تغییر ضمیر در دعا: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی پاسخ
(ابرابزار)
(ابرابزار)
خط ۱۰: خط ۱۰:
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
{{پاسخ}}
{{پاسخ}}
در ابتدا باید معنای بدعت مشخص شود؛ بدعت یعنی چیزی را که جزء دین نیست وارد دین کنیم و جزء آن بدانیم. مرحوم شیخ کلینی رضی الله عنه از عبدالرحیم قصیر نقل کرده است که: دخلت علی أبی عبدالله(ع) فقلت: جعلت فداک إنی اخترعت دعاء قال: دعنی من اختراعک. خدمت حضرت صادق(ع) رسیدم و عرض کردم فدایت شوم من از پیش خود دعایی اختراع کرده‌ام حضرت فرمود رها کن مرا از اختراع خود (یعنی آن را کنار گذار و برای من نقل مکن و نگذاشت که آن دعای جمع کرده خود را نقل کند و امام صادق(ع) برای او دستورالعملی بیان کردند).<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دارالکتب الاسلامیه، آخوندی، چاپ سوم، سال ۱۳۶۷ هجری، ج۳، ص۴۷۶، ح۱.</ref>


و شیخ صدوق از عبدالله بن سنان روایت کرده که گفت: قال أبو عبدالله(ع): ستصیبکم شبهه فتبقون بلا علم یری، و لا إمام هدی و لاینجو منها إلا من دعا بدعاء الغریق، قلت: کیف دعاء الغریق؟ قال: یقول: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک، فقلت: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک قال: إن الله عزوجل مقلب القلوب و الابصار و لکن قل کما أقول لک: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.
== معنای بدعت ==
بدعت یعنی چیزی را که جزء دین نیست وارد دین کنیم و جزء آن بدانیم. مرحوم شیخ کلینی رضی الله عنه از عبدالرحیم قصیر نقل کرده است که: دخلت علی أبی عبدالله(ع) فقلت: جعلت فداک إنی اخترعت دعاء قال: دعنی من اختراعک. خدمت حضرت صادق(ع) رسیدم و عرض کردم فدایت شوم من از پیش خود دعایی اختراع کرده‌ام حضرت فرمود رها کن مرا از اختراع خود (یعنی آن را کنار گذار و برای من نقل مکن و نگذاشت که آن دعای جمع کرده خود را نقل کند و امام صادق(ع) برای او دستورالعملی بیان کردند).<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دارالکتب الاسلامیه، آخوندی، چاپ سوم، سال ۱۳۶۷ هجری، ج۳، ص۴۷۶، ح۱.</ref>


حضرت صادق(ع) فرمود که: خواهد رسید به شما شبهه، پس بدون نشانه و راهنما و پیشوای هدایت کننده می‌مانید و نجات نمی‌یابد در آن شبهه مگر کسی که بخواند دعای غریق را گفتم چگونه است دعای غریق فرمود می‌گویی: یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبت قلبی علی دینک پس گفتم یا مقلب القلوب و الأبصار ثبت قلبی علی دینک حضرت فرمود بدرستی که خداوند عز و جل مقلب قلوب و ابصار است لکن بگو چنان‌که من می‌گویم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ هجری، ص۳۵۲، ح۴۹.</ref>
شیخ صدوق از عبدالله بن سنان روایت کرده که گفت: قال أبو عبدالله(ع): ستصیبکم شبهه فتبقون بلا علم یری، و لا إمام هدی و لاینجو منها إلا من دعا بدعاء الغریق، قلت: کیف دعاء الغریق؟ قال: یقول: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک، فقلت: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک قال: إن الله عزوجل مقلب القلوب و الابصار و لکن قل کما أقول لک: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک. حضرت صادق(ع) فرمود که: خواهد رسید به شما شبهه، پس بدون نشانه و راهنما و پیشوای هدایت کننده می‌مانید و نجات نمی‌یابد در آن شبهه مگر کسی که بخواند دعای غریق را گفتم چگونه است دعای غریق فرمود می‌گویی: یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبت قلبی علی دینک پس گفتم یا مقلب القلوب و الأبصار ثبت قلبی علی دینک حضرت فرمود بدرستی که خداوند عز و جل مقلب قلوب و ابصار است لکن بگو چنان‌که من می‌گویم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ هجری، ص۳۵۲، ح۴۹.</ref>


مرحوم حاج شیخ عباس قمی، در کتاب مفاتیح بعد از نقل زیارت وارث چنین بیان می‌کند: این زیارت، معروف به زیارت وارث است و مأخذش کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی است که از کتب بسیار معتبره معروفه نزد علما است و من این زیارت را بلاواسطه از همان کتاب شریف نقل کردم آخر زیارت شهدا همین بود که ذکر شد «فیا لیتنی کنت معکم فأفوز معکم» پس این زیادتیها که بعضی بعد از این ذکر کرده‌اند «فی الجنان مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا السلام علی من کان فی الحائر منکم و علی من لم یکن فی الحائر معکم» تمامی اینها زیادی است، شیخ ما در کتاب لؤلؤ و مرجان فرموده: این کلمات که متضمن چند دروغ واضح است علاوه بر جسارت ارتکاب بر بدعت و جسارت افزودن بر فرموده امام(ع)، چنان شایع و متعارف شده که البته چند هزار مرتبه در شب و روز در حضور مرقد منور ابی عبد الله الحسین(ع) و محضر ملائکه مقربین و مطاف انبیا و مرسلین(ع) به آواز بلند خوانده می‌شود و احدی بر ایشان ایراد نمی‌کند و از گفتن این دروغ و ارتکاب این معصیت نهی نمی‌نمایند.<ref>قمی، عباس، مفاتیح الجنان، سازمان انتشارات جاویدان، کتاب فروشی محمد حسن علمی، ص۸۵۴–۸۵۹.</ref>
مرحوم حاج شیخ عباس قمی، در کتاب مفاتیح بعد از نقل زیارت وارث چنین بیان می‌کند: این زیارت، معروف به زیارت وارث است و مأخذش کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی است که از کتب بسیار معتبره معروفه نزد علما است و من این زیارت را بلاواسطه از همان کتاب شریف نقل کردم آخر زیارت شهدا همین بود که ذکر شد «فیا لیتنی کنت معکم فأفوز معکم» پس این زیادتیها که بعضی بعد از این ذکر کرده‌اند «فی الجنان مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا السلام علی من کان فی الحائر منکم و علی من لم یکن فی الحائر معکم» تمامی اینها زیادی است، شیخ ما در کتاب لؤلؤ و مرجان فرموده: این کلمات که متضمن چند دروغ واضح است علاوه بر جسارت ارتکاب بر بدعت و جسارت افزودن بر فرموده امام(ع)، چنان شایع و متعارف شده که البته چند هزار مرتبه در شب و روز در حضور مرقد منور ابی عبد الله الحسین(ع) و محضر ملائکه مقربین و مطاف انبیا و مرسلین(ع) به آواز بلند خوانده می‌شود و احدی بر ایشان ایراد نمی‌کند و از گفتن این دروغ و ارتکاب این معصیت نهی نمی‌نمایند.<ref>قمی، عباس، مفاتیح الجنان، سازمان انتشارات جاویدان، کتاب فروشی محمد حسن علمی، ص۸۵۴–۸۵۹.</ref>

نسخهٔ ‏۸ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۱۶

سؤال

دعاهایی که در مفاتیح آمده است مثلاً زیارت عاشورا آیا می‌شود به جای جمله «اللهم ارزقنی شفاعه الحسین» ضمیر را به صورت جمع بیاوریم «اللهم ارزقنا شفاعه الحسین» یا در جاهای دیگر مثلاً «یا مقلب القلوب ثبت قلبی» را «ثبت قلوبنا» بگوئیم آیا این بدعت است یا نه؟


معنای بدعت

بدعت یعنی چیزی را که جزء دین نیست وارد دین کنیم و جزء آن بدانیم. مرحوم شیخ کلینی رضی الله عنه از عبدالرحیم قصیر نقل کرده است که: دخلت علی أبی عبدالله(ع) فقلت: جعلت فداک إنی اخترعت دعاء قال: دعنی من اختراعک. خدمت حضرت صادق(ع) رسیدم و عرض کردم فدایت شوم من از پیش خود دعایی اختراع کرده‌ام حضرت فرمود رها کن مرا از اختراع خود (یعنی آن را کنار گذار و برای من نقل مکن و نگذاشت که آن دعای جمع کرده خود را نقل کند و امام صادق(ع) برای او دستورالعملی بیان کردند).[۱]

شیخ صدوق از عبدالله بن سنان روایت کرده که گفت: قال أبو عبدالله(ع): ستصیبکم شبهه فتبقون بلا علم یری، و لا إمام هدی و لاینجو منها إلا من دعا بدعاء الغریق، قلت: کیف دعاء الغریق؟ قال: یقول: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک، فقلت: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک قال: إن الله عزوجل مقلب القلوب و الابصار و لکن قل کما أقول لک: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک. حضرت صادق(ع) فرمود که: خواهد رسید به شما شبهه، پس بدون نشانه و راهنما و پیشوای هدایت کننده می‌مانید و نجات نمی‌یابد در آن شبهه مگر کسی که بخواند دعای غریق را گفتم چگونه است دعای غریق فرمود می‌گویی: یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبت قلبی علی دینک پس گفتم یا مقلب القلوب و الأبصار ثبت قلبی علی دینک حضرت فرمود بدرستی که خداوند عز و جل مقلب قلوب و ابصار است لکن بگو چنان‌که من می‌گویم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.[۲]

مرحوم حاج شیخ عباس قمی، در کتاب مفاتیح بعد از نقل زیارت وارث چنین بیان می‌کند: این زیارت، معروف به زیارت وارث است و مأخذش کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی است که از کتب بسیار معتبره معروفه نزد علما است و من این زیارت را بلاواسطه از همان کتاب شریف نقل کردم آخر زیارت شهدا همین بود که ذکر شد «فیا لیتنی کنت معکم فأفوز معکم» پس این زیادتیها که بعضی بعد از این ذکر کرده‌اند «فی الجنان مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا السلام علی من کان فی الحائر منکم و علی من لم یکن فی الحائر معکم» تمامی اینها زیادی است، شیخ ما در کتاب لؤلؤ و مرجان فرموده: این کلمات که متضمن چند دروغ واضح است علاوه بر جسارت ارتکاب بر بدعت و جسارت افزودن بر فرموده امام(ع)، چنان شایع و متعارف شده که البته چند هزار مرتبه در شب و روز در حضور مرقد منور ابی عبد الله الحسین(ع) و محضر ملائکه مقربین و مطاف انبیا و مرسلین(ع) به آواز بلند خوانده می‌شود و احدی بر ایشان ایراد نمی‌کند و از گفتن این دروغ و ارتکاب این معصیت نهی نمی‌نمایند.[۳]

با توجه به روایاتی که در این مورد وارد شده‌اند و سیره علما در نقل روایت، معلوم می‌شود آنچه که از طریق امامان معصوم(ع) وارد شده باید خوانده شود و دخل و تصرف در آن جایز نیست، به خصوص اگر به قصد نسبت دادن آن دعا به امام(ع) باشد که در این صورت علاوه بر نسبت دروغ به امام(ع) دادن، بدعت بزرگی را شخص تصرف کننده مرتکب می‌شود.


مطالعه بیشتر

۱. لوءلوء مرجان، میرزا حسین نوری.


منابع

  1. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دارالکتب الاسلامیه، آخوندی، چاپ سوم، سال ۱۳۶۷ هجری، ج۳، ص۴۷۶، ح۱.
  2. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ هجری، ص۳۵۲، ح۴۹.
  3. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، سازمان انتشارات جاویدان، کتاب فروشی محمد حسن علمی، ص۸۵۴–۸۵۹.