شکور بودن حضرت نوح: تفاوت میان نسخهها
A.rezapour (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{شروع متن}} | {{شروع متن}} | ||
{{سوال}} | {{سوال}} | ||
چرا صفت شکور در قرآن کریم فقط برای حضرت نوح آمده است؟ آیا ویژگی خاصی وجود داشته است؟ | چرا صفت شکور در قرآن کریم فقط برای حضرت نوح آمده است؟ آیا ویژگی خاصی وجود داشته است؟ | ||
{{پایان سوال}} | {{پایان سوال}} | ||
{{پاسخ}} | {{پاسخ}}خداوند، [[حضرت نوح(ع)]] را به سبب ویژگیهایی که داشت «عَبْدًا شَكُورًا؛ بنده شکرگزار» خوانده است. محققان معتقدند نام بردن این صفت در مورد حضرت نوح به معنای اختصاص آن به او نیست و همین جهت در قرآن [[حضرت ابراهیم(ع) در قرآن|حضرت ابراهیم(ع)]] نیز شکرگزار خوانده شد. | ||
نام بردن از صفت شکور برای حضرت نوح بهجهت خصوصیت و عواملی بوده که در او وجود داشت؛ از جمله اینکه او بسیار زیاد خدا را شکر میکرد، هر زمان که نعمتی به او میرسید و حتی پس از انجام امور روزانه مانند لباس پوشیدن و ... به ياد خدا میافتاد و شكرگزارى میكرد؛ از این جهت به او عبد شکور گفته شد. | |||
==متن آیه== | |||
{{قرآن بزرگ|ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا | |||
| سوره = اسراء | |||
| ترجمه = [اى] فرزندان كسانى كه [آنان را در كِشتى] با نوح برداشتيم. راستى كه او بندهاى سپاسگزار بود. | |||
|آیه=۳}} | |||
==شکور در قرآن== | |||
محققان معتقدند نام بردن صفت شکور برای حضرت نوح به معنای اختصاص این صفت به ایشان نیست. همه انبیای الهی، بندگان شکرگزار بودند و خداوند، حضرت ابراهیم(ع) را نیز شکرگزار خواند: {{قرآن|شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ|سوره=نحل|آیه=۱۲۱|ترجمه=همیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود}} | |||
== | در سوره تغابن، خداوند خود را در برابر فردی که صدقههای واجب و مستحب بدهد، با صفت «شکور» یاد میکند: {{قرآن|إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ | ||
در | | ترجمه = اگر به خدا قرضالحسنه دهيد برايتان دو برابرش خواهد كرد. و شما را مىآمرزد كه او شكرپذيرنده و بردبار است. | ||
| سوره = تغابن | |||
|آیه=۱۷}} | |||
برخی گفتند شكر به معناى قدردانى و صرف كردن نعمت در آنچه غرض منعم تعلق گرفته، نعم الهى را صرف در طاعت نمودن، است.<ref>طیب، عبدالحسین، اطیب البیان في تفسیر القرآن، تهران، ناشر: اسلام، چاپ دوم، 1369 ش، ج6، ص144.</ref> چهار بار صفت شکور برای خداوند در قرآن بهکار رفته است. همراه با کلمات غفور، صبار، حلیم.<ref>سوره فاطر آیه ۳۰ و ۳۴، سوره شوری آیه ۲۳، سوره تغابن آیه ۱۷.</ref> شکور برای بندگانی هم که از داستانهای قرآن نشانههایی دریافت میکنند آمده است.<ref> سوره ابراهیم آیه ۵، سوره لقمان آیه ۳۱، سوره سبأ آیه ۱۹، سوره شوری آیه ۳۳</ref> | |||
==علت توصیف نوح(ع) به شکور بودن== | |||
نام بردن از صفت بنده شکور، برای حضرت نوح بهجهت خصوصیت و ظهور بیشتری بوده که در او وجود داشته و سبب گردیده خداوند او را با این صفت، نام ببرد. در روایات، علتهایی در شکور خواندن نوح(ع) گفته شده: | |||
* رسول خدا(ص) فرمود: «نوح هیچ چیزی کوچک یا بزرگ را برنمیداشت مگر آنکه «[[بسم الله]] و الحمدلله» میگفت، و به همین جهت، خداوند او را بنده شکور نامید».<ref>سيوطى، عبدالرحمن بن ابى بكر، الدر المنثور فى التفسير بالمأثور، قم، كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى( ره)، چاپ اول، 1404 ق، ج۴، ص۱۶۲.</ref> | |||
* از [[امام باقر(ع) در کتب اهل سنت|امام باقر]](ع) روایت شده که اگر خداوند نوح را عبد شکور نامید، برای این بود که او در هر صبح و شام اینگونه میگفت: «بار الها من گواهى مىدهم كه اگر در شب و روز قرين نعمتها و عافيتم، همه آنها از تو است و تو يگانهاى هستى بىشريك، حمد و شكر تو به خاطر آن نعمتها بر من فرض است ولى نه تنها آن قدر كه راضى شوى بلكه رضايت بعد از رضا نيز لازم است.<ref>طباطبايى، سید محمدحسين، الميزان في تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانی، سید محمد باقر، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374 ه. ش، ج13، ص56.</ref> این معنا با مختصر تفاوتی در کتابهای معتبر شیعی روایت شده است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407 ق، ج۲، ص۹۹، ح۲۹؛ قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي، محقق: موسوى جزايرى، طيب، قم، دار الكتاب، چاپ سوم، 1363 ه. ش، ج۲، ص14؛ عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، محقق: رسولى، هاشم، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چاپ اول، 1380 ه. ق، ج۲، ص280 و 281، ح17-18.</ref> | |||
==منابع== | |||
== منابع == | |||
{{پانویس|۲}} | {{پانویس|۲}} | ||
{{شاخه | |||
| شاخه اصلی = کلام | |||
| شاخه فرعی۱ = نبوت | |||
| شاخه فرعی۲ = انبیای الهی | |||
| شاخه فرعی۳ = | |||
}} | |||
{{تکمیل مقاله | {{تکمیل مقاله | ||
| شناسه = | | شناسه =شد | ||
| تیترها = | | تیترها =شد | ||
| ویرایش = | | ویرایش =شد | ||
| لینکدهی = | | لینکدهی =شد | ||
| ناوبری = | | ناوبری = | ||
| نمایه = | | نمایه = | ||
| تغییر مسیر = | | تغییر مسیر =شد | ||
| بازبینی = | | بازبینی =شد | ||
| تکمیل = | | تکمیل = | ||
| اولویت = | | اولویت =ج | ||
| کیفیت = | | کیفیت =ج | ||
}} | }} | ||
{{پایان متن}} | {{پایان متن}} | ||
{{#seo: | |||
|title=چرا حضرت نوح(ع) در قرآن «عبد شکور» نامیده شده است؟ - صفات حضرت نوح در قرآن - ویکی پاسخ | |||
|title_mode=Replaced Title | |||
|keywords=عبد شکور | |||
|description=چرا خداوند در قرآن حضرت نوح(ع) را «عبد شکور» نامیده است؟معنای شکور، علت اختصاص این صفت و دیدگاه آیات و روایات درباره شکرگزاری نوح(ع). | |||
}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۰
چرا صفت شکور در قرآن کریم فقط برای حضرت نوح آمده است؟ آیا ویژگی خاصی وجود داشته است؟
خداوند، حضرت نوح(ع) را به سبب ویژگیهایی که داشت «عَبْدًا شَكُورًا؛ بنده شکرگزار» خوانده است. محققان معتقدند نام بردن این صفت در مورد حضرت نوح به معنای اختصاص آن به او نیست و همین جهت در قرآن حضرت ابراهیم(ع) نیز شکرگزار خوانده شد.
نام بردن از صفت شکور برای حضرت نوح بهجهت خصوصیت و عواملی بوده که در او وجود داشت؛ از جمله اینکه او بسیار زیاد خدا را شکر میکرد، هر زمان که نعمتی به او میرسید و حتی پس از انجام امور روزانه مانند لباس پوشیدن و ... به ياد خدا میافتاد و شكرگزارى میكرد؛ از این جهت به او عبد شکور گفته شد.
متن آیه
| ﴿ | ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا
[اى] فرزندان كسانى كه [آنان را در كِشتى] با نوح برداشتيم. راستى كه او بندهاى سپاسگزار بود. اسراء:۳ |
﴾ |
شکور در قرآن
محققان معتقدند نام بردن صفت شکور برای حضرت نوح به معنای اختصاص این صفت به ایشان نیست. همه انبیای الهی، بندگان شکرگزار بودند و خداوند، حضرت ابراهیم(ع) را نیز شکرگزار خواند: ﴿شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ؛ همیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود﴾(نحل:۱۲۱)
در سوره تغابن، خداوند خود را در برابر فردی که صدقههای واجب و مستحب بدهد، با صفت «شکور» یاد میکند: ﴿إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ؛ اگر به خدا قرضالحسنه دهيد برايتان دو برابرش خواهد كرد. و شما را مىآمرزد كه او شكرپذيرنده و بردبار است.﴾(تغابن:۱۷) برخی گفتند شكر به معناى قدردانى و صرف كردن نعمت در آنچه غرض منعم تعلق گرفته، نعم الهى را صرف در طاعت نمودن، است.[۱] چهار بار صفت شکور برای خداوند در قرآن بهکار رفته است. همراه با کلمات غفور، صبار، حلیم.[۲] شکور برای بندگانی هم که از داستانهای قرآن نشانههایی دریافت میکنند آمده است.[۳]
علت توصیف نوح(ع) به شکور بودن
نام بردن از صفت بنده شکور، برای حضرت نوح بهجهت خصوصیت و ظهور بیشتری بوده که در او وجود داشته و سبب گردیده خداوند او را با این صفت، نام ببرد. در روایات، علتهایی در شکور خواندن نوح(ع) گفته شده:
- رسول خدا(ص) فرمود: «نوح هیچ چیزی کوچک یا بزرگ را برنمیداشت مگر آنکه «بسم الله و الحمدلله» میگفت، و به همین جهت، خداوند او را بنده شکور نامید».[۴]
- از امام باقر(ع) روایت شده که اگر خداوند نوح را عبد شکور نامید، برای این بود که او در هر صبح و شام اینگونه میگفت: «بار الها من گواهى مىدهم كه اگر در شب و روز قرين نعمتها و عافيتم، همه آنها از تو است و تو يگانهاى هستى بىشريك، حمد و شكر تو به خاطر آن نعمتها بر من فرض است ولى نه تنها آن قدر كه راضى شوى بلكه رضايت بعد از رضا نيز لازم است.[۵] این معنا با مختصر تفاوتی در کتابهای معتبر شیعی روایت شده است.[۶]
منابع
- ↑ طیب، عبدالحسین، اطیب البیان في تفسیر القرآن، تهران، ناشر: اسلام، چاپ دوم، 1369 ش، ج6، ص144.
- ↑ سوره فاطر آیه ۳۰ و ۳۴، سوره شوری آیه ۲۳، سوره تغابن آیه ۱۷.
- ↑ سوره ابراهیم آیه ۵، سوره لقمان آیه ۳۱، سوره سبأ آیه ۱۹، سوره شوری آیه ۳۳
- ↑ سيوطى، عبدالرحمن بن ابى بكر، الدر المنثور فى التفسير بالمأثور، قم، كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى( ره)، چاپ اول، 1404 ق، ج۴، ص۱۶۲.
- ↑ طباطبايى، سید محمدحسين، الميزان في تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانی، سید محمد باقر، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374 ه. ش، ج13، ص56.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407 ق، ج۲، ص۹۹، ح۲۹؛ قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي، محقق: موسوى جزايرى، طيب، قم، دار الكتاب، چاپ سوم، 1363 ه. ش، ج۲، ص14؛ عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، محقق: رسولى، هاشم، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چاپ اول، 1380 ه. ق، ج۲، ص280 و 281، ح17-18.