زندگی معنوی آیتالله سید علی خامنهای
چگونه رهبر انقلاب که درگیر مسائل سیاسی و حکمرانی اند، می توانستند مسائل معنوی ، اخلاقی و عبادی خود را نیز داشته باشند؟

رهبر انقلاب با وجود اشتغال گسترده به مسائل سیاسی و حکمرانی، به دلیل برخورداری از پشتوانه عمیق معنوی و صفای روح، توانستند معنویت، اخلاق و عبادت را در زندگی فردی و اجتماعی خود حفظ کنند. سیره شخصی ایشان—از جمله سادگی، دوری از زخارف دنیا، برخوردهای پدرانه و توصیههای مستمر به اخلاق و تقوا—نشاندهنده پیوند عمیق میان رهبری سیاسی و معنویت بود. ایشان معنویت و تقوا را راهبرد اصلی در تربیت جامعه و پیشرفت کشور میدانستند و همواره بر تقوای فردی و اجتماعی تأکید داشتند؛ بهگونهای که حتی در میان بحرانها و کشمکشهای سیاسی نیز از مرزهای اخلاق و معنویت فاصله نگرفتند و تلاش کردند این روحیه را در جامعه و میان مسئولان و جوانان گسترش دهند.
دوران رهبری آیتالله خامنهای
راهبری نظام اسلامی که بر پایه معنویت و صفای روح استوار شده و به دنبال ساختن انسان و تحقق حیاة طیبه است، رهبری را می طلبد که الگوی عملی و نمونه عینی معنویت و صفای روح و عصاره فضایل و ارزش های الهی و انساني باشد و این شاخصه در زندگی، منش و سیره رهبری کاملاً مشهود بود. زندگی او، کلام او، برخوردهای پدرانه او، سادگی و بی آلایشی او، دوری از زخارف دنیوی، توصیه های او و... به تاسی از مراد خود حضرت امام، از او نمونه عملی و کامل معنویت و صفای روح ساخته بود که این معنویت و صفای در سیمای او نمایان بود که حتی غیر مسلمانان را مجذوب خود نموده بود.[۱]
راهبری نظام اسلامی که بر پایه معنویت و صفای روح استوار شده و به دنبال ساختن انسان و تحقق حیاة طیبه است، رهبری را می طلبد که الگوی عملی و نمونه عینی معنویت و صفای روح و عصاره فضایل و ارزش های الهی و انساني باشد و این شاخصه در زندگی، منش و سیره رهبری کاملاً مشهود بود. زندگی او، کلام او، برخوردهای پدرانه او، سادگی و بی آلایشی او، دوری از زخارف دنیوی، توصیه های او و... به تاسی از مراد خود حضرت امام، از او نمونه عملی و کامل معنویت و صفای روح ساخته بود که این معنویت و صفای در سیمای او نمایان بود که حتی غیر مسلمانان را مجذوب خود نموده بود.[۱]
ایشان با چنین پشتوانه معنوی و صفای روحی در جایگاه رهبری از هر فرصتی برای تزریق معنویت و صفای روحانی به جامعه استفاده می کردند. توصیه به اخلاق و معنویت یکی از توصیه های همیشگی قائد شهید ما به مسئولان، مردم و به ویژه جوانان بود. معنویت راهبرد ایشان در تربیت جامعه و اعتلای امت اسلامی بود و معتقد بودند عنصر «تقوی» برآورنده همه آنچه خواهد بود که مربوط به ساحت معنویت است. از اینرو، بر تقوای اجتماعی در کنار تقوای فردی تکیه و تأکید کردهاند. (بیانات 19/11/69) در همه دوران زعامت و رهبری ایشان با وجود فراز و فرودهای گوناگون، بحران ها و فتنه ها، کش و قوس های سیاسی و حضور افکار و سلایق سیاسی متفاوت و جریان های سیاسی مختلف، پا از مرز معنویت، اخلاق و صفای روحی بیرون نگذاشتند.[۱]
رهبر شهید ما به همان اندازه که نسبت به کسب علم و دانش و پیشرفت و خودباوری و... تأکید داشتند، نسبت به اخلاق و معنویت دغدغه داشتند. محوریت اخلاق و معنویت در اندیشه و عمل ایشان تا جایی بود که از نظر ایشان نتیجه ترسیم الگوی پیشرفت، باید معنویت و ساختن زندگی شایسته انسان باشد.«ما بایستی این الگو(الگوی پیشرفت) را جوری تنظیم کنیم که نتیجه آن این باشد که جامعه ایرانی ما به سمت معنویت بیشتر پیش برود. معنویت نه با علم نه با سیاست نه با آزادی نه با عرصه هاي ديگر هيچ منافاتی ندارد، بلکه معنویت روح تمام اینهاست. می توان با معنویت قله های علم را صاحب شد و فتح کرد؛ یعنی معنویت هم وجود داشته باشد، علم هم وجود داشته باشد. دنیا در آن صورت دنیای انسانی خواهد شد؛ دنیایی خواهد شد که شایسته زندگی انسان است»(بیانات در نخستین نشست اندیشه های راهبردی؛ ۱۰ آذر ۱۳۸۹)[۱]
در روزگاری که دنیای مادی و تفکر آلوده سکولار به دنبال زدودن معنویت و اخلاق از زندگی انسان و تنزل او به حیوانیت است. این جمهوری اسلامی است که با هدایت رهبری روزنه نور معنویت و صفای روح را به کالبد تاریک بشريت تابانده و الهام بخش بشريت رها شده در گرداب فساد و تاریکی است. در روزگاری که فاسد ترین و بی آبروترین افراد در رأس نظام سلطه قرار دارند و دنیا را تبدیل به جنگلی بی قاعده کرده اند، افتخار ما رهبری است که عصاره اخلاق، معنویت و صفا و ارزش های الهی و انسانی است.[۱]
معنویت و صفای روحی رهبری در وجود رهبری چنان متبلور بود که پوتین رئیس جمهور روسیه در نخستین سفری که به کشورمان داشت، در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایران پرسید، گفت: «من مسیح را ندیدهام، اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خواندهام، من مسیح را در رهبری ایران دیدم».[۱]
کوفیعنان، دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد نیز در مورد معنویت رهبری می گوید:«در ملاقات با آقای خامنهای احساس کردم که کسی را مثل او ندیدهام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد و از معنویات چیزی نداشته باشد! با دیدن آقای خامنهای هم آن شخصیتهایی که مرا جلب کرده بودند فراموش کردم و تحت تأثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم. من شخصیتهای معنوی در دنیا زیاد دیده بودم، ولی هیچیک، از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند. با دیدن آقای خامنهای قداست آن شخصیتهای سیاسی از ذهن من پاک شد.»[۱]
