پرش به محتوا

قضاوت زنان از دیدگاه قرآن و روایات: تفاوت میان نسخه‌ها

A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش|کاربر=A.rezapour }}
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
آیا در قرآن بیان شده است که زن نمی‌تواند قاضی یا مرجع تقلید شود؟
آیا در قرآن بیان شده است که زن نمی‌تواند قاضی شود؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}آیه صریح در قرآن بر اینکه زن نمی‌تواند قاضی یا مرجع باشد، یا در این دو، ذکوریت (مرد بودن) شرط است نداریم.
{{پاسخ}}
{{درگاه|زن و خانواده}}
قرآن درباره قضاوت زنان سخنی نگفته است. مخالفان قضاوت زنان، از برخی آیات استفاده می‌کنند که مردان برتری ولایت بر زنان دارند و از این همین جهت قضاوت زنان با آیات قرآن منافات دارد. در مقابل گفته شده است این آیات درباره زندگی زناشویی است و  ارتباطی با موضوعات اجتماع، حکومت و قضاوت ندارد. دلیل دیگر فقها بر جایز نبودن قضاوت برای زنان، روایات و اجماع است. برخی از فقها در سند و دلالت این روایات مناقشه کرده و ادعای اجماع بر جایز نبودن را مخدوش دانسته‌اند.


== مشترکات زن و مرد در مقامات معنوی ==
== قضاوت زنان در قرآن ==
ملاک ارزش، به روح انسان است و روح نه مرد است و نه زن، این روح الهی هم در مرد وجود دارد و هم در زن {{قرآن|نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی}}<ref>حجر/ ۲۹.</ref> هر دو دارای فطرت الهی<ref>روم/ ۳۰.</ref> و امانت‌دار الهی<ref>احزاب/ ۷۲.</ref> می‌باشند. هردو زیباترین موجود خداوندی<ref>مؤمنون/ ۱۴.</ref> و با تلاش به سوی خدا در حرکتند<ref>اشتفاق/ ۶.</ref> هم زن و هم مرد می‌توانند عاشق خدا باشند.<ref>بقره/ ۱۶۹.</ref>
قرآن در آیاتی به قضاوت کردن پیامبران الهی بین مردم اشاره دارد.<ref>سوره نساء، آیه ۶۵ و ۱۰۵. سوره مائده، آیه ۴۲. سوره نور، آیه ۵۱.</ref> در جای دیگر روی سخن را به همه مؤمنان کرده و به آنها دستور می‌دهد که میان مردم به عدالت داوری کنند.<ref>سوره نساء، آیه ۵۸.</ref> در آیاتی حکم نکردن طبق دستور الهی را کفر،<ref>سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> ستم‌پیشگی،<ref>سوره مائده، آیه ۴۵.</ref> فسق،<ref>سوره مائده، آیه ۴۷.</ref> دانسته است؛ در هیچ‌کدام از این آیات بر جایز نبودن قضاوت بر زنان یا شرط مرد بودن قاضی اشاره‌ای نشده است.<ref>امینی، فاطمه زهرا(س)، انتشارات استقلال، ص۱۴۶.</ref>


اما کارهای اجرایی که حوصله و توان زیادی لازم دارد، و لازمه‌اش سر و کار داشتن با افراد مختلف است، شرطش این است که مرد عهده‌دار آن باشد، مثلاً زن می‌توان مجتهد باشد و به بالاترین درجه اجتهاد برسد ولی مرجع تقلید عموم نمی‌تواند باشد، می‌تواند در علم قضا به عالی‌ترین مرحله برسد ولی قاضی که با مردم و پرونده و اعدام و… سر و کار داشته باشد نمی‌تواند باشد. شرط قضاوت این است که مرد باشد.<ref>موسوی خمینی، سید روح الله، ترجمه تحریر الوسیله، ترجمه: علی اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج۴، ص۸۴.</ref> زن می‌تواند عادله باشد ولی نمی‌تواند امام جماعت باشد. برای مردها با الاتفاق و برای زنها بنابر احتیاط<ref>همان، ج۱، ص۶، مسئله ۵.</ref> اضافه کنیم که هیچ‌یک از امور گذشته مانع کمالاتی معنوی زن نمی‌شود، بلکه زن می‌تواند به مقامی برتر از انبیاء برسد، چنان‌که زهرا(س) چنین بود.<ref>از بعضی بزرگان هم نظر خواهی شد، فرمودند آیه صریح نداریم.</ref>
== بررسی ادله مخالفان و موافقان قضاوت زن ==
[[پرونده:کتاب قضاوت زن در فقه اسلامی.jpg|بندانگشتی|کتاب «قضاوت زن در فقه اسلامی» نوشته آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی|200x200پیکسل]]
عهده‌دار شدن منصب قضاوت توسط زنان از مسائل اختلافی در فقه امامیه و مذاهب اهل سنت است.<ref> حاجی ده‌آبادی، احمد، «قضاوت زن»، در مجله حقوق اسلامی، شماره ۲۸، ۱۳۹۰ش، ص۷.</ref><ref> مروتی، سهراب و عبدالجبار زرگوش نسب، «قضاوت زنان در قرآن و سنت»، در مجله پژوهش زنان، دوره ۶، شماره ۲، ۱۳۸۷ش، ص۵.</ref><ref> موسوی، سید محمدیعقوب، «قضاوت زن از دیدگاه فقه شیعه»، در مجله تخصصی فقه و اصول، شماره۳، ۱۳۸۶ش ، ص۸۱.</ref><ref> شاکری گلپایگانی، طوبی و الهام وحیدی و نسیم السادات محبوبی، «جایگاه قضاوت زنان در فقه شیعه و حقوق ایران»، در پژوهش نامه زنان، سال هفتم، شماره دوم، ۱۳۹۵ش، ص۶۵.</ref>


== قضاوت زن ==
=== قرآن ===
آیه‌ای که صریحاً دلالت کند بر این مطلب که، زن نمی‌تواند قاضی باشد، یا شرط قضاوت ذکوریت (و مردن بودن) است؛ وجود ندارد.<ref>امینی، فاطمه زهرا(س) ، انتشارات استقلال، ص۱۴۶.</ref>
# '''قیم بودن مرد بر زن در همه حالات:''' برخی از فقیهان همچون شهید ثانی،<ref> شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، قم، موسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۳۲۷.</ref> صاحب جواهر،<ref name=":5"> نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق، ج۴۰، ص۱۴.</ref> [[امام خمینی]]<ref> امام خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیله، قم، مطبوعات دارالعلم، بی‌تا، ج۲، ص۴۰۷.</ref> و گلپایگانی،<ref> گلپایگانی، محمدرضا، کتاب القضاء، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۴۴.</ref> با استناد به {{قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ|ترجمه=مردان، سرپرست زنانند.|سوره=نساء|آیه=۳۴}} مرد بودن را از شرایط قاضی دانسته‌اند. به باور آنان، مردان در تمام وجوه این دنیا بر زنان [[ولایت]] و قیمومیت دارند چه در زندگی زناشویی چه در حکم و قضاوت و سیاست. در مقابل برخی همچون محمدتقی مجلسی،<ref name=":1"> مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین، قم، انتشارات کوشانپور، ۱۴۰۶ق، ج۱۲، ص۱۹۱.</ref> شیخ انصاری،<ref name=":2"> انصاری، مرتضی، القضاء و الشهادات، قم، کنگره جهانی شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق ، ص۲۲۹.</ref> مقدس اردبیلی،<ref name=":3"> مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده و البرهان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۱۵.</ref> [[سید احمد خوانساری]]<ref name=":4"> خوانساری، احمد، جامع المدارک فی شرح مختصر النافع، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۷.</ref> و ... این ادله را ناتمام دانسته و بر نبود دلیل قطعی برای شرط مرد بودن قاضی تأکید کرده‌اند. در باور این افراد، این آیه درصدد بیان احکام زندگی زن و شوهر و [[نفقه]] و سرپرستی زندگی است نه مسائل اجتماعی، زمامداری و قضاوت.<ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":4" />
# '''برتری مردان بر زنان:''' {{قرآن|وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ|ترجمه=و مردان بر آنان درجه برتری دارند.|سوره=بقره|آیه=۲۲۸}} از این آیه استفاده می‌شود که مردان نوعی برتری نسبت به زنان دارند و از همین جهت قضاوت زنان با معنای آیه منافات دارد.<ref>آقا ضیاء عراقی، ضیاء الدین، شرح تبصره المتعلمين ( كتاب القضاء )، تحقيق: محمد هادي معرفه، قم، بی‌نا، بی‌تا، ص۳۰۹.</ref> اما موافقان جواز قضاوت زنان بر این باورند که این آیه در مورد حقوق متقابل زن و شوهر است و در مقام بیان برتری مطلق مردان نسبت به زنان نیست که بتوان عدم جواز قضات زن را از آن برداشت کرد.<ref>تبريزى، جعفر سبحانى، نظام القضاء و الشهاده في الشريعه الإسلاميه الغراء، قم، مؤسسه امام صادق عليه السلام، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰.</ref>
# '''ضعیف بودن زن در استدلال:''' طبق آیه ۱۸ [[سوره زخرف]] زنان در زر و زیور رشد یافته‌اند و این علاقه ذاتی آنهاست: {{قرآن|أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ|ترجمه=آیا کسی را [شریک خدا قرار داده اند] که در زر و زیور پرورش یافته است و [هنگام] مجادله و بحث بیانش روشن نیست؟}} برخی معتقدند از نظر قرآن، زن در مخاصمه و مجادله ناتوان است و به همین دلیل مغلوب می‌شود و چون منصب قضاوت نیازمند قدرت تعقل و برخورداری از حجت و منطق قوی است، لذا این آیه نشان می‌دهد که زنان، فاقد این ویژگی‌ها هستند.<ref>معرفت، محمد هادی، «شایستگی زنان برای قضاوت و مناصب رسمی»، فصلنامه حکومت اسلامی، تابستان ۱۳۷۶ش۲، ص۴۹.</ref> در مقابل گفته شده امر قضاوت با زیورآلات داشتن زنان منافات دارد و نمی‌توان این تفسیر را از آیه کرد که زنان به دلیل این‌که زیور آلات دارند، فاقد صلاحیت برای تصدی قضاوت هستند؟<ref>قضاوت زنان در قرآن و سنت، سهراب مروتی، عبدالجبار زرگوش نسب، مجله پژوهش زنان، دوره ۶، شماره ۲،</ref>


دلیل اصلی در اینکه زن نمی‌تواند قاضی باشد و در قضاوت ذکوریت شرط است؛ روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) می‌باشد. ائمه بعنوان مفسران واقعی قرآن، و یکی از دو امانت گرانبهای پیامبر(ص) در بین امت زبان گویای قرآن می‌باشند، در واقع کلام آنها حکم قرآن را دارد، منتهی به صورت غیرمستقیم به برخی روایات معصومین اشاره می‌شود:
=== '''روایات''' ===


۱. پیامبر اسلام(ص) فرمود: «لایفلح قوم ولیّهم امراه؛<ref>سنن بیهقی، ج۱۰، ص۱۱۶ به نقل از نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج۴۰، ص۱۴.</ref> مردمی که زن بر آنها ولایت و حکومت کند رستگار نخواهد شد.»
# [[پیامبر اسلام(ص)]] فرمود: {{متن عربی|لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً|ترجمه=مردمی که زن بر آنها ولایت و حکومت کند رستگار نخواهد شد}}<ref>بیهقی، أحمد بن الحسين، السنن الكبرى، بی‌نا، دار الفكر، بی‌تا، ج۳، ص۹۰.</ref><ref>نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج۴۰، ص۱۴.</ref> این حدیث در منابع اولیه شیعه نیامده است و برخی از علمای شیعه این حدیث را از منابع اهل سنت نقل کرده‌اند.<ref>بخاری، محمد بن اسماعیل، صحيح البخاري، بیروت، دار الفكر للطباعه والنشر والتوزيع، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱ م، ج۸، ص۹۷.</ref> متن روایت هم اضطراب دارد.<ref>مجله حوزه، فروردین ماه ۱۳۹۱- شماره ۱۶۳، تحقیق و بررسی حدیث مشهور «لن یفلِحَ قوم ولّوا امرهم إمرأة»، علی اکبر ذاکری</ref> آیت الله صانعی که موافق قضاوت زن است درباره این روایت می‌گوید که این روایت ضعف سند دارد و با عقل و تجربه هم نمی‌سازد.<ref name=":0">درس خارج فقه، کتاب القضاء، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله صانعی


۲. امام باقر(ع) فرمود: «لا تتولی المرأه القضأ؛ زن نباید متولی قضا و قاضی باشد.»<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالکتب السلامیه، ج۱۰۳، ص۲۵۴ و جواهر، پیشین، ج۴۰، ص۱۴.</ref>
[http://saanei.xyz/?view=01,02,10,1486,0]</ref>
# [[امام باقر(ع)]] فرمود: {{متن عربی|إنّ المرأةَ لا تُولَّى القَضاءَ و لا تُولَّى الإمارَةَ|ترجمه=زن نه عهده‌دار مسند قضاوت مى شود و نه عهده‌دار منصب امارت.}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۱۰۳، ص۲۵۴ .</ref><ref name=":5" />  مخالفان قضاوت زن به این‌گونه روایات استدلال کرده و مرد بودن را شرط قضاوت دانسته‌اند؛<ref>بحرانى، آل عصفور، حسين بن محمد، الأنوار اللوامع في شرح مفاتيح الشرائع (للفيض)، قم، مجمع البحوث العلميه، چاپ اول، ق، ج۱۴، ص۱۵.</ref><ref>حائرى، سيد على بن محمد طباطبايى، رياض المسائل، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۱۵، ص۱۰.</ref> اما موافقان جواز قضاوت زن، این روایت را از جهت [[سلسله حدیث|سند]]<ref>سبزوارى، سيد عبد الأعلى، مهذّب الأحكام، قم، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آيه الله، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق، ج۲۷، ص۴۱.</ref><ref>لنكرانى، محمد فاضل موحدى، تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله - القضاء و الشهادات، قم، مركز فقهى ائمه اطهار عليهم السلام، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ص۵۳.</ref> و دلالت ضعیف دانسته‌اند.<ref>درس خارج فقه قضاء، آیت الله علیدوست، پایگاه اطلاع‌رسانی آثار آیت لله علیدوست.[http://a-alidoost.ir/persian/lessons/23552/]</ref><ref>لنكرانى، محمد فاضل موحدى، تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله - القضاء و الشهادات، قم، مركز فقهى ائمه اطهار عليهم السلام، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ص۵۳.</ref> در شرح این روایت گفته‌ شده که اگر زنی عالم باشد و بین زنان و یا مردان محرم قضاوت کند، ایرادی ندارد و احتمال هم دارد که قضاوت زن بر همگان جایز باشد(مردان محرم و نامحرم).<ref>مجلسى، محمد تقى، روضه المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، قم، مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق، ج۱۲، ص۱۹۱.</ref>
# [[امام صادق(ع)]] از پیامبر اسلام(ص) نقل نموده که  به علی(ع) فرمود: {{متن عربی|يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ… وَ لاَ تَوَلِّي اَلْقَضَاءِ|ترجمه=يا علي زنان را وظيفه نماز جمعه خواندن نيست و نه بنماز جماعت رفتن… و نه منصب قضاوت را متصدي شدن}}<ref>حرعاملی، وسایل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۸، ص۶، باب ۲ روایت ۱.</ref> این روایت مشهوری است اما آن را از جهت سند ضعیف می‌دانند.<ref>درس خارج فقه، کتاب القضاء، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله صانعی</ref> فقهایی از جمله شیخ انصاری، مرحوم خوانساری، میرزای قمی، محقق اردبیلی و سید علی طباطبایی نیز این حدیث را چه از نظر سند و چه از نظر دلالت مورد مناقشه قرار داده‌اند.<ref>قضاوت زنان در نگاه مخالفان و موافقان، عذرا خلیلی، ندای صادق ۱۳۸۵، شماره ۴۱ ۴۲، [http://ensani.ir/fa/article/66052/قضاوت-زنان-در-نگاه-مخالفان-و-موافقان-قسمت-دوم-]</ref>


۳. در روایت دیگر می‌خوانیم که خداوند هنگام خروج حواء از بهشت سخنانی فرمود: از جمله خطاب کرد «ولم اجعل منکنّ حاکماً و لا ابعث منکن بنیاً؛<ref>همان.</ref> از شما زنها در دنیا حاکم (و قاضی) قرار ندادم و همچنین پیغمبری از بین زنان مبعوث نخواهد شد.»
قائلان به عدم جواز قضاوت زنان می‌گویند روایاتی چون مقبوله عمربن حنظله<ref>همان، ص۴، روایت ۳.</ref> و حسنه ابی خدیجه که دستور داده در امر قضاوت و تقلید به مرد رجوع کنید: «انظروا الی رجل»<ref>همان، باب ۱، صفات قاضی.</ref> فهم عرفی از آنها این است که به زن نمی‌توان به عنوان قاضی رجوع کرد. چون اراده شارع بر این است که زن‌ها در حد امکان از نامحرم بدور باشند، و با آنها مواجه نشوند، لذا راضی نشده که امام جماعت مردان باشد… پس نمی‌تواند قاضی باشند.<ref>تبریزی، میرزا جواد، اسس القضاء و الشهاده، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۵ هـ ق، ص۱۵.</ref> وقتی شارع رضایت به امام جماعت بودن زنان نداده است. چگونه راضی می‌شود زن مرجع تقلید یا قاضی باشد، و مکرراً مورد سؤال نامحرمان و در معرض دید آنها قرار گیرد، این مسئله‌ای است که در اذهان مردم ریشه دارد و باعث یقین انسان می‌شود.<ref>خوئی، التنقیح فی شرح عروه الوثقی، قم، مؤسسه آل‌البیت، چاپ دوم، ج۱، ص۲۲۶.</ref> اما موافقان جواز قضاوت زنان این اعتقاد را دارند که تمامی روایاتی که زنان را از قضاوت منع می‌کند، اشکال سندی و دلالتی دارند. و برخی روایاتی که محدودیت زن را می‌رساند، سلب حق نیست بلکه سلب تکلیف است.<ref>قضاوت زنان در قرآن و سنت، سهراب مروتی، عبدالجبار زرگوش نسب، مجله پژوهش زنان، دوره ۶، شماره ۲،</ref>


۴. امام صادق(ع) از پیامبر اسلام نقل نموده که حضرت به علی(ع) فرمود: «یا علی لیس علی المرأه جمعه و لا جماعه… و لاتولی القضاء؛<ref>حرعاملی، وسایل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۸، ص۶، باب ۲ روایت ۱.</ref> علی جان! بر زنها شرکت در نماز جمعه و جماعت لازم نیست، و همچنین عهده‌دار قضا (و قضاوت) نمی‌توانند باشند.»
=== '''اجماع''' ===
فقها اتفاق نظر دارند که شرط قضاوت، مرد بون قاضی است و زن نمی‌تواند بر منصب قضاوت قرار بگیرد؛<ref name=":5" /><ref>حائرى، سيد على بن محمد طباطبايى، رياض المسائل، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، چاپ اول، ج۲، ص۳۸۵.</ref> اما برخی ادعای اجماع را رد کرده‌اند.<ref>درس خارج فقه، کتاب القضاء، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله صانعی</ref> مقدس اردبیلی، اعظم انصاری، میرزای قمی و مرحوم خوانساری قائل به جواز قضاوت زنان می‌باشند؛ لذا با وجود اقوال مخالف در موضوع مورد بحث، اجماع مورد نظر از حجیت ساقط بوده، قابل استناد نمی‌باشد.<ref>قضاوت زنان در نگاه مخالفان و موافقان، عذرا خلیلی، ندای صادق ۱۳۸۵، شماره ۴۱ ۴۲،</ref>


ج: فهم عرفی: روایاتی چون مقبوله عمربن حنظله<ref>همان، ص۴، روایت ۳.</ref> و حسنه ابی خدیجه که دستور داده در امر قضاوت و تقلید به مرد رجوع کنید: «انظروا الی رجل»<ref>همان، باب ۱، صفات قاضی.</ref> فهم عرفی از آنها این است که به زن نمی‌توان به عنوان قاضی رجوع کرد. چون اراده شارع بر این است که زنها در حد امکان از نامحرم بدور باشند، و با آنها مواجه نشوند، لذا راضی نشده که امام جماعت مردان باشد… پس نمی‌تواند قاضی باشند.<ref>تبریزی، میرزا جواد، اسس القضاء و الشهاده، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۵ هـ ق، ص۱۵.</ref> خلاصه وقتی شارع رضایت به امام جماعت بودن زنان نداده است. چگونه راضی می‌شود زن مرجع تقلید یا قاضی باشد، و مکرراً مورد سؤال نامحرمان و در معرض دید آنها قرار گیرد، این مسئله است که در اذهان مردم ریشه دارد (ارتکاز قطعی عند المشرعه) و باعث یقین انسان می‌شود.<ref>خوئی، التنقیح فی شرح عروه الوثقی، قم، مؤسسه آل‌البیت، چاپ دوم، ج۱، ص۲۲۶.</ref>
{{پایان پاسخ}}
 
'''اجماع:'''
 
مدرک دیگر برای اینکه زن نمی‌تواند قاضی باشد و اتفاق علماء و مراجع در طول اعصار است که زن نمی‌تواند بر منصب قضاوت قرار بگیرد.<ref>جواهر الکلام، پیشین، ج۴۰، ص۱۴.</ref>
 
هـ: اصل عدم: دلیل دیگر این است که روایات نصب فقهاء در زمان غیبت بعنوان مرجع و قاضی، اختصاص به مردان دارد، چون در بعضی از آنها تصریح شده به این امر مانند «اجعلوا بینکم رجلاً قد عرف حلالنا و حرامنا»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، پیشین، ج۱۸، ص۲۰۰.</ref> اگر شک کنیم که این روایات شامل زنها هم می‌شود یا نمی‌شود؟ اصل عدم اذن و اجازه شارع است، و این اصل خود دلیل دیگری بر مسئله است.<ref>جواهر الکلام، پیشین، ج۱۱، ص۱۴.</ref>
 
== مرجعیت زن ==
اصل اجتهاد زن، و اینکه زنی در فقه صاحب نظر باشد و به نظر خویش عمل کند، جای هیچ اشکالی نیست، چون هم اطلاقاتی قرآن که درباره علم، و تشویق به آن و فراگیری آن، مانند: {{قرآن|قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ}}<ref>زمر/ ۹.</ref> و مانند: {{قرآن|یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ}}<ref>مجادله/ ۱۱.</ref> شامل زنها می‌شود و هم آیاتی؛ مانند: {{قرآن|فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَه مِنْهُمْ طائِفَه لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ}}<ref>توبه/ ۱۲۲.</ref> چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند» ¬ که در خصوص اجتهاد است شامل زنان می‌شود.
 
و اما مسئلهٔ مرجعیت، تمام ادله‌ای که ذکوریت (و مرد بودن) را در قاضی شرط می‌دانند، در مرجعیت هم لازم می‌داند، چون کار اجرایی می‌باشد، و نیاز دارد که با نامحرمان روبرو شود، لذا هم دلالت التزامی بعضی از آیات در اینجا راه می‌یابد و هم روایاتی که در باب قضاوت بیان شد، که ذکوریت شرط است، و هم فهم عرفی و ارتکاز متشرعه، بر این است که زن در کارهای که لازمه‌اش سر و کار داشتن با نامحرم است مانند مرجعیت و قضاوت… وارد نشوند؟<ref>ر. ک. التنقیح، پیشین، ج۱، ص۲۲۵–۲۲۶.</ref>{{پایان پاسخ}}
{{مطالعه بیشتر}}
{{مطالعه بیشتر}}


== مطالعه بیشتر ==
== مطالعه بیشتر ==
۱. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج۱۵، ص۴۴۶–۴۴۷.
* قضاوت زن در فقه اسلامی، صالحی نجف آبادی، انتشارات امید فردا.
 
* زن یا نیمی از پیکر اجتماع، استاد محمدتقی مصباح، قم، انتشارات آزادی.
۲. ترجمه تحریر الوسیله، امام خمینی، ج۴، ص۸۳–۸۴.
{{پایان مطالعه بیشتر}}جستارهای وابسته
 
۳. بررسی‌های اسلامی، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی بکوشش سیدهادی خسروشاهی، ص۹۳–۱۳۹.


۴. زن یا نیمی از پیکر اجتماع، استاد محمدتقی مصباح (قم، انتشارات آزادی) تمام کتاب.
* [[قضاوت زنان]]
{{پایان مطالعه بیشتر}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۷: خط ۵۱:
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =
  | شناسه =شد
  | تیترها =
  | تیترها =شد
  | ویرایش =
  | ویرایش =شد
  | لینک‌دهی =
  | لینک‌دهی =شد
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =
  | تغییر مسیر =شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات =
  | بازبینی =
  | بازبینی =
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت =
  | اولویت =ج
  | کیفیت =
  | کیفیت =ج
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۸

سؤال

آیا در قرآن بیان شده است که زن نمی‌تواند قاضی شود؟

درگاه‌ها


قرآن درباره قضاوت زنان سخنی نگفته است. مخالفان قضاوت زنان، از برخی آیات استفاده می‌کنند که مردان برتری ولایت بر زنان دارند و از این همین جهت قضاوت زنان با آیات قرآن منافات دارد. در مقابل گفته شده است این آیات درباره زندگی زناشویی است و ارتباطی با موضوعات اجتماع، حکومت و قضاوت ندارد. دلیل دیگر فقها بر جایز نبودن قضاوت برای زنان، روایات و اجماع است. برخی از فقها در سند و دلالت این روایات مناقشه کرده و ادعای اجماع بر جایز نبودن را مخدوش دانسته‌اند.

قضاوت زنان در قرآن

قرآن در آیاتی به قضاوت کردن پیامبران الهی بین مردم اشاره دارد.[۱] در جای دیگر روی سخن را به همه مؤمنان کرده و به آنها دستور می‌دهد که میان مردم به عدالت داوری کنند.[۲] در آیاتی حکم نکردن طبق دستور الهی را کفر،[۳] ستم‌پیشگی،[۴] فسق،[۵] دانسته است؛ در هیچ‌کدام از این آیات بر جایز نبودن قضاوت بر زنان یا شرط مرد بودن قاضی اشاره‌ای نشده است.[۶]

بررسی ادله مخالفان و موافقان قضاوت زن

کتاب «قضاوت زن در فقه اسلامی» نوشته آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی

عهده‌دار شدن منصب قضاوت توسط زنان از مسائل اختلافی در فقه امامیه و مذاهب اهل سنت است.[۷][۸][۹][۱۰]

قرآن

  1. قیم بودن مرد بر زن در همه حالات: برخی از فقیهان همچون شهید ثانی،[۱۱] صاحب جواهر،[۱۲] امام خمینی[۱۳] و گلپایگانی،[۱۴] با استناد به ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ؛ مردان، سرپرست زنانند.﴾(نساء:۳۴) مرد بودن را از شرایط قاضی دانسته‌اند. به باور آنان، مردان در تمام وجوه این دنیا بر زنان ولایت و قیمومیت دارند چه در زندگی زناشویی چه در حکم و قضاوت و سیاست. در مقابل برخی همچون محمدتقی مجلسی،[۱۵] شیخ انصاری،[۱۶] مقدس اردبیلی،[۱۷] سید احمد خوانساری[۱۸] و ... این ادله را ناتمام دانسته و بر نبود دلیل قطعی برای شرط مرد بودن قاضی تأکید کرده‌اند. در باور این افراد، این آیه درصدد بیان احکام زندگی زن و شوهر و نفقه و سرپرستی زندگی است نه مسائل اجتماعی، زمامداری و قضاوت.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]
  2. برتری مردان بر زنان: ﴿وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ؛ و مردان بر آنان درجه برتری دارند.﴾(بقره:۲۲۸) از این آیه استفاده می‌شود که مردان نوعی برتری نسبت به زنان دارند و از همین جهت قضاوت زنان با معنای آیه منافات دارد.[۱۹] اما موافقان جواز قضاوت زنان بر این باورند که این آیه در مورد حقوق متقابل زن و شوهر است و در مقام بیان برتری مطلق مردان نسبت به زنان نیست که بتوان عدم جواز قضات زن را از آن برداشت کرد.[۲۰]
  3. ضعیف بودن زن در استدلال: طبق آیه ۱۸ سوره زخرف زنان در زر و زیور رشد یافته‌اند و این علاقه ذاتی آنهاست: ﴿أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ؛ آیا کسی را [شریک خدا قرار داده اند] که در زر و زیور پرورش یافته است و [هنگام] مجادله و بحث بیانش روشن نیست؟﴾ برخی معتقدند از نظر قرآن، زن در مخاصمه و مجادله ناتوان است و به همین دلیل مغلوب می‌شود و چون منصب قضاوت نیازمند قدرت تعقل و برخورداری از حجت و منطق قوی است، لذا این آیه نشان می‌دهد که زنان، فاقد این ویژگی‌ها هستند.[۲۱] در مقابل گفته شده امر قضاوت با زیورآلات داشتن زنان منافات دارد و نمی‌توان این تفسیر را از آیه کرد که زنان به دلیل این‌که زیور آلات دارند، فاقد صلاحیت برای تصدی قضاوت هستند؟[۲۲]

روایات

  1. پیامبر اسلام(ص) فرمود: «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً؛ مردمی که زن بر آنها ولایت و حکومت کند رستگار نخواهد شد»[۲۳][۲۴] این حدیث در منابع اولیه شیعه نیامده است و برخی از علمای شیعه این حدیث را از منابع اهل سنت نقل کرده‌اند.[۲۵] متن روایت هم اضطراب دارد.[۲۶] آیت الله صانعی که موافق قضاوت زن است درباره این روایت می‌گوید که این روایت ضعف سند دارد و با عقل و تجربه هم نمی‌سازد.[۲۷]
  2. امام باقر(ع) فرمود: «إنّ المرأةَ لا تُولَّى القَضاءَ و لا تُولَّى الإمارَةَ؛ زن نه عهده‌دار مسند قضاوت مى شود و نه عهده‌دار منصب امارت.»[۲۸][۱۲] مخالفان قضاوت زن به این‌گونه روایات استدلال کرده و مرد بودن را شرط قضاوت دانسته‌اند؛[۲۹][۳۰] اما موافقان جواز قضاوت زن، این روایت را از جهت سند[۳۱][۳۲] و دلالت ضعیف دانسته‌اند.[۳۳][۳۴] در شرح این روایت گفته‌ شده که اگر زنی عالم باشد و بین زنان و یا مردان محرم قضاوت کند، ایرادی ندارد و احتمال هم دارد که قضاوت زن بر همگان جایز باشد(مردان محرم و نامحرم).[۳۵]
  3. امام صادق(ع) از پیامبر اسلام(ص) نقل نموده که به علی(ع) فرمود: «يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ… وَ لاَ تَوَلِّي اَلْقَضَاءِ؛ يا علي زنان را وظيفه نماز جمعه خواندن نيست و نه بنماز جماعت رفتن… و نه منصب قضاوت را متصدي شدن»[۳۶] این روایت مشهوری است اما آن را از جهت سند ضعیف می‌دانند.[۳۷] فقهایی از جمله شیخ انصاری، مرحوم خوانساری، میرزای قمی، محقق اردبیلی و سید علی طباطبایی نیز این حدیث را چه از نظر سند و چه از نظر دلالت مورد مناقشه قرار داده‌اند.[۳۸]

قائلان به عدم جواز قضاوت زنان می‌گویند روایاتی چون مقبوله عمربن حنظله[۳۹] و حسنه ابی خدیجه که دستور داده در امر قضاوت و تقلید به مرد رجوع کنید: «انظروا الی رجل»[۴۰] فهم عرفی از آنها این است که به زن نمی‌توان به عنوان قاضی رجوع کرد. چون اراده شارع بر این است که زن‌ها در حد امکان از نامحرم بدور باشند، و با آنها مواجه نشوند، لذا راضی نشده که امام جماعت مردان باشد… پس نمی‌تواند قاضی باشند.[۴۱] وقتی شارع رضایت به امام جماعت بودن زنان نداده است. چگونه راضی می‌شود زن مرجع تقلید یا قاضی باشد، و مکرراً مورد سؤال نامحرمان و در معرض دید آنها قرار گیرد، این مسئله‌ای است که در اذهان مردم ریشه دارد و باعث یقین انسان می‌شود.[۴۲] اما موافقان جواز قضاوت زنان این اعتقاد را دارند که تمامی روایاتی که زنان را از قضاوت منع می‌کند، اشکال سندی و دلالتی دارند. و برخی روایاتی که محدودیت زن را می‌رساند، سلب حق نیست بلکه سلب تکلیف است.[۴۳]

اجماع

فقها اتفاق نظر دارند که شرط قضاوت، مرد بون قاضی است و زن نمی‌تواند بر منصب قضاوت قرار بگیرد؛[۱۲][۴۴] اما برخی ادعای اجماع را رد کرده‌اند.[۴۵] مقدس اردبیلی، اعظم انصاری، میرزای قمی و مرحوم خوانساری قائل به جواز قضاوت زنان می‌باشند؛ لذا با وجود اقوال مخالف در موضوع مورد بحث، اجماع مورد نظر از حجیت ساقط بوده، قابل استناد نمی‌باشد.[۴۶]


مطالعه بیشتر

  • قضاوت زن در فقه اسلامی، صالحی نجف آبادی، انتشارات امید فردا.
  • زن یا نیمی از پیکر اجتماع، استاد محمدتقی مصباح، قم، انتشارات آزادی.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ سوره نساء، آیه ۶۵ و ۱۰۵. سوره مائده، آیه ۴۲. سوره نور، آیه ۵۱.
  2. ↑ سوره نساء، آیه ۵۸.
  3. ↑ سوره مائده، آیه ۴۴.
  4. ↑ سوره مائده، آیه ۴۵.
  5. ↑ سوره مائده، آیه ۴۷.
  6. ↑ امینی، فاطمه زهرا(س)، انتشارات استقلال، ص۱۴۶.
  7. ↑ حاجی ده‌آبادی، احمد، «قضاوت زن»، در مجله حقوق اسلامی، شماره ۲۸، ۱۳۹۰ش، ص۷.
  8. ↑ مروتی، سهراب و عبدالجبار زرگوش نسب، «قضاوت زنان در قرآن و سنت»، در مجله پژوهش زنان، دوره ۶، شماره ۲، ۱۳۸۷ش، ص۵.
  9. ↑ موسوی، سید محمدیعقوب، «قضاوت زن از دیدگاه فقه شیعه»، در مجله تخصصی فقه و اصول، شماره۳، ۱۳۸۶ش ، ص۸۱.
  10. ↑ شاکری گلپایگانی، طوبی و الهام وحیدی و نسیم السادات محبوبی، «جایگاه قضاوت زنان در فقه شیعه و حقوق ایران»، در پژوهش نامه زنان، سال هفتم، شماره دوم، ۱۳۹۵ش، ص۶۵.
  11. ↑ شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، قم، موسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۳ق، ج۱۳، ص۳۲۷.
  12. ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق، ج۴۰، ص۱۴.
  13. ↑ امام خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیله، قم، مطبوعات دارالعلم، بی‌تا، ج۲، ص۴۰۷.
  14. ↑ گلپایگانی، محمدرضا، کتاب القضاء، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۴۴.
  15. ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ مجلسی، محمدتقی، روضة المتقین، قم، انتشارات کوشانپور، ۱۴۰۶ق، ج۱۲، ص۱۹۱.
  16. ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ انصاری، مرتضی، القضاء و الشهادات، قم، کنگره جهانی شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ق ، ص۲۲۹.
  17. ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده و البرهان، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۱۵.
  18. ↑ ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ خوانساری، احمد، جامع المدارک فی شرح مختصر النافع، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۷.
  19. ↑ آقا ضیاء عراقی، ضیاء الدین، شرح تبصره المتعلمين ( كتاب القضاء )، تحقيق: محمد هادي معرفه، قم، بی‌نا، بی‌تا، ص۳۰۹.
  20. ↑ تبريزى، جعفر سبحانى، نظام القضاء و الشهاده في الشريعه الإسلاميه الغراء، قم، مؤسسه امام صادق عليه السلام، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰.
  21. ↑ معرفت، محمد هادی، «شایستگی زنان برای قضاوت و مناصب رسمی»، فصلنامه حکومت اسلامی، تابستان ۱۳۷۶ش۲، ص۴۹.
  22. ↑ قضاوت زنان در قرآن و سنت، سهراب مروتی، عبدالجبار زرگوش نسب، مجله پژوهش زنان، دوره ۶، شماره ۲،
  23. ↑ بیهقی، أحمد بن الحسين، السنن الكبرى، بی‌نا، دار الفكر، بی‌تا، ج۳، ص۹۰.
  24. ↑ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۲، ج۴۰، ص۱۴.
  25. ↑ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحيح البخاري، بیروت، دار الفكر للطباعه والنشر والتوزيع، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱ م، ج۸، ص۹۷.
  26. ↑ مجله حوزه، فروردین ماه ۱۳۹۱- شماره ۱۶۳، تحقیق و بررسی حدیث مشهور «لن یفلِحَ قوم ولّوا امرهم إمرأة»، علی اکبر ذاکری
  27. ↑ درس خارج فقه، کتاب القضاء، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله صانعی [۱]
  28. ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۱۰۳، ص۲۵۴ .
  29. ↑ بحرانى، آل عصفور، حسين بن محمد، الأنوار اللوامع في شرح مفاتيح الشرائع (للفيض)، قم، مجمع البحوث العلميه، چاپ اول، ق، ج۱۴، ص۱۵.
  30. ↑ حائرى، سيد على بن محمد طباطبايى، رياض المسائل، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، چاپ اول، ۱۴۱۸ق، ج۱۵، ص۱۰.
  31. ↑ سبزوارى، سيد عبد الأعلى، مهذّب الأحكام، قم، مؤسسه المنار - دفتر حضرت آيه الله، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق، ج۲۷، ص۴۱.
  32. ↑ لنكرانى، محمد فاضل موحدى، تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله - القضاء و الشهادات، قم، مركز فقهى ائمه اطهار عليهم السلام، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ص۵۳.
  33. ↑ درس خارج فقه قضاء، آیت الله علیدوست، پایگاه اطلاع‌رسانی آثار آیت لله علیدوست.[۲]
  34. ↑ لنكرانى، محمد فاضل موحدى، تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيله - القضاء و الشهادات، قم، مركز فقهى ائمه اطهار عليهم السلام، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ص۵۳.
  35. ↑ مجلسى، محمد تقى، روضه المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، قم، مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق، ج۱۲، ص۱۹۱.
  36. ↑ حرعاملی، وسایل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۸، ص۶، باب ۲ روایت ۱.
  37. ↑ درس خارج فقه، کتاب القضاء، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله صانعی
  38. ↑ قضاوت زنان در نگاه مخالفان و موافقان، عذرا خلیلی، ندای صادق ۱۳۸۵، شماره ۴۱ ۴۲، [۳]
  39. ↑ همان، ص۴، روایت ۳.
  40. ↑ همان، باب ۱، صفات قاضی.
  41. ↑ تبریزی، میرزا جواد، اسس القضاء و الشهاده، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۵ هـ ق، ص۱۵.
  42. ↑ خوئی، التنقیح فی شرح عروه الوثقی، قم، مؤسسه آل‌البیت، چاپ دوم، ج۱، ص۲۲۶.
  43. ↑ قضاوت زنان در قرآن و سنت، سهراب مروتی، عبدالجبار زرگوش نسب، مجله پژوهش زنان، دوره ۶، شماره ۲،
  44. ↑ حائرى، سيد على بن محمد طباطبايى، رياض المسائل، قم، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، چاپ اول، ج۲، ص۳۸۵.
  45. ↑ درس خارج فقه، کتاب القضاء، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله صانعی
  46. ↑ قضاوت زنان در نگاه مخالفان و موافقان، عذرا خلیلی، ندای صادق ۱۳۸۵، شماره ۴۱ ۴۲،