پرش به محتوا

خلقت شیعیان از گِل اهل‌بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

Rezvani (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «{{شروع متن}}سؤال: در امالي شيخ صدوق آمده است رسول خدا فرمود: «اى على تو از منى و من از تو روح تو از روح منست و گل تو از گل من و شيعيانت از فزونى گل ما آفريده شدند»؛ منظور از خلقت اضافه گل چيست؟ مفهوم شناسی طينت: واژه طين به معناي گِل(كه از اختلاط آب...» ایجاد کرد
 
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}سؤال: در امالي شيخ صدوق آمده است رسول خدا فرمود: «اى على تو از منى و من از تو روح تو از روح منست و گل تو از گل من و شيعيانت از فزونى گل ما آفريده شدند»؛ منظور از خلقت اضافه گل چيست؟
{{شروع متن}}
{{سوال}}
در کتاب امالی شیخ صدوق روایتی نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی! تو از منی و من از تو، روح تو از روح منست و گِل تو از گِل من و شیعیانت از فزونی گِل ما آفریده شدند.» منظور از «اضافه‌ی گِل ما» چیست؟
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
واژه '''طینت''' در روایت به معنای سرشت، خمیره و مادهٔ اولیهٔ وجودی انسان است و در قرآن نیز به کار رفته است.  این روایت که در منابع متعددی نقل شده است، از نظر [[سلسله حدیث|سندی]]، به دلیل وجود راویان غیرموثق، ضعیف و غیرقابل استناد دانسته‌ شده است. علامه مجلسی نیز روایات مشابه درباره خلقت سرشت مؤمن و کافر را از نظر سندی، معتبر نمی‌داند. بنابراین، هرچند مفهوم «طینت» در لغت روشن است، اما اعتبار حدیثی این نقل مورد خدشه است و نمی‌توان بدان‌ها استناد کرد.


مفهوم شناسی طينت:
== متن روایت ==
{{عربی بزرگ|يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ رُوحُكَ مِنْ رَوْحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي وَ شِيعَتُكَ خُلِقُوا مِنْ فَضْلِ‏ طِينَتِنَا ...<ref> ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، ص۱۶.</ref>
|ترجمه= ای علی، تو از منی و من از توام. روح تو از روح من، و سرشت تو از سرشت من است. و پیروان تو از افزون‌ترِ سرشتِ ما آفریده شده‌اند.}}


واژه طين به معناي گِل(كه از اختلاط آب و خاك بدست مي‌آيد) ۱۲ بار در قرآن ذكر شده و طينت اشاره به همين دارد چرا كه مبدأ و مادّه اصلي خلقت مادّي بشر است<ref>ر.ك: مصطفوی، حسن، التحقيق فی کلمات القرآن الکریم، ذيل واژه ط ي ن؛ ابن منظور، لسان العرب، ذيل واژه ط ي ن.</ref> و تعبيراتي مثل طبع، خميره، سرشت و مادّه‌ اولي نيز درمورد طينت به كار رفته است. به عبارت دیگر طین یعنی خاک مخلوط با آب و طینت یعنی سرشت و خوی و روحیه انسان.
مضمون این روایت را شیخ طوسی در کتاب الامالی؛<ref>طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، قم، دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ص۲۹۹.</ref> طبری آملی در کتاب بشاره المصطفی؛<ref>طبرى آملى، محمد بن أبي القاسم، بشاره المصطفى لشيعه المرتضى، نجف، المكتبه الحيدريه، چاپ دوم، ۱۳۸۳ ق، ص۱۸. ص۱۶۲. ص۱۹۶.</ref>طبرسی در کتاب اعلام الوری<ref>طبرسى، فضل، زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ( ترجمه إعلام الورى)، مترجم: عزیز الله عطاردی قوچانی، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق، ص۲۳۶.</ref> و دیگران<ref>كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، قم، مؤسسه الإمام المهدي عليه السلام‏، ق‏۱۴۰۴، ص۳۵.</ref> <ref>برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۱۳۳.</ref> <ref>كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۲.</ref> <ref>ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، قم، الشريف الرضي‏، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۵۷.</ref> هم نقل کرده‌اند.


مفهوم شناسی فضل:
== مفهوم شناسی طينت==
واژه طین به معنای گِل است و این کلمه در قرآن ۱۲ بار ذکر شده‌است. <ref>سوره آل‏ عمران، آیه ۴۹. سوره مائده، آیه ۱۱۰. سوره انعام، آیه ۲. سوره اعراف، آیه ۱۲. سوره اسراء، آیه ۶۱. سوره مومنون، آیه۱۲. سوره قصص، آیه ۳۸. سوره سجده، آیه۷. سوره صافات، آیه ۱۱. سوره ص، آیه ۷۱ و ۷۶. سوره ذاريات، آیه ۳۳.</ref> طین و طینت به مبدأ و ماده اصلی خلقت بشر اشاره دارد. <ref>مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۱۵۸.</ref> <ref>ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۷۰.</ref>


فضل ضدّ نقص است.<ref>المحكم و المحيط الأعظم، واژه ف ض ل.</ref> و به معناي زياده و اضافه بر حدّ و حقّ است؛ برای همین، رحمت و احسان و مقام و درجه و... نیز از مصاديق فضل مي‌باشند. <ref>التحقيق في كلمات القرآن الكريم، واژه ف ض ل.</ref> زیرا علاوه و اضافه هستند نسبت به افرادی که این موارد را ندارند.
تعبیراتی مثل طبع، خمیره، سرشت و ماده اولی نیز درمورد طینت به کار رفته است. به عبارت دیگر، طینت یعنی سرشت، خوی و روحیه انسان. <ref>راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت - دمشق، دار القلم- الدار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۵۳۳.</ref> ‏<ref>قرشى بنابى، على‏ اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۶۶.</ref> با این نگاه، خلقت شیعه از اضافه طینت اهل‌بیت بدان معناست که سرشت و ماده اولیه در خلقت شیعیان شباهت به سرشت و طینت اهل‌بیت(ع) دارد و همانند معصومان قابلیت پرورش معنوی را دارد.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۱۶-۱.</ref>


فضل و برتري مخلوقات بر همديگر طبق حكمت الاهي هم به صورت تكويني و هم اكتسابي مي‌باشد. به طور مثال فضل انسان بر غير انسان تكويني، ولي فضل انسان‌ها بر يكديگر اختياري است و هركس بنابر اختيار خويش بر ديگري سبقت مي‌گيرد تا از مصاديق «السابقون السابقون» به شمار آيند؛ كه البته معصومين(ع) در قلّه اين افتخار قرار دارند و شيعيان به دنباله ايشان هستند.
== اعتبار روایات==
سند این‌گونه روایات به خاطر ثقه نبودن برخی از راویانش ضعیف است و قابل استناد نمی‌باشد.<ref>استرآبادى، محمد بن على، منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۴۱.</ref> <ref>نمازى شاهرودى، على، مستدركات علم رجال الحديث، تهران، فرزند مولف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۰۵.</ref> <ref>كشى، محمد بن عمر، اختيار معرفه الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۶۵.</ref> <ref>نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش، ص۸۰.</ref> علامه مجلسی روایات نقل شده در کتاب کافی را در باره خلقت سرشت مومن و کافر معتبر ندانسته است.<ref>مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۷.</ref>


روح و روحيه و فطرت ابتدايي انسان خدايي است و پاك آفريده شده؛ ولي اين انسان است كه با اختيار خويش شخصيّت خود را مي‌سازد و اگر تقويّت كند به مراتب بالا دست خواهد يافت و نوراني مي‌شود و اگر روح خود را تضعيف كند از همين مرتبه انساني اوليه خود نيز خارج مي‌شود و به جايي مي‌رسد كه قوّه عقل و درك خويش را از دست مي‌دهد.
{{پایان پاسخ}}


در نتيجه يكي از مواردي كه معصومين(ع) شيعيان و مؤمنان را از خود و طينت خويش مي‌دانند، آنجايي است كه آنان نيز در طريقت و سلوك ايشان باشند و در همان مسيري گام برمي‌دارند كه آن بزرگواران برمي‌دارند.
== منابع ==
 
{{پانویس|۲}}
نكته:
 
در مورد رواياتي كه لفظ "من فضل طينتنا؛ اضافه گِل ما" در آنها به كار رفته، اگرچه برخي از آنها از لحاظ سندي دچار ضعف مي‌باشند؛ اما مي‌توان باتوجّه به مفهوم روايات طينت و روايات ديگري كه اشاره به خلقت شيعيان دارد، منظور اين است كه تمامي طينت ائمه(ع) در شيعيان وجود ندارد وگرنه شيعيان هم مثل ائمه عليهم السلام معصوم بودند، بلكه بخشي از طينت ايشان در ساختار شيعيان به كار رفته و بخش ديگرش با طينت دشمنان مخلوط گرديده است.
 
چند نمونه از روايات:
 
1- امام صادق (عليه السلام) فرمود: «سرشت‏ها سه قسم است: قسم اول: سرشت پيغمبران و مؤمن از اين سرشت خلق شده است، مگر آنكه پيغمبران از خالص و برگزيده آن سرشت خلق شده‏اند و ايشان در اين باب اصل‏اند و از براى ايشان افزونى و زيادتى است كه بر غير خود دارند، و مؤمنان فرع‏اند و خلق شده‏اند از گل چسبنده سخت. و چنان كه در اصل خلقت با هم بوده‏اند و در ميانه ايشان جدايى نبوده است، همچنين خداى عز و جل در ميان ايشان و شيعيان ايشان جدايى نمى‏اندازد و.....».<ref>تحفه الأولياء (ترجمه أصول كافى)، مترجم: محمد علی اردکانی، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۸ش، ص۹ .</ref>
2-
3- حضرت باقر (عليه السّلام) از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت مي‌كند كه وى گفت از پيغمبر شنيدم مي‌فرمود: «اى علي! ميل دارى تو را خوشحال كنم و مژده دهم؟ عرض كرد: آرى دوست دارم هر چه مي‌خواهيد بفرمائيد، حضرت فرمود: من و شما از يك اصل آفريده‏شده‏ايم و سرشت ما يكى است، از طينت ما مقدارى زائد آمد و خداوند شيعيان ما را از آن خلق فرمود، روز قيامت مردم را بنام مادران‌شان خطاب خواهند كرد جز شيعيان ما كه آنان را بنام پدران‌شان فرياد مي‌زنند».<ref>طبرسى، فضل، زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ( ترجمه إعلام الورى)، مترجم: عزیز الله عطاردی قوچانی، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ق، ص۲۳۶.</ref>
4-
5- امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «... ما و شما از نور خدا خلق شده ايم و طينت ما و طينت شما يكي است اگرطينت شما خالص بود مثل طينت ما شما هم مثل ما بوديد؛ اما طينت شما با طينت دشمنان‌تان مخلوط شده وگرنه يك گناه هم انجام نمي داديد...»<ref>مناقب ابن شهرآشوب، ج۴، ص۲۶۱.</ref>
6-
نسبت طينت شيعيان به طيبنت ائمه:
 
1- شيعيان از آن جهت كه پيرو دستورات اسلام و معصومين هستند، در ولادت فرزندان‌شان ناپاكي وجود ندارد؛ پس سرشت شيعيان همچون سرشت معصومين(ع) پاك است.
2-
3- عناصر و ساختار وجودي شيعيان متبرّك به ساختار ائمه(ع) است. يعني شعاعي از نور، پاره‌اي ازگِل و جُرعه‌اي از درياي زلال و صاف معصومين(ع) هستند كه چنين طينتي با تابش نور ائمه و وزش باد بهشتي محكم گرديده است.
4-
5- سومين احتمال ناشي از تقرّب رفتاري شيعيان با ائمه(ع) است.
6-
نتيجه
 
انسان¬ها موجوداتي دو بُعدي هستند: بُعد جسماني و بُعد روحاني وهر يك از اين ابعاد براي تشكيل نيز از چيز ديگري ساخته شده‌اند. جسم انسان متشكل از طين است و طين نيز مخلوطي از گِل و آب است، باز نوع گِل و آب انسان‌ها بنابر دلايلي كه بستگي به فضل خداي حكيم دارد، متفاوت مي‌باشد. از آنجا كه شيعيان رفتار و اعمال‌شان به معصومين(ع) نزديك است و تابع و پيرو ايشان مي‌باشند و ولايت ايشان را پذيرفته‌اند؛ خداي تعالي به حرمت و بركت معصومين (صلوات الله عليهم)، شيعيان‌شان را مفتخر به طينت و سرشت ايشان گردانيده است و از فزوني و فضل طينت ايشان، شيعيان را بهره‌مند گردانيده است و فهم اين فزوني و فضل طينت را مي‌توان با يك مثال بيان كرد: مثلاً گاهي ما انسان‌ها براي افرادي خاصّ چنان احترام و ارزش قائليم كه آرزو داريم ذرّه‌اي از زيادي آب و غذاي‌شان را ميل كنيم تا بدين وسيله خير و بركتي به جسم و جان‌مان وارد شود. و همچنين است آرزوي مقدار اندكي از مال ايشان كه به زندگي ما بركت دهد. از اين‌رو ساختن انسان از زيادي طينت معصومين(ع) لطفي است كه شامل حال شيعيان شده است و بايد قدر اين فضيلت را دانست و طينت پاك خود را به ناپاكي‌هاي گناهان آلوده نكرد.
 
معرفي منابع جهت مطالعه بیشتر:
 
- محمد حسین طباطبائی، الميزان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۱۱۹، ذيل آيات ۲۶ تا ۳۶ سوره اعراف.
-
- ايمان و كفر(ترجمه بخش ايمان و كفر بحارالانوار)، مترجم: عزیز الله عطاردی قوچانی، ج۱، ص۷۷.
-
==منابع==
<references />
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =  
  | شاخه اصلی =علوم و معارف حدیث
  | شاخه فرعی۱ =  
  | شاخه فرعی۱ = دلالت حدیث
  | شاخه فرعی۲ =  
  | شاخه فرعی۲ =
  | شاخه فرعی۳ =  
  | شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =  
  | شناسه =شد
  | تیترها =  
  | تیترها = شد
  | ویرایش =  
  | ویرایش =شد
  | لینک‌دهی =  
  | لینک‌دهی =شد
  | ناوبری =  
  | ناوبری =
  | نمایه =  
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =  
  | تغییر مسیر =شد
  | ارجاعات =  
  | ارجاعات =
  | بازبینی =  
  | ارزیابی کمی =
  | تکمیل =  
  | تکمیل =
  | اولویت =  
  | اولویت =
  | کیفیت =  
  | کیفیت =
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۸

سؤال

در کتاب امالی شیخ صدوق روایتی نقل شده که رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی! تو از منی و من از تو، روح تو از روح منست و گِل تو از گِل من و شیعیانت از فزونی گِل ما آفریده شدند.» منظور از «اضافه‌ی گِل ما» چیست؟

واژه طینت در روایت به معنای سرشت، خمیره و مادهٔ اولیهٔ وجودی انسان است و در قرآن نیز به کار رفته است.  این روایت که در منابع متعددی نقل شده است، از نظر سندی، به دلیل وجود راویان غیرموثق، ضعیف و غیرقابل استناد دانسته‌ شده است. علامه مجلسی نیز روایات مشابه درباره خلقت سرشت مؤمن و کافر را از نظر سندی، معتبر نمی‌داند. بنابراین، هرچند مفهوم «طینت» در لغت روشن است، اما اعتبار حدیثی این نقل مورد خدشه است و نمی‌توان بدان‌ها استناد کرد.

متن روایت

مضمون این روایت را شیخ طوسی در کتاب الامالی؛[۲] طبری آملی در کتاب بشاره المصطفی؛[۳]طبرسی در کتاب اعلام الوری[۴] و دیگران[۵] [۶] [۷] [۸] هم نقل کرده‌اند.

مفهوم شناسی طينت

واژه طین به معنای گِل است و این کلمه در قرآن ۱۲ بار ذکر شده‌است. [۹] طین و طینت به مبدأ و ماده اصلی خلقت بشر اشاره دارد. [۱۰] [۱۱]

تعبیراتی مثل طبع، خمیره، سرشت و ماده اولی نیز درمورد طینت به کار رفته است. به عبارت دیگر، طینت یعنی سرشت، خوی و روحیه انسان. [۱۲][۱۳] با این نگاه، خلقت شیعه از اضافه طینت اهل‌بیت بدان معناست که سرشت و ماده اولیه در خلقت شیعیان شباهت به سرشت و طینت اهل‌بیت(ع) دارد و همانند معصومان قابلیت پرورش معنوی را دارد.[۱۴]

اعتبار روایات

سند این‌گونه روایات به خاطر ثقه نبودن برخی از راویانش ضعیف است و قابل استناد نمی‌باشد.[۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] علامه مجلسی روایات نقل شده در کتاب کافی را در باره خلقت سرشت مومن و کافر معتبر ندانسته است.[۱۹]


منابع

  1. ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش، ص۱۶.
  2. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، قم، دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ص۲۹۹.
  3. طبرى آملى، محمد بن أبي القاسم، بشاره المصطفى لشيعه المرتضى، نجف، المكتبه الحيدريه، چاپ دوم، ۱۳۸۳ ق، ص۱۸. ص۱۶۲. ص۱۹۶.
  4. طبرسى، فضل، زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ( ترجمه إعلام الورى)، مترجم: عزیز الله عطاردی قوچانی، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق، ص۲۳۶.
  5. كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، المؤمن، قم، مؤسسه الإمام المهدي عليه السلام‏، ق‏۱۴۰۴، ص۳۵.
  6. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق، ج۱، ص۱۳۳.
  7. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۲.
  8. ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، قم، الشريف الرضي‏، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۲۵۷.
  9. سوره آل‏ عمران، آیه ۴۹. سوره مائده، آیه ۱۱۰. سوره انعام، آیه ۲. سوره اعراف، آیه ۱۲. سوره اسراء، آیه ۶۱. سوره مومنون، آیه۱۲. سوره قصص، آیه ۳۸. سوره سجده، آیه۷. سوره صافات، آیه ۱۱. سوره ص، آیه ۷۱ و ۷۶. سوره ذاريات، آیه ۳۳.
  10. مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۱۵۸.
  11. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار الفكر للطباعه و النشر و التوزيع- دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۷۰.
  12. راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت - دمشق، دار القلم- الدار الشاميه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۵۳۳.
  13. قرشى بنابى، على‏ اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۶۶.
  14. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۱۶-۱.
  15. استرآبادى، محمد بن على، منهج المقال في تحقيق أحوال الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۴۱.
  16. نمازى شاهرودى، على، مستدركات علم رجال الحديث، تهران، فرزند مولف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۰۵.
  17. كشى، محمد بن عمر، اختيار معرفه الرجال، قم، موسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۶۵.
  18. نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش، ص۸۰.
  19. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق، ج۴، ص۲۷۷. ج۷، ص۷.