پرش به محتوا

حدیث «الجار ثم الدار»: تفاوت میان نسخه‌ها

Rezvani (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
فرج الله عباسی (بحث | مشارکت‌ها)
اصلاح ارقام
 
(۳۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{شروع متن}}
{{شروع متن}}
{{سوال}}
{{سوال}}
حدیث فاطمه زهرا که فرمود: {{عربی|الجار ثم الدار}} دو ایراد دارد؛ اول اینکه از نظر سند ضعیف است و دوم اینکه مطابقت با قرآن ندارد. چون تمام انبیا در قرآن دعا را از خود شروع کردند.
آیا حدیث مشهور به حدیث «الجار ثم الدار» از نظر سندی معتبر است و از نظر مفهومی صحیح است؟{{عربی}}{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
'''حدیث الجار ثم الدار''' روایتی است منسوب به فاطمه زهرا که در آن به اهمیت موقعیت همسایه در دعا کردن قبل از توجه به خود، اشاره شده است. هر چند این روایت از نظر سند ضعیف است و بیشتر راویان آن مجهول هستند اما محتوای آن تضادی با قرآن ندارد. در آیاتی از قرآن اشاره شده که حضرت ابراهیم اول برای دیگران دعا کرده است همچنین فرشتگان عرش همواره برای اهل ایمان دعا می کنند. خداوند به دعا کردن برای پدر و مادر هم سفارش کرده بدون اینکه بفرماید برای خود هم دعا کنید که همان مفاد اولویت دعا برای دیگران است.
{{درگاه|سنت|فاطمیه}}


==روایت اهمیت دعا برای همسایه==
'''اَلْجَارَ ثُمَّ الدَّار''' روایتی است منسوب به [[فاطمه زهرا(س)]] که در آن به اهمیت موقعیت همسایه و دیگران در دعا کردن قبل از توجه به خود، اشاره شده است. هر چند این روایت از نظر سند ضعیف است و بیشتر راویان آن مجهول هستند اما محتوای آن امری پذیرفتنی دانسته شده است. در آیاتی از قرآن اشاره شده که [[حضرت ابراهیم(ع) در قرآن|حضرت ابراهیم]](ع) اول برای دیگران [[دعا]] کرده است. همچنین [[فرشته|فرشتگان عرش]] همواره برای اهل ایمان دعا می‌کنند. خداوند به دعا کردن برای پدر و مادر هم سفارش کرده بدون اینکه بفرماید برای خود هم دعا کنید.
روایت الجار ثم الدار از روایات مشهور و منسوب به فاطمه زهرا(س) می‌باشد. در این روایت فاطمه زهرا(س) در حال دعا کردن برای همسایه هاست:
* از امام حسن مجتبی روایت شده است که فرمود: مادرم در شب جمعه‌ای تا صبح در محرابش به عبادت مشغول بود و برای مؤمنین و مومنات با ذکر نام‌شان زیاد دعا می‌کرد، اما برای خودش دعا نکرد. گفتم: مادرم! چرا همانگونه که به دیگران دعا می‌کنی به خودت دعا نمی‌کنی؟! فرمود: پسرم! اول همسایه بعد خانه.


==بررسی سند روایت==
==متن روایت==
شیخ صدوق در کتاب علل الشرائع در باب چرایی دعای حضرت زهرا(س) برای همسایگان، روایت {{عربی|الجار ثم الدار}} را با دو سند ذکر می‌کند:
[[امام حسین علیه‌السلام|امام حسین(ع)]] فرمود: از برادرم [[امام حسن مجتبی(ع)|امام حسن(ع)]] شنیدم که گفت: شبی از شب‌های جمعه، مادرم [[فاطمه(ع)]] را دیدم که در محراب خود به نماز ایستاده بود و همچنان در حال رکوع و سجده بود تا سپیده صبح پدیدار شد. شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می‌کرد و نام آنان را ذکر می‌نمود و بسیار برای‌شان دعا می‌کرد، اما برای خود چیزی نمی‌خواست. به او گفتم: ای مادرم! چرا برای خود دعا نمی‌کنی، همان‌طور که برای دیگران دعا می‌کنی؟ او فرمود:


* سند روایت اول: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْقَزْوِینِیُّ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ مَقْبُرَه قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَنْدَلُ بْنُ وَالِقٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْمَازِنِیُّ عَنْ عُبَادَه الْکُلَیْبِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ فَاطِمَه الصُّغْرَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَخِیهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ قَالَ ...<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ج‏۱، ص۱۸۱، باب ۱۴۵، باب العلة آلتی من أجلها کانت فاطمه تدعو لغیرها و لا تدعو لنفسها، حدیث۱.</ref>  
{{عربی بزرگ|يَا بُنَيَّ اَلْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ج‏۱، ص۱۸۲.</ref>
|ترجمه= فرزندم! اول همسایه، سپس خانه.}}


* سند روایت دوم: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْحَاکِمُ الْمَرْوَزِیُّ الْمُقْرِی قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْمُقْرِی أَبُو عَمْرٍو قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْمَوْصِلِیُّ بِبَغْدَادَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَاصِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو زَیْدٍ الْکَحَّالُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ ...<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ج‏۱، ص۱۸۱، باب ۱۴۵، باب العلة آلتی من أجلها کانت فاطمه تدعو لغیرها و لا تدعو لنفسها، حدیث۲.</ref>
==بررسی سند روایت==
 
شیخ صدوق در کتاب علل الشرائع روایت {{عربی| يَا بُنَيَّ الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ}} را با دو [[سلسله حدیث|سند]] ذکر می‌کند که با توجه به توثیق نشدن راویان این دو سند در [[کتاب‌های رجالی شیعه|کتاب‌های رجالی]]،
===بررسی سند اول===
<ref>نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث،ج۱، ص۴۵۲؛ ج۲، ص۲۴۴؛ ج۷، ص۴۴ و ص۲۶۴؛ ج۸، ص۳۹۰.</ref>
* عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْقَزْوِینِیُّ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ مَقْبُرَه: نام وی در کتاب های رجالی نیامده و مجهول است.<ref>نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، ابن مؤلف، چاپ اول، ۱۴۱۵ ق، ج۵، ص۴۴۳.</ref> سید ابوالقاسم خوئی نوشته است: وی از استادان شیخ صدوق بود.<ref>خوئی، ابو القاسم، معجم رجال الحدیث، بی جا، بی نا، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ ق، ج۱۳، ص۱۴۵.</ref> (یعنی کسی که شیخ صدوق از او روایت نقل کرده است)
<ref>بروجردی، علی، طرائف المقال، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق، ج۱، ص۱۵۹.</ref>
* مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِیُّ: در کتاب‌های رجالی هیچ اشاره‌ای به ثقه بودنش وجود ندارد.
<ref>جواهری، محمد، المفید من معجم رجال الحدیث، قم، مکتبه محلاتی، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق، ص۵۳۹.</ref>
* جَنْدَلُ بْنُ وَالِقٍ: در کتاب‌های رجالی نیامده است و مجهول است.<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، پیشین، ج۲، ص۲۴۴.</ref>
این روایت معتبر نمی‌باشد.
* مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْمَازِنِیُّ: در کتاب‌های رجالی نیامده است و مجهول است.<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، پیشین، ج۷، ص۲۶۴.</ref>
* عُبَادَه الْکُلَیْبِیِّ: برخی گفته‌اند ممکن است وی همان عباد بن صهیب باشد که اگر این باشد ثقه است و گر نه وی نیز مجهول است.
 
===بررسی سند دوم===
* أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْحَاکِمُ الْمَرْوَزِیُّ الْمُقْرِی: نام وی در هیچ کتاب رجالی نیامده و مجهول است.<ref>بروجردی، علی، طرائف المقال، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق، ج۱، ص۱۵۹؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، پیشین، ج۱، ص۴۵۲.</ref>
* مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْمُقْرِی أَبُو عَمْرٍو: نام وی در کتاب‌رجالی نیامده است.
* مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْمَوْصِلِیُّ بِبَغْدَادَ: نام وی در کتاب‌رجالی نیامده است.<ref>همان، ج۷، ص۴۴.</ref>
* مُحَمَّدُ بْنُ عَاصِمٍ: مجهول است.<ref>جواهری، محمد، المفید من معجم رجال الحدیث، قم، مکتبه محلاتی، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق، ص۵۳۹.</ref>
* أَبُو زَیْدٍ الْکَحَّالُ: نام وی در کتاب‌های رجالی نیست.<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، پیشین، ج۸، ص۳۹۰.</ref>
 
===نتیجه===
با توجه به توثیق نشدن راویان این دو سند و نیامدن نام بیشتر این روایان در کتاب‌های رجالی، اسناد این روایت غیر معتبر می‌باشد.
 
==بررسی تضاد حدیث با قرآن==
دعا کردن برای خود و دیگران در قرآن و روایات معتبر شیعه، سفارش شده است. در مفاد این روایت و مقدم کردن همسایه بر خود، با قرآن منافاتی وجود ندارد:
 
'''۱)''' اینکه در روایت حضرت زهرا اولویت در دعا برای همسایه سفارش شده است، سخنی منطقی و انسانی است و بدین معنا نیست که بعد از دعا به دیگران، برای خود دعا نشود؛ طبق این نظر جمله «ثم الدار» معنایش این است که برای خود نیز دعا کردن رواست.


'''۲)''' اهلبیت و کسانی که ایثار می کنند، همواره دیگران را بر خود مقدم می‌کنند؛ حتی در دعا کردن و این را از فضایل اخلاقی دانسته‌اند.
==بررسی مفهوم روایت==
 
'''۳)''' آیات قرآن هیچ دلالتی بر این ندارند که دعا برای خود، باید مقدم باشد. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بیانگر اولویت دعا برای دیگران هستند از جمله:
* دعای حضرت ابراهیم برای اهالی شهر مکه و دعا نکردن برای خود: {{عربی|وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ|ترجمه=و [یاد کنید] آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! این [مکان] را شهری امن قرار ده و اهلش را آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند از هر نوع میوه و محصول روزی بخش.}}<ref>(بقره: ۱۲۶).</ref>
* دعای حضرت ابراهیم اول برای دیگران بعد برای خود: {{عربی|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ|ترجمه=و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر [مکه] را منطقه ای امن قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بت ها دور بدار.}}<ref>(ابراهیم: ۳۵).</ref>
* دعای حضرت ابراهیم برای ذریه خود نه برای خود: {{عربی|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ|ترجمه=پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.}}<ref>(ابراهیم: ۳۷).</ref>
*دعای حاملان عرش الهی برای دیگران: فرشتگانی که عرش را حمل می کنند و آنان که پیرامون آن هستند، همراه سپاس و ستایش، پروردگارشان را تسبیح می گویند و به او ایمان دارند و برای اهل ایمان آمرزش می طلبند، [و می گویند:] پروردگارا! از روی رحمت و دانش همه چیز را فرا گرفته ای، پس آنان را که توبه کرده اند و راه تو را پیروی نموده اند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار.<ref>(غافر: ۹–۷).</ref>
** دستور خداوند برای دعا برای پدر و مادر: {{عربی|وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا|ترجمه=و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده..}}<ref>(إسراء: ۲۴).</ref>


=== دعاکردن برای دیگران در قرآن و روایات ===
{{همچنین ببینید|استغفار برای دیگران}}
دعا کردن برای دیگران در قرآن و روایات معتبر شیعه، سفارش شده است. در روایت حضرت زهرا اولویت در دعا برای همسایه سفارش شده است. این سخن به این معنا دانسته نشده است که بعد از دعا به دیگران، برای خود دعا نشود؛ طبق این نظر جمله «ثم الدار» معنایش این است که برای خود نیز دعا کردن درست است. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بیانگر اولویت دعا برای دیگران هستند:
* در آیه ۲۴ سوره إسراء، دستور خداوند برای دعا برای پدر و مادر بیان شده است: {{قرآن|وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا|ترجمه=و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده..}}
* در آیه ۱۲۶ سوره بقره، دعای حضرت ابراهیم برای اهالی شهر مکه و دعا نکردن برای خود بیان شده است: {{عربی|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ قَالَ وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ|ترجمه=آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! این [مکان] را شهری امن قرار ده و اهلش را آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند  از هر ثمره روزى ساز.}}
* در آیه ۳۷ سوره ابراهیم، دعای حضرت ابراهیم برای ذریه خود نه برای خود بیان شده است: {{قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ|ترجمه=پروردگارا، من برخی از ذرّیّه و فرزندان خود را به وادی بی‌کشت و زرعی نزد بیت‌الحرام تو مسکن دادم، پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس تو دلهایی از مردمان را به سوی آنها مایل گردان و به انواع ثمرات آنها را روزی ده، باشد که شکر تو به جای آرند.}}
*در آیه ۹–۷ سوره غافر، دعای [[حاملان عرش خداوند|حاملان عرش]] الهی برای دیگران بیان شده است: {{قرآن|الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ، رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ|ترجمه=كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى كنند و آنها كه پيرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبيح مى‏ گويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويده‏ اند طلب آمرزش مى كنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏ اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار، پروردگارا آنان را در باغهاى جاويد كه وعده‏ شان داده‏ اى با هر كه از پدران و همسران و فرزندان‌شان كه به صلاح آمده‏ اند داخل كن زيرا تو خود ارجمند و حكيمى، و آنان را از بدي‌ها نگاه دار و هر كه را در آن روز از بدي‌ها حفظ كنى البته رحمتش كرده‏‌اى و اين همان كاميابى بزرگ است.}}
{{پایان پاسخ}}
{{پایان پاسخ}}


خط ۵۳: خط ۳۴:
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
{{شاخه
{{شاخه
  | شاخه اصلی =
  | شاخه اصلی =حدیث
  | شاخه فرعی۱ =
  | شاخه فرعی۱ =فقه الحدیث
  | شاخه فرعی۲ =
  | شاخه فرعی۲ =دلالت حدیث
  | شاخه فرعی۳ =
  | شاخه فرعی۳ =
}}
}}
{{تکمیل مقاله
{{ارزیابی
  | شناسه =
  | شناسه = شد
  | تیترها =
  | عکس = <!--خالی | شد-->
  | ویرایش =
  | درگاه = شد
  | لینک‌دهی =
  | ادبیات = شد
  | ناوبری =
  | پیوند =شد
  | نمایه =
  | ناوبری = <!--خالی | شد-->
  | تغییر مسیر =
  | تغییرمسیر = شد
  | ارجاعات =
  | ارجاعات = <!--خالی | شد-->
  | بازبینی =
  | ارزیابی کمی = شد
  | تکمیل =
  | ارزیابی کیفی = <!--خالی | شد-->
  | اولویت =
  | اولویت = ج
  | کیفیت =
  | کیفیت = متوسط
}}
}}
{{پایان متن}}
{{پایان متن}}
[[رده:مقاله‌های پیشنهادی]]
[[es:Hadiz "el vecino, luego la casa"]]
{{#seo:
|title=الجار ثم الدار یعنی چه - روایت «الجار ثم الدّار» از حضرت فاطمه (س) - ویکی پاسخ
|title_mode=Replaced Title
|keywords=الجار ثم الدار
|description=حدیث «الجار ثم الدّار» اهمیت همسایه‌داری و رعایت حقوق دیگران را بیان می‌کند و پیام‌های اخلاقی و آموزنده این حدیث را در زندگی روزمره نشان می‌دهد.
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۹

سؤال
آیا حدیث مشهور به حدیث «الجار ثم الدار» از نظر سندی معتبر است و از نظر مفهومی صحیح است؟«»
درگاه‌ها


اَلْجَارَ ثُمَّ الدَّار روایتی است منسوب به فاطمه زهرا(س) که در آن به اهمیت موقعیت همسایه و دیگران در دعا کردن قبل از توجه به خود، اشاره شده است. هر چند این روایت از نظر سند ضعیف است و بیشتر راویان آن مجهول هستند اما محتوای آن امری پذیرفتنی دانسته شده است. در آیاتی از قرآن اشاره شده که حضرت ابراهیم(ع) اول برای دیگران دعا کرده است. همچنین فرشتگان عرش همواره برای اهل ایمان دعا می‌کنند. خداوند به دعا کردن برای پدر و مادر هم سفارش کرده بدون اینکه بفرماید برای خود هم دعا کنید.

متن روایت

امام حسین(ع) فرمود: از برادرم امام حسن(ع) شنیدم که گفت: شبی از شب‌های جمعه، مادرم فاطمه(ع) را دیدم که در محراب خود به نماز ایستاده بود و همچنان در حال رکوع و سجده بود تا سپیده صبح پدیدار شد. شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می‌کرد و نام آنان را ذکر می‌نمود و بسیار برای‌شان دعا می‌کرد، اما برای خود چیزی نمی‌خواست. به او گفتم: ای مادرم! چرا برای خود دعا نمی‌کنی، همان‌طور که برای دیگران دعا می‌کنی؟ او فرمود:

بررسی سند روایت

شیخ صدوق در کتاب علل الشرائع روایت «يَا بُنَيَّ الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ» را با دو سند ذکر می‌کند که با توجه به توثیق نشدن راویان این دو سند در کتاب‌های رجالی، [۲] [۳] [۴] این روایت معتبر نمی‌باشد.

بررسی مفهوم روایت

دعاکردن برای دیگران در قرآن و روایات

دعا کردن برای دیگران در قرآن و روایات معتبر شیعه، سفارش شده است. در روایت حضرت زهرا اولویت در دعا برای همسایه سفارش شده است. این سخن به این معنا دانسته نشده است که بعد از دعا به دیگران، برای خود دعا نشود؛ طبق این نظر جمله «ثم الدار» معنایش این است که برای خود نیز دعا کردن درست است. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بیانگر اولویت دعا برای دیگران هستند:

  • در آیه ۲۴ سوره إسراء، دستور خداوند برای دعا برای پدر و مادر بیان شده است: ﴿وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا؛ و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده..
  • در آیه ۱۲۶ سوره بقره، دعای حضرت ابراهیم برای اهالی شهر مکه و دعا نکردن برای خود بیان شده است: «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ قَالَ وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ؛ آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! این [مکان] را شهری امن قرار ده و اهلش را آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند از هر ثمره روزى ساز.»
  • در آیه ۳۷ سوره ابراهیم، دعای حضرت ابراهیم برای ذریه خود نه برای خود بیان شده است: ﴿رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ؛ پروردگارا، من برخی از ذرّیّه و فرزندان خود را به وادی بی‌کشت و زرعی نزد بیت‌الحرام تو مسکن دادم، پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس تو دلهایی از مردمان را به سوی آنها مایل گردان و به انواع ثمرات آنها را روزی ده، باشد که شکر تو به جای آرند.
  • در آیه ۹–۷ سوره غافر، دعای حاملان عرش الهی برای دیگران بیان شده است: ﴿الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ، رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ؛ كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى كنند و آنها كه پيرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبيح مى‏ گويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويده‏ اند طلب آمرزش مى كنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏ اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار، پروردگارا آنان را در باغهاى جاويد كه وعده‏ شان داده‏ اى با هر كه از پدران و همسران و فرزندان‌شان كه به صلاح آمده‏ اند داخل كن زيرا تو خود ارجمند و حكيمى، و آنان را از بدي‌ها نگاه دار و هر كه را در آن روز از بدي‌ها حفظ كنى البته رحمتش كرده‏‌اى و اين همان كاميابى بزرگ است.


منابع

  1. شیخ صدوق، علل الشرائع، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ج‏۱، ص۱۸۲.
  2. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث،ج۱، ص۴۵۲؛ ج۲، ص۲۴۴؛ ج۷، ص۴۴ و ص۲۶۴؛ ج۸، ص۳۹۰.
  3. بروجردی، علی، طرائف المقال، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق، ج۱، ص۱۵۹.
  4. جواهری، محمد، المفید من معجم رجال الحدیث، قم، مکتبه محلاتی، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق، ص۵۳۹.