پرش به محتوا

مقصود از خیانت همسران نوح(ع) و لوط(ع) در قرآن

از ویکی پاسخ
سؤال

مقصود از خیانتِ زن حضرت لوط و نوح که در قرآن کریم آمده چیست؟

خیانت همسران نوح(ع) و لوط(ع) که در قرآن گفته شده را در کفر و همکاری این زنان با دشمنان دانسته‌اند.[۱] این زنان اسرار خانه را به دشمنان پیامبران می‌رساندند.[۱] مفسران معتقدند مقصود از خیانت همسران نوح و لوط، اعمال منافی عفت مانند زنا نیست، بلکه همکاری با مشرکان بوده به نحوی که همسر نوح، او را دیوانه خطاب کرده و اسرار او را به مشرکان می‌گفت. همسر لوط نیز ستم‌کاران را به سوی همسرش فرستاد و آمدن میهمان برای لوط را به آنان گفت.[۲]

قرآن در سوره تحریم به خیانت همسران نوح و لوط، اشاره کرده‌است:﴿خداوند برای کسانی که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط، مَثَل زده‌است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند.﴾(تحریم:۱۰) مفسران با استناد به دو دلیل ذیل، معنای خیانت در این آیه را امور غیر جنسی دانسته‌اند و معتقد هستند کافر بودن این همسران، همکاری با مشرکان و اذیت کردن همسرانشان معنای خیانت است:

شفیع واقعی برای انسان، عمل صالح است. خانواده حتی اگر پیامبران و اولیاء باشند به تنهایی موجب شفاعت نمی‌شوند. (همان‌گونه که) عمل همسر لوط و همسر نوح بد بود، و وارد جهنم شدند.[۳]

  • سخن از زنان حضرت نوح و حضرت لوط (ع) در توبیخ دو همسر پیامبر اسلام(ص) است که در ماجرای افشای اسرار و آزار آن حضرت مقصر بودند.[۴] مثال آوردن داستان همسران حضرت لوط و حضرت نوح (ع) با داستان افشای اسرار خانه پیامبر(ص) را شاهد بر نوع خیانت همسران نوح و لوط در افشای اسرار خانه دانسته‌اند.[۵]
  • روایتی از پیامبر اسلام نقل شده که همسر هیچ پیامبری، هرگز آلوده به عمل منافی عفت نشده‌است.[۶]

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۳۰۱، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، 1371 ه. ش‏، ۱۳۷۴ش.
  2. ↑ مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، ج۷، ص۳۶۸، قم، دار الكتاب الإسلامي‏، چاپ اول، 1424 ه. ق‏، ۱۴۲۴ق.
  3. ↑ مدرسی، من هدی القرآن، ج‏۱۶، ص۱۱۸، تهران، دار محبی الحسین، ۱۴۱۹ق.
  4. ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۳۴۳، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‏، چاپ دوم، 1390 ه. ق‏، ۱۴۱۷ق.
  5. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۳۰۲، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، 1371 ه. ش‏، ۱۳۷۴ش.
  6. ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۳۰۱، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، 1371 ه. ش‏، ۱۳۷۴ش.