حدیث مضمر: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(اصلاح ارقام، ابرابزار)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش|Fabbasi}}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
خط ۶: خط ۵:
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}


روایت '''مُضمَر''' روایتی را گویند که در آن به جای اسم معصوم(ع) از ضمیر «عنه» یا «عنهما» و ... استفاده می‌شود.<ref>بروجردی، علی، طرائف المقال، قم، مکتبه مرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۵۰.</ref>
روایت '''مُضْمَر''' روایتی است که در آن به جای اسم معصوم(ع) از ضمیر «عنه» یا «عنهما» و استفاده می‌شود.<ref>بروجردی، علی، طرائف المقال، قم، مکتبه مرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۵۰. نویسنده: جدیدی نژاد، محمد رضا، معجم مصطلحات الرجال والدرایة، قم، دار الحدیث للطباعة والنشر، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش، ص۱۶۴.</ref>


گاهی راوی از امام به «عنه» تعبیر می‌کند مانند: مُحَمَّدُ بْنُ‏ مُسْلِمٍ‏ عَنْهُ‏(ع)‏.<ref>ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج۲، ص۳۰.</ref> گاهی هم راوی روایتی را از دو امام نقل می‌کند و به جای اسم معصومان می‌گوید «عنهما» مانند: حماد عن حريز عن محمد بن مسلم عنهما(ع‏).<ref>اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۴.</ref> گاهی نیز راوی به جای نام معصوم(ع) با لفظ دیگری روایت می‌کند مانند: «سَأَلْتُهُ(ع)؛ از او پرسیدم»<ref>اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عيسى، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۸.</ref> یا «كَتَبْتُ‏ إِلَيْهِ(ع)؛ به او نوشتم»<ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق،ج۱، ص۱۰۲.</ref>
گاهی راوی از امام به «عنه» تعبیر می‌کند مانند: مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْهُ‏(ع)‏.<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج۲، ص۳۰.</ref> گاهی هم راوی روایتی را از دو امام نقل می‌کند و به جای اسم معصومان می‌گوید «عنهما» مانند: حماد عن حریز عن محمد بن مسلم عنهما (ع‏).<ref>اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۴.</ref> گاهی نیز راوی به جای نام معصوم(ع) با لفظ دیگری روایت می‌کند مانند: «سَأَلْتُهُ(ع)؛ از او پرسیدم»<ref>اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۸.</ref> یا «کَتَبْتُ إِلَیْهِ(ع)؛ به او نوشتم»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۰۲.</ref>


در قابل استناد بودن یا نبودن روایت مضمر چند دیدگاه وجود دارد:
در قابل استناد بودن یا نبودن روایت مضمر چند دیدگاه وجود دارد:
 
* اگر نشانه‌ای باشد که این روایت از کدام امام می‌باشد، بعد از ثقه بودن خود راوی و [[سلسله حدیث|سلسله سند]] روایت، به آن عمل می‌شود. مثل اینکه در ابتدای یک حدیث نام معصوم را ذکر کرده باشد و در احادیث بعدی به ذکر ضمیر اکتفا کند.<ref>بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، موسسة النشر الاسلامی، بی‌تا، بی‌جا، ج۵، ص۳۱۲</ref>
* اگر نشانه‌ای باشد که این روایت از کدام امام می‌باشد، بعد از قابل اعتماد بودن خود راوی و [[سلسله حدیث|سلسله سند]] روایت، به آن عمل می‌شود.مثل اینکه در ابتدای یک حدیث نام معصوم را ذکر کرده باشد و در احادیث بعدی به ذکر ضمیر اکتفا کند.<ref>بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة،موسسة النشر الاسلامی،‌ بی‌تا، بی‌جا، ج۵، ص۳۱۲</ref>
* چنین روایتی اعتبار ندارد چون ممکن است از امام نباشد و ضمیر به فرد دیگری برگردد که نامش نیامده است.<ref>خاقانی، علی، رجال الخاقانی، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص ۲۵. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاءالتراث، بی‌تا، ج۲، ص۲۵۲.</ref>
 
* برخی از فقها گفته‌اند روایاتی که نقل‌کنندگان آن‌ها فقیه و جلیل‌القدر باشند مانند زراره، محمد بن مسلم و قابل استناد هستند در غیر اینصورت معتبر نیست.<ref>خراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، تحقیق: موسسة آل البیت لاحیاء التراث، موسسة آل البت لاحیاء التراث، بیروت، ۱۴۲۹ق، ص۳۸۹. مامقانی، عبدالله بن محمد حسن، نهایة المقال فی تکملة غایة الأمال، نجف، أحمد بن الشیخ محمّد حسین، ۱۳۴۵ق، ص۳۱۷.</ref>
* چنین روایتی اعتبار ندارد چون ممکن است از امام نباشد و ضمیر به فرد دیگری برگردد که نامش نیامده است.<ref>خاقانی، علی، رجال الخاقانی، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص ۲۵. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاءالتراث، بی‌تا، ج۲، ص۲۵۲.</ref>
 
* برخی از فقها گفته‌اند روایاتی که نقل‌کنندگان آن‌ها فقیه و جلیل‌القدر باشند مانند زراره، محمد بن مسلم و ... قابل استناد هستند در غیر اینصورت معتبر نیست.<ref>خراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، تحقیق: موسسة آل البیت لاحیاء التراث، موسسة آل البت لاحیاء التراث، بیروت، ۱۴۲۹ق، ص۳۸۹</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی = حدیث
  | شاخه اصلی = حدیث
خط ۲۹: خط ۲۵:
  | شناسه = -
  | شناسه = -
  | تیترها = -
  | تیترها = -
  | ویرایش =  
  | ویرایش =
  | لینک‌دهی =  
  | لینک‌دهی = شد
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی نویسنده =  
  | بازبینی نویسنده =
  | بازبینی =  
  | بازبینی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت =  
  | اولویت =
  | کیفیت =  
  | کیفیت =
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ ‏۱۵ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۵۹

سؤال

روایت مضمر را توضیح دهید؟


روایت مُضْمَر روایتی است که در آن به جای اسم معصوم(ع) از ضمیر «عنه» یا «عنهما» و … استفاده می‌شود.[۱]

گاهی راوی از امام به «عنه» تعبیر می‌کند مانند: مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْهُ‏(ع)‏.[۲] گاهی هم راوی روایتی را از دو امام نقل می‌کند و به جای اسم معصومان می‌گوید «عنهما» مانند: حماد عن حریز عن محمد بن مسلم عنهما (ع‏).[۳] گاهی نیز راوی به جای نام معصوم(ع) با لفظ دیگری روایت می‌کند مانند: «سَأَلْتُهُ(ع)؛ از او پرسیدم»[۴] یا «کَتَبْتُ إِلَیْهِ(ع)؛ به او نوشتم»[۵]

در قابل استناد بودن یا نبودن روایت مضمر چند دیدگاه وجود دارد:

  • اگر نشانه‌ای باشد که این روایت از کدام امام می‌باشد، بعد از ثقه بودن خود راوی و سلسله سند روایت، به آن عمل می‌شود. مثل اینکه در ابتدای یک حدیث نام معصوم را ذکر کرده باشد و در احادیث بعدی به ذکر ضمیر اکتفا کند.[۶]
  • چنین روایتی اعتبار ندارد چون ممکن است از امام نباشد و ضمیر به فرد دیگری برگردد که نامش نیامده است.[۷]
  • برخی از فقها گفته‌اند روایاتی که نقل‌کنندگان آن‌ها فقیه و جلیل‌القدر باشند مانند زراره، محمد بن مسلم و … قابل استناد هستند در غیر اینصورت معتبر نیست.[۸]

منابع

  1. بروجردی، علی، طرائف المقال، قم، مکتبه مرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۲۵۰. نویسنده: جدیدی نژاد، محمد رضا، معجم مصطلحات الرجال والدرایة، قم، دار الحدیث للطباعة والنشر، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش، ص۱۶۴.
  2. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق، ج۲، ص۳۰.
  3. اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۴.
  4. اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی، النوادر، قم، مدرسه الامام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص۶۸.
  5. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۰۲.
  6. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، موسسة النشر الاسلامی، بی‌تا، بی‌جا، ج۵، ص۳۱۲
  7. خاقانی، علی، رجال الخاقانی، بی جا، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص ۲۵. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاءالتراث، بی‌تا، ج۲، ص۲۵۲.
  8. خراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، تحقیق: موسسة آل البیت لاحیاء التراث، موسسة آل البت لاحیاء التراث، بیروت، ۱۴۲۹ق، ص۳۸۹. مامقانی، عبدالله بن محمد حسن، نهایة المقال فی تکملة غایة الأمال، نجف، أحمد بن الشیخ محمّد حسین، ۱۳۴۵ق، ص۳۱۷.