Article-dot.png

تسبیح خداوند

از ویکی پاسخ
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سؤال
تسبیح خداوند و حقیقت آن چیست؟

تسبیح خداوند به معنای دور بودن او از هرگونه عیب و نقص است. خداوند در آیات متعددی، بندگانش را به تسبیح خود فرا می‌خواند. مفسران، مصادیق مختلفی برای تسبیح خداوند، ذکر کرده‌اند: ذکرهای خاص و نام‌های خداوند، نماز، حمد و ستایش خداوند به صورت زبانی و قلبی و همچنین باور و ایمان قلبی به تنزیه خداوند.

براساس آیات قرآن، همه موجودات عالم مشغول تسبیح خداوند هستند. مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند؛ برخی عالمان مسلمان، از جمله ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلامی، معتقدند همه اشیاء و موجودات عالم، به اندازه رتبه خودشان، سهمی از شعور و علم داشته و به ذکر و تسبیح مشغول هستند. در مقابل عده‌ای این تسبیح را تکوینی دانسته و برای همه موجودات، شعور قائل نیستند.

معنا و مفهوم تسبیح

تسبيح، پاک دانستن خداوند، از همه كاستى‌ها و ناشايستگى‌ها است.[۱] برخی استفاده‌های قرآنی، نشان از معنای سلبی تسبیح دارد؛ تسبیح از شرک، تسبیح از اینکه فرزندی بگیرد و تسبیح از اینکه به وعده‌اش عمل نکند.[۲] در قرآن، تسبیح خداوند، عبادت شمرده شده[۳] و همراه با ذکر [۴] و حمد[۵] آمده است.

در تفاوت حمد و ستایش با تسبیح گفته‌اند که حمد و ثنا، ستايش خدا در برابر صفات كمالى و ثبوتى او است، اما تسبيح، پيراسته ساختن او از معايب بوده و توصيف خدا با هر صفات سلبى، تسبيح و تنزيه وى است.[۶]

مفسران، مصادیق و معانی زیادی برای تسبیح ذکر کرده‌اند: نمازهای پنچ‌گانه، مطلق نماز، و مطلق حمد كه با يادآورى و حمد قلبى باشد و يا گفتن ذکر سبحان الله و الحمدللَّه و ... . برخی نیز تسبیح را تنها در اذکار خاص معنا کرده‌اند.[۷]

مفسران تسبيح‌گوى حقيقى را كسى می‌دانند كه باور كرده خداوند در ذات، صفات و افعال، هيچ گونه كاستى ندارد و عظمت اين معنا را درک نموده است. بنابر اين، كسى كه حتى در دل، بر مقدّرات الهى، اعتراض دارد، نمى‌تواند در گفتن ذكر تسبيح، صادق باشد.[۸]

امر به تسبیح خداوند در قرآن

هفت سوره از قرآن، با تسبیح خداوند شروع شده و به مسبحات مشهور هستند. در قرآن به مومنان[۹] و در موارد متعددی به پیامبر(ص)[۱۰] سفارش به تسبیح خداوند شده است.

در آیات قرآن، زمان‌های مختلفی برای انجام تسبیح توصیه شده است:

  • ﴿وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد.(احزاب:۴۲)
  • ﴿وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ؛ در ستايش پروردگارت پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب آن تسبيح گوى.(ق:۳۹)
  • زمانی که به زکریا نوید تولد یحیی داده شد، امر به تسبیح خداوند کرد.[۱۱]

فضیلت تسبیح

در قرآن پس از اینکه به پیامبر گفته می‌شود خدا را تسبیح گوید نتیجه آن را می‌گوید که ﴿لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ؛ باشد كه خشنود گردى.(طه:۱۳۰) مفسران گفته‌اند هركس خدا را در دنيا خشنود كند، خدا او را در آخرت خشنود می‌كند.[۱۲] و فضیلت این تسبیح را خشنودی از سوی خداوند به بنده می‌دانند.[۱۳]

امام صادق(ع) می‌فرماید عظمت ثواب دعا و تسبيحى را كه بنده ميان خود و خودش انجام مى‌دهد، جز خدا كسى نمى‌داند.[۱۴]

تسبیح همه موجودات عالم

براساس آیات قرآن، تمامی موجودات عالم،[۱۵] زمین و آسمان‌های هفتگانه[۱۶]، کسانی که نزد خداوند هستند[۱۷] و هر شخصی که در آسمان و زمین وجود دارد[۱۸] مشغول تسبیح خداوند هستند. در قرآن از تسبیح فرشتگان[۱۹] کوه‌ها و پرندگان[۲۰] و رعد[۲۱] نیز سخن گفته شده است.

معنای تسبیح موجودات عالم

مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند. برخی می‌گویند همه اشیا و موجودات عالم، ذی‌شعور هستند و به راستی ذکر و تسبیح می‌گویند. ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلامی قائل به چنین نظری است و می‌گوید همه موجودات به اندازه رتبه خودشان، سهمی از شعور و علم را دارند.[۲۲]

در مقابل عده‌ای این تسبیح را تکوینی می‌دانند و برای همه موجودات شعور قائل نیستند.[۲۳] اینان معتقدند تسبیح همان خضوع تكوينى هر موجودى در برابر اراده الهى است و سراسر هستى در برابر اراده و مشيت خداوند، خاضع بوده و در پذيرش وجود و پيروى از قوانينى كه خداوند براى آنها تعيين نموده، تسليم مى‌باشند. تسبیح در اینجا، فعلی تکوینی، فطری و واکنش هستی در مقابل جلال الهی است.[۲۴]

تسبیح در ادب فارسی

ابوسعید ابوالخیر:

با یاد وصال تو به بتخانه شدم تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود[۲۵]

مولوی:

جمله ذرات عالم در نهان با تو مى گويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم با شما نا محرمان ما خامشيم[۲۶]

سعدی:

هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار [۲۷]
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار[۲۸]

منابع

  1. نهج الذكر، محمدی ری‌شهری، محمد، ج۱، ص۴۳۹
  2. دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۵، ص۵۹۱۵
  3. آیه ۲۰۶ سوره اعراف
  4. آیه ۴۲ سوره احزاب
  5. آیه ۱۳۰ سوره طه و ۳۹ سوره ق و آیه ۴۸ سوره طور
  6. منشور جاويد، سبحانى، شیخ جعفر، ج۱، ص۹۷
  7. تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ج۱۳، ص: ۳۳۸
  8. نهج الذكر، محمدی ری‌شهری، محمد، ج۱، ص۴۳۷
  9. سوره احزاب، آیه۴۲.
  10. آیه ۱۳۰ سوره طه و آیه ۳۹ و ۴۰ سوره ق، آیه ۴۸ و ۴۹ سوره طور. آیه ۲۶ سوره انسان، آیه ۹۶ سوره واقعه، آیه ۱ سوره اعلی، آیه ۹۸ سوره حجر
  11. سوره آل عمران، آیه ۴۱.
  12. ترجمه تفسير كاشف، مغنیه، ج۱۵، ص: ۴۱۵
  13. روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج۱۳، ص: ۱۹۸
  14. نهج الذكر، محمدی ری‌شهری، محمد، ج۱، ص۴۶۵
  15. آیه ۴۴ سوره اسراء
  16. سوره اسراء، آیه۴۴.
  17. آیه ۲۰۶ سوره اعراف
  18. آیه ۴۱ سوره نور
  19. آیه ۳۰ سوره بقره
  20. آیه ۷۹ سوره انبیاء
  21. آیه ۱۳ سوره رعد
  22. منشور جاويد، سبحانى، شیخ جعفر، ج۱، ص۱۰۴
  23. معارف قرآن، مصباح یزدی، محمد تقی، ج۱، ص۲۶۲
  24. دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۵، ص۵۹۱۵
  25. ابوسعید ابوالخیر، رباعی شمارهٔ ۲۶۹.
  26. مثنوی، به نقل از منشور جاويد، سبحانى، شیخ جعفر، ج۱، ص۱۰۴
  27. سعدی، دیوان اشعار، ملحقات و مفردات
  28. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار.