پیش نویس:حق در قرآن: تفاوت میان نسخهها
Mohammad7576 (بحث | مشارکتها) |
|||
(۴۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
{{شروع متن}} | |||
{{شروع متن}}{{سوال}} | {{سوال}} | ||
آیا در هر جای قرآن | لفظ حق به چه معنی است؟ آیا در هر جای قرآن که کلمه حق آمده باشد میتوان یکی از مصادیق آن را حضرت علی(ع) دانست؟ | ||
{{پایان سوال}} | {{پایان سوال}} | ||
{{پاسخ}} | |||
معنای لغوی حق، نقیض باطل است. برخی از محققین لغوی معنای اصلی آن را «ثبوت چیزی همراه با مطابقت آن با واقع» معنی کردهاند. لفظ «حق» ۲۸۷ مرتبه در [[قرآن]] مورد استفاده قرار گرفته است که مصداقهای متفاوتی دارد؛ گاهی به عنوان صفت خداوند، گاهی برای رساندن صحت و حکیمانه بودن فعل خداوند، گاهی به معنای واقعیت و معانی دیگر. در برخی از این آیات، [[امام علی(ع) جمعکننده قرآن|امام علی(ع)]] به عنوان مصداق حق تفسیر شده است. | |||
{{درگاه|قرآن}}{{درگاه|غدیر}} | |||
== معنای لفظ «حق» == | == معنای لفظ «حق» == | ||
در لغت لفظ «حق» را به «نقیض الباطل»، محکم بودن شیء، صحت شیء و ثابت بودن شیء معنی | در کتب لغت لفظ «حق» را به «نقیض الباطل»، محکم بودن شیء، صحت شیء و ثابت بودن شیء معنی کردهاند.<ref>{{پک|1=فراهیدی|2=1409|ک=کتاب العین|ص=6|ج=3}}</ref><ref>{{پک|1=ابن فارس|2=1404|ک=معجم مقاییس اللغة|ص=15|ج=2}}</ref><ref>{{پک|1=فیومی|2=1414|ک=المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر|ص=143|ج=2}}</ref> صاحب التحقیق معنای اصلی این لغت را «ثبوت شیء همراه با مطابقت آن با واقع» معنی کردهاند.<ref>{{پک|1=مصطفوی|2=1368|ک=التحقیق فی کلمات القرآن الکریم|ص=262|ج=2}}</ref> | ||
== استعمال کلمه «حق» در قرآن == | == استعمال کلمه «حق» در قرآن == | ||
کلمه «حق» حدود ۲۸۷ مرتبه در قرآن استفاده شده است. 110 مرتبه به صورت «الحق»، 76 مرتبه به صورت «بالحق»، ۱۷ مرتبه به صورت «حقاً» و ۳۶ مرتبه به صورت «حق» آمده است. مصداقهای آن نیز مختلف است؛ به عنوان نمونه کلمه «الحق» در آیه ۶۲ [[سوره حج]] و آیه ۳۰ [[سوره لقمان]] به عنوان صفت برای خداوند استعمال شده است. یا در آیه ۸ [[سوره روم]] برای بیان این مطلب استعمال شده است که افعال خداوند صحیح و ثابت میباشد و بیهوده نیست. یا در آیات ۲۰، ۲۲ و ۲۶ [[سوره ص]] و آیه ۱۱۲ [[سوره انبیاء]] و آیه ۲۰ [[سوره غافر]] به معنای واقعیت است. در این آیات به پیامبران دستور داده شده است که از روی واقعیت قضاوت کنند. در آیه ۴۴ سوره اعراف نیز واژه حق به معنای واقعیت و آن چه درست است، استعمال شده است.<ref>{{پک/بن|1=اندیشه1|ک=سایت اندیشه قم|ف=آیا کلمه حق در هر جای قران که باشد میتوانیم یکی از مصادیق آن را حضرت علی(ع) بدانیم؟|زبان=}}</ref> در مصداقهای دیگری همانند [[توحید]]، قرآن، [[عدالت در آفرینش|عدالت]] و… نیز به کار رفته است.<ref>{{پک|1=مکارم شیرازی|2=1374|ک=تفسیر نمونه|ص=98 - 100|ج=7}}</ref> | |||
== مصداق «حق» در قرآن == | == مصداق «حق» در قرآن == | ||
کلمه «حق» مصداقهای مختلفی دارد. یکی از آن مصادیق در برخی آیات به [[امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین(ع)]] تفسیر شده است.<ref>{{پک/بن|1=اندیشه1|ک=سایت اندیشه قم|ف=آيا كلمه حق در هر جاي قران كه باشد مي توانيم يكي از مصاديق آن را حضرت علي ـ عليه السلام ـ بدانيم؟|زبان=}}</ref> | |||
# در آیه ۱۷ [[سوره هود]] برای حق بودن آنچه از طرف خداوند آمده است سه نشانه ذکر شده است. یکی از این نشانهها این است که برای صدق نبوت نبی اکرم(ص) شاهدی وجود دارد که تبعیت و پی روی این شاهد از [[نبی اکرم(ص)]] شهادتی بر صدق نبوت ایشان و نزول قرآن از سوی خداوند میباشد.{{قرآن|وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ }} طبق روایاتی از شیعه و اهل سنت، مصداق شاهد در این آیه امام علی(ع) است و ایشان یکی از مصادیق حق میباشند.<ref>{{پک|1=طباطبایی|2=1352|ک=المیزان فی تفسیر القرآن|ص=184|ج=10}}</ref> <ref>{{پک|1= طبری|2= 1412|ک= جامع البيان فى تفسير القرآن|ص=11|ج=12}}</ref> | |||
# در آیه ۴۲ [[سوره بقره]] آمده است: {{قرآن|وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ|ترجمه=و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه میدانید کتمان نکنید!|سوره=بقره|آیه=۴۲}}. امام حسن عسکری(ع) میفرماید: {{متن عربی|ترجمه=این آیه خطاب به یهود است که حق را یعنی نبوت حضرت محمد و وصایت حضرت علی را انکار میکردند.}}<ref>{{پک|1=بحرانی|2=1415|ک=البرهان فی تفسیر القرآن|ص=202|ج=1}}</ref> | |||
# در آیه ۱۰۹ سوره بقره آمده است: {{قرآن|وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّیٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ|ترجمه=بسیاری از اهل کتاب پس از آنکه حق برای آنان روشن شد به سبب حسدی که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند. هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روی بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.}}، [[امام حسن عسکری(ع)]] یکی از مصادیق کلمه «حق» را در این آیه حضرت علی(ع) دانسته و میفرماید: {{متن عربی|ترجمه=اهل کتاب بعد از معجزات و دلایلی که بر حق یعنی نبوت پیامبر اسلام و فضیلت حضرت علی دلالت میکرد، باز دوست دارند مؤمنین به سوی کفر بروند.}}<ref>{{پک|1=بحرانی|2=1415|ک=البرهان فی تفسیر القرآن|ص=304|ج=1}}</ref> | |||
# در آیه ۱۴۶ سوره بقره آمده است:{{قرآن|الَّذِینَ آتَیناهُمُ الْکِتابَ یعْرِفُونَهُ کَما یعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یعْلَمُونَ|ترجمه=اهل کتاب، پیامبر اسلام را [بر اساس اوصافش که در تورات و انجیل خواندهاند] میشناسند، به گونه ای که پسران خود را میشناسند؛ و مسلماً گروهی از آنان حق را در حالی که میدانند، پنهان میدارند.|سوره=بقره|آیه=۱۴۶}}. امیرالمؤمنین(ع) در بیان مراد آیه میفرماید: {{متن عربی|ترجمه=یهود و نصاری، پیامبر اسلام(ص) و ولی او را که در تورات و انجیل آمد، همانند فرزندان خود میشناسند ولی با وجود این شناخت، حق را که نبوت پیامبر اکرم(ص) و امامت حضرت علی(ع) است پنهان میکنند.}}<ref>{{پک|1=حویزی|2=1415|ک=تفسیر نور الثقلین|ص=138|ج=1}}</ref> | |||
# در آیه ۱۷۰ سوره نساء آمده است: {{قرآن|یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُمْ فَآمِنُوا خَیْرًا لَکُمْ ۚ |ترجمه=ای مردم! البته پیامبری از سوی پروردگارتان به درستی و راستی به سوی شما آمد؛ پس به او ایمان آورید که به خیر شماست.|سوره=نساء|آیه=۱۷۰}} [[امام باقر(ع)|امام باقر(ع)]] در تفسیر این آیه میفرماید: {{متن عربی|ترجمه=یعنی ای مردم! پیامبر اکرم برای شما حق را، که ولایت ائمه اطهار است آورده است و شما موظف به دوستی با آنان هستید.}} <ref>{{پک|1=کلینی|2= 1407|ک=الکافی |ص=424|ج=1}}</ref> <ref>{{پک|1=طبرسی|2=1408|ک=مجمع البیان|ص=221|ج=3}}</ref> | |||
# در آیه ۵۳ سوره یونس آمده است: {{قرآن|وَیَسْتَنْبِئُونَکَ أَحَقٌّ هُوَ ۖ قُلْ إِی وَرَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ ۖ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ|ترجمه=و از تو خبر میگیرند: آیا [عذاب جاودانه ای که به آن تهدید میشویم] حق است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم یقیناً حق است، و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]|سوره=یونس|آیه=۵۳}} [[امام صادق(ع) پایهگذار مکتب شیعه|امام صادق(ع)]] در تفسیر این آیه میفرماید: {{متن عربی|ترجمه=اهل مکه از پیامبر میپرسیدند آیا امامت علی بن ابی طالب حق است؟ خداوند این آیه را نازل کرد و فرمود: ای پیامبر بگو: بلی و قسم به پروردگارم که علی حق است.}} <ref>{{پک|1=کلینی|2= 1407|ک=الکافی |ص=430|ج=1}}</ref> <ref>{{پک|1=حسکانی|2=1411|ک=شواهد التنزيل لقواعد التفضيل|ص=351|ج=1}}</ref> | |||
# امام باقر(ع) در تفسیر آیه {{قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ|ترجمه=و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود.]|سوره=کهف|آیه=۲۹}} میفرماید: {{متن عربی|ترجمه=مراد از حق، امیرالمؤمنین است. پس هر کس آن حضرت را قبول کرد، ایمان آورده است و هر کس قبول نکند، آتش را برای خود مهیا کرده است.}} <ref>{{پک|1=کلینی|2= 1407|ک=الکافی |ص=425|ج=1}}</ref> | |||
در این | |||
== پانویس == | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | == منابع == | ||
* {{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب العین|سال=1409|پیوند=|نام=خلیل بن أحمد|نام خانوادگی=فراهیدی|پیوند نویسنده=|ناشر=نشر هجرت|مکان=قم|کوشش=|مترجم=}} | |||
* {{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب العین|سال=1409|پیوند=|نام= | * {{یادکرد کتاب|عنوان=معجم مقاییس اللغة|سال=1409|پیوند=|نام=أحمد بن فارس|نام خانوادگی=ابن فارس|پیوند نویسنده=|ناشر=مکتب الاعلام الاسلامی|مکان=قم|کوشش=|مترجم=}} | ||
* {{یادکرد کتاب|عنوان=معجم | * {{یادکرد کتاب|عنوان=المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر|سال=1414|پیوند=|نام= أحمد بن محمد|نام خانوادگی=فیومی|پیوند نویسنده=|ناشر=موسسه دار الهجرة|مکان=قم|کوشش=|مترجم=}} | ||
* {{یادکرد کتاب|عنوان=المصباح | * {{یادکرد کتاب|عنوان=التحقیق فی کلمات القرآن الکریم|سال=1368|پیوند=|نام=حسن|نام خانوادگی=مصطفوی|پیوند نویسنده=|ناشر= وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی|مکان=تهران|کوشش=|مترجم=}} | ||
* {{یادکرد کتاب|عنوان= | * {{یادکرد کتاب|عنوان=المیزان فی تفسیر القرآن|سال=1352|پیوند=|نام=محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|پیوند نویسنده=|ناشر=مؤسسة الأعلمی للمطبوعات|مکان=بیروت|کوشش=|مترجم=}} | ||
* {{یادکرد کتاب|عنوان=المیزان فی تفسیر القرآن|سال=1352|پیوند=|نام=محمد حسین|نام خانوادگی=طباطبایی|پیوند نویسنده=|ناشر=مؤسسة | * {{یادکرد کتاب|عنوان=جامع البيان فى تفسير القرآن |سال=1412|پیوند=|نام= محمد بن جرير |نام خانوادگی=طبری|پیوند نویسنده=|ناشر= دار المعرفة |مکان=بیروت|کوشش=|مترجم=}} | ||
* {{یادکرد کتاب|عنوان=البرهان | * {{یادکرد کتاب|عنوان=البرهان فی تفسیر القرآن|سال=1415|پیوند=|نام=هاشم بن سلیمان|نام خانوادگی=بحرانی|پیوند نویسنده=|ناشر=مؤسسة البعثة. مرکز الطباعة و النشر|مکان=قم|کوشش=|مترجم=}} | ||
* {{تکمیل مقاله | * {{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر نمونه|سال=1374|پیوند=|نام=ناصر|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|پیوند نویسنده=|ناشر=دار الکتب الإسلامیة|مکان=تهران|کوشش=|مترجم=}} | ||
| شناسه = | * '''{{یادکرد وب|عنوان=آیا کلمه حق در هر جای قران که باشد میتوانیم یکی از مصادیق آن را حضرت علی ـ علیه السلام ـ بدانیم؟|نشانی=https://pasokh.org/fa/Question/View/72488/%D8%A2%D9%8A%D8%A7-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%8A%D9%83%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%AA---/?SearchText=%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D8%B9%D9%82%D9%84&LPhrase=|تاریخ=1403|تاریخ بازبینی=8 اسفند 1403|شناسه={{شناسه یادکرد|اندیشه1}}|نویسنده=سایت اندیشه قم|کد زبان=|وبگاه=pasokh.org}}''' | ||
| تیترها = | * {{یادکرد کتاب|عنوان=تفسیر نور الثقلین|سال=1415|پیوند=|نام=عبدعلی بن جمعه|نام خانوادگی=حویزی|پیوند نویسنده=|ناشر=اسماعیلیان|مکان=قم|کوشش=هاشم رسولی|مترجم=}} | ||
| ویرایش = شد | * {{یادکرد کتاب|عنوان=الکافی|سال=1407|پیوند=|نام=محمد بن یعقوب|نام خانوادگی=کلینی|پیوند نویسنده=|ناشر=دار الکتب الاسلامیه|مکان=تهران|کوشش=|مترجم=}} | ||
| لینکدهی = شد | * {{یادکرد کتاب|عنوان=شواهد التنزيل لقواعد التفضيل|سال=1411|پیوند=|نام= عبيدالله بن عبدالله |نام خانوادگی= حسكانى |پیوند نویسنده=|ناشر= وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي |مکان=تهران|کوشش=|مترجم=}} | ||
| ناوبری = | * {{یادکرد کتاب|عنوان=مجمع البیان|سال=1408|پیوند=|نام=فضل بن حسن|نام خانوادگی=طبرسی|پیوند نویسنده=|ناشر=دار المعرفة|مکان=بیروت|کوشش=|مترجم=}} | ||
| نمایه = | {{شاخه | ||
| تغییر مسیر = | | شاخه اصلی =قرآن | ||
| ارجاعات = | | شاخه فرعی۱ = | ||
| بازبینی نویسنده = | | شاخه فرعی۲ = | ||
| بازبینی = شد | | شاخه فرعی۳ = | ||
| تکمیل = | }}{{تکمیل مقاله | ||
| اولویت = ج | | شناسه = شد | ||
| کیفیت = ب | | تیترها = شد | ||
| ویرایش = شد | |||
| لینکدهی = شد | |||
| ناوبری = | |||
| نمایه = | |||
| تغییر مسیر = | |||
| ارجاعات = | |||
| بازبینی نویسنده = | |||
| بازبینی =شد | |||
| تکمیل = | |||
| اولویت = ج | |||
| کیفیت = ب | |||
}} {{پایان متن}} | }} {{پایان متن}} |
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۴۳
لفظ حق به چه معنی است؟ آیا در هر جای قرآن که کلمه حق آمده باشد میتوان یکی از مصادیق آن را حضرت علی(ع) دانست؟
معنای لغوی حق، نقیض باطل است. برخی از محققین لغوی معنای اصلی آن را «ثبوت چیزی همراه با مطابقت آن با واقع» معنی کردهاند. لفظ «حق» ۲۸۷ مرتبه در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است که مصداقهای متفاوتی دارد؛ گاهی به عنوان صفت خداوند، گاهی برای رساندن صحت و حکیمانه بودن فعل خداوند، گاهی به معنای واقعیت و معانی دیگر. در برخی از این آیات، امام علی(ع) به عنوان مصداق حق تفسیر شده است.
معنای لفظ «حق»
در کتب لغت لفظ «حق» را به «نقیض الباطل»، محکم بودن شیء، صحت شیء و ثابت بودن شیء معنی کردهاند.[۱][۲][۳] صاحب التحقیق معنای اصلی این لغت را «ثبوت شیء همراه با مطابقت آن با واقع» معنی کردهاند.[۴]
استعمال کلمه «حق» در قرآن
کلمه «حق» حدود ۲۸۷ مرتبه در قرآن استفاده شده است. 110 مرتبه به صورت «الحق»، 76 مرتبه به صورت «بالحق»، ۱۷ مرتبه به صورت «حقاً» و ۳۶ مرتبه به صورت «حق» آمده است. مصداقهای آن نیز مختلف است؛ به عنوان نمونه کلمه «الحق» در آیه ۶۲ سوره حج و آیه ۳۰ سوره لقمان به عنوان صفت برای خداوند استعمال شده است. یا در آیه ۸ سوره روم برای بیان این مطلب استعمال شده است که افعال خداوند صحیح و ثابت میباشد و بیهوده نیست. یا در آیات ۲۰، ۲۲ و ۲۶ سوره ص و آیه ۱۱۲ سوره انبیاء و آیه ۲۰ سوره غافر به معنای واقعیت است. در این آیات به پیامبران دستور داده شده است که از روی واقعیت قضاوت کنند. در آیه ۴۴ سوره اعراف نیز واژه حق به معنای واقعیت و آن چه درست است، استعمال شده است.[۵] در مصداقهای دیگری همانند توحید، قرآن، عدالت و… نیز به کار رفته است.[۶]
مصداق «حق» در قرآن
کلمه «حق» مصداقهای مختلفی دارد. یکی از آن مصادیق در برخی آیات به امیرالمؤمنین(ع) تفسیر شده است.[۷]
- در آیه ۱۷ سوره هود برای حق بودن آنچه از طرف خداوند آمده است سه نشانه ذکر شده است. یکی از این نشانهها این است که برای صدق نبوت نبی اکرم(ص) شاهدی وجود دارد که تبعیت و پی روی این شاهد از نبی اکرم(ص) شهادتی بر صدق نبوت ایشان و نزول قرآن از سوی خداوند میباشد.﴿وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ﴾ طبق روایاتی از شیعه و اهل سنت، مصداق شاهد در این آیه امام علی(ع) است و ایشان یکی از مصادیق حق میباشند.[۸] [۹]
- در آیه ۴۲ سوره بقره آمده است: ﴿وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه میدانید کتمان نکنید!﴾(بقره:۴۲). امام حسن عسکری(ع) میفرماید: «این آیه خطاب به یهود است که حق را یعنی نبوت حضرت محمد و وصایت حضرت علی را انکار میکردند.»[۱۰]
- در آیه ۱۰۹ سوره بقره آمده است: ﴿وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّیٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ بسیاری از اهل کتاب پس از آنکه حق برای آنان روشن شد به سبب حسدی که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند. هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روی بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.﴾، امام حسن عسکری(ع) یکی از مصادیق کلمه «حق» را در این آیه حضرت علی(ع) دانسته و میفرماید: «اهل کتاب بعد از معجزات و دلایلی که بر حق یعنی نبوت پیامبر اسلام و فضیلت حضرت علی دلالت میکرد، باز دوست دارند مؤمنین به سوی کفر بروند.»[۱۱]
- در آیه ۱۴۶ سوره بقره آمده است:﴿الَّذِینَ آتَیناهُمُ الْکِتابَ یعْرِفُونَهُ کَما یعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یعْلَمُونَ؛ اهل کتاب، پیامبر اسلام را [بر اساس اوصافش که در تورات و انجیل خواندهاند] میشناسند، به گونه ای که پسران خود را میشناسند؛ و مسلماً گروهی از آنان حق را در حالی که میدانند، پنهان میدارند.﴾(بقره:۱۴۶). امیرالمؤمنین(ع) در بیان مراد آیه میفرماید: «یهود و نصاری، پیامبر اسلام(ص) و ولی او را که در تورات و انجیل آمد، همانند فرزندان خود میشناسند ولی با وجود این شناخت، حق را که نبوت پیامبر اکرم(ص) و امامت حضرت علی(ع) است پنهان میکنند.»[۱۲]
- در آیه ۱۷۰ سوره نساء آمده است: ﴿یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُمْ فَآمِنُوا خَیْرًا لَکُمْ ۚ؛ ای مردم! البته پیامبری از سوی پروردگارتان به درستی و راستی به سوی شما آمد؛ پس به او ایمان آورید که به خیر شماست.﴾(نساء:۱۷۰) امام باقر(ع) در تفسیر این آیه میفرماید: «یعنی ای مردم! پیامبر اکرم برای شما حق را، که ولایت ائمه اطهار است آورده است و شما موظف به دوستی با آنان هستید.» [۱۳] [۱۴]
- در آیه ۵۳ سوره یونس آمده است: ﴿وَیَسْتَنْبِئُونَکَ أَحَقٌّ هُوَ ۖ قُلْ إِی وَرَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ ۖ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ؛ و از تو خبر میگیرند: آیا [عذاب جاودانه ای که به آن تهدید میشویم] حق است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم یقیناً حق است، و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]﴾(یونس:۵۳) امام صادق(ع) در تفسیر این آیه میفرماید: «اهل مکه از پیامبر میپرسیدند آیا امامت علی بن ابی طالب حق است؟ خداوند این آیه را نازل کرد و فرمود: ای پیامبر بگو: بلی و قسم به پروردگارم که علی حق است.» [۱۵] [۱۶]
- امام باقر(ع) در تفسیر آیه ﴿وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ؛ و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود.]﴾(کهف:۲۹) میفرماید: «مراد از حق، امیرالمؤمنین است. پس هر کس آن حضرت را قبول کرد، ایمان آورده است و هر کس قبول نکند، آتش را برای خود مهیا کرده است.» [۱۷]
پانویس
- ↑ فراهیدی، کتاب العین، 3: 6.
- ↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، 2: 15.
- ↑ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، 2: 143.
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، 2: 262.
- ↑ «آیا کلمه حق در هر جای قران که باشد میتوانیم یکی از مصادیق آن را حضرت علی(ع) بدانیم؟»، سایت اندیشه قم.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 7: 98 - 100.
- ↑ «آيا كلمه حق در هر جاي قران كه باشد مي توانيم يكي از مصاديق آن را حضرت علي ـ عليه السلام ـ بدانيم؟»، سایت اندیشه قم.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 10: 184.
- ↑ طبری، جامع البيان فى تفسير القرآن، 12: 11.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، 1: 202.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، 1: 304.
- ↑ حویزی، تفسیر نور الثقلین، 1: 138.
- ↑ کلینی، الکافی ، 1: 424.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، 3: 221.
- ↑ کلینی، الکافی ، 1: 430.
- ↑ حسکانی، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، 1: 351.
- ↑ کلینی، الکافی ، 1: 425.
منابع
- فراهیدی، خلیل بن أحمد (۱۴۰۹). کتاب العین. قم: نشر هجرت.
- ابن فارس، أحمد بن فارس (۱۴۰۹). معجم مقاییس اللغة. قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
- فیومی، أحمد بن محمد (۱۴۱۴). المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر. قم: موسسه دار الهجرة.
- مصطفوی، حسن (۱۳۶۸). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- طباطبایی، محمد حسین (۱۳۵۲). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
- طبری، محمد بن جرير (۱۴۱۲). جامع البيان فى تفسير القرآن. بیروت: دار المعرفة.
- بحرانی، هاشم بن سلیمان (۱۴۱۵). البرهان فی تفسیر القرآن. قم: مؤسسة البعثة. مرکز الطباعة و النشر.
- مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الإسلامیة.
- سایت اندیشه قم (۱۴۰۳). «آیا کلمه حق در هر جای قران که باشد میتوانیم یکی از مصادیق آن را حضرت علی ـ علیه السلام ـ بدانیم؟». pasokh.org. دریافتشده در ۸ اسفند ۱۴۰۳.
- حویزی، عبدعلی بن جمعه (۱۴۱۵). تفسیر نور الثقلین. به کوشش هاشم رسولی. قم: اسماعیلیان.
- کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
- حسكانى، عبيدالله بن عبدالله (۱۴۱۱). شواهد التنزيل لقواعد التفضيل. تهران: وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي.
- طبرسی، فضل بن حسن (۱۴۰۸). مجمع البیان. بیروت: دار المعرفة.