کیفیت مسح سر و پا در وضو
با توجه به آیه ۶ از سوره مائده، کیفیت مسح سر و پا در وضوء چگونه است؟
در استناد به آیه شریفه ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاة فَاغْسِلُوا وُجُوهَکمْ وَأَیْدِیَکمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکمْ وَأَرْجُلَکمْ إِلَی الْکعْبَیْنِ﴾ و اخبار و روایات فراوان مرتبط با وضو و اجماع امامیه، در وضو پس از شستن صورت و دستها، باید با تری آب وضو که در دست مانده، اول جلوی سر و پس از آن روی پاها را مسح کرد.
مسح سر
آیه شریفه به روشنی مبین این است که روی سر باید مسح شود، زیرا کلمه «ب» که در «برؤوسکم» آمده، طبق تصریح بعضی از روایات[۱] و بعضی از اهل لغت[۲] به معنی «تبعیض» میباشد؛ یعنی قسمتی از سر را مسح کنید که در روایات ما،[۳] محل آن به یک چهارم سر محدود شده و باید قسمتی از این یک چهارم، هر چند کم باشد با دست مسح شود.
آنچه در میان بعضی از طوایف اهل تسنن معمول است، که تمام سر و حتی گوشها را مسح میکنند، با آیه سازگار نیست.
مسح پا
قرار گرفتن «ارجلکم» در کنار «رؤوسکم» گواه بر این است که پاها نیز باید مسح شود؛ نه اینکه آنها شسته شوند. همچنین در بررسی دقیقتر «ارجلکم» به فتح «لام» قرائت شده؛ به خاطر آن است که عطف بر محل «رؤوسکم» است نه عطف بر «وجوهکم»[۴] و این که منصوب عطف بر مجرور شود در کلام عرب شیوع دارد، مثلا میگویند: «لیس فلان بقائم و لا ذاهباً»[۵] «فلان شخصی نه ایستاده است و نه رونده.» علاوه بر این جمع کثیری از قراء «ارجلکم» را نیز با کسر خواندهاند.[۶]
علاوه بر آن، نمیتوان چنین استنباط کرد که «ارجلکم» عطف به «وجوهکم» باشد، زیرا مسئله مسح سر و پا پس از اتمام حکم شستن مطرح شده است: اگر «ارجلکم» بر «وجوهکم» عطف شود بر خلاف بلاغت قرآن است.[۷] امام صادق(ع) در این مورد فرموده است«قسمت جلوی سر و روی پاها را مسح کن و اول پای راست را مسح نما»[۸]
مرحوم صاحب جواهر در ارتباط با این مسئله میفرماید: «یکی از واجبات وضوء، مسح پاهاست و بر این مسئله هم اجماع محصّل و هم اجماع منقول قائم است، بلکه این حکم از ضروریات مذهب شیعه است و بر این حکم اخبار متواتر وارد شده است.»[۹]
مسح پا از سر انگشتان تا «کعب» است، در ارتباط با «کعب»، اغلب فقهای شیعه چنین معتقدند که «کعب» مفصل پاست، اما برخی نیز با توجه به عرف لغت عرب گفتهاند مراد از «کعب» همان برآمدگی پاست.
- از نظر فقه شیعه که مستنبط از قرآن و سنت است، هیچ جای شک و تردید نیست که در وضوء، پس از شستن صورت و دستها مسح سر و پاها لازم است و شستن به جای مسح، وضوء را باطل میکند. البته به نقل مرحوم صاحب جواهر و مرحوم شیخ طوسی از اهل سنت هم کسانی هستند که مسح پاها را جایز میدانند: ابوالحسن بصری، ابنجریر طبری، ابوعلی جبائی که معتقدند انسان بین مسح و شستن پاها مخیر است.[۱۰]
منابع
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، چاپ اول، 1409ق، ج۱، باب ۲۳ از ابواب وضو، ح۴، ص413.
- ↑ ابن هشام، مغنی اللبیب، حرف الباء، ص۱۴۲.
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، چاپ اول، 1409ق، ج۱، باب 22 از ابواب وضو، ص410.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ 10، 1371 ه. ش، ج۴، ص۲۸۷.
- ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، مصحح: يزدى طباطبايى، فضل الله/ مصحح: رسولى، هاشم، تهران، ناشر: ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372 ه. ش، ج۳، ص256.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، 1371 ه. ش، ج۴، ص۲۸۷.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، 1390 ه. ق، ج۵، ص222.
- ↑ «امسح علی مقدّم رأسک و امسح علی القدمین و ابدأ بالشقّ الأیمن». وسائل الشیعه، همان، تهران، مکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۸ق، ج۱، ص۲۹۴، باب ۲۵ از ابواب وضوء، ح۱.
- ↑ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، محقق/ مصحح: عباس قوچانى- على آخوندى، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ هفتم، 1404ق، ج۲، ص۲۰۶.
- ↑ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، محقق/ مصحح: عباس قوچانى- على آخوندى، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ هفتم، 1404ق، ج۲، ص۲۰۶؛ حلی، نجم الدین جعفر بن حسن،المعتبر في شرح المختصر، محقق/ مصحح: محمد على حيدرى/ سيد مهدى شمس الدين/ سيد ابو محمد مرتضوى/ سيد على موسوى، قم، ناشر: مؤسسه سيد الشهداء عليه السلام، چاپ اول،1407 ق، ج1، ص 148.