پرش به محتوا

اذعان امام علی(ع) به امامت خود: تفاوت میان نسخه‌ها

A.ahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
A.ahmadi (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
آیا در کلام امام علی(ع) درباره امامت خود او روایتی وجود دارد؟{{پایان سوال}}
آیا در کلام امام علی(ع) درباره امامت خود او روایتی وجود دارد؟{{پایان سوال}}


{{پاسخ}}{{جعبه نقل‌قول|}}
{{پاسخ}}


{{جعبه گفتاورد
{{جعبه گفتاورد

نسخهٔ ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۱۹

سؤال
آیا در کلام امام علی(ع) درباره امامت خود او روایتی وجود دارد؟


بخش از سخنان امام علی(ع) در روز شورا:

شما را به خدا قسم آیا کسی جز من در شما هست که پیامبر به او گفته باشد: «هر که من مولای اویم پس علی مولای او است، خدایا هر که ولایتش پذیرفت او را تحت ولایت خود قرار ده، خدایا دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدار...»

المناشده و الاحتجاج بحدیث الغدیر.

امام علی(ع) بارها بر حق امامت خود تصریح و برای آن استدلال کرده و مردم را از جایگاه امامت خود آگاه کرده است. بر اساس خطبه ششم نهج‌البلاغه امام علی(ع) به حقی که پس از رحلت پیامبر(ص) از او غصب شد تصریح کرده است.[۱] در خطبه شقشقیه نیز، خلافت را به پیراهنی تشبیه کرده، که ابوبکر با اینکه می‌دانست علی(ع)‌ مستحق آن است، پوشید.[۲] در خطبه دوم[۳] و نامه ۶۲[۴] نیز، به استحقاق اهل بیت(ع) برای خلافت و غصب آن توسط دیگران اشاره شده است.

بر اساس منابع شیعه و اهل سنت، امام علی(ع) بارها به حدیث غدیر برای استحقاق خود نسبت به خلافت، استدلال کرده است. از آن جمله روز شورای خلافت و دوره عثمان بن عفّان خلیفه سوم است.[نیازمند منبع] علامه امینی عالم شیعه، برخی روایات اهل سنت در این باره را در کتابی با نام «المناشده و الاحتجاج بحدیث الغدیر» گردآوری کرده است.

بر پایه روایتی دیگر، امام علی(ع) در ماجرای رُحْبَه در ایام خلافتش، مردم را برای یادآوری روز غدیر جمع کرد و از آنان خواست کسانی که در روز غدیر بودند و سخنان پیامبر(ص) را شنیدند به آن شهادت دهند. در آن میان، سی نفر از صحابه درباره حدیث غدیر شهادت دادند.[۵]

منابع

  1. ↑ ترجمه و شرح نهج البلاغه به قلم سیدعلی نقی فیض الاسلام به خط طاهر خوشنویس، ص۵۸؛ نهج البلاغه به قلم صبحی صالح، بیروت، ص۵۳.
  2. ↑ فیض الاسلام، ص۴۶؛ صبحی صالح، ص۴۸.
  3. ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص۴۵؛ صبحی صالح، ص۴۷.
  4. ↑ فیض الاسلام، ص۱۰۴۸؛ صبحی صالح، ص۴۵۱.
  5. ↑ امامی، محمد جعفر، ترجمه المراجعات، ص۴۳۳.