پرش به محتوا

قول سدید

نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۰۷ توسط A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
سؤال

قول سدید که در سورهٔ احزاب، آیه ی۷۰ آمده است به چه معنا است، توضیح دهید؟


متن آیه

قول سدید

الف) مراد از قول سدید: کلمهٔ (سدید) از مادهٔ سداد، به معنای اصابت رأی و داشتن رشاد است. و بنابر این، قول سدید، عبارت است از کلامی که هم مطابق با واقع باشد و هم لغو نباشد. سخن فایده بخشی که فایده اش چون سخن چینی و امثال آن، غیر مشروع نباشد. پس بر مؤمن لازم است که به راستی آنچه می‌گوید مطمئن باشد و نیز گفتار خود را بیازماید، که لغو یا مایهٔ فساد نباشد.[۱]

ب) (قول سدید) از ماده (سدّ) به معنای محکم و استوار و خلل ناپذیر و موافق حق و واقع است، سخنی که هم چون یک سدّ محکم، جلو امواج فساد و باطل را می‌گیرد و اگر بعضی از مفسران آن را به معنای (صواب) و بعضی به معنای «خالص بودن از کذب و لغو» یا هماهنگ بودن ظاهر و باطن یا صلاح و رشاد و مانند آن تفسیر کرده‌اند، همه به معنای جامع فوق بر می‌گردد.[۲]

ج) قول سدید: سخنی درست و استوار و به دور از دروغ و تباهی بر زبان آورید، سخنی که از باطل گرایی و بیهوده گویی به دور و قالب و محتوای آن پاک و خالصانه باشد. به باور برخی، منظور از واژهٔ «حسن» این است که سخنبه زبان آوردن صادقانه، لا اله الا الله یا اصل توحید و توحیدگرایی است.[۳]

نتیجه این که قول سدید: یعنی قولی که محکم، صحیح و درست و به دور از دروغ و باطل و مطابق با واقع و دارای فایده باشد.

در پایان یادکرد این نکته لازم و ضروری است که: که با توجه به، آیه ی۷۱ سورهٔ احزاب، نتیجه قول درست و صحیح و قول حق و واقع گفتن، این است که خداوند کارهایمان را برای ما شایسته می‌گرداند و گناهان انسان را می‌بخشد.[۴] آری اگر شما پروای خدا را پیشه سازید و بر اساس حق و عدالت سخن بگویید. خدای فرزانه با مهر و لطف خویش کارهای شما را اصلاح می‌کند و گناهانتان را می‌بخشد، چرا که ره آورد درست اندیشی و گفتار درست، این است.

امام علی ـ(ع) ـ می‌فرماید: راستگو در آستانهٔ نجات و بزرگواری است و دروغگو در لبهٔ پرتگاه و خواری.[۵]

امام سجاد ـ(ع) ـ می‌فرماید: گفتار نیک، دارایی را زیاد می‌کند و روزی را افزایش می‌دهد و اجل را به تأخیر می‌اندازد و انسان را نزد خانواده محبوب می‌گرداند و (شخص) را به بهشت می‌برد.[۶]


مطالعه بیشتر

تفسیر روان جاوید در تفسیر قرآن، آیت الله حاج میرزا محمد ثقفی تهرانی، ج۴

تفسیر نور آقای محسن قرائتی، ص۴۰۹ و ۴۱۰، ج۹


منابع

  1. ↑ طباطبائی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم موسوی همدانی، سید محمد باقر، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، چاپخانه دفتر انتشارات، ج۱۶، ص۵۲۳.
  2. ↑ آیت الله مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ناشر دار الکتب الاسلامیه، چاپ یازدهم، بهار سال ۱۳۷۳، چاپ خانه مدرسه امیر المؤمنین ـ(ع) ـ، ج۱۷، ص۴۴۷.
  3. ↑ علامه طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع البیان، چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، سال ۱۳۸۰، مترجم کرمی، علی، ج۱۱، ص۵۸۸.
  4. ↑ همه سه منبع فوق، با آدرس فوق.
  5. ↑ محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحکمه، ۱ جلدی، تلخیص، حسینی، سید حمید، ناشر سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، ص۳۱۵، ح۳۴۷۸.
  6. ↑ همان، ص۴۹۹، حدیث شماره ۵۶۲۰.