پرش به محتوا

بررسی روایات با موضوع مذمت زنان: تفاوت میان نسخه‌ها

جایگزینی متن - ' | ارجاعات =' به ' | ارجاعات = | بازبینی نویسنده = '
A.rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:
'''حدیث اول''' را [[شیعه]] و [[سنی]] نقل کردند که: «لولا النساء لعُبدَ اللهُ حقّاً حقّاً».<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، ج۲۰، ص۳۵، حکومت ۲۴۹۶۲؛ کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرساله، ج۱۶، ص۲۸۶، حکومت ۴۴۴۹۸.</ref> علی بن جوزی از علمای اهل سنّت در کتاب «الموضوعات» بعد از نقل حدیث بیان می‌کند: این حدیث اصل ندارد، چون که در سندش عبدالرحیم فرزند زید است، سپس، کلام چند نفر را درمورد عبدالرحیم بیان می‌کند که: یحیی گفته عبدالرحیم و پدرش مورد قبول نیستند، و مرّه گفته عبدالرحیم کذّاب و خبیث است و نسائی گفته این شخص متروک الحدیث است و ابن عدی گفته این حدیث مورد انکار واقع شده و از غیر این طریق و سند، نمی‌شناسیم،<ref>الموضوعات علی بن جوزی، المکتبه السلفیه بالمدینه المنوره، چاپ اول، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۲۵۵.</ref>  
'''حدیث اول''' را [[شیعه]] و [[سنی]] نقل کردند که: «لولا النساء لعُبدَ اللهُ حقّاً حقّاً».<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، ج۲۰، ص۳۵، حکومت ۲۴۹۶۲؛ کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرساله، ج۱۶، ص۲۸۶، حکومت ۴۴۴۹۸.</ref> علی بن جوزی از علمای اهل سنّت در کتاب «الموضوعات» بعد از نقل حدیث بیان می‌کند: این حدیث اصل ندارد، چون که در سندش عبدالرحیم فرزند زید است، سپس، کلام چند نفر را درمورد عبدالرحیم بیان می‌کند که: یحیی گفته عبدالرحیم و پدرش مورد قبول نیستند، و مرّه گفته عبدالرحیم کذّاب و خبیث است و نسائی گفته این شخص متروک الحدیث است و ابن عدی گفته این حدیث مورد انکار واقع شده و از غیر این طریق و سند، نمی‌شناسیم،<ref>الموضوعات علی بن جوزی، المکتبه السلفیه بالمدینه المنوره، چاپ اول، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۲۵۵.</ref>  


'''احدیث دوم''' با توجه به تفحّص گسترده، در منابع یافته نشده است. این دو حدیث و احادیث مشابه که درباره مذمت زن‌ها است، اکثراً سند معتبری ندارند، و بر فرض سند داشتن به یک موضوع کلی اشاره می‌کنند که نیاز به توضیح دارد.
'''حدیث دوم''' با توجه به تفحّص گسترده، در منابع یافته نشده است. این دو حدیث و احادیث مشابه که درباره مذمت زن‌ها است، اکثراً سند معتبری ندارند، و بر فرض سند داشتن به یک موضوع کلی اشاره می‌کنند که نیاز به توضیح دارد.


'''حدیث سوم''' را مرحوم نوری در کتاب مستدرک الوسائل از تفسیر ابوالفتوح رازی نقل می‌کند: «النساءُ حبائلُ الشیطانِ»؛<ref>مستدرک الوسایل، مؤسسه آل البیت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق، ج۱۴، ص۱۵۹، حکومت ۱۶۳۷۱.</ref>  
'''حدیث سوم''' را مرحوم نوری در کتاب مستدرک الوسائل از تفسیر ابوالفتوح رازی نقل می‌کند: «النساءُ حبائلُ الشیطانِ»؛<ref>مستدرک الوسایل، مؤسسه آل البیت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق، ج۱۴، ص۱۵۹، حکومت ۱۶۳۷۱.</ref>  

نسخهٔ ‏۱۰ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۴۰

سؤال

تفسیر این احادیث چیست؟ ۱. اگر زنان نبودند پروردگار خوب عبادت می‌شد. ۲. زنان جوجه‌های شیطان هستند. ۳. زنان دام شیطانند.

روایاتی در مذمت زنان وارد شده و برخی آن را دلیل بر کمی مقام و منزلت زن در اسلام دانسته‌اند. با برسی روایات وارد شده از لحاظ سندی و اعتباری به بی‌سند بودن برخی و عدم اعتبار کلی در برخی دیگر ی مببریم.

یکی از صفات خداوند خالق بودن است که همه مخلوقاتش را طبق مصلحت آفرید و به تعبیر قرآن ﴿الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ …؛ او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید.﴾(سجده:۸) پس شرّی خلق نکرده است تا اینکه زنان را شر بدانیم.

حدیث اول را شیعه و سنی نقل کردند که: «لولا النساء لعُبدَ اللهُ حقّاً حقّاً».[۱] علی بن جوزی از علمای اهل سنّت در کتاب «الموضوعات» بعد از نقل حدیث بیان می‌کند: این حدیث اصل ندارد، چون که در سندش عبدالرحیم فرزند زید است، سپس، کلام چند نفر را درمورد عبدالرحیم بیان می‌کند که: یحیی گفته عبدالرحیم و پدرش مورد قبول نیستند، و مرّه گفته عبدالرحیم کذّاب و خبیث است و نسائی گفته این شخص متروک الحدیث است و ابن عدی گفته این حدیث مورد انکار واقع شده و از غیر این طریق و سند، نمی‌شناسیم،[۲]

حدیث دوم با توجه به تفحّص گسترده، در منابع یافته نشده است. این دو حدیث و احادیث مشابه که درباره مذمت زن‌ها است، اکثراً سند معتبری ندارند، و بر فرض سند داشتن به یک موضوع کلی اشاره می‌کنند که نیاز به توضیح دارد.

حدیث سوم را مرحوم نوری در کتاب مستدرک الوسائل از تفسیر ابوالفتوح رازی نقل می‌کند: «النساءُ حبائلُ الشیطانِ»؛[۳]

در اسلام زنان فراوانی بوده‌اند که مورد احترام اسلام، قرآن و مسلمانان بوده و هستند و روایات زیادی در مدح و ستایش زنان وارد شده است. اما لازم است به این نکته توجه شود که زن و مرد از نظر جسم و روح با یکدیگر تفاوت دارند. زن موجودی است سرشار از عاطفه، احساسات، رحم، مهربانی، صبر … و در اثر داشتن برخی از این صفات می‌تواند زود تحت تأثیر قرار گرفته و به این وسیله می‌توان کارهای پیچیده را حل کرد. به همین جهت در برخی از مراکزجاسوسی از زنان در این جهت‌ها استفاده می‌گردد. البته این قاعده کلیت ندارد. و بسیاری از زنان از بسیاری از مردان مقام بالاتری دارند.

علاوه بر این، روایاتی نیز در مذمّت بعضی از مردان نقل شده، و فرقی ندارد که این صفات در مردان باشد یا در زنان، به عنوان مثال: دروغ صفت بدی است، چه مرد دروغگو باشد و چه زن، متقابلاً راست‌گویی خوب است چه راست گو مرد باشد و چه زن. پس معیار و میزان مدح یا مذمّت، صفات خوب و بد هستند نه ذات زن و مرد. خداوند در قرآن می‌فرماید: ﴿زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ …؛ محبت امور دنیوی از زنان و فرزندان و… در نظر مردم جلوه داده شده.﴾(آل عمران:۱۵) در این آیه نخستین موضوعی که ذکر شده است همسران و زنان هستند و این همان مطلب است که امروزه روان‌کاوان می‌گویند غریزه جنسی از نیرومندترین غرائز انسان است.

به‌طور خلاصه، مطالب نقل شده در سؤال، دارای سند معتبری نیست و اگر هم سند داشته باشد دالّ بر این هستند که یکی از اسباب گرایش به سوی گناه هوای نفس و شهوات است.


مطالعه بیشتر

  • ترجمه تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۸۰.
  • تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۳۹.
  • زن در آیینه جمال، آیت الله جوادی آملی.


منابع

  1. ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، ج۲۰، ص۳۵، حکومت ۲۴۹۶۲؛ کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرساله، ج۱۶، ص۲۸۶، حکومت ۴۴۴۹۸.
  2. ↑ الموضوعات علی بن جوزی، المکتبه السلفیه بالمدینه المنوره، چاپ اول، ۱۳۸۶ق، ج۲، ص۲۵۵.
  3. ↑ مستدرک الوسایل، مؤسسه آل البیت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق، ج۱۴، ص۱۵۹، حکومت ۱۶۳۷۱.