پرش به محتوا

خلقت شیعیان از گِل اهل‌بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

Rezvani (بحث | مشارکت‌ها)
جز ابرابزار
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
در آمالی شیخ صدوق آمده است رسول خدا فرمود: «ای علی تو از منی و من از تو روح تو از روح منست و گل تو از گل من و شیعیانت از فزونی گل ما آفریده شدند»؛ منظور از خلقت اضافه گل چیست؟
در کتاب امالی شیخ صدوق روایتی نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی! تو از منی و من از تو، روح تو از روح منست و گِل تو از گِل من و شیعیانت از فزونی گِل ما آفریده شدند.» منظور از «اضافه‌ی گِل ما» چیست؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
واژه '''طینت''' در روایت به معنای سرشت، خمیره و مادهٔ اولیهٔ وجودی انسان است و در قرآن نیز به کار رفته است.  این روایت که در منابع متعددی نقل شده است، از نظر [[سلسله حدیث|سندی]]، به دلیل وجود راویان غیرموثق، ضعیف و غیرقابل استناد دانسته‌ شده است. علامه مجلسی نیز روایات مشابه درباره خلقت سرشت مؤمن و کافر را از نظر سندی، معتبر نمی‌داند. بنابراین، هرچند مفهوم «طینت» در لغت روشن است، اما اعتبار حدیثی این نقل مورد خدشه است و نمی‌توان بدان‌ها استناد کرد.


واژه طین به معنای گِل (که از اختلاط آب و خاک بدست می‌آید) ۱۲ بار در قرآن ذکر شده و طینت اشاره به همین دارد چرا که مبدأ و مادّه اصلی خلقت مادّی بشر است<ref>ر. ک. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ذیل واژه ط ی ن؛ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه ط ی ن.</ref> و تعبیراتی مثل طبع، خمیره، سرشت و مادّه اولی نیز درمورد طینت به کار رفته است. به عبارت دیگر طین یعنی خاک مخلوط با آب و طینت یعنی سرشت و خوی و روحیه انسان.
== متن روایت ==
{{عربی بزرگ|يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ رُوحُكَ مِنْ رَوْحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي وَ شِيعَتُكَ خُلِقُوا مِنْ فَضْلِ‏ طِينَتِنَا ...<ref> ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، ص۱۶.</ref>
|ترجمه= ای علی، تو از منی و من از توام. روح تو از روح من، و سرشت تو از سرشت من است. و پیروان تو از افزون‌ترِ سرشتِ ما آفریده شده‌اند.}}


مفهوم‌شناسی فضل:
مضمون این روایت را شیخ طوسی در کتاب الامالی؛<ref>طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، قم، دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ص۲۹۹.</ref> طبری آملی در کتاب بشاره المصطفی؛<ref>طبرى آملى، محمد بن أبي القاسم، بشاره المصطفى لشيعه المرتضى، نجف، المكتبه الحيدريه، چاپ دوم، ۱۳۸۳ ق، ص۱۸. ص۱۶۲. ص۱۹۶.</ref>طبرسی در کتاب اعلام الوری<ref>طبرسى، فضل، زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ( ترجمه إعلام الورى)، مترجم: عزیز الله عطاردی قوچانی، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق، ص۲۳۶.</ref> و دیگران<ref>كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، قم، مؤسسه الإمام المهدي عليه السلام‏، ق‏۱۴۰۴، ص۳۵.</ref> <ref>برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۱۳۳.</ref> <ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۲.</ref> <ref>ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، قم، الشريف الرضي‏، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۵۷.</ref> هم نقل کرده‌اند.


فضل ضدّ نقص است.<ref>المحکم و المحیط الأعظم، واژه ف ض ل.</ref> و به معنای زیاده و اضافه بر حدّ و حقّ است؛ برای همین، رحمت و احسان و مقام و درجه و… نیز از مصادیق فضل می‌باشند.<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، واژه ف ض ل.</ref> زیرا علاوه و اضافه هستند نسبت به افرادی که این موارد را ندارند.
== مفهوم شناسی طينت==
واژه طین به معنای گِل است و این کلمه در قرآن ۱۲ بار ذکر شده‌است. <ref>سوره آل‏ عمران، آیه ۴۹. سوره مائده، آیه ۱۱۰. سوره انعام، آیه ۲. سوره اعراف، آیه ۱۲. سوره اسراء، آیه ۶۱. سوره مومنون، آیه۱۲. سوره قصص، آیه ۳۸. سوره سجده، آیه۷. سوره صافات، آیه ۱۱. سوره ص، آیه ۷۱ و ۷۶. سوره ذاريات، آیه ۳۳.</ref> طین و طینت به مبدأ و ماده اصلی خلقت بشر اشاره دارد. <ref>مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۱۵۸.</ref> <ref>ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۷۰.</ref>


فضل و برتری مخلوقات بر همدیگر طبق حکمت الاهی هم به صورت تکوینی و هم اکتسابی می‌باشد. به‌طور مثال فضل انسان بر غیر انسان تکوینی، ولی فضل انسان‌ها بر یکدیگر اختیاری است و هرکس بنابر اختیار خویش بر دیگری سبقت می‌گیرد تا از مصادیق «السابقون السابقون» به‌شمار آیند؛ که البته معصومین(ع) در قلّه این افتخار قرار دارند و شیعیان به دنباله ایشان هستند.
تعبیراتی مثل طبع، خمیره، سرشت و ماده اولی نیز درمورد طینت به کار رفته است. به عبارت دیگر، طینت یعنی سرشت، خوی و روحیه انسان. <ref>راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت - دمشق، دار القلم- الدار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۵۳۳.</ref> ‏<ref>قرشى بنابى، على‏ اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۶۶.</ref> با این نگاه، خلقت شیعه از اضافه طینت اهل‌بیت بدان معناست که سرشت و ماده اولیه در خلقت شیعیان شباهت به سرشت و طینت اهل‌بیت(ع) دارد و همانند معصومان قابلیت پرورش معنوی را دارد.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۱۶-۱.</ref>


روح و روحیه و فطرت ابتدایی انسان خدایی است و پاک آفریده شده؛ ولی این انسان است که با اختیار خویش شخصیّت خود را می‌سازد و اگر تقویّت کند به مراتب بالا دست خواهد یافت و نورانی می‌شود و اگر روح خود را تضعیف کند از همین مرتبه انسانی اولیه خود نیز خارج می‌شود و به جایی می‌رسد که قوّه عقل و درک خویش را از دست می‌دهد.
== اعتبار روایات==
 
سند این‌گونه روایات به خاطر ثقه نبودن برخی از راویانش ضعیف است و قابل استناد نمی‌باشد.<ref>استرآبادى، محمد بن على، منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۴۱.</ref> <ref>نمازى شاهرودى، على، مستدركات علم رجال الحديث، تهران، فرزند مولف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۰۵.</ref> <ref>كشى، محمد بن عمر، اختيار معرفه الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۶۵.</ref> <ref>نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش، ص۸۰.</ref> علامه مجلسی روایات نقل شده در کتاب کافی را در باره خلقت سرشت مومن و کافر معتبر ندانسته است.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۷.</ref>
در نتیجه یکی از مواردی که معصومین(ع) شیعیان و مؤمنان را از خود و طینت خویش می‌دانند، آنجایی است که آنان نیز در طریقت و سلوک ایشان باشند و در همان مسیری گام برمی‌دارند که آن بزرگواران برمی‌دارند.
 
نکته:
 
در مورد روایاتی که لفظ «من فضل طینتنا؛ اضافه گِل ما» در آنها به کار رفته، اگرچه برخی از آنها از لحاظ سندی دچار ضعف می‌باشند؛ اما می‌توان باتوجّه به مفهوم روایات طینت و روایات دیگری که اشاره به خلقت شیعیان دارد، منظور این است که تمامی طینت ائمه(ع) در شیعیان وجود ندارد وگرنه شیعیان هم مثل ائمه علیهم السلام معصوم بودند، بلکه بخشی از طینت ایشان در ساختار شیعیان به کار رفته و بخش دیگرش با طینت دشمنان مخلوط گردیده است.
 
چند نمونه از روایات:
 
۱- امام صادق (علیه السلام) فرمود: «سرشت‌ها سه قسم است: قسم اول: سرشت پیغمبران و مؤمن از این سرشت خلق شده است، مگر آنکه پیغمبران از خالص و برگزیده آن سرشت خلق شده‌اند و ایشان در این باب اصل‌اند و از برای ایشان افزونی و زیادتی است که بر غیر خود دارند، و مؤمنان فرع‌اند و خلق شده‌اند از گل چسبنده سخت. و چنان‌که در اصل خلقت با هم بوده‌اند و در میانه ایشان جدایی نبوده است، همچنین خدای عز و جل در میان ایشان و شیعیان ایشان جدایی نمی‌اندازد و…».<ref>تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافی)، مترجم: محمد علی اردکانی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۸ش، ص۹.</ref>
۲-
۳- حضرت باقر (علیه السّلام) از جابر بن عبد اللَّه انصاری روایت می‌کند که وی گفت از پیغمبر شنیدم می‌فرمود: «ای علی! میل داری تو را خوشحال کنم و مژده دهم؟ عرض کرد: آری دوست دارم هر چه می‌خواهید بفرمائید، حضرت فرمود: من و شما از یک اصل آفریده‌شده‌ایم و سرشت ما یکی است، از طینت ما مقداری زائد آمد و خداوند شیعیان ما را از آن خلق فرمود، روز قیامت مردم را بنام مادران‌شان خطاب خواهند کرد جز شیعیان ما که آنان را بنام پدران‌شان فریاد می‌زنند».<ref>طبرسی، فضل، زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام (ترجمه إعلام الوری)، مترجم: عزیزالله عطاردی قوچانی، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ق، ص۲۳۶.</ref>
۴-
۵- امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «... ما و شما از نور خدا خلق شده‌ایم و طینت ما و طینت شما یکی است اگرطینت شما خالص بود مثل طینت ما شما هم مثل ما بودید؛ اما طینت شما با طینت دشمنان‌تان مخلوط شده وگرنه یک گناه هم انجام نمی‌دادید…»<ref>مناقب ابن شهرآشوب، ج۴، ص۲۶۱.</ref>
۶-
نسبت طینت شیعیان به طیبنت ائمه:
 
#  شیعیان از آن جهت که پیرو دستورات اسلام و معصومین هستند، در ولادت فرزندان‌شان ناپاکی وجود ندارد؛ پس سرشت شیعیان همچون سرشت معصومین(ع) پاک است.
#
#  عناصر و ساختار وجودی شیعیان متبرّک به ساختار ائمه(ع) است؛ یعنی شعاعی از نور، پاره‌ای ازگِل و جُرعه‌ای از دریای زلال و صاف معصومین(ع) هستند که چنین طینتی با تابش نور ائمه و وزش باد بهشتی محکم گردیده است.
#
#  سومین احتمال ناشی از تقرّب رفتاری شیعیان با ائمه(ع) است.
#
نتیجه
 
انسان‌ها موجوداتی دو بُعدی هستند: بُعد جسمانی و بُعد روحانی وهر یک از این ابعاد برای تشکیل نیز از چیز دیگری ساخته شده‌اند. جسم انسان متشکل از طین است و طین نیز مخلوطی از گِل و آب است، باز نوع گِل و آب انسان‌ها بنابر دلایلی که بستگی به فضل خدای حکیم دارد، متفاوت می‌باشد. از آنجا که شیعیان رفتار و اعمال‌شان به معصومین(ع) نزدیک است و تابع و پیرو ایشان می‌باشند و ولایت ایشان را پذیرفته‌اند؛ خدای تعالی به حرمت و برکت معصومین (صلوات الله علیهم)، شیعیان‌شان را مفتخر به طینت و سرشت ایشان گردانیده است و از فزونی و فضل طینت ایشان، شیعیان را بهره‌مند گردانیده است و فهم این فزونی و فضل طینت را می‌توان با یک مثال بیان کرد: مثلاً گاهی ما انسان‌ها برای افرادی خاصّ چنان احترام و ارزش قائلیم که آرزو داریم ذرّه‌ای از زیادی آب و غذای‌شان را میل کنیم تا بدین وسیله خیر و برکتی به جسم و جان‌مان وارد شود. و همچنین است آرزوی مقدار اندکی از مال ایشان که به زندگی ما برکت دهد. از این‌رو ساختن انسان از زیادی طینت معصومین(ع) لطفی است که شامل حال شیعیان شده است و باید قدر این فضیلت را دانست و طینت پاک خود را به ناپاکی‌های گناهان آلوده نکرد.


{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}
خط ۴۶: خط ۲۵:
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =
  | شاخه اصلی =علوم و معارف حدیث
  | شاخه فرعی۱ =
  | شاخه فرعی۱ = دلالت حدیث
  | شاخه فرعی۲ =
  | شاخه فرعی۲ =
  | شاخه فرعی۳ =
  | شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =
  | شناسه =شد
  | تیترها =
  | تیترها = شد
  | ویرایش =
  | ویرایش =شد
  | لینک‌دهی =
  | لینک‌دهی =شد
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی =
  | ارزیابی کمی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت =
  | اولویت =

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۸

سؤال

در کتاب امالی شیخ صدوق روایتی نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی! تو از منی و من از تو، روح تو از روح منست و گِل تو از گِل من و شیعیانت از فزونی گِل ما آفریده شدند.» منظور از «اضافه‌ی گِل ما» چیست؟

واژه طینت در روایت به معنای سرشت، خمیره و مادهٔ اولیهٔ وجودی انسان است و در قرآن نیز به کار رفته است.  این روایت که در منابع متعددی نقل شده است، از نظر سندی، به دلیل وجود راویان غیرموثق، ضعیف و غیرقابل استناد دانسته‌ شده است. علامه مجلسی نیز روایات مشابه درباره خلقت سرشت مؤمن و کافر را از نظر سندی، معتبر نمی‌داند. بنابراین، هرچند مفهوم «طینت» در لغت روشن است، اما اعتبار حدیثی این نقل مورد خدشه است و نمی‌توان بدان‌ها استناد کرد.

متن روایت

مضمون این روایت را شیخ طوسی در کتاب الامالی؛[۲] طبری آملی در کتاب بشاره المصطفی؛[۳]طبرسی در کتاب اعلام الوری[۴] و دیگران[۵] [۶] [۷] [۸] هم نقل کرده‌اند.

مفهوم شناسی طينت

واژه طین به معنای گِل است و این کلمه در قرآن ۱۲ بار ذکر شده‌است. [۹] طین و طینت به مبدأ و ماده اصلی خلقت بشر اشاره دارد. [۱۰] [۱۱]

تعبیراتی مثل طبع، خمیره، سرشت و ماده اولی نیز درمورد طینت به کار رفته است. به عبارت دیگر، طینت یعنی سرشت، خوی و روحیه انسان. [۱۲][۱۳] با این نگاه، خلقت شیعه از اضافه طینت اهل‌بیت بدان معناست که سرشت و ماده اولیه در خلقت شیعیان شباهت به سرشت و طینت اهل‌بیت(ع) دارد و همانند معصومان قابلیت پرورش معنوی را دارد.[۱۴]

اعتبار روایات

سند این‌گونه روایات به خاطر ثقه نبودن برخی از راویانش ضعیف است و قابل استناد نمی‌باشد.[۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] علامه مجلسی روایات نقل شده در کتاب کافی را در باره خلقت سرشت مومن و کافر معتبر ندانسته است.[۱۹]


منابع

  1. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، ص۱۶.
  2. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، قم، دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ص۲۹۹.
  3. طبرى آملى، محمد بن أبي القاسم، بشاره المصطفى لشيعه المرتضى، نجف، المكتبه الحيدريه، چاپ دوم، ۱۳۸۳ ق، ص۱۸. ص۱۶۲. ص۱۹۶.
  4. طبرسى، فضل، زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ( ترجمه إعلام الورى)، مترجم: عزیز الله عطاردی قوچانی، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق، ص۲۳۶.
  5. كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، قم، مؤسسه الإمام المهدي عليه السلام‏، ق‏۱۴۰۴، ص۳۵.
  6. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۱۳۳.
  7. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۲.
  8. ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، قم، الشريف الرضي‏، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۵۷.
  9. سوره آل‏ عمران، آیه ۴۹. سوره مائده، آیه ۱۱۰. سوره انعام، آیه ۲. سوره اعراف، آیه ۱۲. سوره اسراء، آیه ۶۱. سوره مومنون، آیه۱۲. سوره قصص، آیه ۳۸. سوره سجده، آیه۷. سوره صافات، آیه ۱۱. سوره ص، آیه ۷۱ و ۷۶. سوره ذاريات، آیه ۳۳.
  10. مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۱۵۸.
  11. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۷۰.
  12. راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت - دمشق، دار القلم- الدار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۵۳۳.
  13. قرشى بنابى، على‏ اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۶۶.
  14. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۱۶-۱.
  15. استرآبادى، محمد بن على، منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۴۱.
  16. نمازى شاهرودى، على، مستدركات علم رجال الحديث، تهران، فرزند مولف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۰۵.
  17. كشى، محمد بن عمر، اختيار معرفه الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۶۵.
  18. نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش، ص۸۰.
  19. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۷.