الگو بودن حضرت فاطمه برای امام زمان: تفاوت میان نسخه‌ها

(تکمیل اولیه مقاله)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
درباره الگو بودن [[حضرت فاطمه(س)|حضرت زهرا(س)]] برای امام زمان(ع) می‌توان گفت:
درباره الگو بودن [[حضرت فاطمه(س)|حضرت زهرا(س)]] برای امام زمان(ع) می‌توان گفت:
* حضرت زهرا(س) با هیچ حاکم ظالمی بیعت نکرد.<ref>ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۴۶.</ref> [[حضرت مهدی(ع)]] هم بیعت هیچ سلطان ستمگری را بر گردن ندارد.<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۸۵. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۲۷۳، باب۲۸، حدیث۶.</ref>
* حضرت زهرا(س) با هیچ حاکم ظالمی بیعت نکرد.<ref>ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۴۶.</ref> [[حضرت مهدی(ع)]] هم بیعت هیچ سلطان ستمگری را بر گردن ندارد.<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۸۵. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۲۷۳، باب۲۸، حدیث۶.</ref>
* برخی از شیعیان امامت ایشان را نمی‌پذیرفتند. حضرت در جواب آنها فرمود که اگر مجاز بودم، آن چنان می‌کردم که حق بر شما آشکار گردد به گونه‌ای که هیچ شکی بر شما باقی نماند؛ اما مقتدای من حضرت زهرا(س) است.<ref name=":0"/> با اینکه حق حکومت از [[امیرالمؤمنین|امیرمومنان(ع)]] سلب شد، حضرت زهرا(س) هیچ‌گاه برای بازگرداندن خلافت، از اسباب غیرعادی([[معجزه |معجزه الهی]]) استفاده نکرد. امام زمان(ع) نیز از ایشان پیروی می‌کند و برای احقاق حق در این دورانT راه‌های غیرعادی را نمی‌پیماید و منتظر می‌ماند تا زمینه ظهور با اسباب عادی فراهم گردد.
* برخی از شیعیان امامت ایشان را نمی‌پذیرفتند. حضرت در جواب آنها فرمود که اگر مجاز بودم، آن چنان می‌کردم که حق بر شما آشکار گردد به گونه‌ای که هیچ شکی بر شما باقی نماند؛ اما مقتدای من حضرت زهرا(س) است.<ref name=":0"/> با اینکه حق حکومت از [[امیرالمؤمنین|امیرمومنان(ع)]] سلب شد، حضرت زهرا(س) هیچ‌گاه برای بازگرداندن خلافت، از اسباب غیرعادی([[معجزه |معجزه الهی]]) استفاده نکرد. امام زمان(ع) نیز از ایشان پیروی می‌کند و برای احقاق حق در این دوران، راه‌های غیرعادی را نمی‌پیماید و منتظر می‌ماند تا زمینه ظهور با اسباب عادی فراهم گردد.


روایت دو ایراد اساسی دارد که قابل استناد بودن آن را مورد تردید قرار می‌دهد:
روایت دو ایراد اساسی دارد که قابل استناد بودن آن را مورد تردید قرار می‌دهد:

نسخهٔ ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۳۷

سؤال

امام عصر علیه السلام فرمود: «وَ فِی ابْنَه رَسُولِ اللَّهِ لِی أُسْوَه حَسَنَه؛ در دختر رسول‌الله برای من الگوی حسنه‌ای وجود دارد» آیا این مطلب از جهت سند صحت دارد؟ در چه مواردی حضرت صدیقه الگوی حضرت حجت هستند؟

شیخ طوسی در کتاب الغیبه روایتی نقل می‌کند که عده‌ای از شیعیان با فردی به نام ابن ابی غانم قزوینی درباره وجود امام زمان(ع) بحث کردند و ابن ابی غانم می‌گفت امام حسن عسکری(ع) از دنیا رفت و فرزندی از او باقی نمانده است؛ شیعیان به امام عصر(ع) نامه نوشتند و آن حضرت در پاسخ راهنمایی‌هایی کرد؛ از جمله فرمود:

درباره الگو بودن حضرت زهرا(س) برای امام زمان(ع) می‌توان گفت:

  • حضرت زهرا(س) با هیچ حاکم ظالمی بیعت نکرد.[۲] حضرت مهدی(ع) هم بیعت هیچ سلطان ستمگری را بر گردن ندارد.[۳]
  • برخی از شیعیان امامت ایشان را نمی‌پذیرفتند. حضرت در جواب آنها فرمود که اگر مجاز بودم، آن چنان می‌کردم که حق بر شما آشکار گردد به گونه‌ای که هیچ شکی بر شما باقی نماند؛ اما مقتدای من حضرت زهرا(س) است.[۱] با اینکه حق حکومت از امیرمومنان(ع) سلب شد، حضرت زهرا(س) هیچ‌گاه برای بازگرداندن خلافت، از اسباب غیرعادی(معجزه الهی) استفاده نکرد. امام زمان(ع) نیز از ایشان پیروی می‌کند و برای احقاق حق در این دوران، راه‌های غیرعادی را نمی‌پیماید و منتظر می‌ماند تا زمینه ظهور با اسباب عادی فراهم گردد.

روایت دو ایراد اساسی دارد که قابل استناد بودن آن را مورد تردید قرار می‌دهد:

  • علی بن ابراهیم رازی آخرین راوی حدیث، می‌گوید: فرد ثقه‌ای به من گفت[۱] و مشخص نکرده است این فرد چه کسی بوده است. روایت از این جهت مرسل است.
  • احمد بن علی رازی یکی از راویان این حدیث، ثقه نیست و متهم به غلو می‌باشد.[۴] حسین بن علی قمی مجهول است.[۵] نام محمد بن علی بن بنان،[۶] علی بن محمد بن عبده،[۷] و علی بن ابراهیم رازی[۸] در کتب رجال نیامده است.

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ طوسى، محمد، الغيبه (كتاب الغيبه للحجه)، قم، دار المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص۲۸۵.
  2. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۴۶.
  3. ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۸۵. ابن بابویه، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۲۷۳، باب۲۸، حدیث۶.
  4. حر عاملی، محمد، الرجال، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول، ۱۴۲۷ق، ص۵۲. ساعدی، حسین، الضعفاء من رجال الحدیث، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۲۱۳.
  5. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۳۱ق، ج۲۲، ص۳۴۰.
  6. نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، فرزند مؤلف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۲۱۹.
  7. نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، فرزند مؤلف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۴۵۷.
  8. نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، فرزند مؤلف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۲۷۴.