پرش به محتوا

شکور بودن حضرت نوح: تفاوت میان نسخه‌ها

Rezvani (بحث | مشارکت‌ها)
عبدالرحیم رضاپور (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۳۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:
چرا صفت شکور در قرآن کریم فقط برای حضرت نوح آمده است؟ آیا ویژگی خاصی وجود داشته است؟
چرا صفت شکور در قرآن کریم فقط برای حضرت نوح آمده است؟ آیا ویژگی خاصی وجود داشته است؟
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}خداوند، [[حضرت نوح(ع)]] را به سبب ویژگی‌هایی که داشت «عَبْدًا شَكُورًا؛ بنده شکرگزار» خوانده است. محققان معتقدند نام بردن این صفت در مورد حضرت نوح به معنای اختصاص آن به او نیست و همین جهت در قرآن [[حضرت ابراهیم(ع) در قرآن|حضرت ابراهیم(ع)]] نیز شکرگزار خوانده شد.
شکر، سپاس داشتن و ثنای نیکو گفتن خدا بر هر کار نیکو و احسان و اعتراف به نعمت است، اما توأم با نوعی تعظیم.<ref>منتهی الادب، ج۳، ماده «ش، ک، ر»، بی تا، تهران، ۱۴۲۶ق.</ref> شکر بنده بر نعمت‌های ظاهری و باطنی که خداوند متعال در اختیار او نهاده از وظایف حتمیّه و اولیّه او می‌باشد و خداوند در قرآن کریم مکرّر بر آن تأکید نهاده که بندگان همواره خود را رهین منّت او بدانند و در نتیجه سر به طاعتش نهند و تسلیم فرامینش باشند و هرگز راه سعادت خویش را در عمل به وظایف از دست ندهند.


پروردگار متعال خود را به صفت شکور موصوف داشته و بندگان شایسته و سپاسگزار خویش را بدین صفت می‌ستاید؛ به آنچه که اشاره شد، همه انبیای الهی بندگان شکرگزارند چنان‌که درباره حضرت ابراهیم نیز خداوند فرموده است: {{قرآن|شاکراً لانعمه اجتباه و هداه الی صراط مستقیم}}<ref>نحل / ۱۲۰.</ref> همیشه شکرگزار نعمت‌های خدا بود که خدا او را به رسالت برگزید و به راه مستقیمش هدایت کرد.
نام بردن از صفت شکور برای حضرت نوح به‌جهت خصوصیت و عواملی بوده که در او وجود داشت؛ از جمله اینکه او بسیار زیاد خدا را شکر می‌کرد، هر زمان که نعمتی به او می‌رسید و حتی پس از انجام امور روزانه مانند لباس پوشیدن و ... به ياد خدا می‌افتاد و شكرگزارى می‌كرد؛ از این جهت به او عبد شکور گفته شد.


بنابراین، همه انبیا شکرگزار خداوند بودند، ولی در این آیه ظهور بیشتر در حضرت نوح دارد. چنان‌که همه ائمه صادق‌اند، ولی این اسم در امام صادق ظهور یافته است. چنان‌که حضرت نوح را بدین صفت ستوده و در وصف آن، چنین فرموده است: {{قرآن|انه کان عبداً شکوراً}}.<ref>اسراء / ۳؛ حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف، قم، انتشارات حجت، ۱۳۷۶ش، ج۶، ص۵۳۱.</ref>
==متن آیه==
{{قرآن بزرگ|ذُرِّ‌يَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورً‌ا
| سوره = اسراء
| ترجمه = [اى‌] فرزندان كسانى كه [آنان را در كِشتى‌] با نوح برداشتيم. راستى كه او بنده‌اى سپاسگزار بود.
|آیه=۳}}


بنابراین، خداوند در برابر سپاس حضرت نوح، بهترین پاداش را داد که همان نام نیکو است. بنده شکور از بهترین نام‌های نیک است که خداوند به سپاس آن همه زحمت‌ها (کشتی ساختن، جمع‌آوری نوعی از موجودات در کشتی و…) به او داده است.<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، تهران، نشر فرهنگی رجاء، ۱۳۶۳ش، ج۱۳، ص۶۳.</ref>
==شکور در قرآن==
محققان معتقدند نام بردن صفت شکور برای حضرت نوح به معنای اختصاص این صفت به ایشان نیست. همه انبیای الهی، بندگان شکرگزار بودند و خداوند، حضرت ابراهیم(ع) را نیز شکرگزار خواند: {{قرآن|شَاكِرً‌ا لِّأَنْعُمِهِ|سوره=نحل|آیه=۱۲۱|ترجمه=همیشه شکرگزار نعمت‌های خدا بود}}


== بیان روایات درباره صفت شکور حضرت نوح ==
در سوره تغابن، خداوند خود را در برابر فردی که صدقه‌های واجب و مستحب بدهد، با صفت «شکور» یاد می‌کند: {{قرآن|إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ
در برخی از روایات علت شکور بودن حضرت نوح چنین بیان شده است:
| ترجمه = اگر به خدا قرض‌الحسنه دهيد برايتان دو برابرش خواهد كرد. و شما را مى‌آمرزد كه او شكرپذيرنده و بردبار است.
| سوره = تغابن
|آیه=۱۷}}
برخی گفتند شكر به معناى قدردانى‏ و صرف كردن نعمت در آن‌چه غرض منعم تعلق گرفته، نعم الهى را صرف در طاعت نمودن، است.<ref>طیب، عبدالحسین، اطیب البیان في تفسیر القرآن، تهران، ناشر: اسلام‏، چاپ دوم، 1369 ش‏، ج6، ص144.</ref> چهار بار صفت شکور برای خداوند در قرآن به‌کار رفته است. همراه با کلمات غفور، صبار، حلیم.<ref>سوره فاطر آیه ۳۰ و ۳۴، سوره شوری آیه ۲۳، سوره تغابن آیه ۱۷.</ref> شکور برای بندگانی هم که از داستان‌های قرآن نشانه‌هایی دریافت می‌کنند آمده است.<ref> سوره ابراهیم آیه ۵، سوره لقمان آیه ۳۱، سوره سبأ آیه ۱۹، سوره شوری آیه ۳۳</ref>
==علت توصیف نوح(ع) به شکور بودن==
نام بردن از صفت بنده شکور، برای حضرت نوح به‌جهت خصوصیت و ظهور بیشتری بوده که در او وجود داشته و سبب گردیده خداوند او را با این صفت، نام ببرد. در روایات، علت‌هایی در شکور خواندن نوح(ع) گفته شده:


۱. سیوطی در درّالمنثور از ابن مردویه از ابی فاطیمه روایت کرده است که رسول خدا فرمود: «نوح(ع) هیچ چیزی کوچک یا بزرگ را برنمی‌داشت مگر آنکه «بسم الله و الحمدلله» می‌گفت، و از همین جهت بود که خداوند او را بنده شکور نامید».<ref>تفسیر درّالمنثور، بیروت، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۲ق، ج۴، ص۱۶۲.</ref>
* رسول خدا(ص) فرمود: «نوح هیچ چیزی کوچک یا بزرگ را برنمی‌داشت مگر آن‌که «[[بسم الله]] و الحمدلله» می‌گفت، و به همین جهت، خداوند او را بنده شکور نامید».<ref>سيوطى، عبدالرحمن بن ابى‏ بكر، الدر المنثور فى التفسير بالمأثور، قم، كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى( ره)، چاپ اول، 1404 ق‏، ج۴، ص۱۶۲.</ref>
* از [[امام باقر(ع) در کتب اهل سنت|امام باقر]](ع) روایت شده که اگر خداوند نوح را عبد شکور نامید، برای این بود که او در هر صبح و شام این‌گونه می‌گفت: «بار الها من‏ گواهى‏ مى‏دهم كه اگر در شب و روز قرين نعمتها و عافيتم، همه آنها از تو است و تو يگانه‏اى هستى بى‏شريك، حمد و شكر تو به خاطر آن نعمتها بر من فرض است ولى نه تنها آن قدر كه راضى شوى بلكه رضايت بعد از رضا نيز لازم است‏.<ref>طباطبايى، سید محمدحسين‏، الميزان‏ في تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانی، سید محمد باقر، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ پنجم، 1374 ه. ش‏، ج13، ص56.</ref>  این معنا با مختصر تفاوتی در کتاب‌های معتبر شیعی روایت شده است.<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407 ق‏، ج۲، ص۹۹، ح۲۹؛ قمى، على بن ابراهيم‏،  تفسير القمي‏، محقق: موسوى جزايرى، طيب‏، قم، دار الكتاب‏، چاپ سوم، 1363 ه. ش‏، ج۲، ص14؛ عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، محقق: رسولى، هاشم‏، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چاپ اول، 1380 ه. ق‏، ج۲، ص280 و 281، ح17-18.</ref>


۲. در تفسیر برهان از ابن بابویه به سند خود از محمد بن مسلم از ابی جعفر(ع) روایت کرده که فرمود: اگر خداوند نوح را عبد شکور نامید، برای این بود که آن جناب در هر صبح و شام اینگونه می‌گفت: «اللّهم إنّی اُشهِدُک أنّ ما اصبح او اَمسی بی نعمهٍ فی دینٍ او دنیا فمِنک وحدک لا شریک لک، لک الحمد و لک الشّکر بها علیّ حتی ترضا و بعدالرّضا، فأنزل الله أنه کان عبداً شکورا فهذا کان شکره»<ref>تفسیر برهان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۰۵.</ref> «بارالها من گواهی می‌دهم که اگر در شب و روز قرین نعمتها و عافیتم، همه آنها از تو است و تو یگانه و بی شریک هستی، حمد و شکر تو به خاطر آن نعمت‌ها بر من فرض است ولی نه تنها آنقدر که راضی شوی بلکه بعد از رضای تو نیز شکرگزارم. آنگاه بود که خداوند نازل کرد که او بنده شکور من هست. این گونه است شکر او.»
==منابع==
 
این معنا با مختصر تفاوتی به چند طریق در کافی، تفسیر قمی و عیاشی<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۹۹، ح۲۹؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۸۴؛ تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۸۰، ح۱۷.</ref> روایت شده است.
 
بنا به آنچه که اشاره شد، اینگونه نیست که انبیای دیگر، غیر از حضرت نوح، شاکر و سپاس گذار نبوده‌اند؛ بلکه همه انبیای الهی، نسبت به دیگر مردم، بهتر سپاسگزار بوده و شاکرترین بندگان خدا بوده‌اند. امّا نسبت به بعضی خصوصیاتی که اشاره شد، سبب شده است که حضرت نوح به عبد شکور یاد شود.
 
{{مطالعه بیشتر}}
 
== مطالعه بیشتر ==
* ''تفسیر نمونه''، ناصر مکارم شیرازی، ج۱۲.
* ''ترجمه تفسیر المیزان''، محمد حسین طباطبایی، ج۱۳.
* ''ترجمه تفسیر مجمع البیان''، طبرسی، ج۶.
 
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی = کلام
  | شاخه اصلی = کلام
  |شاخه فرعی۱ = نبوت
  | شاخه فرعی۱ = نبوت
  |شاخه فرعی۲ = انبیای الهی
  | شاخه فرعی۲ = انبیای الهی
  |شاخه فرعی۳ =
  | شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{تکمیل مقاله
  | شناسه =
  | شناسه =شد
  | تیترها =
  | تیترها =شد
  | ویرایش =
  | ویرایش =شد
  | لینک‌دهی =
  | لینک‌دهی =شد
  | ناوبری =
  | ناوبری =
  | نمایه =
  | نمایه =
  | تغییر مسیر =شد
  | تغییر مسیر =شد
  | بازبینی =
  | بازبینی =شد
  | تکمیل =
  | تکمیل =
  | اولویت =
  | اولویت =ج
  | کیفیت =
  | کیفیت =ج
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
{{#seo:
|title=چرا حضرت نوح(ع) در قرآن «عبد شکور» نامیده شده است؟ - صفات حضرت نوح در قرآن - ویکی پاسخ
|title_mode=Replaced Title
|keywords=عبد شکور
|description=چرا خداوند در قرآن حضرت نوح(ع) را «عبد شکور» نامیده است؟معنای شکور، علت اختصاص این صفت و دیدگاه آیات و روایات درباره شکرگزاری نوح(ع).
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۰


سؤال

چرا صفت شکور در قرآن کریم فقط برای حضرت نوح آمده است؟ آیا ویژگی خاصی وجود داشته است؟

خداوند، حضرت نوح(ع) را به سبب ویژگی‌هایی که داشت «عَبْدًا شَكُورًا؛ بنده شکرگزار» خوانده است. محققان معتقدند نام بردن این صفت در مورد حضرت نوح به معنای اختصاص آن به او نیست و همین جهت در قرآن حضرت ابراهیم(ع) نیز شکرگزار خوانده شد.

نام بردن از صفت شکور برای حضرت نوح به‌جهت خصوصیت و عواملی بوده که در او وجود داشت؛ از جمله اینکه او بسیار زیاد خدا را شکر می‌کرد، هر زمان که نعمتی به او می‌رسید و حتی پس از انجام امور روزانه مانند لباس پوشیدن و ... به ياد خدا می‌افتاد و شكرگزارى می‌كرد؛ از این جهت به او عبد شکور گفته شد.

متن آیه

شکور در قرآن

محققان معتقدند نام بردن صفت شکور برای حضرت نوح به معنای اختصاص این صفت به ایشان نیست. همه انبیای الهی، بندگان شکرگزار بودند و خداوند، حضرت ابراهیم(ع) را نیز شکرگزار خواند: ﴿شَاكِرً‌ا لِّأَنْعُمِهِ؛ همیشه شکرگزار نعمت‌های خدا بود(نحل:۱۲۱)

در سوره تغابن، خداوند خود را در برابر فردی که صدقه‌های واجب و مستحب بدهد، با صفت «شکور» یاد می‌کند: ﴿إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ؛ اگر به خدا قرض‌الحسنه دهيد برايتان دو برابرش خواهد كرد. و شما را مى‌آمرزد كه او شكرپذيرنده و بردبار است.(تغابن:۱۷) برخی گفتند شكر به معناى قدردانى‏ و صرف كردن نعمت در آن‌چه غرض منعم تعلق گرفته، نعم الهى را صرف در طاعت نمودن، است.[۱] چهار بار صفت شکور برای خداوند در قرآن به‌کار رفته است. همراه با کلمات غفور، صبار، حلیم.[۲] شکور برای بندگانی هم که از داستان‌های قرآن نشانه‌هایی دریافت می‌کنند آمده است.[۳]

علت توصیف نوح(ع) به شکور بودن

نام بردن از صفت بنده شکور، برای حضرت نوح به‌جهت خصوصیت و ظهور بیشتری بوده که در او وجود داشته و سبب گردیده خداوند او را با این صفت، نام ببرد. در روایات، علت‌هایی در شکور خواندن نوح(ع) گفته شده:

  • رسول خدا(ص) فرمود: «نوح هیچ چیزی کوچک یا بزرگ را برنمی‌داشت مگر آن‌که «بسم الله و الحمدلله» می‌گفت، و به همین جهت، خداوند او را بنده شکور نامید».[۴]
  • از امام باقر(ع) روایت شده که اگر خداوند نوح را عبد شکور نامید، برای این بود که او در هر صبح و شام این‌گونه می‌گفت: «بار الها من‏ گواهى‏ مى‏دهم كه اگر در شب و روز قرين نعمتها و عافيتم، همه آنها از تو است و تو يگانه‏اى هستى بى‏شريك، حمد و شكر تو به خاطر آن نعمتها بر من فرض است ولى نه تنها آن قدر كه راضى شوى بلكه رضايت بعد از رضا نيز لازم است‏.[۵] این معنا با مختصر تفاوتی در کتاب‌های معتبر شیعی روایت شده است.[۶]

منابع

  1. طیب، عبدالحسین، اطیب البیان في تفسیر القرآن، تهران، ناشر: اسلام‏، چاپ دوم، 1369 ش‏، ج6، ص144.
  2. سوره فاطر آیه ۳۰ و ۳۴، سوره شوری آیه ۲۳، سوره تغابن آیه ۱۷.
  3. سوره ابراهیم آیه ۵، سوره لقمان آیه ۳۱، سوره سبأ آیه ۱۹، سوره شوری آیه ۳۳
  4. سيوطى، عبدالرحمن بن ابى‏ بكر، الدر المنثور فى التفسير بالمأثور، قم، كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى( ره)، چاپ اول، 1404 ق‏، ج۴، ص۱۶۲.
  5. طباطبايى، سید محمدحسين‏، الميزان‏ في تفسیر القرآن، مترجم: موسوى همدانی، سید محمد باقر، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامى‏، چاپ پنجم، 1374 ه. ش‏، ج13، ص56.
  6. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1407 ق‏، ج۲، ص۹۹، ح۲۹؛ قمى، على بن ابراهيم‏، تفسير القمي‏، محقق: موسوى جزايرى، طيب‏، قم، دار الكتاب‏، چاپ سوم، 1363 ه. ش‏، ج۲، ص14؛ عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، محقق: رسولى، هاشم‏، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چاپ اول، 1380 ه. ق‏، ج۲، ص280 و 281، ح17-18.