پرش به محتوا

مجوس

نسخهٔ تاریخ ‏۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۴:۳۳ توسط Nazarzadeh (بحث | مشارکت‌ها)
سؤال

مجوس به چه کسانی گفته می‌شود؟

درگاه‌ها


مجوس عنوانی است که در قرآن و در فرهنگ اسلامی به زردشتیان گفته می‌شود. در قرآن کریم نام مجوس تنها یک بار آمده است و در تورات هم نام مجوس آمده است. فقه اسلامی مجوسیان را از اهل کتاب می‌داند.

تعریف و مصداق مجوس

مجوس معرب مجوش و در زبان پهلوی مغ بوده است. کلمه «موبد» که به پیشوای دین زرتشتی[۱] اطلاق می‌شود، از این ریشه است. این واژه در روزگاران پیش از اسلام نیز نامی شناخته شده بوده است. مجوسیان بر دین زردشت بودند.[۲]

قدیمی‌ترین مدرکی که نامی از مجوس در آن برده شده، کتاب «ارمیای نبی» است که در آنجا از نفوذ و مقام مجوسیان در دستگاه «بخت‌النصر» یاد شده است. و در منابع مسیحی هم در انجیل «متّی» از چند نفر از مجوسان یاد شده است.[۳]

طبق روایات تاریخی، در صدر اسلام و زمان پیامبر(ص) و پس از او، از مجوسیان جزیه گرفته می‌شد که نشان از اهل کتاب بودن آنان است. فقه اسلامی مجوس را از اهل کتاب می‌داند و آنان را همان زردتشیان می‌دانند.[۴] برخی تطبیق مجوس با زردشیان را درست نمی‌دانند و اعتقاد دارند زردشتیان فرقه‌ای از مجوسیان است و مجوس دین کهن ایرانیان است و مجوسیان را به اعتبار نامگذاری کل به اسم جزئی زردشتی می‌نامند.[۵]

مجوس در قرآن

در قرآن، مجوس در کنار یهودیان و نصارا و صابئین قرار گرفته است که نشان می‌دهد مجوس هم در کنار آنان از اهل کتاب هستند:[۶]

﴿إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَی وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَه إِنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ؛ خدا میان آنان که ایمان آورده‌اند و آنان که کیش یهود یا صابئان یا نصاری یا مجوس برگزیده‌اند و آنان که مشرک شده‌اند، در روز قیامت حکم می‌کند؛ زیرا او بر هر کاری ناظر است.﴾(حج:۱۷)

مجوس در روایات

مذهب مجوس در اصل مذهب شرک نبوده و در ردیف ادیان توحیدی است و اخذ جزیه از آنها دلیل بارز این مطلب است. در وسائل کتاب جهاد باب ۴۹ در اینکه جزیه فقط از اهل کتاب گرفته می‌شود و آنها یهود و نصاری و مجوس‌اند، نُه روایت در این زمینه نقل شده از جمله از امام سجاد(ع) که فرمود: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: سُنُّوا بِهِمْ سُنَّةَ أَهْلِ الْکِتَابِ یَعْنِی الْمَجُوسَ؛ با مجوس بطریق اهل کتاب رفتار کنید»[۷]

از امام صادق(ع) سؤال کردند: آیا مجوس پیامبری داشتند؟ حضرت فرمود: بلی؛ آیا شما نامهٔ حضرت رسول اکرم(ص) به مردم مدینه را ندیده‌اید؟ حضرت در آن نامه نوشته است: مجوس پیامبری داشتند که کتاب آسمانی داشت؛ امّا او را کشتند و کتابش را سوزاندند.[۸]

شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: پیامبر مجوس چه کسی بود؟ حضرت فرمودند: «زردشت» بود؛ ادّعای پیامبری کرد. عدّه‌ای ایمان آوردند و گروهی نبوّت او را نپذیرفتند و کتابش را انکار کرده، او را از دیار خود بیرون کردند و حیوانات درنده او را دریدند.» عرض کرد: مجوسیان در زمان خود به حق نزدیک تر بودند یا عرب؟ حضرت جواب دادند: عرب در زمان جاهلیّت به دین حنیف (اسلام) نزدیک تر بودند؛ چون مجوس به تمام پیامبران کفر ورزیدند و کتاب‌های آسمانی و برهان پیامبران را انکار کردند. «کیخسرو» ـ اوّلین پادشاه مجوس ـ سیصد پیامبر را کشت. مجوس، غسل جنابت نمی‌کردند؛ امّا اعراب، غسل جنابت می‌کردند. غسل یکی از شرایع دین حنیف است؛ مجوس ختنه نمی‌کردند؛ ختنه کردن یکی از سنّت‌های پیامبران است و اول کسی که ختنه کرد، حضرت ابراهیم(ع) بود. مجوس مرده‌های خود را غسل و کفن نمی‌کردند و به صحرا می‌انداختند و اول کسی که برای او لحد و قبر کنده شد،[۹] حضرت آدم ابوالبشر(ع) بود. مجوس با مادر، دختر و خواهر خود ازدواج می‌کنند؛ ولی عرب چنین نمی‌کردند. مجوس بیت الله الحرام را قبول ندارند.[۱۰] مجوس موی صورت (ریش) خود را می‌تراشیدند و سبیل را بلند می‌کردند؛ امّا ما سبیل خود را می‌تراشیم و ریش را نگه می‌داریم و این کار مطابق با فطرت آدمی است.[۱۱]


منابع

  1. ↑ زردشت = زرتشت.
  2. ↑ فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج۲۵، ص۴۳۶
  3. ↑ تورات، باب 39، جمله 13. انجیل متی، باب دوم از اول تا آخر، ص 2و3. به نقل از مقاله بحثی درباره مجوس، کلام اسلامی 1378 شماره ۳۲، داود الهامی
  4. ↑ ادوار فقه و کیفیت بیان آن (فارسی)، جناتی، محمد ابراهیم، ج۱، ص۱۳۱
  5. ↑ بحثی درباره مجوس، کلام اسلامی 1378 شماره ۳۲، داود الهامی
  6. ↑ ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۹، ص۳۱۵
  7. ↑ قاموس قرآن، قرشی، سید علی اکبر، ج۶، ص۲۳۹
  8. ↑ کافی، ج۳، ص: ۵۶۷، حدیث ۴.
  9. ↑ به داستان زندگی حضرت آدم مراجعه شود.
  10. ↑ بحارالانوار، ج۱۰، ص: ۱۷۹ ; قصص الانبیا، ج۲، ص۳۳۷.
  11. ↑ میزان الحکمه، ج۴، ص۲۷۷۴، حدیث ۱۸۱۴۰.