قصاص بوسیدن
در کتابی به نام گلزار نجفی روایتی از زهر الربیع جزایری نقل شده است که: «روزی خالد زنی را بوسیده بود. زن به خدمت پیامبر(ص) آمد شکایت کرد. حضرت خالد را طلبید. خالد عرض کرد یا رسول الله شما همه جا حکم به قصاص میفرمایید …» آیا سند این روایت معتبر است؟ منظور روایت را بیان کنید؟
قصاص بوسیدن مربوط به داستان خالد قسری است که در برخی کتابهای روایی شیعه ذکر شده است. این روایت دارای سند دقیقی نبوده اما به دلیل ذکر آن در کتابهای مختلف شیعه قابل رد کردن نیست. در احکام اسلامی ارتباط با زنان نامحرم و هرگونه لمس آنان حرام بوده و در روایات نیز به انواع زنا اشاره شده است. روش پیامبر در این داستان اشاره به مراتب امر به معروف و نهی از منکر دارد.
داستان خالد قسری
خالد قسری زنی را بوسیده بود و زن شکایت آن مرد را نزد رسول خدا(ص) برد و پیامبر(ص) خالد را احضار کردند و خالد اعتراف به این عمل کرد، با این تصور که هرنوع تعرضی به دیگران قصاص دارد گفت: یا رسول الله اگر میخواهد مرا به همین کار قصاص کند، پیامبر(ص) و اصحاب از سادگی تفکر خالد متعجب شده و خندیدند و پیامبر(ص) فرمودند: دیگر این کار را انجام نمیدهی؟ خالد که متوجه اشتباه بزرگ خود شده بود قسم یاد کرده و میگوید: به خدا قسم این کار را دیگر انجام نمیدهم و رسول خدا از تنبیه و مجازات کردن خالد گذشتند.[۱]
موضوع این روایت خاص بوده و نمیتوان حکمی کلی را از آن استخراج نمود. درباره سند این روایت نیز باید گفت که با جستجو در کتابهای رجالی، سند دقیقی برای این حدیث یافت نشده اما به دلیل بیان آن در کتب مختلف شیعه نمیتوان آن را به سادگی رد کرد.
حکم ارتباط با زنان در روایت
از مسلمات دین اسلام است که لمس کردن بدن نامحرم حرام است و برای آن عذاب و عقاب بیان شده و چنانکه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند: «ما مِن اَحَدٍ الاّ و هو یُصیب حظاً مِن الزِّنا فزِنا العینینِ النظر و زِنا الفَم القبله و زِنا الیدین اللمس صدق الفرج ذلک ام کذب؛ هر کسی بهرهای از زنا دارد، زنای چشم، نگاه به ناپاک است و زنای دهان، بوسه (حرام) است و زنای دست، لمس (بیگانه) است چه دامن آن را تصدیق کند و چه تکذیب.»[۲] پیامبر(ص) در روایتی فرمودند: «لستُ اُصافِحُ النساء؛ من با زنان (نامحرم) دست نمیدهم.»[۳]
اصول امر به معروف و نهی از منکر
بنابر روایات برخورد پیامبر(ص) با خالد، مطابق با مراتب امر به معروف و نهی از منکر بوده که باید به ترتیب و مرحله به مرحله باشد؛ یعنی اول با شخص معصیت کار به گونهای برخورد شود که بفهمد خطا انجام داده است. نهی رفتاری مانند سخن نگفتن و ملاقات نکردن با شخص، عبوس کردن چهره در ملاقات با او. مرحله دوم نهی با زبان است اگر احتمال بدهد که مؤثر است. مرحله سوم توسل به زور و تنبیه است.[۴] پیامبر نیز در این موضوع خاص تشخیص دادند که تا مرحله دوم امر به معروف و نهی از منکر اکتفاء شود و همچنین از لحن کلام خالد به ترک این عمل قسم یاد میکند مشخص میشود که او توبه کرده و دیگر بنای بر تکرار این عمل را نداشته و احتمال این وجود دارد که تا آن زمان احکامی درباره بوسیدن زن نامحرم، بیان نشده بود.