تسبیح: تفاوت میان نسخهها
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
{{پاسخ}} | {{پاسخ}} | ||
{{درگاه|واژهها}} | {{درگاه|واژهها}} | ||
'''تسبیح خداوند''' به معنای دور بودن او از هرگونه عیب و نقص است. | '''تسبیح خداوند''' به معنای دور بودن او از هرگونه عیب و نقص است. خداوند در آیات متعددی، بندگانش را به تسبیح خود فرا میخواند. [[مفسران]]، مصادیق مختلفی برای تسبیح خداوند، ذکر کردهاند: ذکرهای خاص و نامهای خداوند، [[نماز از نگاه مولانا|نماز]]، حمد و [[ستایش خداوند از خود در قرآن|ستایش خداوند]] به صورت زبانی و قلبی و همچنین باور و [[ایمان و اراده انسان|ایمان]] قلبی به تنزیه خداوند. | ||
براساس آیات قرآن، همه موجودات عالم مشغول تسبیح خداوند هستند. مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند؛ برخی عالمان مسلمان، از جمله | براساس آیات قرآن، همه موجودات عالم مشغول تسبیح خداوند هستند. مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند؛ برخی عالمان مسلمان، از جمله ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلامی، معتقدند همه اشیاء و موجودات عالم، به اندازه رتبه خودشان، سهمی از شعور و علم داشته و به ذکر و تسبیح مشغول هستند. در مقابل عدهای این تسبیح را تکوینی دانسته و برای همه موجودات، شعور قائل نیستند. | ||
== معنا و مفهوم تسبیح == | == معنا و مفهوم تسبیح == | ||
تسبيح، پاک دانستن خداوند، از همه كاستىها و ناشايستگىها است.<ref>حسيني زبيدي، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، | تسبيح، پاک دانستن خداوند، از همه كاستىها و ناشايستگىها است.<ref>حسيني زبيدي، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق / مصحح: على، هلالى و سيرى، على، بیروت، ناشر: دارالفكر، چاپ اول، 1414 ق، ج۴، ص۷۵. قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1371 ش، ج۳، ص۲۱۲.</ref> برخی استفادههای قرآنی، نشان از معنای [[صفات ثبوتی و سلبی|سلبی]] تسبیح دارد؛ تسبیح از شرک،<ref>سوره یونس، آیه۱۸. سوره نحل، آیه۱. سوره قصص، آیه۶۸.</ref> تسبیح از اینکه فرزندی بگیرد<ref>سوره بقره، آیه۱۱۶. سوره انعام، آیه۱۰۰. سوره نساء، آیه۱۷۱. سوره یونس، آیه۶۸.</ref> و تسبیح از اینکه به وعدهاش عمل نکند.<ref>سوره اسراء، آیه۱۰۸.</ref> در قرآن، تسبیح خداوند، عبادت شمرده شده<ref>سوره اعراف، آیه۲۰۶.</ref> و همراه با ذکر<ref>سوره احزاب، آیه۴۲.</ref> و حمد<ref>سوره طه، آیه۱۳۰. سوره ق، آیه۳۹. سوره طور، آیه ۴۸.</ref> آمده است. | ||
مفسران، مصادیق و معانی زیادی برای تسبیح ذکر کردهاند: نمازهای پنچگانه، مطلق [[نماز در ادیان الهی|نماز]]، و مطلق حمد كه با يادآورى و حمد قلبى باشد و يا گفتن ذکر [[سبحان الله]] و الحمدللَّه و ... . برخی نیز تسبیح را تنها در اذکار خاص معنا کردهاند.<ref> مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص ۳۳۸ و 339. | |||
</ref> | |||
=== معنای تنزیه === | === معنای تنزیه === | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
== امر به تسبیح خداوند در قرآن == | == امر به تسبیح خداوند در قرآن == | ||
هفت سوره از قرآن، با تسبیح خداوند شروع شده و به [[مسبحات]] مشهور هستند. در قرآن به مومنان<ref>سوره احزاب، آیه۴۲.</ref> و در موارد متعددی به [[پیامبر(ص)]]<ref>سوره طه، آیه ۱۳۰. سوره ق، | هفت سوره از قرآن، با تسبیح خداوند شروع شده و به [[مسبحات]] مشهور هستند. در قرآن به مومنان<ref>سوره احزاب، آیه۴۲.</ref> و در موارد متعددی به [[پیامبر(ص) از دیدگاه امام علی(ع)|پیامبر(ص)]]<ref>سوره طه، آیه ۱۳۰. سوره ق، آیه ۳۹ و ۴۰؛ سوره طور، آیه ۴۸ و ۴۹؛ سوره انسان، آیه ۲۶؛ سوره واقعه، آیه ۹۶؛ سوره اعلی، آیه ۱؛ سوره حجر، آیه ۹۸.</ref> سفارش به تسبیح خداوند شده است. | ||
قرآن، زمانهای مختلفی برای انجام تسبیح توصیه کرده است: | قرآن، زمانهای مختلفی برای انجام تسبیح توصیه کرده است: | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
* {{قرآن|وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا|ترجمه=و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد.|سوره=احزاب|آیه=۴۲}} | * {{قرآن|وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا|ترجمه=و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد.|سوره=احزاب|آیه=۴۲}} | ||
* {{قرآن|وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ|ترجمه=در ستايش پروردگارت پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب آن تسبيح گوى.|سوره=ق|آیه=۳۹}} | * {{قرآن|وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ|ترجمه=در ستايش پروردگارت پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب آن تسبيح گوى.|سوره=ق|آیه=۳۹}} | ||
* زمانی که به زکریا نوید تولد یحیی داده شد، امر به تسبیح خداوند کرد: {{قرآن|وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ|ترجمه= و به هنگام صبح و شام، او را تسبيح بگو|سوره=آل عمران| | * زمانی که به زکریا نوید تولد یحیی داده شد، امر به تسبیح خداوند کرد: {{قرآن|وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ|ترجمه=و به هنگام صبح و شام، او را تسبيح بگو|سوره=آل عمران|آیه=۴۱|}} | ||
== فضیلت تسبیح == | == فضیلت تسبیح == | ||
قرآن نتیجه تسبیح به خدا | قرآن نتیجه تسبیح به خدا اینگونه ترسیم میکند: {{قرآن|لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ|ترجمه=باشد كه خشنود گردى.|سوره=طه|آیه=۱۳۰}} مفسران بر این باورند که هركس خداوند را در دنيا خشنود كند، خداوند او را در آخرت خشنود میكند.<ref>مغنيه، محمدجواد، ترجمه تفسير كاشف، مترجم: موسی دانش، قم، ناشر: دار الكتاب الإسلامي، چاپ اول، 1424 ه. ق، ج۵، ص254.</ref> و فضیلت این تسبیح را خشنودی از سوی خداوند به بنده میدانند.<ref>ابوالفتوح رازى، حسين بن على، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، مشهد، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ج۱۳، ص۱۹۸.</ref> | ||
[[امام صادق(ع)]] میفرماید: {{متن عربی|بزرگى ثواب دعا و تسبيح گفتن بنده بين خود و خدا را، جز خداوند كسى نمىداند.}}<ref>ابن طاووس، على بن موسى، ادب حضور(ترجمه فلاح السائل)، مترجم: محمد روحی، قم، انتشارات | [[امام صادق(ع)]] میفرماید: {{متن عربی|بزرگى ثواب دعا و تسبيح گفتن بنده بين خود و خدا را، جز خداوند كسى نمىداند.}}<ref>ابن طاووس، على بن موسى، ادب حضور(ترجمه فلاح السائل)، مترجم: محمد روحی، قم، انتشارات انصارى، چاپ اول، 1380 ش، ص۸۴.</ref> | ||
== تسبیح همه موجودات عالم == | == تسبیح همه موجودات عالم == | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند. برخی میگویند همه اشیا و موجودات عالم، ذیشعور هستند و به راستی ذکر و تسبیح میگویند. این نظریه فیلسوف اسلامی صدر المتالهین است که میگوید همه موجودات به اندازه رتبه خودشان، سهمی از شعور و علم را دارند.<ref>سبحانى، جعفر، منشور جاويد، قم، موسسه امام صادق، چاپ اول، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۰۴</ref> | مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند. برخی میگویند همه اشیا و موجودات عالم، ذیشعور هستند و به راستی ذکر و تسبیح میگویند. این نظریه فیلسوف اسلامی صدر المتالهین است که میگوید همه موجودات به اندازه رتبه خودشان، سهمی از شعور و علم را دارند.<ref>سبحانى، جعفر، منشور جاويد، قم، موسسه امام صادق، چاپ اول، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۰۴</ref> | ||
در مقابل عدهای این تسبیح را تکوینی میدانند و برای همه موجودات شعور قائل نیستند.<ref> | در مقابل عدهای این تسبیح را تکوینی میدانند و برای همه موجودات شعور قائل نیستند.<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن، ج۱، ص۲۶۲</ref> اینان معتقدند تسبیح همان خضوع تكوينى هر موجودى در برابر اراده الهى است و سراسر هستى در برابر اراده و مشيت خداوند، خاضع بوده و در پذيرش وجود و پيروى از قوانينى كه خداوند براى آنها تعيين نموده، تسليم مىباشند. تسبیح در اینجا، فعلی تکوینی، فطری و واکنش هستی در مقابل جلال الهی است.<ref>دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۵، ص۵۹۱۵</ref> | ||
شیخ طوسی عقیده دارد تسبیح موجودات عاقل به زبان قال و لفظی است و در مورد حیوانات و جمادات که قوه ناطقه ندارند وجود آنها دلالت بر وحدانیت خداوند دارد. فخر رازی اعتقاد دارد تسبیح انسان به دو شیوه قولی و دلالی است و تسبیح بهایم به طریق دلالی.<ref>مجتبی صفرعلیزاده، ذکر خاموشان، ادیان و عرفان سال ششم بهار ۱۳۸۹، شماره ۲۳.</ref> غزالی تسبیح موجودات غیرزنده و غیرعاقل (اعم از حیوان و نبات و جماد) را به معنای دلالت داشتن وجود او بر وجود خداوند یکتا میداند. اکثر مشایخ و نویسندگان صوفی همانند عامه اهل سنت و حدیث معتقد هستند که همه ذرات عالم، خداوند را واقعا تسبیح میکنند، منتهی به گونهای که همه کس نمیتوانند آن را بشنوند. به طور مثال در شرح شطحیات روزبهان بقلی آمده است که ابوالحسن نوری در مورد عوعوی سگی گفت: «ذکر حق است.» و خود روزبهان بقلی معتقد است این تسبیح را فقط خواص میتوانند درک کنند.<ref>پور جوادی، نصرالله، زبان حال در عرفان و ادب پارسی، تهران، نشر نو، ۱۳۹۲، ص۱۲۲و ۱۲۳.</ref>{{شعر|| | |||
}} | |||
{{شعر| | |||
برخی عرفا از جمله روزبهان بقلی اعتقاد دارند همه موجودات واقعا و به زبان قال تسبیح خداوند میگویند اما همه کس نمیتواند آن را بشنود. و دیگرانی مانند ابوالقاسم قشیری و غزالی و شیخ محمود شبستری اذعان دارند موجودات غیر زنده از حیث دلالت خداوند را تسبیح میگویند.<ref>مجتبی صفرعلیزاده، ذکر خاموشان، ادیان و عرفان سال ششم بهار ۱۳۸۹، شماره ۲۳.</ref> | برخی عرفا از جمله روزبهان بقلی اعتقاد دارند همه موجودات واقعا و به زبان قال تسبیح خداوند میگویند اما همه کس نمیتواند آن را بشنود. و دیگرانی مانند ابوالقاسم قشیری و غزالی و شیخ محمود شبستری اذعان دارند موجودات غیر زنده از حیث دلالت خداوند را تسبیح میگویند.<ref>مجتبی صفرعلیزاده، ذکر خاموشان، ادیان و عرفان سال ششم بهار ۱۳۸۹، شماره ۲۳.</ref> | ||
| خط ۸۰: | خط ۶۵: | ||
| ارجاعات = | | ارجاعات = | ||
| بازبینی نویسنده = | | بازبینی نویسنده = | ||
| | | ارزیابی کمی =شد | ||
| تکمیل = | | تکمیل = | ||
| اولویت =ب | | اولویت =ب | ||
| خط ۸۸: | خط ۷۳: | ||
[[رده:تسبیح]] | [[رده:تسبیح]] | ||
{{#seo: | |||
|title=تسبیح خداوند به چه معناست؟ - آیا همه موجودات عالم خدا را تسبیح میکنند؟ - ویکی پاسخ | |||
|title_mode=Replaced Title | |||
|keywords=تسبیح | |||
|description=تسبیح خداوند به چه معناست؟ مفهوم تسبیح در قرآن، تفاوت آن با حمد، تسبیح موجودات عالم و دیدگاه مفسران و فلاسفه اسلامی. | |||
}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۳۲
تسبیح خداوند و حقیقت آن چیست؟
تسبیح خداوند به معنای دور بودن او از هرگونه عیب و نقص است. خداوند در آیات متعددی، بندگانش را به تسبیح خود فرا میخواند. مفسران، مصادیق مختلفی برای تسبیح خداوند، ذکر کردهاند: ذکرهای خاص و نامهای خداوند، نماز، حمد و ستایش خداوند به صورت زبانی و قلبی و همچنین باور و ایمان قلبی به تنزیه خداوند.
براساس آیات قرآن، همه موجودات عالم مشغول تسبیح خداوند هستند. مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند؛ برخی عالمان مسلمان، از جمله ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلامی، معتقدند همه اشیاء و موجودات عالم، به اندازه رتبه خودشان، سهمی از شعور و علم داشته و به ذکر و تسبیح مشغول هستند. در مقابل عدهای این تسبیح را تکوینی دانسته و برای همه موجودات، شعور قائل نیستند.
معنا و مفهوم تسبیح
تسبيح، پاک دانستن خداوند، از همه كاستىها و ناشايستگىها است.[۱] برخی استفادههای قرآنی، نشان از معنای سلبی تسبیح دارد؛ تسبیح از شرک،[۲] تسبیح از اینکه فرزندی بگیرد[۳] و تسبیح از اینکه به وعدهاش عمل نکند.[۴] در قرآن، تسبیح خداوند، عبادت شمرده شده[۵] و همراه با ذکر[۶] و حمد[۷] آمده است.
مفسران، مصادیق و معانی زیادی برای تسبیح ذکر کردهاند: نمازهای پنچگانه، مطلق نماز، و مطلق حمد كه با يادآورى و حمد قلبى باشد و يا گفتن ذکر سبحان الله و الحمدللَّه و ... . برخی نیز تسبیح را تنها در اذکار خاص معنا کردهاند.[۸]
معنای تنزیه
تسبیح خداوند به معنای تنزیه اوست. تنزیه خداوند در قرآن به معانی مختلف آمده است: [۹] خداوند منزه است از آنچه وصف کنند.[۱۰] منزه است از آنچه شریکش قرار دهند.[۱۱]منزه است از آنچه غیرموحدان میگویند.[۱۲] منزه از هر ولی و سرپرست.[۱۳] و منزه از داشتن فرزند و هر عیب و نقصی.[۱۴]
امر به تسبیح خداوند در قرآن
هفت سوره از قرآن، با تسبیح خداوند شروع شده و به مسبحات مشهور هستند. در قرآن به مومنان[۱۵] و در موارد متعددی به پیامبر(ص)[۱۶] سفارش به تسبیح خداوند شده است.
قرآن، زمانهای مختلفی برای انجام تسبیح توصیه کرده است:
- ﴿وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ و هر بامداد و شبانگاه تسبيحش گوييد.﴾(احزاب:۴۲)
- ﴿وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ؛ در ستايش پروردگارت پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب آن تسبيح گوى.﴾(ق:۳۹)
- زمانی که به زکریا نوید تولد یحیی داده شد، امر به تسبیح خداوند کرد: ﴿وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ؛ و به هنگام صبح و شام، او را تسبيح بگو﴾(آل عمران:۴۱)
فضیلت تسبیح
قرآن نتیجه تسبیح به خدا اینگونه ترسیم میکند: ﴿لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ؛ باشد كه خشنود گردى.﴾(طه:۱۳۰) مفسران بر این باورند که هركس خداوند را در دنيا خشنود كند، خداوند او را در آخرت خشنود میكند.[۱۷] و فضیلت این تسبیح را خشنودی از سوی خداوند به بنده میدانند.[۱۸]
امام صادق(ع) میفرماید: «بزرگى ثواب دعا و تسبيح گفتن بنده بين خود و خدا را، جز خداوند كسى نمىداند.»[۱۹]
تسبیح همه موجودات عالم
براساس آیات قرآن، تمامی موجودات عالم، زمین و آسمانهای هفتگانه،[۲۰] کسانی که نزد خداوند هستند،[۲۱] و هر شخصی که در آسمان و زمین وجود دارد،[۲۲] مشغول تسبیح خداوند هستند. در قرآن از تسبیح فرشتگان،[۲۳] کوهها و پرندگان،[۲۴] و تسبیح رعد [۲۵] سخن گفته شده است.
معنای تسبیح موجودات عالم
مفسران در معنای تسبیح همه موجودات عالم، اختلاف دارند. برخی میگویند همه اشیا و موجودات عالم، ذیشعور هستند و به راستی ذکر و تسبیح میگویند. این نظریه فیلسوف اسلامی صدر المتالهین است که میگوید همه موجودات به اندازه رتبه خودشان، سهمی از شعور و علم را دارند.[۲۶]
در مقابل عدهای این تسبیح را تکوینی میدانند و برای همه موجودات شعور قائل نیستند.[۲۷] اینان معتقدند تسبیح همان خضوع تكوينى هر موجودى در برابر اراده الهى است و سراسر هستى در برابر اراده و مشيت خداوند، خاضع بوده و در پذيرش وجود و پيروى از قوانينى كه خداوند براى آنها تعيين نموده، تسليم مىباشند. تسبیح در اینجا، فعلی تکوینی، فطری و واکنش هستی در مقابل جلال الهی است.[۲۸]
شیخ طوسی عقیده دارد تسبیح موجودات عاقل به زبان قال و لفظی است و در مورد حیوانات و جمادات که قوه ناطقه ندارند وجود آنها دلالت بر وحدانیت خداوند دارد. فخر رازی اعتقاد دارد تسبیح انسان به دو شیوه قولی و دلالی است و تسبیح بهایم به طریق دلالی.[۲۹] غزالی تسبیح موجودات غیرزنده و غیرعاقل (اعم از حیوان و نبات و جماد) را به معنای دلالت داشتن وجود او بر وجود خداوند یکتا میداند. اکثر مشایخ و نویسندگان صوفی همانند عامه اهل سنت و حدیث معتقد هستند که همه ذرات عالم، خداوند را واقعا تسبیح میکنند، منتهی به گونهای که همه کس نمیتوانند آن را بشنوند. به طور مثال در شرح شطحیات روزبهان بقلی آمده است که ابوالحسن نوری در مورد عوعوی سگی گفت: «ذکر حق است.» و خود روزبهان بقلی معتقد است این تسبیح را فقط خواص میتوانند درک کنند.[۳۰]
برخی عرفا از جمله روزبهان بقلی اعتقاد دارند همه موجودات واقعا و به زبان قال تسبیح خداوند میگویند اما همه کس نمیتواند آن را بشنود. و دیگرانی مانند ابوالقاسم قشیری و غزالی و شیخ محمود شبستری اذعان دارند موجودات غیر زنده از حیث دلالت خداوند را تسبیح میگویند.[۳۱]
منابع
- ↑ حسيني زبيدي، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق / مصحح: على، هلالى و سيرى، على، بیروت، ناشر: دارالفكر، چاپ اول، 1414 ق، ج۴، ص۷۵. قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1371 ش، ج۳، ص۲۱۲.
- ↑ سوره یونس، آیه۱۸. سوره نحل، آیه۱. سوره قصص، آیه۶۸.
- ↑ سوره بقره، آیه۱۱۶. سوره انعام، آیه۱۰۰. سوره نساء، آیه۱۷۱. سوره یونس، آیه۶۸.
- ↑ سوره اسراء، آیه۱۰۸.
- ↑ سوره اعراف، آیه۲۰۶.
- ↑ سوره احزاب، آیه۴۲.
- ↑ سوره طه، آیه۱۳۰. سوره ق، آیه۳۹. سوره طور، آیه ۴۸.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص ۳۳۸ و 339.
- ↑ آرام محمدرضا، شعور و تسبيح کيهاني در نگاه قرآني و ادبی، بهارستان سخن (ادبيات فارسي)، بهار و تابستان ۱۳۹۰، دوره ۷، شماره ۱۷، از صفحه ۱۹۷ تا صفحه ۲۱۸.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه ۹۱. سوره انبیاء. آیه ۱۲، سوره صافات. آیه ۱۵۹ و ۱۸۰. سوره زخرف، آیه ۸۲. سوره انعام، آیه ۱۰۰.
- ↑ سوره طور، آیه ۴۳. سوره قصص، آیه ۶۸. سوره توبه، آیه ۳۱. سوره یونس، آیه ۱۸. سوره نحل، آیه ۱. سوره روم، آیه ۴۰. سوره زمر، آیه ۶۷. سوره حشر، آیه ۲۳.
- ↑ سوره اسراء، آیه ۴۳. سوره مائده، آیه ۱۱۶.
- ↑ سوره فرقان آیه۱۸. سوره سبأ آیه ۴۱،
- ↑ سوره بقره آیه ۱۱۶. سوره یونس، آیه ۶۸. سوره انبیاء، آیه ۲۶. سوره نساء، آیه ۱۷۱. سوره مریم، آیه۳۵. سوره زمر، آیه ۴. سوره نحل، آیه ۵۷.
- ↑ سوره احزاب، آیه۴۲.
- ↑ سوره طه، آیه ۱۳۰. سوره ق، آیه ۳۹ و ۴۰؛ سوره طور، آیه ۴۸ و ۴۹؛ سوره انسان، آیه ۲۶؛ سوره واقعه، آیه ۹۶؛ سوره اعلی، آیه ۱؛ سوره حجر، آیه ۹۸.
- ↑ مغنيه، محمدجواد، ترجمه تفسير كاشف، مترجم: موسی دانش، قم، ناشر: دار الكتاب الإسلامي، چاپ اول، 1424 ه. ق، ج۵، ص254.
- ↑ ابوالفتوح رازى، حسين بن على، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، مشهد، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ج۱۳، ص۱۹۸.
- ↑ ابن طاووس، على بن موسى، ادب حضور(ترجمه فلاح السائل)، مترجم: محمد روحی، قم، انتشارات انصارى، چاپ اول، 1380 ش، ص۸۴.
- ↑ سوره اسراء، آیه۴۴.
- ↑ سوره اعراف، آیه۲۰۶.
- ↑ سوره نور، آیه۴۱.
- ↑ سوره فصلت، آیه۳۸. سوره بقره، آیه ۳۰.
- ↑ سوره انبیاء، آیه۷۹.
- ↑ سوره رعد، آیه ۱۳.
- ↑ سبحانى، جعفر، منشور جاويد، قم، موسسه امام صادق، چاپ اول، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۰۴
- ↑ مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن، ج۱، ص۲۶۲
- ↑ دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۵، ص۵۹۱۵
- ↑ مجتبی صفرعلیزاده، ذکر خاموشان، ادیان و عرفان سال ششم بهار ۱۳۸۹، شماره ۲۳.
- ↑ پور جوادی، نصرالله، زبان حال در عرفان و ادب پارسی، تهران، نشر نو، ۱۳۹۲، ص۱۲۲و ۱۲۳.
- ↑ مجتبی صفرعلیزاده، ذکر خاموشان، ادیان و عرفان سال ششم بهار ۱۳۸۹، شماره ۲۳.
