پرش به محتوا

سوار شدن حسنین(ع) بر پشت پیامبر(ص): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
Shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
این روایت در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و اهل‌سنت آمده است. متن حدیث چنین است:
این روایت در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و اهل‌سنت آمده است. متن حدیث چنین است:
{{عربی بزرگ |عن جابر بن عبدالله قال: دَخَلْتُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عَلَى ظَهْرِهِ وَ هُوَ يَجْثُو بِهِمَا وَ يَقُولُ نِعْمَ الْجَمَلُ جَمَلُكُمَا وَ نِعْمَ الْعَدْلَانِ أَنْتُمَا.|ترجمه=از جابر بن عبدالله نقل شده که گفت بر پیامبر(ص) وارد شدم و آن حضرت بر چهار دست و پا حرکت می‌کرد و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بر پشت حضرت سوار بودند و پیامبر(ص) برای آن دو خم می‌شد و می‌فرمود: چه خوب شتری است شتر شما و چه خوب سوارکارانی هستید شما.}}
{{عربی بزرگ |عن جابر بن عبدالله قال: دَخَلْتُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عَلَى ظَهْرِهِ وَ هُوَ يَجْثُو بِهِمَا وَ يَقُولُ نِعْمَ الْجَمَلُ جَمَلُكُمَا وَ نِعْمَ الْعَدْلَانِ أَنْتُمَا.|ترجمه=از جابر بن عبدالله نقل شده که گفت بر پیامبر(ص) وارد شدم و آن حضرت بر چهار دست و پا حرکت می‌کرد و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بر پشت حضرت سوار بودند و پیامبر(ص) برای آن دو خم می‌شد و می‌فرمود: چه خوب شتری است شتر شما و چه خوب سوارکارانی هستید شما.}}
== منابع و راویان ==
== منابع و راویان ==
این روایت با الفاظ مختلف و معنای متشابه در تعدادی از منابع اهل‌سنت نقل شده است؛ از جمله:
این روایت با الفاظ مختلف و معنای متشابه در تعدادی از منابع اهل‌سنت نقل شده است؛ از جمله:
خط ۲۰: خط ۱۹:
* ذهبی (۶۷۳-۷۴۸ق)، رجالی و محدث اهل‌سنت، در دو کتاب ''سیر اعلام النبلاء''<ref>ذهبی، شمس‌الدين محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، تحقیق مجموعة من المحققين بإشراف شعيب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۲۵۶.</ref> و ''میزان الاعتدال'' این روایت را آورده و در کتاب دوم آن را غیر صحیح دانسته است.<ref>ذهبی، شمس‌الدين محمد بن أحمد، ميزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقيق علی محمد البجاوی، بیروت، دار المعرفة للطباعة والنشر،۱۳۸۲ق،  ج۴، ص۹۷.</ref>
* ذهبی (۶۷۳-۷۴۸ق)، رجالی و محدث اهل‌سنت، در دو کتاب ''سیر اعلام النبلاء''<ref>ذهبی، شمس‌الدين محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، تحقیق مجموعة من المحققين بإشراف شعيب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۲۵۶.</ref> و ''میزان الاعتدال'' این روایت را آورده و در کتاب دوم آن را غیر صحیح دانسته است.<ref>ذهبی، شمس‌الدين محمد بن أحمد، ميزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقيق علی محمد البجاوی، بیروت، دار المعرفة للطباعة والنشر،۱۳۸۲ق،  ج۴، ص۹۷.</ref>


این روایت در منابع شیعه با الفاظ مختلف و معانی متشابه آمده است. در منابع حدیثی شیعه این روایت از منابع روایی اهل‌سنت نقل شده است. از جمله:


این روایت در منابع شیعه با الفاظ مختلف و معانی متشابه آمده است؛ از جمله:
* ابن شهرآشوب (۴۸۸-۵۸۸ق)، فقیه و محدث شیعه، در کتاب ''مناقب'' خود این روایت را از طرق اهل‌سنت نقل کرده است.<ref>ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبی‌طالب، تحقیق محمدحسین آشتیانی، سید هاشم رسولی محلاتی،  قم، علامه، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۳۸۷.</ref>  
 
* اربلی (درگذشته ۶۹۲ق)، محدث و مورخ شیعه، این روایت را در کتاب ''کشف الغمة'' خود آورده است.<ref>اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمة فی معرفة الأئمة( ط- القديمة) تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنى هاشمى‌، ۱۳۸۱ق.</ref>
 
* علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶ق) این روایت را در کتاب ''کشف الیقین'' خود از جابر بن عبدالله انصاری آورده است.<ref>علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین، تهران وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، مؤسسة الطبع و النشر، ۱۴۱۱ق، ص۳۰۷.</ref>
این حدیث در بحار الانوار،<ref>مجلسی، بحار الانوار، بیروت، وفاء، ۱۴۰۴ ق، ج۴۳، ص۲۸۵.</ref> کشف الیقین،<ref>حلی، کشف الیقین، مؤسسه چاپ و انتشارت، ۱۴۱۱ ق، ص۳۰۷.</ref> کشف الغمه.<ref>اربلی، کشف الغمه، تبریز، مکتبه بنی هاشم، ۱۳۸۱ ق، ج۱، ص۵۲۶.</ref>. ذکر شده است. لازم است ذکر شود این حدیث با عبارت‌های دیگری نیز در [[بحار الانوار]]<ref>المجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۰۴.</ref> نقل شده است. این حدیث را سفیان ثوری از ابی الزبیر و او از جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده است.<ref>شیخ طوسی، رجال، مؤسسه النشر الاسلامی، طبعه الاولی، ۱۴۱۵، ص۲۲۰.</ref>
* علامه مجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ق) این راویت را با صورت‌های مختلف در بحارالانوار آورده است.<ref>مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بِحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۴۳، ص۲۸۵-۲۸۶.</ref>


سفیان از اصحاب امام صادق(ع) و ابی الزبیر نیز از دیگر راویان این حدیث که در کتب رجالی از او نام برده شده بدون جرح و تعدیل و جابر بن عبدالله انصاری از اصحاب رسول خدا، امام علی، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر(ع) که دارای مقام بزرگی است. جابر می‌گوید: او دروغ نمی‌گوید.<ref>خوئی، معجم رجال حدیث، بیروت، مدینه العلم، طبعه ثالثه، ۱۳۹۸ ق، ج۴، ص۱۵.</ref> بنابراین سند این حدیث از اعتبار کافی برخوردار است و هیچ انگیزه‌ای در جعل این حدیث از سوی راویان آن وجود ندارد.{{پایان مطالعه بیشتر}}
این روایت از طرق مختلف از سفیان ثوری (۹۷-۱۶۱ق)، فقیه و محدث صوفی، از ابی الزبیر و او از جابر بن عبدالله انصاری، از صحابیان مشهور رسول خدا(ص)، نقل شده است. در طریق دیگری هم این روایت از عمر بن خطاب نقل شده است.  


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۲۵ آوریل ۲۰۲۳، ساعت ۱۴:۳۰

سؤال

معنی و منبع حدیث پیامبر(ص) در خصوص امام حسن(ع) و امام حسین(ع) که فرمودند: «نعم الجمل جملکما و نعم العدلان انتما» چیست؟

روایت «نعم الجمل جملکما و نعم العدلان انتما» روایتی از رسول خدا(ص) که از آن محبت او به نوادگانش، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، فهمیده می‌شود. این روایت در منابعی چون کشف الغمه، کشف الیقین و بحارالانوار از سفیان ثوری از امام صادق(ع) نقل شده است.

متن روایت

این روایت در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و اهل‌سنت آمده است. متن حدیث چنین است:

منابع و راویان

این روایت با الفاظ مختلف و معنای متشابه در تعدادی از منابع اهل‌سنت نقل شده است؛ از جمله:

  • ابن عدی جرجانی (۲۷۷-۳۶۵ق)،‌ محدث و رجالی شافعی، در کتاب الکامل فی ضعفاء الرجال این روایت را آورده است.[۱]
  • ابن بطه عکبری (۳۰۴-۳۸۷ق‌)، فقیه و محدث و متکلم حنبلی، این روایت را در کتاب الابانه صغری نقل کرده است.[۲]
  • ابوسعد خرگوشی (درگذشته ۴۰۶ یا ۴۰۷ق)، محدث و صوفی شافعی، در کتاب شرف النبی دو راویت در این موضوع را نقل کرده است.[۳]
  • ابن عساکر (۴۹۹-۵۷۱ق)، محدث و مورخ اهل سنت، در تاریخ دمشق این حدیث را نقل کرده است.[۴]
  • ذهبی (۶۷۳-۷۴۸ق)، رجالی و محدث اهل‌سنت، در دو کتاب سیر اعلام النبلاء[۵] و میزان الاعتدال این روایت را آورده و در کتاب دوم آن را غیر صحیح دانسته است.[۶]

این روایت در منابع شیعه با الفاظ مختلف و معانی متشابه آمده است. در منابع حدیثی شیعه این روایت از منابع روایی اهل‌سنت نقل شده است. از جمله:

  • ابن شهرآشوب (۴۸۸-۵۸۸ق)، فقیه و محدث شیعه، در کتاب مناقب خود این روایت را از طرق اهل‌سنت نقل کرده است.[۷]
  • اربلی (درگذشته ۶۹۲ق)، محدث و مورخ شیعه، این روایت را در کتاب کشف الغمة خود آورده است.[۸]
  • علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶ق) این روایت را در کتاب کشف الیقین خود از جابر بن عبدالله انصاری آورده است.[۹]
  • علامه مجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ق) این راویت را با صورت‌های مختلف در بحارالانوار آورده است.[۱۰]

این روایت از طرق مختلف از سفیان ثوری (۹۷-۱۶۱ق)، فقیه و محدث صوفی، از ابی الزبیر و او از جابر بن عبدالله انصاری، از صحابیان مشهور رسول خدا(ص)، نقل شده است. در طریق دیگری هم این روایت از عمر بن خطاب نقل شده است.

منابع

  1. ↑ ابن عساکر، عبدالله بن عدی جرجانی، الکامل في ضعفاء الرجال،‌ تحقیق سهیل زکار، یحیی مختار غزاوی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۲۵۹.
  2. ↑ .
  3. ↑ خرگوشی، ابوسعد عبدالملک بن محمد، مناحل الشفا و مناهل الصفا بتحقیق کتاب شرف المصطفی صلی الله علیه و سلم، روایت عبدالکریم بن هوازن قشیری، مکه، دار البشائر الإسلامیة، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۲۹۵.
  4. ↑ ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر،‌ ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۱۷.
  5. ↑ ذهبی، شمس‌الدين محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، تحقیق مجموعة من المحققين بإشراف شعيب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۲۵۶.
  6. ↑ ذهبی، شمس‌الدين محمد بن أحمد، ميزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقيق علی محمد البجاوی، بیروت، دار المعرفة للطباعة والنشر،۱۳۸۲ق، ج۴، ص۹۷.
  7. ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبی‌طالب، تحقیق محمدحسین آشتیانی، سید هاشم رسولی محلاتی، قم، علامه، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۳۸۷.
  8. ↑ اربلی، علی بن عیسی، كشف الغمة فی معرفة الأئمة( ط- القديمة) تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنى هاشمى‌، ۱۳۸۱ق.
  9. ↑ علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف الیقین فی فضائل امیرالمؤمنین، تهران وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، مؤسسة الطبع و النشر، ۱۴۱۱ق، ص۳۰۷.
  10. ↑ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بِحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۴۳، ص۲۸۵-۲۸۶.