پرش به محتوا

هامان: تفاوت میان نسخه‌ها

فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جز ←مراد از هامان: اصلاح ارقام
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:
* {{قرآن|وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ ۖ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مُوسَیٰ بِالْبَیِّنَاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَمَا کَانُوا سَابِقِینَ|ترجمه=و «قارون» و «فرعون» و «هامان» را نیز هلاک کردیم؛ موسی با دلایل روشن به سراغ‌شان آمد، امّا آنان در زمین برتری جویی کردند، ولی نتوانستند بر خدا پیشی گیرند|سوره=عنکبوت|آیه=۳۹}}
* {{قرآن|وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ ۖ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مُوسَیٰ بِالْبَیِّنَاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَمَا کَانُوا سَابِقِینَ|ترجمه=و «قارون» و «فرعون» و «هامان» را نیز هلاک کردیم؛ موسی با دلایل روشن به سراغ‌شان آمد، امّا آنان در زمین برتری جویی کردند، ولی نتوانستند بر خدا پیشی گیرند|سوره=عنکبوت|آیه=۳۹}}
* {{قرآن|إِلَیٰ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ کَذَّابٌ|ترجمه=(موسی را) به سوی فرعون وهامان و قارون(فرستادیم). آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است.|سوره=غافر|آیه=۲۴}}
* {{قرآن|إِلَیٰ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ کَذَّابٌ|ترجمه=(موسی را) به سوی فرعون وهامان و قارون(فرستادیم). آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است.|سوره=غافر|آیه=۲۴}}
* {{قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحًا لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ|ترجمه=فرعون گفت: «ای هامان! برای من بنای مرتفعی بساز، شاید به وسایلی دست یابم|سوره=غافر|آیه=۳۶}}
* {{قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحًا لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ|ترجمه=فرعون گفت: «ای هامان! برای من بنای مرتفعی بساز، شاید به وسایلی دست یابم».|سوره=غافر|آیه=۳۶}}


== مراد از هامان ==
== مراد از هامان ==

نسخهٔ ‏۶ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۶

سؤال

هامان که در چند سوره از قرآن به آن اشاره شده، چه کسی یا کسانی هستند؟

درگاه‌ها


نام هامان در ۶ آیه از قرآن در کنار فرعون آمده است. با توجه به دستور فرعون به‌ هامان، هامان وزیر و فرمانبردار فرعون بوده است. در بعضی از تفاسیر هامان وزیر و قارون خزانه دار فرعون معرفی شده‌اند. در سوره قصص، نیز قرآن عبارت لشگریان فرعون و هامان را آورده است که نشان دهنده نفوذ و قدرت‌ هامان در دربار فرعون است.

هامان در قرآن

کلمه «هامان» در قرآن در شش آیه آمده است:

  • ﴿وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا کَانُوا یَحْذَرُونَ؛ و در زمین به آنها قدرت و تمکین بخشیم و به چشم فرعون وهامان و لشکریان‌شان آنچه را که از آن اندیش‌ناک و ترسان بودند از سوی آنان بنماییم.﴾(قصص:۶)
  • ﴿إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا کَانُوا خَاطِئِینَ؛ همانا فرعون وهامان و لشکریان‌شان بسیار نادان و خطا کار بودند.﴾(قصص:۸)
  • ﴿فَأَوْقِدْ لِی یَا هَامَانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحًا لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلَیٰ إِلٰهِ مُوسَیٰ؛ ای‌هامان خشتی در آتش پخته و از آن برای من قصری بلندپایه بنا کن تا من بر خدای موسی مطلع شوم﴾(قصص:۳۸)
  • ﴿وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ ۖ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مُوسَیٰ بِالْبَیِّنَاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَمَا کَانُوا سَابِقِینَ؛ و «قارون» و «فرعون» و «هامان» را نیز هلاک کردیم؛ موسی با دلایل روشن به سراغ‌شان آمد، امّا آنان در زمین برتری جویی کردند، ولی نتوانستند بر خدا پیشی گیرند﴾(عنکبوت:۳۹)
  • ﴿إِلَیٰ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ کَذَّابٌ؛ (موسی را) به سوی فرعون وهامان و قارون(فرستادیم). آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است.﴾(غافر:۲۴)
  • ﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحًا لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ؛ فرعون گفت: «ای هامان! برای من بنای مرتفعی بساز، شاید به وسایلی دست یابم».﴾(غافر:۳۶)

مراد از هامان

در تمامی آیات نام هامان، در کنار فرعون آورده شده است. با توجه به اینکه فرعون به‌ هامان دستور ساخت بنایی را می‌دهد، پس‌هامان، فرمانبردار و وزیر فرعون بوده است. نکته دیگری که در آیات فهمیده می‌شود، ذکر هامان در کنار اسامی فرعون و قارون است که از ذکر این نام، اهمیت مقام‌ هامان فهمیده می‌شود.[۱]

هامان وزیر فرعون و قارون خزانه‌دار او بوده است. [۲] [۳] هامان در دربار فرعون آن قدر نفوذ داشت که قرآن در آیه ۶، سوره قصص از لشکریان مصر به لشکریان فرعون و هامان تعبیر می‌کند. [۴]

نام سه كس در آيه ۲۴ سوره غافر آمده است كه هر كدام مظهر و سمبل چيزى بودند: فرعون سمبل طغيان و سركشى و حاكميت ظلم و جور. هامان مظهر شيطنت و طرح‌هاى شيطانى. قارون مظهر ثروتمند ياغى و استثمارگر كه براى حفظ ثروت خويش از هيچ كارى ابا نداشت.[۵]


منابع

  1. ↑ قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، قم، داراکتاب الاسلامیه، ج۱۲، ۱۳۷۶، ج۷، ص۱۶۵.
  2. ↑ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۸۰۸.
  3. ↑ قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، ۱۳۶۴ش، ج۱۵، ص۳۰۴.
  4. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۱۶، ص۱۶.
  5. ↑ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۷۶.