام(ع) حكومت خويش را محفوظ دارد. مأمون از وجود امام و شخصيت با نفوذ آن حضرت بسيار در هراس بود و با هر وسيله‌اي مي‌خواست از اين تهديد و خطر در امان باشد. مامون در نامه خود به بنی‌عباس پرده از این راز برداشته است: «وَ قَدْ خَشِينَا إِنْ تَرَكْنَاهُ عَلَى تِلْكَ الْحَالَةِ أَنْ يَنْفَتِقَ عَلَيْنَا مِنْهُ مَا لَا نَسُدُّهُ وَ يَأْتِيَ عَلَيْنَا مِنْهُ مَا لَا نُطِيقُه؛ و ما ترسيديم كه اگر او را بر اين حالت واگذاريم بقسمى بر ما رخنه كند كه آن را نتوانيم سد كرد و كارى نسبت بما كند كه قدرت رفع آن نداشته باشيم» [۱۳] [۱۴]

    كاستن از مقام و معنويت امام رضا(ع)

    مأمون مي‌خواست با پذيرش ولايتعهدي از طرف امام(ع)، مقام و منزلت آن حضرت كاهش يافته و از چشم طرف‌داران بيافتد و در اين صورت ديگر كسي به آن حضرت به عنوان يك چهره مقدّس نگاه نخواهد كرد. مامون ولايتعهدي را به امام واگذاشت تا به مردم نشان دهد كه او دنياخواه است و با این شگرد، امام رضا(ع) موقعيت اجتماعي و معنوي خود را پيش آنها از دست بدهد. [۱۵]

    دلایل امام رضا(ع) در پذيرش ولايتعهدي

    در خصوص اينكه چرا امام رضا(ع) ولايتعهدي مأمون را پذيرفت در حالي كه امام كاظم(ع) به وسيله هارون پدر مأمون شهيد گرديد و اينها همه دشمنان اهل بيت(ع) بودند، بايد گفت، پذيرش ولايتعهدي مأمون از سوي امام رضا(ع) از چند زاويه مورد توجه است.

    اجباري بودن پذيرش ولايتعهدي

    امام رضا(ع) بعد از پذیرش ولایتعهدی مامون، بارها مورد اعتراض قرار می‌گرفت که چرا تن به چنین کاری زده است و امام هم پاسخ می‌داد که با اجبار پذیرفته است.

    • مردی به امام رضا(ع) گفت چرا ولایتعهدی را پذیرفتی؟ امام پرسید به نظر تو مقام نبوت بالاتر است یا وصایت؟ مرد گفت: نبوت بالاتر است. امام پرسید مسلمان افضل است یا مشرک؟ مرد گفت: مسلمان برتر است. امام فرمود يوسف كه پيامبر بود از عزيز مصر كه مشرك بود درخواست كرد كه او را حاكم گرداند، ولي مأمون، مرا مجبور كرد كه ولايتعهدي را بپذيرم. «وَ الْمَأْمُونُ أَجْبَرَنِي عَلَى مَا أَنَا فِيه‏» [۱۶]
    • مامون امام رضا(ع) را تهدید ‌کرد که اگر ولایتعهدی را نپذیری، گردنت را می‌زنم! امام فرمود خدا نهی کرده که خود را به هلاکت اندازم. اگر اینگونه است، می‌پذیرم.[۱۷]

    اين روايات به خوبي حاكي از اختيار نداشتن امام(ع) در پذيرش ولايتعهدي است.

    حفظ جان خويش و شيعيان

    امام رضا(ع) بعد از پذیرش ولایتعهدی و با حفظ جان خویش و شیعیان در آن موقعیت خاص، با اتخاذ روش‌هایي سعي داشت كه اهداف مأمون را خنثي كند؛ اگر امام رضا(ع)، ولايتعهدي را نمي‌پذیرف، مامون براي حفظ خلافتش با تمام توان به سركوب اهل بیت(ع) روی‌می‌آورد. [۱۸]

    اثبات حقانیت اهل بیت

    پذیرش مقام وليعهدي يک اعتراف ضمني از سوي عباسيان به شمار مي‌رفت كه اهل بیت رسول خدا(ص) در حكومت سهم شايسته‌اي دارند. پذیرش ولایتعهدی باعث شد مردم خاندان پيامبر را در صحنه سياست حاضر بيابند و به دست فراموشي‌شان نسپارند. محمد بن عرفه از حضرت پرسيد: اي فرزند رسول خدا! به چه انگيزه‌اي وارد ماجراي وليعهدي شدي؟امام پاسخ داد: «به همان انگيزه‌اي كه جدم علي(ع) را وادار به ورود در شورا نمود.» [۱۹] [۲۰]

    نامشروع دانستن حکومت مامون

    امام رضا(ع) با ابراز مخالفت نسبت به پيشنهاد ولايتعهدي، به مردم فهماند كه حکومت مأمون را تأييد نمي‌كند و پس از مجبور شدن به سبب تهديداتي كه از ناحيه مأمون در صورت نپذیرفتن ولايتعهدي به امام(ع) شد، آن حضرت ولايتعهدي را به شرط پذيرفت و فرمود: «إِنِّي دَاخِلٌ فِي وِلَايَةِ الْعَهْدِ عَلَى أَنْ لَا آمُرَ وَ لَا أَنْهَى وَ لَا أُفْتِيَ‏ وَ لَا أَقْضِيَ‏ وَ لَا أُوَلِّيَ وَ لَا أَعْزِلَ وَ لَا أُغَيِّرَ شَيْئاً مِمَّا هُوَ قَائِمٌ وَ تُعْفِيَنِي مِنْ ذَلِكَ كُلِّه‏؛ به شرطی ولایتعهدی را می‌پذیرم كه نه امري كنم و نه نهي‌اي، نه فتوايي دهم نه حكمي، نه كسي را به كار گمارم و نه از كار براندازم، آنچه را كه پابرجاست دگرگون نكنم و مرا از همه اینها عفو کنی.» [۲۱] [۲۲] امام با این شرط‌ها خود را از هرگونه انتسابي به دستگاه حكومت مأمون منزه ساخت و بدين وسيله خط بطلاني بر هدف مأمون كشيد که می‌خواست بگوید امام رضا(ع) با پذیرفتن دخالت در امور سیاسی، مشروعیت حکومت را تایید کرده است. دخالت نکردن در این کارها به معنای طاغوتی دانستن حکومت می‌باشد که امام را سزاوار نیست در حکومت طاغوتی امر و نهی کند.[۲۳]

    اتخاذ چنين مواضعي دليل گويايي بود بر:

    • اعتراف نكردن به مشروعیت حکومت مامون.
    • مامون بر خلاف نقشه‌هايي كه در سر پرورانده بود، نمي‌توانست كارهايي را بنام امام و به دست او انجام دهد.
    • امام هرگز حاضر نبود تصميم‌هاي قدرت حاكم را اجرا سازد.[۲۴]


    پاسخ به شبهات با استفاده از موقعیت

    در دوران مأمون، شبهات فكري و ديني زيادي طرح مي‌شد كه دين و عقيده مردم را نشانه مي‌رفت. امام رضا(ع) با قبول ولايتعهدي فرصتي بدست آورد تا به اين مهم بپردازد و همه را از نور وجود خويش بهره‌مند سازد. اگر ولايتعهدي را نمي‌پذيرفت، چنين موقعيتي پیدا نمي‌شد و مردم با انبوهي از شبهات وجريانات منحرف فكري و مذهبي مي‌ماندند. [۲۵] مناظره‌های امام رضا در دوران ولایتعهدی گویای این حقیقت است.

    آشکارسازی چهره واقعی حکومت طاغوت

    امام رضا(ع) توانست در دوران ولايتعهدي ماهيت مأمون را براي مردم افشا كند و آنان را به واقعيت و هدف‌هاي نهفته در هر اقدامي كه مأمون مي‌كرد آگاه سازد و هر شبهه و ترديد را از بين ببرد. [۲۵]


    مطالعه بیشتر

    • ولايت عهدي امام رضا(ع)، محمد مرتضوي.
    • ولايت عهدي امام رضا(ع)، ايرانداخت فرخپور.
    • نگاهي به زندگي و ولايتعهدي امام رضا(ع)، محمد علي اميني.


    پانویس

    1. پرش به بالا به: ۱٫۰ ۱٫۱ كلينى، الكافي، ۱:‎ ۴۸۶.
    2. مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ۲:‎ ۲۴۷.
    3. طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۳۱۳.
    4. مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ۲:‎ ۲۴۷.
    5. كلينى، الكافي، ۱:‎ ۴۸۹.
    6. ابن بابويه، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ۲:‎ ۲۴۵.
    7. ابن بابويه، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ۲:‎ ۱۷۰.
    8. عاملی، زندگي سياسي هشتمين امام، ۹۷.
    9. مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار، ۲۰۸.
    10. عاملي، حيات سياسي امام رضا، ۲۲۶.
    11. عاملي، زندگاني سياسي امام رضا، ۲۱۷.
    12. ابن بابويه، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ۲:‎ ۱۷۰.
    13. ابن بابويه، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ۲:‎ ۱۷۰.
    14. طبرى آملى صغير، دلائل الامامه، ۳۷۹.
    15. ابن بابويه، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ۲:‎ ۱۷۰.
    16. ابن بابويه، علل الشرائع، ۱:‎ ۲۳۸.
    17. ابن بابويه، الأمالي، ۷۲.
    18. حسن ابراهيم حسن، تاريخ سياسي اسلام، ۲:‎ ۱۷۹.
    19. ابن شهر آشوب مازندرانى، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ۴:‎ ۳۶۴.
    20. ابن بابويه، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ۲:‎ ۱۷۰.
    21. كلينى، الكافي، ۱:‎ ۴۸۹.
    22. مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ۲:‎ ۲۴۷.
    23. بروجردى، جامع أحاديث الشيعة، ۲۲:‎ ۵۹۶.
    24. عاملي، زندگي سياسي هشتمين امام، ۱۶۸ـ ۱۸۳.
    25. پرش به بالا به: ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ عاملی، زندگاني سياسي امام رضا، ۲۹۰.

    منابع

    • کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳). الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد. قم: کنگره شیخ مفید.
    • طبرسی، فضل بن الحسن (۱۳۹۰). اعلام الوری باعلام الهدی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • ابن بابویه، محمد بن علی (۱۳۷۸). عيون أخبار الرضا عليه السلام. تهران: نشر جهان.
    • عاملی، جعفر مرتضی (۱۳۶۵). زندگي سياسي هشتمين امام. ترجمهٔ خليل خليليان. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
    • مطهری، مرتضی. سيري در سيره ائمه اطهار. تهران: صدرا.
    • عاملی، جعفر مرتضی (۱۳۶۲). حيات سياسي امام رضا. قم: نشر اسلامی.
    • عاملی، جعفر مرتضی (۱۳۶۵). زندگاني سياسي امام رضا(ع). قم: دفتر انتشارات اسلامي.
    • طبرى آملى صغير، محمد بن جرير (۱۴۱۳). دلائل الإمامة. قم: بعثت.
    • ابن بابویه، محمد بن علی (۱۹۶۶). علل‌الشرائع. قم: کتابفروشی داوری.
    • ابن بابویه، محمد بن علی (۱۳۷۶). الامالی. تهران: کتابچی.
    • حسن ابراهیم حسن، حسن ابراهیم حسن (۱۳۷۶). تاریخ سیاسی اسلام. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. تهران: انتشارات جاویدان.
    • ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على (۱۳۷۹). مناقب آل أبي طالب عليهم السلام. قم: انتشارات علامه.
    • بروجردی، حسین (۱۳۸۶). جامع أحاديث الشيعة. تهران: انتشارات فرهنگ سبز.